کد مطلب: 5582 درج نظر
آشنایی با جایزه اسکار (جایزه جهانی سینما)

آشنایی با جایزه اسکار (جایزه جهانی سینما)

جایزه آکادمی که آن را به‌طور غیررسمی اسکار (Oscar) می‌نامند، جایزه‌ای است که هر ساله توسط آکادمی علوم و...
زمان مطالعه: 28 دقیقه


جایزه آکادمی که آن را به‌طور غیررسمی اسکار (Oscar) می‌نامند، جایزه‌ای است که هر ساله توسط آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک آمریکا به بهترین آثار صنعت سینما اهدا می‌شود. این مراسم یکی از شاخص‌ترین مراسم‌های اهدای جوایز در جهان است و هر ساله در بیش از 100 کشور جهان به‌صورت زنده پخش می‌شود. جایزه اسکار یکی از نه جایزه از جوایز آکادمی است. همچنین در بخش رسانه، قدیمی‌ترین مراسم اهدای جوایز به شمار رفته و جوایزی نظیر جایزه گرمی (برای موسیقی)، جایزه امی (برای تلویزیون) و جایزه تونی (برای تئاتر) پس از آن شکل گرفتند. آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک توسط لوئیز بی. مایر مدیر استودیوی متروگلدوین مایر ایجاد شد. اولین مراسم اسکار در روز پنجشنبه، 16 مه 1929 در هتل روزولت در هالیوود، کالیفرنیا به افتخار فیلم‌های برجستهٔ سال 1927 و 1928 برگزار شد. هشتادوپنجمین مراسم جایزه اسکار در 24 فوریه 2013 در سالن دالبی در هالیوود، لس‌آنجلس انجام شد. ست مک‌فارلن برای اولین بار اجرای این مراسم را بر عهده داشت.

تاریخچه جایزه اسکار

نخستین مراسم اسکار در 16 می 1929 در ناهاری اختصاصی در هتل روزولت هالیوود با حضور حدود 270 تماشاگر برگزار شد. بهای بلیت مراسم بعدی که در هتل میفر برگزار شد 5 دلار بود. 15 تندیس کوچک به بازیگران، کارگردانان و دیگر عوامل صنعت فیلم سازی آن زمان برای گرامی داشت فعالیتشان طی سال های 1927-1928 اهدا شد. اسامی برنده ها از سه ماه قبل اعلام میشد که این رویه در دومین مراسم اسکار در سال 1930 تغییر کرد. از آن زمان و در 10 سال نخست نتایج برای انتشار عمومی در ساعت 11 شب برگزاری مراسم به روزنامه ها داده میشد. این شیوه تا زمانی که لس آنجلس تایمز نام برنده ها را پیش از شروع مراسم اعلام کند ادامه یافت. در نتیجه آن، آکادمی از سال 1941 اسامی برندگان را در نامه ای مهر و موم شده اعلام مینمود و مراسم از تئاتر کداک پخش میشد. نخستین برنده اسکار بهترین بازیگر امیل جنینز بود به دلیل نقش آفرینی در فیلم های The Last Command و The Way of All Flesh. او باید پیش از مراسم به اروپا باز میگشت از این رو آکادمی با اهدای زودتر جایزه به او موافقت کرد. این موضوع او را نخستین برنده جایزه اسکار در تاریخ نمود. فیلم Beau Geste محصول سال 1939 تنها فیلم (غیرمستندی) است که چهار برنده اسکار بهترین بازیگر (گری کوپر، ری میلاند، سوزان هیوارد، برودریک کرافورد) را در نقش های اصلی در اختیار داشت. در مراسم بیست و نهم که در 27 مارس 1975 برگزار شد بخش انتخاب بهترین فیلم خارجی زبان نیز ایجاد گردید. بهترین فیلم مستنداسکاربه امیر هاشمی به خاطر فیلم شاه حسن شاه حسین بود که این جایزه را از دستان کندی دریافت کرد.

طراحی جایزه اسکار

اگرچه آکادمی هفت جایزه دیگر نیز اهدا میکند ( جایزه یادبود ایروینگ جی. تالبرگ، جایزه بشردوستانه ژان هرشولت، جایزه گوردون ای. سوایر، جایزه علمی و مهندسی، جایزه دست آورد فنی، مدال جان ای. بونر و جایزه دانش آموزی ) مشهورترین آنها جایزه شایستگی آکادمی بوده که بیشتر به تندیس اسکار معروف است. این تندیس که از بریتانیم آب طلا شده بر روی یک پایه فلزی سیاه ساخته شده دارای بلندی 13٫5 اینچ (معادل 24 سانتیمتر) و وزن 3٫85 کیلوگرم است و شوالیه ای را نشان میدهد که شمشیر مبارزان جنگ صلیبی را در دست گرفته و بر روی یک حلقه فیلم ایستاده و پنج حوزه فیلم را نشان می‌دهد که هر کدام نشانگر بخش های اصلی آکادمی هستند : بازیگر، نویسنده، کارگردان، تهیه کننده و متخصص فنی. سدریک گیبونز کارگردان هنری ام جی ام، یکی از اعضای اولیه آکادمی، طراحی این جایزه را سرپرستی کرد و طرح را روی طوماری چاپ نمود. گیبونز که به دنبال یافتن مدلی برای تندیسش بود توسط همسر آینده اش دولورس دل ریو به امیلیو "ال ایندیو" فرناندز بازیگر و کارگردان مکزیکی معرفی شد. فرناندز که در ابتدا بی میل می نمود سرانجام متقاعد شد پیکره برهنه ای را برای خلق چیزی که امروز اسکار مینامیم بسازد. ( نیاز به منبع دارد). سپس جورج استنلی مجسمه ساز(که Muse Fountain در دروازه Hollywood Bowl را نیز ساخته است)، طرح گیبون را با خاک رس ساخت و ساچین اسمیت تندیس را با 92,5 درصد قلع و 7,5 درصد مس قالب زد و آن را آب طلا داد. تنها چیزی که از زمان خلق اسکار به آن افزوده گشته بالا بردن کیفیت پایه آن بوده است. طرح اصلی اسکار به سال 1928 در کارخانه ذوب فلز سی. دبلیو. شاموی و پسران در باتاویای ایالت ایلی نویز قالب ریزی شد که طرح تندیس جوایز وینس لومباردی و امی را نیز قالب زده است. از سال 1983 سالانه حدود 50 اسکار توسط کارخانه آر. اس. اونز و شرکا در شیکاگوی ایالت ایلی نویز ساخته شده است. در حمایت از آمریکا در جنگ جهانی دوم تندیس ها از گچ ساخته میشد که پس از اتمام جنگ طلا جایگزین آن شد.





