کد مطلب: 4100 درج نظر
آدم بزرگا اینجوریند دیگه !
زمان مطالعه: 1 دقیقه
  اگه به يه آدم بزرگ بگي يه خونه ديدم كه جلوي پنجره هاش پر بود از گلهاي بنفشه و تو حياطش يه حوض كوچك و يه...

 

اگه به يه آدم بزرگ بگي يه خونه ديدم كه جلوي پنجره هاش پر بود از گلهاي بنفشه و تو حياطش يه حوض كوچك و يه فواره داشت و پروانه ها از اين گل رو اون گل مي نشستند و صداي پرنده ها به گوش مي رسيد،
براش قابل درك نيست كه شما از چه خونه اي حرف مي زنيد ولي اگر بهش بگين يه خونه ديدم كه دو ميليارد و نهصد هزار تومن قيمتش بود فورا ميگن:

" عجب خونه اي" ........

آدم بزرگا اينجورين ديگه،‌ فقط عدد و قيمت سرشون ميشه

اگه بهشون بگي

به تازگي با يه دختري دوست شدم كه از صداي آبشار خوشش مياد و تن صداش آدم رو ياد موسيقي باد و رود مي اندازه و از نقاشي خوشش مياد و موسيقي آروم گوش مي كنه ،‌ با بي تفاوتي شونه هاشون رو بالا مي اندازند ولي اگه بگي يه دوست جديد پيدا كردم كه بيست و چهار سالشه و قدش يك وهفتاد و دو و شصت و سه كيلو وزنشه و حقوقش ماهي هفت ميليونه و دو تا ماشين داره،‌ بي درنگ ميگه:

" واااااااااااااااااي عجب آدمی گيرت اومده" ........

آدم بزرگا اينطوريند ديگه

. . همه چيز رو با قيمت و عدد و رقم مي شناسند و درك مي كنند برا همين همش بايد همه چيز رو براشون توضيح بدي،‌ كه اين از حوصله بچه ها خارجِه !

برا همين گاهي مجبور ميشيم به زبون خودشون باهاشون حرف بزنيم

.
.
.

-منبع: برگرفته از كتاب " شازده كوچولو" اثر آنتوان دو سنت اگزوپري

ثبت نظر درباره «آدم بزرگا اینجوریند دیگه !»

برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید


ورود به سایت