کد مطلب:  26828 
13 نظر
13 نظر
زمان مطالعه: 5 دقیقه
انشا در مورد امام حسین

انشا در مورد امام حسین

انشا درباره امام حسین علیه السلام به صورت ادبی و ساده برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند.
زمان مطالعه: 5 دقیقه

با توجه به اینکه در ماه محرم و ماه امام حسین (ع) هستیم، در بسیاری از مدارس، معلمین انشا برای درس انشا، موضوع انشا درباره امام حسین و ماه محرم را به دانش آموزان می دهند. آسمونی در این بخش چند نوع انشا در مورد محرم و امام حسین (ع) به سه روش مختلف را برای شما عزیزان منتشر می کند.

انشا در مورد ماه محرم و امام حسین (ع)

  • انشای اول

در بر گهواره ی خالی نگر                           لاله ای روییده اما پرپر است

لاله ی ما اصغر نیکو لقاست                      کشته ی شش ماهه ی کرب و بلاست

دشت پر از ناله و شور و نواست                 خون او رنگ رخ آلاله هاست

از میان خیمه گاه صدای کودکی می آید، کودکی که با گریه ی خود از پدر تقاضای آب می کند کودکی تشنه و بی قرار عباس کجاست؟ کنار رود فرات با مشک خشک و بی آب،در تیر باران دشمن مشک را پر می کند اما افسوس که عمو هم نمی تواند با دستان بریده آب را به کودکان برساند، می خواهد مشک را به دندان بگیرد و مرحمی بر زخم تشنگی برادرزاده اش باشد اما نمی شود، طاقت کودکان تمام شده ،گریه ی شش ماهه ی کربلا دل ها را به رحم می آورد اما این نامردان شیطان صفت حتی به او هم رحم نمی کنند با دستان خشم و نفرت خود گلویش را نشانه می گیرند، آنگاه که حسین او را با دستان مهربانش بلند می کند تا شاید به خود آیند و سیرابش کنند اما...چه لحظه ی دردناکی است آن هنگامی که خون نازنینش دستان پدر را گرم و رنگین می کند، مشتش پرخون  می شود و آنجاست که خون را بر آسمان می ریزد  و می گوید راضیم به رضای خدا...

ناگاه آسمان تیره می شود  و خون سرخ علی اصغر در پهنه ی آسمان موج  میزند .موجی که آسمان دلها را قرن هاست بارانی کرده است...

خدایا این باران را دوست دارم چون قصه ی آب،مشک و بچه های تشنه را برایم یادآور می شود...

  • انشای دوم

انشا ادبی در مورد امام حسین
انشا ادبی در مورد امام حسین

دوباره بوی محرم به مشام می رسد و پرچم های مشکی در گوشه و کنار شهر بر در و دیوار خودنمایی می کند نام حسین ورد زبانها می شود و قصه اش همه جا نقل می گردد قصه ای پرغصه ،قصه ی عاشورا ،روزی که امام با هفتاد و دو تن از یاران باوفایش قیام کرد و اینک سال هاست عزادارانش سوگوارند و یادش زنده تر از همیشه است

عاشورا چه قصه ها در دل دارد! قصه ی ابوالفضل العباس(ع)،قاسم جوان رشید را،رقیه طفل سه ساله را،علی اکبر و علی اصغر را و زینب بزرگ را...از کدام یک باید بگویم از علی اصغر که دشمنان بی رحم بر تشنگی اش رحم نکردند و تیری بر گلویش زدند و جویباری از خون جاری ساختند یا از رقیه که هجر پدر را طاقت نیاورد و با سر پدر نجوا کرد و نمی دانم چه شنید که آرام شد برای همیشه،آرامشی در کنار پدر،یا از زینبی که این همه بار مصیبت به دوش کشید اما استوار ماند...

عاشورا قصه ی غمباری است که مشتاقان اباعبدالله الحسین را  هرساله به خود می خواند ...

قصه ای که تکرار تاریخ هم غبار فراموشی بر آن نمی نشاند و با ورق زدن هر صفحه از این کتاب ،گوهر اشک می افشانیم ،قصه ای که با شنیدنش دلهایمان به درد می آید .

باشد که با خواندن و ورق زدن این کتاب ،درس های عاشورا را  بیاموزیم، حسین (ع)را بشناسیم و در حفظ دینمان محکم و استوار باشیم.

  • انشای سوم

باز محرمی دیگر از راه رسیدو غم عالم در دل تمام عاشقان کوی حسین خیمه زد ،حسینی که خود و اهل بیتش را فدای اسلام کرد تا بیاد داشته باشند امر به معروف و نهی از منکر از بزرگترین فریضه های دینی ماست.کربلا در مصاف نبردی سخت از سال ها پیش هنوز در یاد و خاطره ی تمام مسلمانان است و سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است.