نامگذاری جایزه اسکار

در مورد ریشه نام " اسکار" اختلافاتی وجود دارد. در بیوگرافی بت دیویس عنوان شده که او اسکار را از نام همسر اولش هارمون اسکار نلسون جونیور (1907-1975) رهبر ارکستر گرفته است. ادعای دیگر در مورد انتشار نام اسکار به مقاله مجله تایم در مورد ششمین مراسم اسکار در سال 1934 و دریافت جایزه توسط بت دیویس در 1936 برمیگردد. در جایی عنوان شده در 1931 مارگارت هریک (1902-1976 ) دبیر اجرایی آکادمی برای نخستین بار تندیس را دید که او را به یاد "عمو اسکارش" ( نام مستعار پسرعمویش اسکار پیرس ) انداخت. سیدنی اسکلسکی (1905-1983 ) مقاله نویس در زمان نامگذاری توسط هریک حضور داشت و در مقاله اش نوشت " کارکنان با علاقه تندیس معروف خود را اسکار نامیدند". آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک در سال 1939 رسما جایزه را اسکار نامید. در جایی دیگر آمده النور لیلبرگ نروژی-آمریکایی مدیر اجرایی لوییز بی. مایر نخستین تندیس را دید و گفت "به نظر شاه اسکار دوم( اسکار فردریک شاه سابق نروژ و سوئد ) میرسه". در پایان روز پرسید "باید با اسکار چیکار کنیم، بذاریمش تو گاوصندوق ؟" و این نام بر رویش ماند.

مالکیت تندیس اسکار

طبق قانون از سال 1950 برنده ها یا وارثانشان نمیتوانند بدون دادن پیشنهاد اولیه فروش تندیس به آکادمی به قیمت 1 دلار نسبت به فروش آن اقدام کنند. در صورتی که برنده این شرایط را نپذیرد آکادمی تندیس را نگاه میدارد. جوایز آکادمی که تحت حمایت این توافق نامه نبوده اند، در مزایده‌های عمومی و معاملات خصوصی به قیمت‌های شش رقمی فروخته شده اند. با اینکه اسکار در مالکیت برنده آن است، در بازار آزاد معامله نمیشود. زمانی که نوه مایکل تاد ( تهیه کننده آمریکایی ) قصد داشت تندیس اسکار او را به فروش برساند مشخص شد عده ای این قانون را قبول ندارند. او می خواست تندیس را به یک مجموعه دار بفروشد که آکادمی در دعوای حقوقی برنده شد و جایزه را پس گرفت. با وجود موفق بودن معاملات فروش اسکار، تعدادی از خریداران تندیس ها را به آکادمی بازمی گردانند تا آن ها را در گنجینه نگاه دارد.

یک جایزه باشکوه؛ اسکار از آغاز تا امروز

با وجود همه دگرگونی هایی که در 90 سال گذشته در صنعت فیلم پیش آمده، جایزه اسکار همچنان پابرجا مانده است. از اواخر دهه 1920 و ورود صدا به سینما تا قرن 21 و استفاده از تصاویری که به کمک کامپیوتر تولید شده، دهه های متمادی شاهد پیدایش و از میان رفتن سبک‌های گوناگون بوده اند. هالیوود پیوسته سلطه خود را بر عالم خیال حفظ کرده و بر فیلمهای اروپایی، بریتانیایی و هندی - که البته تماشاگران خود را داشته اند – سایه افکنده است. ستارگان هالیوود نیز از نخستین بازیگران جهانی در دهه 1930 تا ستارگان شکوهمند دهه 1950 و چهره های پر زرق و برق دهه 1970 و بازیگران امروزی که روابط شان موضوع بحث رسانه هاست دستخوش تغییرهای بسیاری شده اند. در تمام این سال‌ها، جایزه اسکار نشان دهنده وضعیت کلی سینما بوده و به عنوان پاداشی به فیلم‌ها، بازیگران و کارگردانانی که دستاوردهای پایداری داشته اند اهدا شده است؛ جایزه ای که نه تنها در تثبیت ستاره‌ها موثر بوده بلکه نقش بسزایی هم در موفقیت تجاری فیلم‌ها داشته است. حتی هرگاه که آکادمی از یکی از این نشانه‌ها غافل مانده، باز هم معیارهای مفیدی برای درک روندهای جاری در صنعت فیلمسازی در اختیار مورخان گذاشته است. این مطلب مروری است بر 10 دهه فعالیت اسکار و تاریخچه پرشکوه اهدای این جایزه که به دست آوردن آن شاید مهمترین دستاورد یک سینماگر در طول زندگی حرفه‌ای اش باشد





دهه 20 و 30

با‌ل‌ها داستان دو خلبان آمریکایی است که هردو عاشق یک دختر می شوند. اسکار همزمان با ورود صدا به سینما پا به عرصه گذاشت. البته این جایزه تا سال 1939 رسما نام اسکار را بر خود نداشت. با ورود صدا، استودیوهای فیلمسازی آمریکا بر صنعت فیلم مسلط شدند و آغاز عصر طلایی هالیوود را نوید دادند. با پیدایش فناوری تکنی کالر، بیشتر فیلم‌ها به صورت رنگی فیلمبرداری شدند. اولین مراسم اسکار یا در واقع جایزه آکادمی در سال 1929 در کنار یک مراسم شام رسمی در تالار "بلاسام" هتل روزولت هالیوود برگزار شد. فیلمکلیک با‌ل‌هابا داستانی درباره دو خلبان آمریکایی که هردو عاشق یک دختر می شدند، جایزه بهترین فیلم را برد و امیل یانینگز برای بازی در فیلم جسم یا همه تن جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. جنت گینور برای بازی در فیلم آسمان هفتم جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت. سال 1930 شاهد پا به عرصه گذاشتن نخستین ستارگان جهانی بود: اسپنسر تریسی، کلارک گیبل، بت دیویس و کاترین هپبورن همه برای نخستین بار جایزه گرفتند و هر چهار نفر در دهه های بعد نیز برنده جایزه اسکار شدند. نخستین کارگردان- ستاره ها نیز رفته رفته وارد میدان شدند. فرانک کاپرا در این دهه سه بار، از جمله برای فیلم یک شب اتفاق افتاد جایزه برد و جان فورد نیز اولین اسکار از چهار اسکار بهترین کارگردانی را در همین دهه برای فیلم خبرچین گرفت. در سومین سال برگزاری مراسم اسکار باز هم برای دومین بار یک فیلم مربوط به جنگ جهانی اول جایزه بهترین فیلم را برد؛ در جبهه غرب خبری نیست. در سال 1935 فیلم یک شب اتفاق افتاد به کارگردانی فرانک کاپرا نخستین فیلمی بود که پنج جایزه بهترین کارگردانی، بهترین بازیگران زن و مرد، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه را یکجا برد. داستان روزنامه نگاری که عاشق زنی می شود که وارث ثروت هنگفتی است اما از خانواده اش گریزان است، جایزه بهترین بازیگر مرد را برای کلارک گیبل به دست آورد. در همان سال یکی از بزرگترین پیشگامان سینما، دیوید وارک گریفیث که "به مردی که هالیوود را اختراع کرد" شهرت داشت جایزه ویژه آکادمی را برد. گریفیث پیشگام ابداع و استفاده از بسیاری از فنون داستانگویی در سینما بود و یکی از نخستین آثار کلاسیک سینما موسوم به تولد یک ملت را در سال 1915 کارگردانی کرد.

دهه 1940

سینما همچنانکه از نظر اندازه و اهمیت رشد می کرد، تعداد ستارگانش نیز رو به فزونی بود. در نخستین دوره این دهه فیلم بربادرفته بیشتر جوایز اصلی اسکار را درو کرد. در حالیکه این فیلم هنوز یک اثر کلاسیک به شمار می آید، کارگردانش ویکتور فلمینگ در بوته فراموشی مانده است. اینگرید برگمن، ستاره سوئدی هالیوود در این دهه چهار بار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن شد و سرانجام در سال 1945 این جایزه را برای ایفای نقش در فیلم چراغ گاز گرفت. لارنس اولیویه بازیگر تئاتر بریتانیا با موفقیت به هالیوود راه یافت و شش بار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگری و بهترین کارگردانی شد. جیمز استوارت نیز که جمعا پنج بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد، سه بار در این دهه نامزد شد و در سال 1941 جایزه اسکار را برای بازی در فیلم داستان فیلادلفیا برد. به روایتی غول‌های پیشگام سینمای آمریکا، فرانک کاپرا، بیلی وایلدر، جان فورد و اورسون ولز شاهکارهای خود را در این دهه خلق کردند. ربکای آلفرد هیچکاک در سال 1941 در 11 بخش نامزد اسکار بود و جایزه بهترین فیلم را گرفت. اما از آنجا که جایزه بهترین فیلم همیشه به تهیه کننده داده می شود، دست هیچکاک با وجودیکه در مجموع پنج بار نامزد اسکار بهترین کارگردانی شد، هرگز به جایزه اسکار نرسید. در سال 1941 رقابت بر سر جایزه بهترین فیلم میان فیلمهای خوشه های خشم، ربکا، داستان فیلادلفیا و دیکتاتور بزرگ بسیار فشرده بود. این همان سالی بود که پروژه شخصی او، فانتازیا، شکست سختی خورد و دیزنی اشک ریزان از عدم توفیق آن در گیشه خبر داد. بازی روزگار این است که امروز فانتازیا را یک اثر کلاسیک سینمای کارتونی می شناسند. مراسم اسکار سال 1943 یکی از بحث انگیزترین مراسم در نوع خود بود. دره من چه سبز بود به کارگردانی جان فورد اسکار بهترین فیلم را برد و همشهری کین ساخته اورسون ولز را ناکام گذاشت؛ فیلمی که هنوز پس از بیش از هفتاد سال از نگاه بسیاری از منتقدان فیلم بهترین فیلم تاریخ سینماست. فورد در زمینه بهترین کارگردانی هم اورسون ولز تازه کار را از جایزه محروم کرد. برخی استدلال می کند که این بزرگترین بی عدالتی در تاریخ اسکار بود.





دهه 1950

این دهه تحت تاثیر نام تعدادی از بزرگترین کارگردانانی که به سینما شکوه بخشیده اند قرار داشت. دیوید لین، آلفرد هیچکاک، الیا کازان، جان هیوستن و جان فورد، همه شاهکارهای خود را در دهه 1950 آفریده اند. این همان دهه ای بود که شاهد نمایش سرگیجه، پل رودخانه کوای، در بارانداز، اتوبوسی به نام هوس و قایق افریکن کوئین (در ایران: ملکه آفریقا) بود. مارلون براندو، یکی از تیزهوش ترین ستارگان هالیوود در دهه پنجاه بر پرده درخشید. او پنج بار نامزد دریافت اسکار شد. دو بار اسکار برد. اولی را در سال 1955 برای بازی در فیلم در بارانداز گرفت اما برای دومی نزدیک به دو دهه باید صبر می کرد. کاترین هپبورن که دوبار هم در دهه های 30 و 40 نامزد دریافت اسکار شد بود سه بار هم در دهه 50 نامزد شد و چهار بار در دهه 60 و برای آخرین بار در سال 1982 برای فیلم کنار برکه طلایی نامزد شد و این جایزه برای چهارمین بار به دست آورد. هپبورن در مجموع دوازده بار نامزد اسکار شد و چهار بار به این جایزه دست یافت که هنوز هیچ بازیگری به این رکورد دست نیافته است. جذابیت و محبوبیت هیچ بازیگر زن دیگری به اندازه او طولانی نشد و هیچ زنی هم به اندازه او در مراسم اسکار سال‌های مختلف موفقیت کسب نکرد. هرچند اکنون مریل استریپ با 18 بار نامزدی در اسکار و به دست آوردن سه جایزه رقیبی جدی برای رکورد هپبورن محسوب می شود. وجه غالب فیلمهای این دوره ترکیبی از شگفت انگیزی و مسخرگی بود. با این حال آکادمی در سال 1951 جایزه بهترین فیلم را به همه چیز درباره ایو و در سال 1954 به از اینجا تا ابدیت اعطا کرد. اما در سال 1952 که اسکار بهترین فیلم به یک آمریکایی در پاریس داده شد (آن هم در برابر اتوبوسی به نام هوس) و در سال 1957 که اسکار را به دور دنیا در هشتاد روز دادند، انتخاب آکادمی در هر دو بار منتقدان را متعجب کرد. در سال بعد از آن هم همین اتفاق افتاد. وقتی اسکار بهترین فیلم را به بزرگترین نمایش روی زمین دادند حتی مری پیکفورد که مجری برنامه بود، هنگام اعلام نام فیلم برنده کاملا جاخورده بود.

