زمان مطالعه: 20 دقیقه
سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد

سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد

تاکنون سریال های زیادی در مورد حضور شیطان در قالب انسان در زندگی افراد ساخته شده است. مانند او یک فرشته بود،...

سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد
سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد

تاکنون سریال های زیادی در مورد حضور شیطان در قالب انسان در زندگی افراد ساخته شده است. مانند او یک فرشته بود، اغماء و ... . آسمونی در این بخش در مورد ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد با تحلیل دو سریال پرطرفدارد او یک فرشته بود و اغماء بیشتر صحبت می کند.

آمیزش دین و درام

مادی نمودن یک مقوله معنوی یک امر مذموم و ناشایست نیست، زیرا در اسلام نیز وصف بهشت و جهنم با تشبیهات دنیوی و ملموس یا تجلی خداوند در کوه طور به شکل آتش برای موسای نبی(ع) ترسیم شده است. اما پرداختن به شخصیت های خارج از دایره محسوسات مثل فرشته یا شیطان، به تبیین و تعریف جدیدی نیاز دارد که غالبا منطق حاکم بر آن، متأثر از عالم معنا و روحانی است. بنابراین در خلق داستان های مربوط به این موجودات غیرمادی، فقط نمی توان بر خیال آفرینی های هنری و برداشت های شخصی تکیه کرد.

زیرا مخاطب با توجه به پیش زمینه های دینی اش با آنها نسبت برقرار خواهد کرد و اگر اصول درام با آموزه های مذهبی مطابقت نداشته باشد، نه فقط حس اعتماد و همذات پنداری تماشاگر نسبت به فیلم یا سریال مورد نظر، سلب می شود، بلکه به رهیافت های جعلی و دروغینی از مبانی دینی نیز دچار می شود. زیرا مخاطب، ما به ازای بیرونی و قابل شناسایی شخصیت هایی همچون فرشته و شیطان را در تعالیم دینی خویش جستجو می کند. پس فیلمسازانی که در این زمینه جسارت به خرج می دهند و وارد چنین حیطه خطرناکی می شوند، همواره باید مواظب باشند تا بر لبه تیغی که قدم برمی دارند، سقوط نکنند؛ یعنی علاوه بر اینکه باید مراقب باشند تا اثر هنری شان به مجلس وعظ و خطابه تبدیل نشود و جذابیت داستانی خود را از دست ندهد، همچنین باید بتوانند پایبندی خود به اصول و مبادی دینی نیز حفظ نمایند.

رویکرد مجموعه تلویزیونی «او یک فرشته بود» در پرداختن به مفاهیم مذهبی گامی به جلو تلقی می شود. این مجموعه برای نخستین بار شیطان را میان انسان ها آورد و راههای نفوذ و تسلط او بر افراد را نشان داد.در ادامه چنین روندی، امسال مجموعه تلویزیونی «اغماء» شیطان را در گستره وسیع تری به تصویر کشیده است که نشان می دهد توانسته از اشکالات و نواقص سریال «او یک فرشته بود» بپرهیزد و شکل کامل تر و درست تری را از شیطان نشان دهد که علاوه بر جذابیت های نمایشی، به آموزه های دینی نیز تقرب بیشتری داشته باشد.

آنچه از مبانی اسلامی به ما رسیده است، نشان می دهد که امکان تجسم انسانی شیطان وجود دارد. در تفسیر بعضی از آیات کریمه و روایات مربوط به آن آمده که شیطان برای تحقق اهداف خویش بر روی زمین، در صورت انسانی متمثل شده است.

برای مثال می توان به حضور شیطان در شکل پیرمردی از اهالی نجد در مجلس شورای دارالندوه که مربوط به مکر و توطئه چینی کفار برای کشتن پیامبر اکرم(ص) در مکه است اشاره کرد.

آنچه از مبانی اسلامیبه ما رسیده است،نشان می دهد که امکان تجسم انسانی شیطان وجود دارد.در تفسیر بعضی از آیات کریمه و روایات مربوط به آن آمدهکه شیطان برای تحقق اهداف خویش بر روی زمین،در صورت انسانیمتمثل شده است.مهم ترین شبهه ای کهدر زمینه وجود شیطاندر «اغما» در اذهانشکل گرفته است،ظهور او در شخصیت«الیاس» است،در قالب فردی با ظاهرمذهبی و سلوک عرفانیو سابقه کرامت!

مهم ترین شبهه ای که در زمینه وجود شیطان در «اغما» در اذهان شکل گرفته است، ظهور او در شخصیت «الیاس» است، در قالب فردی با ظاهر مذهبی و سلوک عرفانی و سابقه کرامت!

درک این نکته به علت تازگی و بکر بودن خود با سوء برداشت های مختلف همراه شده است و حتی عده ای تصور کرده اند که این موضوع، موجب تخریب چهره افراد مؤمن و دیندار می شود به همین علت در برابر سریال «اغماء» موضع انتقادی گرفته اند. در حالی که پرداختن به چنین مضمونی که جسارت قابل تحسین سازندگانش را نشان می دهد، باعث می شود مخاطب به رهیافت های تازه ای از مفاهیم دینی نایل آید.

در مبانی اسلامی بارها اشاره شده است که شیطان می تواند به شکل هر موجودی اعم از انسان یا غیر انسان (به غیر از صورت مبارک پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت معصوم(ع)) در آید و از راههای مختلف در ایمان بندگان خدا رسوخ کند.

she-was-an-angel
she-was-an-angel

در واقع شیطان برای فریب و گمراهی انسان ها از دام های متفاوتی استفاده می کند و هر کس را به طریقی مناسب با شخصیتش می فریبد. بدیهی است وقتی می خواهد سراغ انسان مؤمنی مثل دکتر «پژوهان» برود، نمی تواند در قالب یک فرد گناهکار و منحرف ظاهر شود و به طور مستقیم او را به گناه فرا بخواند، زیرا خیلی سریع دستش رو می شود و وی به ماهیت اهریمنی او پی می برد؛ بنابراین دست به تلبیس و فریبکاری می زند و خود را به کسوت انسان مؤمنی با پیشینه حُسن و کرامت در می آورد و با اختلاط حق و باطل وی را به وادی بی ایمانی می کشاند و به بهانه اینکه او از جانب خداوند برگزیده شده و مأموریت نجات دیگران را یافته، دکتر را در دام عُجب و خودبینی اسیر می کند.

همانطور که شیطان برای گمراهی دختر جوانی با خصوصیات «رُز» در چهره یک مرد جوان خوش قیافه و عاشق پیشه ظاهر می شود تا با ابراز علاقه های رمانتیک، اعتماد قلبی او را جلب کند و وی را به سوی خود بکشاند. زیرا همین دلبستگی و اطمینان باعث می شود تا به آموزه های فریبنده شیطان گوش دهد و آنچنان از راه راست منحرف شود که بتواند شیطان را هم درس بدهد. بنابراین مجموعه تلویزیونی «اغماء» با تبعیت و تقویت نکات مثبت «او یک فرشته بود» سعی کرده است نمونه درست تری از شیطان را ترسیم کند.

جنسیت شیطان

وقتی قرار باشد، در یک درام، شیطان را در قالب یک انسان، مجسم کرد، ضرورت ها و موجبیت های نمایشی، به الزام تعیین جنسیت مذکر یا مؤنث برای شیطان منجر می شود. در حالی که قرآن صراحتا در آیات مختلفی بیان می کند که فرشتگان موجوداتی مجرد و روحانی هستند که نمی توانند جنسیت مذکر یا مؤنث داشته باشند.

در سریال «او یک فرشته بود» تمثل شیطان بر روی زمین در قالب یک زن شکل می گیرد که بیشتر تحت تأثیر تعالیم تحریف شده در دین یهود و مسیحیت است. حلول شیطان در کالبد یک زن برای فریب و گمراهی مرد از دیدگاه انحراف یافته در تورات و انجیل که از تحریف و دخالت بشر مصون نمانده است، برمی خیزد. آنها داستان هبوط حضرت آدم(ع) از بهشت را به گونه ای روایت می کنند که در آن شیطان به صورت ماری بر حوا(س) ظاهر می شود و حوا(س) سبب می شود تا آدم (ع) نیز ازمیوه ممنوع تناول کند و از بهشت رانده شود؛ در حالی که طبق آیات کریمه قرآن، شیطان به هر دوی آنها نزدیک می شود و هر دو را همزمان می فریبد.

در مبانی اسلامی هرگز در باره رویارویی شیطان با زن و مرد تفاوتی دیده نمی شود و شیطان توانایی گمراهی هر دو را دارد و برای فریفتن هیچ یک از آنها نیاز به واسطه ای ندارد.

محدودیت موضوعی در «او یک فرشته بود» موجب می شود که شیطان در قالب زن فقط به سراغ مردها برود و آنها را تحت نفوذ خود قرار دهد (مانند بهزاد و پسر کوچکش) و اساسا کاری به کار زن ها ندارد و رؤیارویی اش با آنها مثل «رعنا» و «عزیز» ویا «سحر» بیشتر به صورت حسادت های زنانه نسبت به آنها بروز می کند. گویی این زن شیطان صفت برای انتقام گرفتن از همجنس های خود، دست به فریفتن مردها می زند.

در «اغماء» نیز اگر چه مشکل جنسیت شیطان حل نشده و این بار شیطان در قالب یک مرد نمایان شده است اما در اغفال و گمراهی میان زن ومرد تفاوتی نمی گذارد و هر دو را به گناه فرا می خواند. اگر چه در «او یک فرشته بود» نمایش شیطان در دو نقش «فرشته، زن» و «سرابی، مرد» صورت می پذیرد تا مسئله جنسیت یک جانبه نشود؛ اما به دلیل تناقض در شخصیت پردازی آن دو، نتیجه مورد نظر حاصل نمی آید.

برای مثال «فرشته» در مقابل تسبیح و نور وجود «عزیز» منقلب می شود و نیروی اهریمنی اش در برابر نیروی اهورایی مرد روحانی تضعیف می گردد و به نوعی معنای کنایی «اغوذ بالله من الشیطان الرجیم» را تداعی می کند اما «سرابی» به راحتی به مسجد رفت و آمد می کند و با دیدن روحانی نیز دچار هیچ ترس و گریزی نمی شود. بنابراین قدرت شیطانی «فرشته» و «سرابی» که دو روی یک شخصیت هستند از یکسانی و تشابه برخوردار نیستند و معنای مورد نظر را ایجاب نمی کنند.

شیطان برای فریب و گمراهی انسان ها از دام های متفاوتی استفاده می کند و هر کس را به طریقی مناسب با شخصیتش می فریبد. بدیهی است وقتی می خواهد سراغ انسان مؤمنی مثل دکتر «پژوهان» برود، نمی تواند در قالب یک فرد گناهکار و منحرف ظاهر شود و به طور مستقیم او را به گناه فرا بخواند، زیرا خیلی سریع دستش رو می شود و وی به ماهیت اهریمنی او پی می برد؛ بنابراین دست به تلبیس و فریبکاری می زند و خود را به کسوت انسان مؤمنی با پیشینه حُسن و کرامت در می آورد و با اختلاط حق و باطل وی را به وادی بی ایمانی می کشاند و به بهانه اینکه او از جانب خداوند برگزیده شده و مأموریت نجات دیگران را یافته، دکتر را در دام عُجب و خودبینی اسیر می کند.

در مبانی اسلامیهرگز در باره رویاروییشیطان با زن و مردتفاوتی دیده نمی شودو شیطان توانایی گمراهیهر دو را داردو برای فریفتن هیچ یک از آنهانیاز به واسطه ای ندارد.موجودی شیطانی و فتنه گر معرفی می کند، ممانعت می نماید.

سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد
سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد

هویت شیطان

قهرمانان ماورایی نیز در شخصیت پردازی خود تابع همان اصول درام هستند، یعنی باید دارای سابقه و انگیزه مشخصی باشند. اگر چه ممکن است انگیزه قهرمانان غیر انسانی به اندازه قهرمانان انسانی ملموس و عینی نباشد اما باید منطقی و قابل درک باشد.

در «او یک فرشته بود»، «فرشته» طی یک تصادف رانندگی وارد زندگی خانوادگی «بهزاد» می شود و به بهانه از دست دادن حافظه، گذشته و پیشینه فردی و خانوادگی وی از داستان محو می شود و مخاطب فکر می کند با یک زن معمولی روبه رو است ولی به تدریج با بروز نشانه هایی از قدرت مافوق بشری اش مثل فرار از بهزیستی یا برنده کردن «میثم» در بازی های کامپیوتری، ذهن مخاطب را به سوی شخصیت غیر عادی و مرموز می کشاند.

با بسط و گسترش داستان که وجوه اهریمنی «فرشته» نمایان می شود، داستان او را در قالب شیطان معرفی می کند و از اینجا به بعد شخصیت پردازی فرشته از او یک موجود ناقص الخلقه می سازد. در واقع نه شیطان است و نه انسان! او گاهی مثل یک فرد عادی، غذا می خورد و می خوابد و حتی در بعضی موارد خلق و خوی انسانی مثل برافروختن چهره موقع عصبانیت یا لرزش اندام موقع ترس بروز می دهد و گاهی دست به سحر و جادو می زند، غیب و ظاهر می شود.

او با وجودی که از قدرت شیطانی برخودار است برای ظاهر شدن در نقش «سرابی» و حضور در خانه وی، ناچار است که از خانه «بهزاد» غیب شود یا برای مکالمه با «بهزاد» از تلفن استفاده کند، در حالی که شیطان قدرت حضور همزمان در چند محل و چند نقش را داراست و برای نفوذ در جان کسی نیازی به وسایل ارتباط جمعی ندارد.

شاید بتوان گفت شخصیت «فرشته» به تقلید از همان مدل غربی خود یعنی «WITCH» است که به عنوان زنی زیبا با باطنی دیوسیرت در نقش جادوگر ظاهر می شود و همین شباهت های او به ساحره ها از تأثیرگذاری وی به عنوان شیطان می کاهد و مخاطب با او به عنوان عنصری تخیلی روبه رو می شود و هشدارهای اخلاقی و دینی فیلم را زیاد جدی نمی گیرد.

اما در «اغماء» شیطان از هویت درست تری برخوردار است. «الیاس» با یک سابقه منطقی و ملموس وارد ماجرا می شود. او بیماری است که دکتر «پژوهان» و سایر پزشکان او را می شناسند و می دانند که بعد از شفایابی اش به واسطه دعا، به طور ناگهانی غیبش زده است. اگر چه غیبت و ورود «الیاس» نیز دفعتا اتفاق می افتد اما نویسنده به بهانه گریز مخلصانه «الیاس» از مطرح شدن به دلیل کرامتش در شفابخشی خود، توجیه منطقی و دراماتیزه ای برای آن می آفریند.

غیب گویی های «الیاس» به جای آنکه مثل کارهای غیر عادی «فرشته» از او یک جادوگر بسازد، بیشتر در جهت تکمیل چهره اولیایی و کرامت بخشی هایش به کار می رود. به طوری که تا قبل از کشف هویت واقعی و نمایان شدن جلوه های شیطانی «الیاس» مخاطب او را مأموری الهی در جهت نجات و تعالی روح دکتر «پژوهان» می بیند و به او اعتماد کامل می کند و با آگاهی یافتن از ماهیت شیطانی «الیاس» چنان ضربه غافلگیرانه ای می خورد که ناخودآگاه در درون خود احساس می کند که چقدر سیمای ابلیس و فرشته می تواند به هم شبیه باشد و فاصله کفر و ایمان آدم به اندازه یک آه و دم!

«الیاس» علاوه بر برخورداری از شخصیت پردازی جذاب تر و دقیق تر نسبت به «فرشته» از لحاظ تطابق با آموزه های دینی نیز تأیید بیشتری را به خود اختصاص می دهد. هر چند هنوز اشکالاتی در پردازش آن دیده می شود مثل اینکه نمی تواند دریک لحظه واحد در چند مکان و چند نقش ظاهر شود.

بهترین صحنه تجلی شیطانی «الیاس» حضور وی در بیمارستان هنگام مکالمه تلفنی دکتر «پژوهان» با اوست، به طوری که صحبت «الیاس» با دکتر «پژوهان» در حالی که پشت او روی نیمکت نشسته است کاملاً صدای ذهنی شیطان و حضور نامحسوس او را القا می کند.

اساسا در پرورش وجوه شیطانی «الیاس» از ریزه کاری ها و جزئیات موجز و جذاب تری نسبت به «فرشته» بهره گیری شده است، مثل آزار واذیت حیوانات یا حضور شبح وار و ناگهانی در پشت سر افراد، و از آن مهم تر مؤلفه های قرآنی که در شناخت شیطان معرفی می شود، در او نمود بیشتری دارد، مانند قسم دروغ خوردن برای باور دادن وسوسه هایش یا تظاهر و تلبیس و مهم تر از همه احساس خودبینی و عُجب که دلیل اصلی سرکشی و نافرمانی شیطان در برابر خداوند است. در آیات مربوط به خلقت انسان آمده است که وقتی خداوند دستور سجده کردن بر آدم را به فرشتگان فرمود، همه فرشتگان و ملائک اطاعت کردند، جز شیطان که تمرد کرد، زیرا خود را برتر از آدم می دانست.!

she-was-an-angel
she-was-an-angel

«الیاس» نیز خود را برگزیده و فرستاده خدا می داند و مدام با «دکتر» از خاص بودنشان در برابر عوام الناس سخن می گوید. به طوری که خودشان را مجاز می دانند که حرام خدا را حلال فرض کنند و پایشان را از احکام و دستورات شریعت فراتر بنهند و به راستی باید دیالوگ شیطان در فیلم «وکیل مدافع شیطان» را برای همیشه در خاطر

قهرمانان ماورایی نیزدر شخصیت پردازی خود تابع همان اصول درام هستند،یعنی باید دارای سابقهو انگیزه مشخصی باشند.اگر چه ممکن است انگیزه قهرمانان غیر انسانیبه اندازه قهرمانان انسانی ملموس و عینی نباشداما باید منطقیو قابل درک باشد.

بهترین صحنه تجلی شیطانی «الیاس» حضور وی در بیمارستان هنگام مکالمه تلفنی دکتر «پژوهان» با اوست، به طوری که صحبت «الیاس» با دکتر «پژوهان» در حالی که پشت او روی نیمکت نشسته است کاملاً صدای ذهنی شیطان و حضور نامحسوس او را القا می کند.

سپرد و پیوسته به خویش یادآوری نمود «خودبینی، گناه مورد علاقه منه!»

قدرت شیطان

بر اساس آیات جلیله قرآن کریم، بعد از تمرد و سرپیچی شیطان، خداوند او را از درگاه خود راند و شیطان سوگند یاد کرد که انسان ها را به گمراهی می کشاند. خداوند این مهلت را به شیطان داد و فرمود که شیطان هرگز بر بندگان مخلص خدا تسلطی نخواهد یافت.

میزان قدرت و اختیارات و امکانات شیطان فقط در حد وسوسه کردن و تحریک انسان ها به سوی گناه و انحراف است. در واقع شیطان هرگز نمی تواند وجود کسی را به تسخیر خود درآورد و او را وادارد تا کارهای زشت و منکر انجام دهد، بلکه انسان خودش تصمیم می گیرد که به وساوس شیطان عمل کند یا از آن بپرهیزد. در «او یک فرشته بود»، «فرشته» علاوه بر برخورداری از نیروهای مافوق بشری، در امور مادی و جاری روزمره نیز دخالت می کرد و در مسیر تحقق اهداف اهریمنی اش از اسباب و امکانات مادی بهره می گرفت، مثل محو کردن حروف شناسنامه یا خراب کردن غذای «رعنا» یا استفاده از تلفن و ...

«فرشته» با پختن غذاهای خوشمزه به گونه ای «بهزاد» و مخصوصا «میثم» را به تصرف خود درمی آورد که گویی آنها را طلسم کرده است و «بهزاد» آنچنان مسحور «فرشته» رفتار می کند که از هیچ منطق و استدلال دینی برخوردار نیست. به هر حال با توجه به سابقه مذهبی «بهزاد» انتظار می رود او در مقابل جاذبه های جنسی و عاطفی «فرشته» کمی مقاومت کند، نه اینکه به سادگی از همسر و زندگی زناشویی خود دست بکشد و بدون هیچ گونه عذاب وجدان یا سرزنش درونی، همسرش را طلاق دهد و برای پرداختن مهریه آن تن به رشوه خواری و جعل سند و مدرک و کسب پول حرام بدهد؛ و تذکرها و نصایح «روحانی» و «عزیز» نیز هیچ تردید و دودلی در او به وجود نیاورد و وی حتی برای لحظات کوتاهی به گذشته با ایمانش رجعت نکند.

اما در مورد «الیاس» در «اغماء» قدرتی بیش از آنچه قرآن می فرماید دیده نمی شود (فالهمها فجورها ...)

«الیاس» در هیچ یک از امور جاری در عالم ماده دخالت نمی کند و هر چند از قدت فوق بشری مثل حس کردن حضور دیگران بدون دیدن شان ویا ظهور در چند صورت تمثلی، ولی در تمام موارد فقط از طریق وسوسه گناه را به افراد القاء می کند.

درباره دکتر «پژوهان» رویه ای که در پیش می گیرد در جهت این است که دکتر را به سمت عجب و خودبینی متمایل کند یا گناهانش را نزد وی کوچک جلوه دهد و برای آنها توجیه دروغین ببافد یا وی را با حرف های شک آمیزش نسبت به دیگران دچار سوءظن و بدگمانی نماید و بالاخره در بحث انگیزترین صحنه سریال یعنی گفتگوی «رُز» با دکتر در اتاق عمل، باز هم بدون دخالت «الیاس» در امور مادی و مسائل درمانی و پزشکی پیش می رود، به طوری که آنچه را که «الیاس» می خواهد محقق شود، به دکتر الهام و القاء می کند تا از طریق او انجام شود، در واقع از دکتر وسیله ای در جهت رسیدن به خواسته های شیطانی اش سود می جوید.

سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد
سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد

یا در نقش «فرزاد» شیطان هرگز دست به دزدی و جعل امضاء نمی زند، بلکه راه آن را پیش روی «رز» می گذارد و اندیشه های خبیث را در سر او می پروراند و به عنوان یک راهنمای دیوصفت، مسیر رو به گناه را به او نشان می دهد؛ و همچنین در نقش «شهرام» با تحریک مرد برای نزول گرفتن و قاچاق مشروب، او را به وادی گناه می کشاند و بعد با کوچک شمردن قتلی که انجام داده است، زمینه را برای سرزنش های نفس لوامه و عذاب وجدان و امکان توبه و رجوع به پلیس برای مرد می بندد.

در کل آنچه شیطان در «اغماء» انجام می دهد، فقط بر اساس القاء و الهام فجورات و منکرات است، بدون اینکه خودش در اسباب و زنجیره علّی و معلولی جهان هستی دخالت کند یا کسی را وادارد به اجبار تن به انجام گناهی دهد.

جامعیت مفاهیم دینی و داستانی

«او یک فرشته بود» نسبت به «اغماء» از یک سو از داستان یک خطی و کمبود قصه های فرعی رنج می برد و تقابل شخصیت ها با شکل گیری مثلث عشقی خیلی دیر شکل می گرفت و باعث افت ریتم و تعلیق داستان می شد و از سوی دیگر در ارتباط با مضامین دینی نیز از جامعیت کمتری برخوردار بود.

در «او یک فرشته بود» غرور «بهزاد» باعث ورود شیطان به زندگیش می شد و گناهانی که در پی می آورد، خیانت به همسر و بی حرمتی به مادر و کسب پول حرام بود و بیشترین ظرفیت دراماتیک داستان بر روی روابط عاطفی جاری در خانواده صرف می شد و اعمال ناشایست «بهزاد» بیشتر از آنکه در مقوله گناه و رویارویی با شیطان جای بگیرد، شکل آسیب های اجتماعی و خانوادگی را می یافت.

در حالی که در «اغماء» به گناهان بیشتری پرداخته می شود و سیر نزول اخلاقی دکتر «پژوهان» با جزئیات عمیق تری همراه است. ورود شیطان به زندگی دکتر با کفر و ناسپاسی و شک و تردید وی نسبت به خداوند بعد از ماجرای فوت همسرش شکل می گیرد که از منطق و عمق بیشتری برخوردار است.

زیرا فقدان عزیز و ضربه حاصل از مصیبت، خیلی بیشتر از غرور می تواند انسان را به عرصه امتحان و ابتلای الهی بکشاند، بعد از آن شیطان با توجه به نقطه ضعف های بشری دکتر، گناه خودبینی و عجب و کبر را در او می پروراند و مسیر دکتر را به روی گناهان کبیره ای مانند دروغ، تهمت، غیبت، سوء ظن و بدگمانی و حتی قضا شدن نماز واجب باز می کند و در قصه های فرعی نیز به سایر گناهان مثل ربا، قتل، دزدی، دورویی، عدم وفای به عهد و ادای نذر و ... می پردازد و خطر حضور شیطان در همه جا احساس می شود.

در «اغماء» تسلیم دکتر در برابر «الیاس» از منطق داستانی و دینی به طور توأمان برخوردار است، دکتر با اغفال شیطان که دست به تلبیس باطل در کسوت حق می زند، دچار این توهم شده است که به عنوان یک فرد خاص برگزیده شده و با آگاهی از اسرار غیبی مأموریت یافته است تا اراده خداوند را در زمین تحقق بخشد و در این مسیر سخت و مسئولیت دشوار مجاز به عدول از شریعت است، به همین دلیل کاملاً خود را در اختیار «الیاس» می گذارد و به هشدار و تذکر هیچ کس توجهی نمی کند؛

چون تصورش این است که او اسراری را می داند که دیگران نمی دانند. به همین دلیل تا انتهای داستان، همدلی مخاطب را با خود حفظ می کند و تماشاگر پیوسته دعا می کند تا او زودتر پی به ماهیت شیطانی «الیاس» ببرد و خود را از شر او نجات دهد.

میزان قدرت و اختیارات و امکانات شیطان فقط در حد وسوسه کردن و تحریک انسان ها به سوی گناه و انحراف است. در واقع شیطان هرگز نمی تواند وجود کسی را به تسخیر خود درآورد و او را وادارد تا کارهای زشت و منکر انجام دهد، بلکه انسان خودش تصمیم می گیرد که به وساوس شیطان عمل کند یا از آن بپرهیزد.

اما در «او یک فرشته بود»، «بهزاد» مثل بسیاری از مردانی که دست به خیانت به همسران شان می زنند، فریفته جاذبه های زن جوان و زیبا می شود. تا زمانی که هوس او با دلسوزی و مسئولیت پذیری اش نسبت به یک دختر بی پناه در هم آمیخته، مخاطب او رادرک می کند و وضعیت دشوار او را می پذیرد؛ اما از آنجایی که «بهزاد» خود نیز از علاقه آلوده اش به «فرشته» مطلع می شود، پافشاری وی بر ادامه این رابطه که تا فروپاشی زندگی زناشویی و مرگ مادرش پیش می رود؛ از او یک مرد زنباره و گناهکار می سازد و کاملاً از جانبداری مخاطب محروم می شود.

she-was-an-angel
she-was-an-angel

«بهزاد» علی رغم همه هشدارهای اطرافیان، هرگز در رفتارش تأملی نمی کند و به درستی یا نادرستی اعمالش نمی اندیشد، او به گونه ای در برابر «فرشته» رفتار می کند که گویی هیچ اختیار و اراده ای از خود ندارد و فاقد هرگونه امکان و قدرتی برای تشخیص حق از باطل است. تا زمانی که «فرشته» در آتش خود می سوزد و گویی طلسم و جادویش باطل می شود، «بهزاد» به خود نمی آید وبه اشتباهات و گناهانش پی نمی برد.

اما دکتر «پژوهان» همچون «بهزاد» کاملاً چشم و گوش بسته نسبت به شیطان رفتار نمی کند، بلکه تا زمانی تابع وسوسه های اوست که هنوز به ماهیت اهریمنی اش پی نبرده و او را انسان مؤمن و پرهیزکاری می داند. ضمن اینکه در مسیر سقوط اخلاقی اش نیز به طور مطلق اختیار و اراده خود را به دست شیطان نمی سپارد، بلکه در مواردی که می تواند به غلط بودن آن پی ببرد، دیگر به حرف «الیاس» گوش نمی دهد و راه درست را برمی گزیند، مثل دوباره خواندن نمازی که «الیاس» از آن سرباز می زند یا نگه داشتن روزه اش! دکتر بارها بعد از گناهانش احساس بدی نسبت به خود می یابد و از عذاب وجدان رنج می برد مانند ناراحتی اش بعد از برخورد توهین آمیزش با «دکتر نایینی» یا مجادله اش با «پری» و دروغ گفتنش.

همین موارد کوچک زمینه های تحول و توبه دکتر را در ذهن آماده می سازد و امکان مبارزه و شکست دادن شیطان را به طور کلی نفی نمی سازد و مخاطب را در انتظار لحظه ای نگه می دارد که دکتر «پژوهان» باطن واقعی «الیاس» را ببیند و خود را از دام او برهاند.

البته «او یک فرشته بود» حضور روحانی و مبلغ دینی، و در «اغما» حضور «پیربابا» به عنوان مأموری از جانب خدا، پیوسته نقش انذار و هشداردهنده به قهرمانان را دارد، اما چیزی که در هر دو سریال، جای آن خالی است، نشانه های قدرت خداوند و هدایت معنوی اوست. طبق آیات و روایات و مستندات دینی درست است که خداوند به شیطان مهلت داد، اما هرگز انسان را بدون هیچ کمک و امدادی در برابر وسوسه های ابلیس رها نکرده و به خود وا نگذاشته است.

در طول داستان که به تدریج دکتر و «بهزاد» دچار استحاله شخصیتی می شوند و در گرداب ضلالت و گمراهی پیش می روند هیچ نیرو و نشانه ای که بر انگیزاننده خودآگاهی و هشدار الهی باشد، دیده نمی شود، گویی در این عرصه ابتلا و آزمون الهی فقط شیطان است که یکه تازی می کند. در حالی که همواره نیروی خیر و شر و حق و باطل در مبارزه با یکدیگر هستند. اگر نفس اماره در وجود انسان نهاده شده، نفس لوامه و مطمئنه نیز در برابر آن قرار داده شده است.

اگر چه نشانه هایی مانند مرگ «منوچهر» حاکمیت قدرت خدا بر شیطان را نشان می دهد و دکتر را به تأمل وا می دارد، اما وقتی قطب منفی به اندازه «الیاس» قوی است، قطب مثبت نیز باید قابلیت تقابل با او را داشته باشد.

البته در «او یک فرشته بود» از رابطه محبت و ارادت میان «بهزاد» و روحانی در جهت هدایت معنوی استفاده شده است ولی در «اغما» به دلیل اینکه «پیربابا» زمانی وارد قصه می شود که فرصت کمی برای خلق این ارتباط مانده، از آغاز فیلم از حضور دکتر «بردیا» در جهت تذکربخشی به «پژوهان» بهره گرفته می شود. زنی که در طول سریال از او به عنوان شخصیتی مثبت و مذهبی یاد می شود که مدام در تلاش است با حفظ شخصیت «پژوهان» در نزد دوستان و همکارانش در بیمارستان، اشتباهات وی را یادآور شود و نقش فرشته آگاه دهنده و بازدارنده از بدی ها یا همان نفس لوامه را بازی کند و اندکی در مقابل «الیاس» و نفس اماره ایستادگی کند.

هر چند همان طور که شیطان مجال این را یافته است تا گفتگوی دو جانبه ای را با انسان داشته باشد، باید در داستان نشانه هایی نیز از ارتباط دوسویه انسان و خدا نیز دیده شود تا جنود رحمانی و جنود شیطانی هر دو در عرصه امتحان الهی به چشم آیند.

در پایان باید اشاره کرد که آمیزش دین و درام، راهی است که به تازگی فیلسمازان در آن قدم گذاشته اند و در این مسیر همچون طفلی می مانند که نخستین قدم های خود را برمی دارد. بنابراین اگر در طول این سلوک گاهی پایشان می لغزد و قدمی را به خطا برمی دارند، شایسته است که به جای عتاب و سرزنش و توبیخ دست آنان را گرفت یاری شان داد.

البته در «او یک فرشته بود» حضور روحانی و مبلغ دینی،و در «اغما» حضور «پیربابا»به عنوان مأموری از جانب خدا، پیوسته نقش انذار و هشداردهنده به قهرمانان را دارد، اما چیزی که در هر دو سریال، جای آن خالی است، نشانه های قدرت خداوند و هدایت معنوی اوست. طبق آیات و روایات و مستندات دینی درست است که خداوند به شیطان مهلت داد، اما هرگز انسان را بدون هیچ کمک و امدادی در برابر وسوسه های ابلیس رها نکرده و به خود وا نگذاشته است.

سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد
سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد

ارزیابی مهاجرت
نظر خود را درباره «سریال او یک فرشته بود ، ماهیت شیطان و حضورش در زندگی افراد» در کادر زیر بنویسید :
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید

دسته بندی های وب سایت آسمونی

آسمونی شامل بخش های متنوعی است که هر کدام از آنها شامل دنیایی از مقالات و اطلاعات کاربردی می باشند، شما با ورود به هر کدام از دسته بندی های مجله اینترنتی آسمونی می توانید به زیردسته های موجود در آن دسترسی پیدا کنید، برای مثال در دسته فیلم و سینما؛ گزینه هایی مثل نقد فیلم، معرفی فیلم ایرانی، فیلم بین الملل، انیمیشن و کارتون و چندین بخش دیگر قرار دارد، یا بخش سلامت وب سایت شامل بخش هایی همچون روانشناسی، طب سنتی، نکات تغذیه و تناسب اندام می باشد.