کد مطلب: 3688 درج نظر
زمان مطالعه: 1 دقیقه
نوروز رسیده است ...

نوروز رسیده است ...

      بیایید بیایید، گل عشق دمیده است بیایید بیایید، که نوروز رسیده است آمد مه فروردین در باغ و...
زمان مطالعه: 1 دقیقه
 
 
 
بیایید بیایید، گل عشق دمیده است

بیایید بیایید، که نوروز رسیده است

آمد مه فروردین در باغ و گلستان

با جامه الوان

اغوش صدف وا شده بر ابر بهاران

بر قطره نیسان

سنبل ز سر شوق به تن جامه دریده است

نوروز رسیده است

ای هم وطن،عید من و تو جوش بهار است

وقتی که درختان همه گلپوش بهار است

ساقی پس پرده است به مستی و فلک مست

ذرات طبیعت همه می نوش بهار است

از جام عقیقی می گلرنگ چکیده است

نوروز رسیده است

چون ابر بهاران ز سر کوه بر امد

نرگس به غزل خوانی با تاج زر امد

آن رخت کهن را فلک انداخت به یک سو

با جامه ی زنگاری دیبا به در امد

در دامنه ی کوه دماوند گل لاله دمیده است

نوروز رسیده است

این مخمل چشمان بنفشه است به صحرا

این رقص شکوفه است به صد رنگ فریبا

گویی که شده پاره گلوبند طبیعت

شاید به زمین ریخته از عقد ثریا

مشاطه بر ابروی فلک سرمه کشیده است

نوروز رسیده است

بیارید بیارید پی سنت دیرین

گل و شمع بیارید سر سفره هفت سین

آن سوزنی ترمه و ایینه و سنبل

آن ماهی قرمز بدل جام بلورش

آن سیب و سماق و سمنو،سرکه و سنجد

آن سبزه و سیر است در ان سینی زرین

کسی چون من وتو سفره ای از عشق نچیده است

نوروز رسیده است

 

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «نوروز رسیده است ...»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

2 + 7 = ?