دهه 1960

در همان حال که آمریکا با راهپیمایی های هواخواهان آزادی‎های مدنی و ترور جان اف کندی در حال دگرگونی بود، هالیوود هم - هرچند به آهستگی - داشت تغییر می کرد. یکی از موفقترین فیلمهای این دهه بن هور بود که در سال 1960 با بردن 11 جایزه اسکار رکورد های قبلی را شکست و به مفهوم "فیلم عظیم حماسی" برنده جایزه اسکار معنی داد. بعدها فیلم‌های پرهزینه و تولیدات عظیم استودیوها مانند با گرگ‌ها می‌رقصد، دلاور، گلادیاتور و ارباب حلقه‌ها از همین الگو پیروی کردند. در سال 1968 برنده اسکار بهترین فیلم، یعنی در گرمای شب و نامزدهای دریافت این جایزه یعنی بانی و کلاید و گراجوئت (فارغ التحصیل) نشان دهنده آمریکایی هشیارتر و با آگاهی سیاسی بیشتر بودند. آمریکایی که قرار بود در دهه 1970 متحول شود. 1961، سال موفقیت همه جانبه بیلی وایلدر برای فیلم آپارتمان بود. او یکی از پرافتخارترین کارگردانان تاریخ آکادمی است، سه جایزه اصلی بهترین فیلم، کارگردان و فیلمنامه را گرفت و تعداد اسکارهای خود را به شش رساند. اسپنسر تریسی با سه بار نامزد شدن برای اسکار در این دهه دوام کار حرفه ای اش را به اثبات رساند و در همان حال بت دیویس و کاترین هپبورن همچنان ستاره های محبوبی بودند. زنبق‌های مزرعهروز کارآموزی در سال 1969 آکادمی سرانجام مشکل اعطای جایزه اسکار به آلفرد هیچکاک را با دادن جایزه دستاورد تمام عمر حل کرد. این تنها باری بود که هیچکاک خودش در مراسم اسکار جایزه ای گرفت. او فقط زیر لب گفت: "ممنون!" و از صحنه پائین آمد. در دهه 60 موزیکال‌ها هم محبوب بودند. داستان وست ساید، بانوی زیبای من، آوای موسیقی ( در ایران: اشکها و لبخندها) و اولیور اسکار بهترین فیلم را گرفتند. در سال 1969 آکادمی یک بار دیگر نشان داد که برخی از تصمیم هایش در دراز مدت اعتبار ندارد. 2001: ادیسه فضایی (در ایران: راز کیهان) استنلی کوبریک که اینک یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینما به شمار می آید در بخش بهترین فیلم حتی نامزد نشد و در زمینه بهترین کارگردانی هم نادیده گرفته شد. آن سال جایزه بهترین فیلم را به فیلم اولیور و اسکار بهترین کارگردانی را به کارول رید دادند. از آن پس هم ژانر علمی - تخیلی جایگاه چندان مناسبی در میان افتخارآفرینان آکادمی نداشته است.





دهه 1970

سالهای 1970 برای فیلمسازان آمریکا دهه تجربه های بزرگ بود. فیلمسازان آمریکایی در این دهه تعدادی از بهترین فیلمهای آمریکایی را ساختند. نسل جدیدی از فیلمسازان جوان آمریکایی مانند مارتین اسکورسیزی، ویلیام فریدکین، فرانسیس فورد کاپولا، استیون اسپیلبرگ، نورمن جوسون و سیدنی پولاک در این دهه پا به عرصه فیلمسازی حرفه‌ای گذاشتند. آنها با زیبایی شناسی فیلمهای اروپایی پرورش یافته بودند و تغییر لحن ناشی از نوغ فیلمسازی آنها در فهرست اسامی نامزد ها و برندگان جوایز اسکار تاثیر گذاشت. چایناتاون (محله چینی ها)، پدرخوانده، ارتباط فرانسوی، آخرین نمایش و مش همگی در آغاز این دهه نامزد جایزه اسکار شدند. در این دهه نسل تازه ای از بازیگران هم در هالیوود به عرصه رسید. رابرت دونیرو و جک نیکلسون هم ار نظر ظاهری و هم از نظر طرز تلقی با بازیگران کلاسیک مانند کلارک گیبل و کری گرانت تفاوت داشتند و به نوعی ادامه دهنده راه مارلون براندو و جیمز دین بودند. در سال 1971 آکادمی بار دیگر به نوعی از یکی دیگر از فراموش شدگان اسکاری دلجویی کرد و به اورسون ولز یک اسکار افتخاری داد. در همان سال، جورج سی اسکات اولین بازیگری بود که جایزه اسکار را رد کرد. او پیش از مراسم پیغام داد که برای دریافت جایزه نخواهد رفت و مراسم را "یک رژه گوشتی دو ساعته" نامید. دو سال بعد مارلون براندو که برای پدرخوانده برنده اسکار شده بود، در اعتراض به وضعیت سرخپوست ها در آمریکا، دختر سرخپوستی را به جای خود به روی فرستاد. در سال 1972 به چارلی چاپلین هم یک اسکار افتخاری دادند. بسیاری لحظه دریافت جایزه او را عاطفی ترین لحظه در تاریخ اسکار نامیدند. چارلی بیست سال پیش از آن، هنگامی که رفتار سیاسی او زیر ذره بین قرار گرفت از آمریکا رفت و هنگامی که در سال 1972 برای دریافت جایزه اسکار برگشت طولانی ترین کف زدن ها در حالی که همه به پا ایستاده بودند، در انتظارش بود. تقریبا تمام فیلمهای بزرگ برنده اسکار این دهه مانند پدرخوانده قسمت اول و دوم و دیوانه ای از قفس پرید منهای چند استثنا هنوز در زمره فیلمهای کلاسیک هستند. در سال 1974 فیلم نیش (با بازی پل نیومن و رابرت ردفورد) با پشت سر گذاشتن دیوارنوشته‌های آمریکایی و جن گیر برنده اسکار شد و سه سال بعد، راکی سیلوستر استالونه با پشت سرگذاشتن راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی و همه مردان رئیس جمهور آلن جی پاکولا جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی (جان آویلدسون) را برد. جنگ ستارگان (ساخته جورج لوکاس) موفق ترین فیلم این دهه در سال 1978 هفت جایره اسکار را در رشته های فنی برد اما جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردان را به آن ندادند. اتفاقی که برای 2001: ادیسه فضایی افتاد و بعدها برای ئی-تی و آواتار هم افتاد.

دهه 1980

فیلمهای بزرگ نامزد اسکار در این دهه به خوبی فیلمهای دهه 1970 نبودند. در این دهه فیلمهای احساساتی مانند رانندگی برای خانم دیزی، دست و دل باز، جذابیت مرگبار،رین من و کنار برکه طلایی نامزد اسکار شدند. اما فیلمهایی نیز مانند گمشده، رنگ ارغوانی، جوخه، هانا و خواهرانش،امید و افتخار، و می‌سی‌سی‌پی می سوزد هم که ترکیبی از یک حس تاریخی و وجدان اجتماعی را بازتاب می دادند نیز در میان نامزدهای اسکار دیده می شد. سال 1982 یک تجدید حیات کوچک هم برای سینمای بریتانیا بود. ارابه های آتش در هفت رشته نامزد شد و چهار جایزه اسکار را برد. سال بعد از آن، گاندی در 11 رشته نامزد شد و هشت جایزه را برد. ارابه های آتش فیلم محبوب سال 1982 یعنی فیلم سرخ‌های وارن بیتی که در 12 رشته نامزد اسکار شده بود اما تنها سه جایزه برد را تحت الشعاع قرار داد. یکی از این سه جایزه، اسکار بهترین کارگردانی بود. دو تن از مهمترین بازیگران این دوره، مریل استریپ و داستین هافمن برای بازی در فیلم کریمر علیه کریمر اسکار گرفتند. استریپ که بعد از کاترین هپبورن موفقترین بازیگر برنده اسکار است، در این دهه پنج بار دیگر هم نامزد دریافت جایزه شد. هافمن در سال 1983 برای فیلم توتسی نامزد شد و در آغاز دهه 1990 دومین اسکار بهترین بازیگری را برد. این دهه با اتفاق آغاز شد که درام خانوادگی رابرت ردفورد به نام مردم معمولی در کمال ناباوری بسیاری اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از چنگ شاهکار مارتین اسکورسیزی به نام گاو خشمگین درآورد. در سال 1984 فیلم شرایط مهرورزی پنج جایزه اسکار از جمله سه جایزه برای جیمز بروکز به عنوان کارگردان، تهیه کننده و نویسنده را درو کرد. چنین موفقیتی را تنها چهار کارگردان دیگر داشته اند: لئو مک کری در سال 1944، بیلی وایلدر در سال 1960 ، فرانسیس فورد کاپولا در سال 1974 و جیمز کامرون در سال 1997. در سال 1981 رابرت دنیرو که چهار بار نامزد اسکار بهترین بازیگری شده بود سرانجام اسکارش را برای بازی در چهارمین فیلمی که با مارتین اسکورسیزی کار کرد برای ایفای نقش جیک لاموتای مشتزن در فیلم گاو خشمگین گرفت. هنوز دو دهه مانده بود که آکادمی روی خوش به اسکورسیزی در مقام کارگردان نشان دهد. جک نیکلسون همچنان محبوب آکادمی بود و اولین بازیگری بود که بعد از دریافت اسکار بهترین بازیگر (در سال 1976 برای فیلم دیوانه ای از قفس پرید) در سال 1984 (برای فیلم شرایط مهرورزی) اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را گرفت.





دهه 1990

این دهه برای سینمای بریتانیا دهه پرکاری بود. در عرض هفت سال نه فیلم بریتانیایی از جمله فول مانتی، چهار عروسی و یک تشییع جنازه، رازها و دروغها و بازی گریستن نامزد دریافت اسکار شدند. در سال 1999 شکسپیر عاشق جایزه اسکار بهترین فیلم را برد و نجات سرباز رایان را ناکام گذاشت. گرچه تاریخ اسکار پر از شکایت‌های این چنینی است اما تبلیغات کمپانی سازنده شکسپیر عاشق برای کسب اسکار در این زمینه رقابت را به حد نازلی رساند. با این حال از آن پس تبلیعات و جوسازی شدید برای بدست آوردن اسکار بیشتر تبدیل به قاعده شده است تا استثنا. گوینت پالترو برای بازی در فیلم شکسپیر عاشق جایزه بهترین بازیگر زن را به دست آورد در سال 1991 کوین کاستنر با فیلم با گرگ‌ها می‌رقصد که جایزه اسکار بهترین فیلم را گرفت، به تجدید حیات نوع وسترن دست زد. با وجود محبوبیت ژانر وسترن، این فیلم دومین وسترنی بود (پس از سیمارون) که اسکار بهترین فیلم را می برد. بعدا در سال 1992 فیلم نابخشوده کلینت ایستوود سومین وسترنی شد که اسکار گرفت. مارتین اسکورسیزی در دهه 1990 هم نادیده گرفته شد. کارگردان دوستان خوب این بار در رقابت برای بهترین کارگردانی، جایزه را به کوین کاستنر واگذاشت. استیون اسپیلبرگ که دست کم از نظر گیشه یکی از موفقترین کارگردانان هالیوود به شمار می رود سرانجام در سال 1994 جایزه اسکار بهترین فیلم را برای فهرست شیندلر گرفت. این فیلم در 12 رشته نامزد اسکار بود و هفت جایزه را گرفت و نظر بسیاری را که فکر می کردند اسپیلبرگ تنها می تواند فیلمهای پرماجرای عامه پسند بسازد عوض کرد. تام هنکس خود را به عنوان اسپنسر تریسی نسل خود تثبیت کرد. او در این دهه دو اسکار گرفت. یک بار در سال 1994 برای فیلم فیلادلفیا و یک بار هم در سال 1995 برای فیلم فارست گامپ. در سال 1997 هنگامی که برای نخستین بار هیچیک از کمپانی‌های بزرگ هالیوود فیلمی در میان نامزد های جایزه اسکار بهترین فیلم نداشتند، فیلم بیمار انگلیسی آنتونی مینگلا مطرح شد. این نخستین تولید میراماکس بود که برنده جایزه بهترین فلیم شد. سال بعد، تایتانیک اسکارها را درو کرد. این فیلم در 14 رشته نامزد اسکار بود و 11 اسکار را برد. درست به اندازه اسکار های بن هور. آکادمی همچنان به فیلمهای حماسی و تاریخی هم علاقمند بود. دلاور مل گیبسون در سال 1996 اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را گرفت.

دهه 2000

هزاره جدید زمان به صحنه وارد شدن تصویرسازی کامپیوتری بود. این فن‌آوری به استودیوها این اعتماد به نفس را داد تا بار دیگر به ساختن فیلم‌های عظیم حماسی مانند سه گانه ارباب حلقه ها و گلادیاتور که یکی از نخستین برندگان اسکار در قرن تازه بود روی بیاورند. صنعت فیلم بالیوود هند نیز بال و پر گشود و با فیلمهایی مانند لاگان و دوداس تماشاگران غربی را مخاطب قرار داد. در مراسم اسکار سال 2001 وقتی گلادیاتور جوایز اصلی را برد، ریدلی اسکات خاطره بن هور را زنده کرد. این فیلم در 12 رشته نامزد اسکار بود و پنج اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین بازیگر (راسل کرو) را گرفت. اما خود اسکات جایزه بهترین کارگردانی را نگرفت. اسکار به استیون سودربرگ رسید که آن را برای فیلم قاچاق برد. ببرخیزان، اژدهای پنهان موفقترین فیلم غیر انگلیسی زبان تاریخ اسکار، نیز به اسکار نزدیک شد اما از فیلم گلادیاتور که حماسه سنتی تری بود شکست خورد. در سال 2002 هالی بری به عنوان اولین زن سیاهپوستی که برنده اسکار بهترین بازیگر شد به چهره ای تاریخ‌ساز بدل شد. در همان مراسم، دنزل واشینگتن دومین سیاهپوست برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد. سیدنی پواتیه اولین سیاهپوست برنده اسکار نیز در همان شب یک اسکار افتخاری گرفت. جوایز بازیگری کم و بیش موفقیت های دیگر فیلم ذهن زیبای ران هاوارد را تحت الشعاع قرارداد. در سال 2003 فیلم شیکاگو با بردن شش اسکار بازگشت فیلم موزیکال را رقم زد. سه گانه ارباب حلقه ها هم در گیشه موفق بود اما آکادمی ابتدا صبر کرد تا هر سه فیلم ساخته شود. در سال 2004 بازگشت پادشاه تمام جوایز از 11 جایزه ممکن از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی (پیتر جکسون) را برد. دو فیلم قبلی این سه گانه در سالهای 2002 و 2003 موفقیتهای محدودی در مراسم اسکار داشتند و شش اسکار از 19 اسکاری را که نامزد بردن شان شده بودند، بردند. در سال 2004 شون پن بخاطر ایفای نقش در رود مرموز جایزه اسکار بهترین بازیگری را برد و شارلیز ترون هم بخاطر ایفای نقش یک قاتل در فیلم هیولا اسکار بهترین بازیگر زن را ربود. در سال 2005 فیلم دختر میلیون دلاری ساخته کلینت ایستوود، بازیگر و کارگردان آمریکایی، اسکار بهترین فیلم را دریافت کرد. این فیلم که در هفت بخش نامزد اسکار بود، جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردان را به دست آورد و هیلاری سوانک و مورگان فریمن بازیگر سیاه پوست آمریکایی، نیز بخاطر بازی در این فیلم به ترتیب جوایز بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین بازیگر مکمل مرد را به خود اختصاص دادند. در سال 2006 فیلم تصادف جایزه بهترین فیلم را در مراسم اسکار هفتاد و هشتمین اسکار برد. جایزه بهترین بازیگر زن را ریس ویترسپون برای بازی در فیلم دست از پا خطا نمی کنم دریافت کرد و اسکار بهترین بازیگر مرد را فیلیپ سیمور هافمن بازیگر فیلم کاپوتی گرفت. در سال 2007 فیلم رفتگان ساخته مارتین اسکورسیزی به عنوان بهترین فیلم این دوره برگزیده شد. این فیلم در مجموع به چهار جایزه دست یافت. هلن میرن بازیگر نقش الیزابت دوم، ملکه بریتانیا در فیلم ملکه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن را به دست آورد و فارست ویتاکر، بازیگر نقش ایدی امین در فیلم آخرین پادشاه اسکاتلند، جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. در سال 2008 جایی برای پیرمردان نیست، ساخته برادران کوئن به عنوان بهترین فیلم هشتادمین دوره اسکار شناخته شد. این فیلم که در 8 رشته نامزد اسکار بود، موفق شد علاوه بر جایزه بهترین فیلم جوایز بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (خاویر باردم) را نیز به دست آورد. دانیل دی لوئیس با فیلم خون به پا می شود و ماریون کوتیار با فیلم زندگی به رنگ گل سرخ برندگان اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی بودند. در سال 2009 میلیونر زاغه نشین با به دست آوردن جایزه بهترین فیلم در مجموع در هشت رشته از جمله بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اقتباسی برنده شد. این فیلم که داستان برنده شدن پسری فقیر در مسابقه ای تلویزیونی است در 10 رشته نامزد دریافت اسکار بود. کیت وینسلت بازیگر فیلم کتابخوان و شون پن بازیگر فیلم میلک جایزه بهترین بازیگری را دریافت کردند.





دهه 2010

در سال 2010 آکادمی دوباره پس از 66 سال فهرست نامزدهای بهترین فیلم را ده تایی کرد. فیلم های اواتار و مهلکه هر کدام با نامزد شدن در 9 بخش، بالاترین شانس را برای کسب جوایز اسکار 2010 داشتند که سهم مهلکه 6 جایزه و اواتار فقط 3 جایزه بود. فیلم اواتار که پرخرج ترین و پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما به شمار می رود، موفق به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم نشد و در عوض، فیلم مهلکه این جایزه را به دست آورد. مهلکه که داستان آن درباره جنگ عراق است، با به دست آوردن 6 جایزه از جمله بهترین فیلم موفق ترین فیلم هشتاد و دومین مراسم اعطای جوایز اسکار بود و کاترین بیگلو، سازنده این فیلم به عنوان نخستین زنی که اسکار بهترین کارگردانی را به دست آورد، نام خود را در تاریخ اعطای این جوایز ثبت کرد. اسکار بهترین بازیگر زن نقش اول به ساندرا بولاک (با فیلم نقطه کور) و اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل به مونیک (با فیلم پرشس) رسید. اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اول به جف بریجز (با فیلم دل دیوانه) و بهترین بازیگر مرد نقش مکمل به کریستف والتس (با حرامزاده های بی شرف) رسید. 2011 سال بریتانیایی ها و سخنرانی پادشاه بود. این فیلم که در 12 رشته نامزد اسکار بود، چهار جایزه اصلی از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به خود اختصاص داد. کالین فرث و کریستین بیل دو بازیگر بریتانیایی برای فیلم های سخنرانی پادشاه و مبارز جوایز بهرین بازیگر مرد را در دریافت کردند. سخنرانی پادشاه به داستان لکنت زبان جورج ششم، پادشاه سابق بریتانیا و پدر ملکه فعلی بریتانیا و تلاش او برای چیره شدن بر این مشکل می‌پردازد. سال 2012 سال موفقیت سینمای ایران در اسکار بود. جدایی نادر از سیمین، ساخته اصغر فرهادی نخستین فیلم ایرانی بود که در تاریخ آکادمی جایزه بهترین فیلم غیر زبان انگلیسی را به دست آورد. آن سال همچنین بعد از بیش از هشتاد سال یک فیلم صامت برنده جایزه بهترین فیلم شد. آرتیست جایزه های اصلی را به دست آورد. وودی آلن جایزه بهترین فیلمنامه اریجینال را گرفت و مریل استریپ یک اسکار دیگر (برای بانوی آهنین) به اسکارهای دوگانه خود اضافه کرد. در سال 2013 بر خلاف سال پیش از آن، دوره ای بود که بسیاری از ایرانیان روی خوشی به تصمیم آکادمی نشان ندادند. آرگو که به ماجرای گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران می پرداخت، جایزه اصلی را برد. دانیل دی لوئیس برای لینکلن به جمع سه اسکاری ها پیوست (استریپ و نیکلسون) و کریسف والتس آلمانی-اتریشی دوباره برای بازی در فیلم تارانتینو (جانگوی آزاد) نامزد شد و اسکار برد.

نامزدهای جایزه اسکار

از سال 2004 نتایج نامزدهای جایزه اسکار در آخر ژانویه به اطلاع عموم میرسد که پیش از آن در اوایل فوریه اعلام میشد.

رای دهندگان

برای نامزدی عضویت در آکادمی رقابت بسیار است (با این وجود، فرد نامزد باید دعوت شده باشد) و یا اینکه یکی از اعضا او را معرفی کند. آکادمی نام اعضای خود را به طور عمومی آشکار نمی‌کند، گرچه در مطبوعات گذشته نام مدعوین برای عضویت در آکادمی انتشار یافته بود. در صورتی که کسی که هنوز به عضویت در آکادمی در نیامده در طول یک سال برای عضویت در بیش از یک بخش نامزد شده باشد، در زمانی که عضویت را می پذیرد باید بخشی را که می خواهد در آن قرار گیرد انتخاب کند.

قوانین جایزه اسکار

امروزه بر اساس قوانین 2 و 3 مجموعه قوانین رسمی جوایز آکادمی، یک فیلم باید در سال قبل از آغاز نیمه شب اول ژانویه تا پایان نیمه شب 31 دسامبر در لس آنجلس، کالیفرنیا نمایش داده شود تا شرایط شرکت را داشته باشد (به استثنای بهترین فیلم خارجی زبان). برای مثالThe Hurt Locker برنده بهترین فیلم سال 2010، در سال 2008 پخش شد ولی واجد شرایط شرکت در اسکار 2009 نبود زیرا نمایش آن در لس آنجلس از نیمه سال 2009 آغاز شد بنابراین در اسکار 2010 شرکت نمود. قانون دوم بیان می‌دارد که فیلم باید حداقل 40 دقیقه بوده و در نسخه 35 یا 70 میلیمتری و یا در فرمت دیجیتالی 24 یا 48 فریم تهیه و وضوح آن نباید کمتر از 1280×720 باشد. در اواخر دسامبر فهرست نامزدها برای حدودا 6000 عضو فعال فرستاده میشود. اعضای گروه های مختلف افراد مربوط به حوزه خودشان را به عنوان نامزد انتخاب می کنند(کارگردانان به کارگردانان رای می دهند، نویسندگان به نویسندگان، بازیگران به بازیگران و غیره)؛ به استثنای فیلم های خارجی، مستند و انیمیشن که توسط کمیته ای خاص متشکل از اعضای تمام حوزه ها انتخاب می گردند. در بخش خاص انتخاب بهترین فیلم، تمامی اعضا صلاحیت انتخاب نامزدها را دارند. فیلم های خارجی باید دارای زیرنویس انگلیسی باشند و هر کشور می تواند سالیانه فقط یک فیلم پیشنهاد کند. اعضای گروه های مختلف افراد مربوط به حوزه خودشان را به عنوان نامزد تعیین می کنند. سپس برندگان در دور دوم رای گیری که در آن تمامی اعضا در بیشتر گروه ها از جمله بهترین فیلم حق رای دارند انتخاب می شوند.





مراسم جایزه اسکار

جوایز اصلی در یک جشن که مستقیما از تلویزیون پخش می‌شود، اغلب در ماه مارس بعد از سال مربوطه و 6 هفته پس ار اعلام اسامی نامزدین اعطا می‌شوند. این جشن بسیار مجلل و با شکوه است و تمامی مدعوین بر روی فرشی قرمز رنگ که توسط برجسته‌ترین طراحان مدروز آماده شده راه می‌روند. بر اساس تخمین‌ها هر سال بیش از یک میلیارد نفر به صورت زنده و یا ضبط شده این جشن را تماشا می‌کنند.( لوی 2003) این جشن برای اولین بار در سال 1953 از تلویزیون NBC پخش شد. از آن زمان تا سال 1960 از NBC و سپس از شبکه ABC تا سال 1971 و مجددا توسط NBC پخش شد. ABC دوباره در سال 1976 پخش این جشن را تا سال 2014 بر عهده گرفت. پس از بیش از 50 سال برگزاری در اواخر مارس یا اوایل آوریل، در سال 2004 برگزاری این جشن به اواخر فوریه یا اوایل مارس تغییر کرد که احتمالا دلیل آن اجتناب ازهمزمانی این جشن با سایر برنامه‌های مهم در تلویزیون مانند تورنمنت بسکتبال NCAA است. جشن اعطای این جوایز توسط سازمان امنیت داخلی آمریکا به عنوان رویداد ویژه امنیت ملی محسوب می‌شود.

نقد جایزه اسکار

جوایز آکادمی خصوصا طی سال‌های اخیر مورد اختلاف و انتقاد بسیاری بوده است. منقدان بر این عقیده هستند که بسیاری از برندگان جایزه بهترین فیلم سینمایی در گذشته در مقابل آزمون زمان باقی نماندند. منتقدان چنین استدلال می‌کنند که برخی از این فیلم‌ها از جمله فیلم " بزرگترین نمایش روی زمین ساختهِ ( سیسیل بی. دیمیل) با گذشت زمان تاثیراتی را که در زمان اولین اکران داشته اند از دست داده اند. در مثالی دیگر، منقدان به این نکته پرداخته اند که چطور بعضی فیلم‌ها مانند " بن هور(فیلم1959)|بن هور، برنده سال 1959 که یکی ازپردرآمدترین فیلم هایی است که ساخته شده در مقایسه با سایر فیلم‌های سال 1959 مانند " ریو براو" و " تقلید زندگی در مقابل زمان کمتر باقی مانده اند..( اگرچه "بن هور" در حال حاضر در لیست 250 فیلم IMDb در مکان 121 قرار دارد، در حالی که " ریو براو" و "تقلید زندگی " اصلا در این لیست وجود ندارند.) علاوه براین برخی فیلم‌های نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم که این عنوان را از دست دادند، در نظر بسیاری از منتقدان و فیلم سازان شاهکار هستند. بارزترین نمونه فیلم سیتیزن کین است که نامزد دریافت نهمین اسکار شد اما تنها جایزه ( بهترین فیلمنامه اصیل) را به خود اختصاص داد و درحالیکه طرفداران فیلم‌ها، علم دوستان و فیلم سازان این فیلم را به عنوان بهترین فیلم تمامی دوران‌ها درنظر گرفته اند. فیلم‌های " پرتغال کوکی"، " Apocalypse Now"، " راننده تاکسی"، " فارگو" و برخی دیگر از جمله نمونه‌های اینگونه فیلم‌ها هستند. انتقادی دیگر این است که بازیگران زن و یا مردی که ابتدا در فیلم‌های کمدی(و سایر ژانرها) مطرح شدند، برای اینکه به طور جدی مورد نظر آکادمی واقع شوند باید در فیلم‌های دراماتیک موفق شوند. تنها 5 بازیگر برای بازی در نقش‌های کمدی جایزه بهترین بازیگر را برده اند. برخی از کارگردانان که به هنرمندی آنها اذعان شده است(مانند اورسن ولز، آلفرد هیچکاک واستنلی کوبریک و هوارد هاکز هرگز جایزه بهترین کارگردان را نبرده اند. از دیگر انتقادات عینی افزایش تاثیر اعمال نفوذ کارگردانان و شرکت‌های سازنده فیلم در مورد برخی فیلم‌ها است، به این معنا که جوایز بیشتر منعکس کننده تلاش‌ها برای اعمال نفوذ هستند و این قضیه شایستگی فیلم‌ها را تحت تاثر قرار داده است. تا به امروز بخشی برای جایزه به کارهای نمایشی، بدلکاران یا مشارکت‌های نمایشی استفاده نشده است. در مورد فرآیند رای دادن در آکادمی نیز نقایص زیادی برشمرده شده است، از جمله این حقیقت که دستیاران اعضای آکادمی اغلب در برگه رای گیری رسمی اسکار رای می‌دهند.

دستاوردهای منحصر به فرد جایزه اسکار

تا کنون دو نفر از برندگان جایزه اسکار برنده نوبل نیز بوده‌اند. جورج برنارد شاو ایرلندی در سال 1938 به این مهم دست یافت، وی پس از بردن جایزه نوبل ادبیات در 1925، در سال 1938 جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را کسب کرد و ال گور سیاستمدار و فعال محیط زیست آمریکایی که در سال 2007 برای فیلم مستند یک حقیقت آزاردهنده برنده بهترین فیلم مستند از جشنواره اسکار و در سال 2008 بدلیل فعالیتهای بشردوستانه در جهت حفظ محیط زیست جایزه نوبل را دریافت کرده‌است. والت دیزنی با دریافت 22 جایزهٔ آکادمی و 4 جایزهٔ افتخاری آکادمی، رکورددار دریافت جایزهٔ اسکار است.

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «آشنایی با جایزه اسکار (جایزه جهانی سینما)»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

6 - 5 = ?