کد مطلب: 26855 درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
وقایع شب تاسوعا در خیمه گاه های امام حسین

وقایع شب تاسوعا در خیمه گاه های امام حسین

شب تاسوعا یعنی روز نهم محرم و یک روز مانده به عاشوراست. در فاصله میان رسیدن شمر در روز نهم تا روز دهم حوادثی اتفاق افتاد که می توانیم آن را آمادگی روانی برای شهادت بخوانیم. در این بخش آسمونی پنج وقایع شب تاسوعا و شب عاشورا گذشت یادآوری می کنیم تا نقش تاسوعا در آمادگی برای شهادت روشن شود.

زمان مطالعه: 4 دقیقه

در کربلا تا روز نهم محرم خبری از جنگ نبود. سپاهیان دشمن مانع حرکت آن حضرت به کوفه شده بودند و اصرار می کردند که ایشان با یزید بیعت کند و امام هم نمی پذیرفت. در روز نهم – یعنی تاسوعا - شمر وارد کربلا شد و نامه ابن زیاد را به عمر بن سعد داد که دستور جنگ بود. در ابتدا ابن سعد رغبتی به این کار نداشت اما حاضر نشد که کنار بکشد. به این جنگ راضی شد و خود را بدبخت جاویدان کرد.

در فاصله میان رسیدن شمر در روز نهم تا روز دهم حوادثی اتفاق افتاد که می توانیم آن را آمادگی روانی برای شهادت بخوانیم. در اینجا پنج حادثه که در خلال تاسوعا و شب عاشورا گذشت یادآوری می کنیم تا نقش آنها در آمادگی برای شهادت روشن شود.

شما چهار نفر در امانید

شمر که دید ابن سعد آماده جنگ است به نزدیک لشگر امام حسین علیه السلام رفت و فرزندان ام البنین علیهاالسلام را که مادرشان هم قبیله با او بود صدا زد و گفت: شما در امانید به همراه برادر خود حسین نجنگید و از او کنار بکشید.

آنها نپذیرفتند و پاسخی دندان شکن به او دادند و شمر با حالت خشم به لشگرگاه خود بازگشت.

فرصتی برای عبادت در شب تاسوعا

ابن سعد با شعار «ای لشگرهای خدا سوار شوید و به بهشت بشارت دهید» لشگر خود را به سمت اصحاب امام حسین علیه السلام روانه کرد. حضرت سید الشهداء علیه السلام، عباس علیه السلام را با بیست نفر به سوی آنها فرستاد تا بپرسند خبر چیست. آنها خبر از جنگ دادند. حضرت عباس علیه السلام سریعا برای کسب تکلیف پیش امام حسین برگشت و در این مدت بقیه گروه او لشگر دشمن را موعظه می‏نمودند. امام حسین علیه السلام از ایشان مهلتی خواست و فرمود: امشب را صبر کنند و نبرد را به فردا موکول کنند که امشب قدری نماز و دعا و استغفار کنم، زیرا خدا می‏داند که من نماز و تلاوت قرآن و کثرت دعا و استغفار را دوست می‏دارم.

در شب تاسوعا همگی بروید و در کربلا نمانید

امام سجاد علیه السلام فرمودند: من در آن وقت مریض بودم، با آن حال نزدیک شدم و شنیدم که پدرم به اصحاب خود گفت:

ثنا می‏کنم خداوند خود را به نیکوتر ثناها، و حمد می‏کنم او را بر سختی و آسانی، ای پروردگار من، سپاس می‏گزارم تو را بر این که ما را به تشریف نبوّت تکریم فرمودی، و قرآن را تعلیم ما نمودی، و ما را در دین دانا کردی، و ما را گوش شنوا و دیده بینا و دل دانا عطا کردی، پس ما را از شکرگزاران خود قرار ده.

امّا بعد، همانا من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمی‏دانم، و اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر ندانم، خداوند شما را جزای خیر دهد بدانید که به همه شما اجازه می دهم که بروید و هیچ ایرادی هم نیست اکنون پرده شب شما را فرو گرفته است به کمک این تاریکی از اینجا بروید. چون آن جناب سخن را به اینجا رسانید.

حضرت عباس علیه السلام گفت: برای چه این کار کنیم؟ آیا برای آن که بعد از تو زندگی کنیم؟ خداوند هرگز نگذارد که ما این کار ناشایسته را دیدار کنیم.

بقیه یاران نیز هر یک به زبان خود و با عبارتهای محکم و زیبا درباره جانفشانی در راه او را که با جان و دل انتخاب کرده بودند سخن گفتند. سپس آن حضرت همگی را دعای خیر فرمود.

 آماده شدن خواهر برای مصائب بزرگ در شب تاسوعا

از امام سجاد علیه السلام نقل شده که در آن شب عمّه‏ام زینب علیهاالسلام پرستاری من می‏کرد که شنیدم پدرم این اشعار را قرائت می‏فرمود:

یا دهر أفّ لک من خلیل                   کم لک بالاشراق و الأصیل‏

به سبب این اشعار گریه در گلوی من گرفت ولی بر آن صبر نمودم اما عمّه‏ام نتوانست خویشتنداری کند و بی اختیار به سمت آن حضرت شتافت و گفت: وا ثکلاه! کاش مرگ مرا نابود می کرد، اکنون مانند زمانی است که مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن از دنیا رفتند، ای برادر تو جانشین گذشتگانی و فریاد رس بقیّه آن‏هایی.

سید الشهداء علیه السلام به او نگاه کرد و فرمود: ای خواهر! مراقب باش که شیطان حلم تو را نرباید ... ای خواهر! بپرهیز از خدا و شکیبایی‏کن و بدان که اهل زمین می‏میرند و اهل آسمان باقی نمی‏مانند و هر چیزی در معرض هلاکت است جز ذات خداوندی که خلق فرموده به قدرت خویش خلایق را بر می‏انگیزاند و زنده می‏گرداند ایشان را و اوست فرد یگانه.

جدّ و پدر و مادر و برادر من بهتر از من بودند و هر یک دنیا را وداع نمودند، و از برای من و برای هر مسلمی است که اقتدا و تأسّی کند بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله. ای خواهر! من تو را قسم می‏دهم و باید به قسم من عمل کنی، وقتی که من کشته شوم گریبان در مرگ من چاک مکن و چهره خویش را به ناخن مخراش و از برای شهادت من به ویل و ثبور (هلاکت) فریاد نکنی. اینگونه، زینب آرامش یافت.

شب تاسوعا شب عبادت

به دستور حضرت امام حسین علیه السّلام در آن شب خیمه‏های حرم را متّصل به یکدیگر برپا کردند، و بر دور آن‏ها خندقی حفر کردند و از هیزم پر نمودند که جنگ از یک طرف باشد و حضرت علی اکبر علیه السّلام را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب با نهایت خوف و بیم آوردند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، وضو بسازید و غسل کنید و جامه‏های خود را بشویید که کفنهای شما خواهد بود و آنان تمام آن شب را به عبادت و دعا و تلاوت و تضرّع و مناجات به سر آوردند و صدای تلاوت و عبادت از لشگر سعادتمند آن نور دیده خیر البشر بلند بود.

آمادگی برای شهادت در شب تاسوعا

همه این رخدادها نشان می دهد که روز تاسوعا و شبی که بعد از آن آمد مقدمه ای برای روز شهادت بود. در تاسوعا روشن شد که سرنوشت همه مردان شهادت است و آنها هم به میل خود آن افتخار را پذیرفتند و زینب سلام الله علیها به مقام صبر رسید. تعدادی از افراد خوشبخت از لشکرگاه دشمن به آنها ملحق شدند و سید الشهداء علیه السّلام و اصحاب سعادتمند ایشان فضای خیمه گاه را به نور قرآن و استغفار و مناجات روشن کردند و با آمادگی کامل صبحگاه فردا پا به نبرد گذاشتند.

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «وقایع شب تاسوعا در خیمه گاه های امام حسین»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

5 * 8 = ?