جنگ نابرابری که بهترین خاندان اهل بیت را به شهادت رساند آنگاه که حسین به سمت خیمه ها روانه شد تا برای آخرین بار با اهل بیتش وداع کند با خواهرش که تنها غمخوارش در دشت نینوا بود،با دختران کوچکش با زین العابدین و علی اصغر شش ماهه اش کوچکترین شهید کربلا.

آری حسین آخرین وداعش با طفل کوچکش بود آنگاه که او را از آغوش پرمهر عمه جدا می کند و بر بالای دست می گیرد،یزیدیان ملعون حتی به غریبی او هم رحم نکردند و با تیری سه شعبه گلوی کوچکش را نشانه گرفتند دستان حسین از خون علی اصغر لبریز شد حسین این خون را به آسمانها ریخت و غم خونبارش را بر آسمان پاشید،وقتی دوباره به قتلگاه برگشت جان عزیزش را فدای دینش کرد و به جهانیان ثابت کرد که خون بر شمشیر پیروز است.

بیایید ما هم چون امام حسین(ع)در دفاع از آرمانهای اسلام عزیزمان بکوشیم.

ماه اشک و خون،ماه محرم را به همه ی مسلمانان تسلیت می گویم.

  • انشای چهارم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

درد دارد عمری از راه دور به عزیزت سلام بدهی و نتوانی از نزدیک میهمانش شوی. سفره کرامتش آنقدر گسترده است که همگان از آن فیض می برند و عده ای چون من، تنها، حسرتش را می خورند.

این روزها ارباب میهمانی دارد و کار من هم شده است بدرقه ی میهمانان… . میهمانانی که با شادی، بار سفرشان را می بندند تا سوار بر کشتی نجات شوند. راستی ارباب! کشتی ات جا دارد؟ ترسم از غرق شدن در آب است.

می گویند کربلا رفتن دعوت می خواهد اما نگفته اند طاقت می خواهد. مثل این است که هر روز تصویر بهشت را نشانت دهند و بگویند صبر کن تا دعوتنامه ات برسد! این صبرکردن ها و ناله نکردن ها کار ایوب است و درد فراق کشیدن، کار یعقوب؛ نه کار نوکری که هر لحظه چشمانش را به دست کرامت اربابش دوخته است تا بی نیازش کند.

من هم دلم می خواهد در پیاده روی اربعین، عمود به عمود جاده را با نام حسین (ع) پشت سر بگذارم و از شوق رسیدن به بهشتش، سر از پا نشناسم. خواسته های دل است دیگر! دلیل و منطق نمی خواهد. هوای معشوق را که کند، دست بردار نمی شود.

و در نهایت، جا مانده ایم و شرح قصه نیست…

تنها سخن ما به زوار حسین اینست:

کربلا رفتن خود را به رخ ما نکشید
ما درست است نرفتیم
ولی دل داریم …

  • انشا در مورد امام حسین برای کودکان

انشا در مورد امام حسین برای کودکان
انشا در مورد امام حسین برای کودکان

دشمنان امام حسین آدم های بدی بودند که حتی به به بچه خیلی کوچک امام حسین (ع) که 6 ماهش بود رحم نکردند و او را شهید کردند. ولی یاران امام حسین خیلی شجاع بودند و از دشمن نمی ترسیدند و دوست داشتند به خاطر امام حسین جانشان را فدا کنند. به همین خاطر است که ما آنها را خیلی دوست داریم و خدا هم آنها را خیلی دوست دارد.

ما حضرت ابوالفضل (ع) را هم خیلی دوست داریم . حضرت ابوالفضل برادر امام حسین است . وقتی بچه های امام حسین خیلی تشنه بودن حضرت ابوالفضل رفت تا برای آنها آب بیاورد ولی وقتی به کنار نهر آب رسید با اینکه خودش خیلی تشنه بود از آن آب نخورد چون دوست داشت اول امام حسین و بچه های امام حسین آب بخورند . وقتی حضرت ابوالفضل داشت برای بچه ها آب میاورد در راه شهید شد . با این که او خیلی قوی و شجاع و مهربان بود ولی جانش را به خاطر بچه های امام حسین فدا کرد.

به همین خاطر مردم هر سال روز عاشورا و تاسوعا به یاد امام حسین و حضرت ابوالفضل و 72 یار شجاع امام حسین و بچه های امام حسین مراسم عزاداری میگیرند و به روضه و هیات میروند.

ما باید سعی کنم از زندگی امام حسین و یارانش درس شجاعت بگیریم و آدم های خوبی باشیم تاامام حسین (ع) ما را دوست داشته باشد.

نظر خود را درباره «انشا در مورد امام حسین» در کادر زیر بنویسید :
4 + 8 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید