کد مطلب:  60549  درج نظر
زمان مطالعه: 2 دقیقه
نقد و بررسی فیلمنامه درساژ

نقد و بررسی فیلمنامه درساژ

درساژ، یک فیلم درجه یک و طراحی شده با تمام جذابیت های یک فیلم نامه ی خوب.
زمان مطالعه: 2 دقیقه

چهارشنبه 12 آبان
چکاوک شیرازی

قبل از نوشتن در مورد فیلم نامه، باید بگویم چقدر خوب است که از بازیگران جدید در فیلم ها استفاده می شود. هم برای آنها که به بازیگری علاقه مندند بستر مناسبی فراهم می شود هم برای ما به عنوان مخاطب دیدن چهره های جدید جالب است.

فیلم با صحنه ی شوخی و خنده ی چند پسر و دختر جوان شروع می شود. همان ابتدا با استفاده از دیالوگ‌های درست، برای مخاطب ایجاد سوال می کند که قبل از شروع داستان چه اتفاقی افتاده؟ صحنه ی بعدی از نقاط قوت فیلم نامه است. ما به سرعت می فهمیم که آنها از مغازه ای دزدی کرده اند و شاگرد مغازه را با چوب زده اند. گفتم نقطه ی قوت، زیرا برخلاف فیلم های اخیر داستان از این صحنه، و به سرعت شروع می شود.

نقد و بررسی فیلمنامه درساژ
نقد و بررسی فیلمنامه درساژ

«گلسا »
در حضور دوستانش تحقیر می شود و آنها او را مجبور می کنند که به مغازه برگردد و فیلم دوربین مداربسته را بردارد. «گلسا »این کار را می کند اما به هدف انتقام گرفتن از دوستانی که پشتش را خالی کرده اند. پس روابط علت و معلولی فیلم کاملا درست پیش میرود و تا آخر هم به آن وفادار می ماند.

بعد از اینکه دوستی ( نظم روال عادی زندگی) به هم ریخت، دوستان تبدیل به رقبای قدرتمندی می شوند که بر سر هدفی مشترک با شخصیت اول یا ضد قهرمان داستان می جنگند. آنها می خواهند که «گلسا »فیلم را به آنها بدهد تا بتوانند فیلم را پاک کنند و اثری از خودشان به جا نگذارند. آنها در این راه قدم به قدم پیش می روند و هر بار ضربه ی بزرگتری به «گلسا» وارد می کنند. کنش و واکنش بینشان عالی پیش می رود. از طرفی پدر و مادر «گلسا »هم که از همان دیالوگ های ابتدایی نوع رابطه شان با فرزندشان مشخص است هم تلاش دارند که فیلم را از «گلسا »بگیرند. او را از پول و موبایل محروم میکنند اما «گلسا »سرسخت است و می جنگند. او که ب برای دیدن اسبی به اسم «الوند»

هر روز مسیر زیادی را طی می کند و برای این که به او نزدیک باشد هم برای کسب درآمد حاضر می شود که در اصطبل کار کند. تنها متحد «گلسا،»، «میلاد »است پسری که در اصطبل کار می کند. برخلاف دوست« گلسا» که به خاطر منافع خودش به گلسا نارو زد. «میلاد » فداکاری کرد تا «گلسا» بار دیگر «الوند »را ببیند و نکته ی طلایی فیلم اینکه، ما از زبان «میلاد »چیزی به راجع به مشکلات پس از اخراجش نمی شنویم بلکه آن را از زبان شاگرد بقالی می شنویم که چقدر داشتن شغل برایش حیاتی است و بعد این موضوع را در ناخودآگاهمان به «میلاد» ربط می دهیم و درک میکنیم که فداکاری بزرگی در حق گلسا کرده است.

نقطه ی اوج فیلم هم جایی ست که «میلاد» اخراج شده و «گلسا »متوجه ی علاقه ی او به خودش می شود و تصمیمش را می گیرد. آرک شخصیت از وضعیت بد به بدتر تغییر کرده. در چنین فیلم نامه های روال این است که قهرمان پله پله تا نابودی کامل پیش می رود. انتخاب عنوان فیلم هم فکر شده است. هم به اسب و سوارکاری مربوط است و هم به کنش و واکنشی که در سراسر فیلم جاریست. اسب درساژ با هر صدا و یا حرکت سوارش عکس العمل نشان می دهد که این با تمام تصمیم های و کنش های «گلسا »در مورد رفتار بقیه همخوانی دارد.

: برای دریافت مشاوره درباره نقد و بررسی فیلمنامه درساژ فرم زیر را تکمیل کنید
واریز هزینه و دریافت مشاوره توسط :

معرفی نویسنده:

متولد سال شصت و یک
فیلم نامه نویسی را زیر نظر اساتید؛ ناصر تقوایی و سعید عقیقی آموختم.
فیلم نامه هایی نوشته ام که بعضی از آن ها به فیلم کوتاه تبدیل شده اند.

نظر خود را درباره «نقد و بررسی فیلمنامه درساژ» در کادر زیر بنویسید :

9 - 3 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید