- آسمونی
- مجله اینترنتی
- فرهنگ و تاریخ
- شعر و ترانه
- سلام زمستان؛ اشعار زیبای زمستانی
سلام زمستان؛ اشعار زیبای زمستانی
فصل زمستان آغاز شده است، این فصل برای بسیاری از افراد خاطره انگیز و زیبا است، شاید خاطره انگیز شدن فصل زمستان بارش برف و باران باشد. آسمونی در این بخش متنها و اشعار بسیار زیبایی در مورد زمستان تهیه کرده است که در ادامه میبینید.
*******
آدم برفی فقط 1 پا دارد…
چشمانش از دکمه است اما میخندد…
آدم برفی در برف میخندد چرا که این شانس را دارد که
باشد حتی آدم برفی باشد و باشد….
*******
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
میتوان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام
*******
دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند
*******
رفاقت مثل آدم برفی میمونه، درست کردنش راحت اما نگه داشتنش سخت!
*******
باران یا برف … چه فرقی میکند؟
تو که باشی ، هوا که هیچ ؛ زندگی خوب است …
*******
داره برف میاد به اسمون نگاه کن هروقت برف سیاه بارید بهم خبر بده ، اون موقع من دیگه دوستت نخواهم داشت
*******
برف نو! برف نو!
سلام، سلام
بنشین، خوش نشسته ای بر بام
پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگی ست این ایام
*******
وقتی بهت گفتم: دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی! به چه دلخوش کرده ای؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی؟
*******
عشق یعنی امید ، یعنی طراوت باران ، یعنی سفیدی برف، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن!
*******
سوزی که برف داره، بارون نداره
معرفتی که تو داری، هیچ کــس نداره !
*******
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم؟
*******
در برف، سپیدی پیداست. آیا تن به آن می دهی؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند. (ارد بزرگ)
*******
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه !!!!!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه
*******
عاشق زمستان و برفم، او را نمی دانم …
من و زمستان، هیچوقت او را نفهمیدیم.
*******
عشق یعنی: چون خورشید تابیدن بر شب های دوست و چون برف ذوب شدن بر غم های دوست.
*******
برف آمد و پاییز فراموشت شد. آن گریه ی یک ریز فراموشت شد. انگار نه انگار که با هم بودیم . چه زود همه چیز فراموشت شد
*******
دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف، چون یه روز آب می شه. دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل، چون یه روز پژمرده می شه . دوستت دارم به اندازه ی دنیا، چون هیچ وقت تموم نمی شه !
*******
اگه برف می دونست زمین خاکی چقدر کثیفه، برای اومدن به اون لباس سفید نمی پوشید
*******
آرزو می کنم غم های دلت بروند زیر برف های زمستانی تا همیشه بدون غم بمان
*******
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
*******
زمستان است
زمین برفی و فصل زمستان
هوای ابری و درگیر باران
نمای مردۀ بی روح و بی جان
درختان، شاخه های لخت و عریان
شبیه دسته ای روح پریشان –
سفید ِ قله های ِ کوهساران
فضای خلوت ِ کوچه – خیابان
عبوری با قدمهای شتابان
نگاه از منظری در مه گرفته
سلام دستها در جیب پنهان
زمستان است زمستان است زمستان
هوا سرد است سرها در گریبان
شعر: میکائل شریفی
*******
“زمستان “، زمستان است
نگاه سردتو بر من زمستان است
صدای سرد تو بر من زمستان است
بهار چشم تو بر من زمستان است
به گرمی دل نمیبندم
دلم لبریز از سردیست
در آغوشت پناهم نیست
چرا دنیا چرا دنیا
دلم از درد میسوزد
کسی با من موافق نیست
به درد خود گرفتارم
لبانم خشک از سردیست
صدایم مرده
دل خشکیده
دنیایم زمستان است
چرا دنیا چرا دنیا؟ …
شعر: محمد داریونی