- آسمونی
- مجله اینترنتی
- دین و اندیشه
- اسلام
- توحید رکن اول اصول دین
توحید رکن اول اصول دین
توحید به معنای یگانه دانستن خداوند و پایه ای ترین و اولین اصل اعتقادی در اسلام و مهم ترین شعار آن است. نخستین آموزه ای که پیامبر اسلام برای مردم بیان کرد باور به خدای یکتا بود که با جمله لا الٰه الا اللّٰه ابراز می شود. آسمونی در این بخش مطالب کامل و جامعی در مورد توحید برای شما عزیزان تهیه کرده است که در ادامه می خوانید.
تمام آموزههای اعتقادی، اخلاقی و فقهی اسلام به توحید باز میگردد. مسلمانان همه روزه در اذان و نماز به وحدانیت خداوند شهادت میدهند.
در توحید نظری باور به توحید همه شؤون خداوندی را دربرمیگیرد. خدا ذاتی یگانه دارد و موجودی شبیه و مثل او نیست (توحید ذاتی)، در افعالش نیز به غیر خودش نیازی ندارد و تمام موجودات نیازمند او هستند (توحید افعالی). بنابر توحید عملی نیز فقط خداست که شایسته پرستش است و لازم است که مسلمانان اعمال دینی خود را فقط برای خدا انجام دهند (توحید عبادی) و فقط از او کمک بخواهند. از نظر شیعیان حتی صفات خداوند نیز چیزی به جز ذات خداوند نیستند (توحید صفاتی).
در بسیاری از آیات قرآن به توحید و جایگاه خداوند اشاره شده است. بنابر قرآن، باور توحیدی ریشه در فطرت انسانها دارد، همه پیامبران منادی توحید بودهاند و بیشترین همت آنها از بین بردن شرک و رفتارهای مشرکانه بوده است و اصولا هدف بعثت پیامبران این بود که با شرک مبارزه کنند و پرستش خدای یکتا را رواج دهند.
برخی از مسلمانان، با تفسیری غیرمشهور از معنای عبادت، مدعی شدند بعضی از رفتارهای رایج مسلمانان با توحید تعارض دارد. این اندیشه از سوی اکثریت دانشمندان شیعه و سنی مورد انتقاد قرار گرفته و پذیرفته نشده است.
معنای توحید
توحید، از ریشه «و ح د»، به معنای یکی گفتن است. در عربی جدید به معنای یکی کردن نیز به کار میرود. کلمه وحد ــ که واژههای واحد، وحید، وَحْد (وَحدَهُ، وحدَک، وحدی)، وحدانیت، وحدانی و اَحد (همزه جانشین واو) از آن اشتقاق یافته ــ دلالت بر یکی بودن دارد و کاربرد این کلمات برای خدا نیز ناظر به همین معناست.
طبق احادیث، پیامبر(ص) واژه توحید را به معنای تصدیق گزاره «لااله الاّ اللّه وحدَه لاشریک له » و مانند آن به کار بردهاند. این کاربرد در احادیث امامان نیز وجود دارد.
از قرن دوم به بعد کاربرد واژه توحید در همین معنا و سپس در اشاره به مجموعه مباحث مرتبط با وجود و صفات و افعال خدا رایج شد و در احادیث شیعه نیز در همین گستره معنایی به کار رفت.
بعدها این توسعه معنایی مبنای تدوین آثاری با عنوان کتاب التوحید شد که به مباحث مربوط به این آموزه میپردازند. حتی دانش کلام از آن رو که اساسیترین مبحث آن بحث توحید است، به نام علم التوحید وگاه علم التوحید و الصفات نام گرفت.
جایگاه توحید در دین اسلام
آموزه توحید، محوریترین آموزه اسلام و مهمترین پیام قرآن است. این مطلب از تاکید قرآن و روایات بر این آموزه به روشنی نمایان است، به طوری که حدود یک سوم آیات قرآن در ارتباط با آن است و به تصریح قرآن، پیام تمامی پیامبران عقیده به توحید بوده است
دین اسلام توحید را پایۀ اصلی خداشناسی و مایۀ حیات واقعی انسان معرفی کرده و شرک را گناهی نابخشودنی دانسته است:
إِنَّ اللّهَ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَکَ بهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یشَاء وَمَن یشْرِکْ باللّهِ فَقَد افْتَرَی إِثْمًا عَظِیمًا (ترجمه: خداوند (هرگز) شرک را نمیبخشد، و پایینتر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) میبخشد، و آن کس که برای خدا همتایی قرار دهد گناه بزرگی مرتکب شده است.)[ نساء–48]
در روایتی از امیرالمومنین(ع)، توحید را پایه و اساس شناخت خداوند دانستهاند.
از منظر تاریخی نیز دعوت پیامبر اسلام، از همان آغاز، دو وجه ایجابی و سلبی داشت: وجه ایجابی و اثباتی آن دعوت به بندگی انحصاری خدای یکتا و وجه سلبی آن کنار گذاشتن بندگی بتها و هر باور یا رفتار شرکآمیز بود. سایر آموزهها و شرایع بر محور این آموزه دو وجهی سامان یافت.
نخستین جمله حضرت محمد(ص) خطاب به مردم مکه، در آغاز دعوت آشکار، نیز متضمن همین دو جنبه توحید بود: شهادت بر یکتایی خدا و وانهادن شرک. نمایندگان اعزامی آن حضرت به شهرها و نزد قبایل نیز مأمور بودند پیش و بیش از هر سخنی، مردم را نسبت به شهادت و پذیرش به یکتایی خدا دعوت کنند.
اهمیت و جایگاه محوری اعتقاد به توحید در میان مسلمانان باعث شده تا برخی توحید را به منزله نشانه مسلمانان و وجه تمایز آنان از پیروان دیگر ادیان به کار بردند؛ از این رو مسلمانان را اهل التوحید بخوانند.
توحید در قرآن
اهمیت اصل توحید در قرآن کریم چنان است که محتوای اصلی وحی پیامبر اسلام را چیزی جز اعلان یکتایی خدا نمیداندو برای رفع هر تلقی غیرتوحیدی نیز اشاره میکند که وحی کننده به همه انبیا یک خدا (همان اللّه) بوده است.
مفاهیمِ راجع به یگانگی خدا در قرآن با تعابیر متفاوتی آمده است:
-
نفی هر خدایی جز او: لااله الاّ اللّه (و نیز: الاّ هو، الاّ انَا، الاّ انت) و عبارتهای هم ارز آن: مامِنْ الهٍ الاّ اللّه (و نیز: مَنْ اِلهٌ غَیرُ اللّه، اَغَیرَ اللّه اَبْغیکم الهاً، اَاِلهٌ مع اللّهِ، ما لَکم مِنْ اِلهٍ غیره، ماکان معه مِنْ الهٍ)
-
یکی بودن خدا: هُوَاللّهُ احدٌ (و نیز: انّماهوَ الهٌ واحدٌ، اللّهُ الواحدُ، انَّما اللّهُ الهٌ واحدٌ)
-
یک خدا برای همگان : اِلهُکم اِلهٌ واحدٌ (و نیز: اِلهُنا و اِلهکم واحدٌ، الهِ الناس)
-
خدای همه عالَم : هوَ الذی فی السماء اِلهٌ و فی الاَرضِ اِلهٌ
-
نکوهش معتقدان به وجود آلِهه یا هر الاهی با اللّه : اَاِفکاً ا'لهه دونَ اللّهِ تریدونَ؛
-
تأکید بر ضرورت رها کردن اعتقاد به چند خدا: ولا' تَجْعَلوا مع اللّه اِلهاً آخَرَ
-
رد قائلان به تثلیث و سه گانه پرستی: لَقَدْ کفَرَ الذینَ قالوا انَّ اللّه ثالثُ ثلاثة؛
-
نفی فرزند از خدا: لم یلد و لم یولَدْ؛
-
نکوهش دیدگاهی که فرشتگان را دختران خدا میخواند؛
-
نفی هرگونه مثل و مانند برای خدا: لیس کمِثْله شیئی.
در قرآن این نکته نیز مطرح شده است که پایه دعوت همه پیامبران و موضوع اصلی وحی به آنان، اعلان یکتایی خدا بوده است.
قرآن از زبان نوح و هود و صالح و شعیب آورده که به قوم خود گفتند: «ما لکمْ مِنْ الهٍ غیرُه»
همچنین در مقام نکوهش مسیحیان که چرا عیسی و مادرش را خدا میخوانند، قرآن هشدار میدهد که در روز رستاخیز، حضرت عیسی از این اعتقاد نصارا بیزاری خواهد جست و خواهد گفت همه را به بندگی اللّه دعوت کرده و بدان مأمور بوده است.
علاوه بر واژه اللّه و اله، واژه «رب» نیز در قرآن بیش از هر چیز برای تأکید بر یکتایی خدا، بویژه در تدبیر عالم، یعنی همان توحید ربوبیت کاربردی گسترده دارد و مضامینِ پیش گفته در عبارتهایی چون ربّ العالمین (41 بار)، ربّ السموات و الارض (10 بار)، ربّ العرش، ربّ السموات السبع، ربّ المشرق و المغرب، ربّ المشارق، ربّ المشرقین و ربّ المغربین، ربّ کلّ شیئی، و ربّ الناس طنین انداز نظریه توحید قرآنی است.
پیشینه و تاریخ یکتاپرستی در دیدگاه قرآنی
از دیدگاه قرآن، یکتاپرستی از آنجا که در فطرت انسانی جای دارد، دارای قدمتی به قدمت انسان است؛ چرا که نخستین انسانی که بر روی زمین قرار گرفت خود پیامبری موحد بود. از سوی دیگر بنابر قرآن کریم، در دوران ابتدایی خلقت مردم همگی یکتا پرست بودهاند و شرک و انحراف پس از آن و به دلیل پیروی گروهی از هوا و هوس خود پیدا شد.
توحید فطری است
بنابر آیات قرآن کریم و نیز احادیث، اعتقاد به توحید در انسان گرایشی فطری است. منظور از فطری بودن آن است که چنین گرایشی اکتسابی نیست و نیاز به فراگیری و آموزش ندارد. آیه فطرت و آیه میثاق و نیز آیه 65 سوره عنکبوت از آیاتی است که مفسران بنا بر آنها فطری بودن توحید را استنباط کردهاند.
در بسیاری از آیات تصریح شده است که انسان در هر حال در رجوع به درون و فطرت خویش، برای صانع این جهان، جز یکتایی را نمیپذیرد. انسان حتی اگر در ظاهر شرک بورزد، آنگاه که دربارۀ خالق از او پرسش شود، جز به وحدانیت خدا رأی نخواهد داد.
توحید در احادیث
مضامین مرتبط با توحید در احادیث، بویژه احادیث اهل بیت علیهم السلام، ادبیات گسترده و پرباری فراهم آورده است. در این میان خطبه توحیدیه امیر مومنان علیهالسلام شهرت بسیار دارد. شماری از این احادیث، در تفسیر و تبیین آیات توحیدی قرآن است، شماری از آنها نکاتی از آموزه توحید را ارائه میکند، و در برخی از آنها برهانهای یکتایی خدا و مراد از این یکتایی بیان شده است.
نفی آموزههای غیرتوحیدی و رفتارهای غیر موحدانه و شرک آلود نیز موضوعِ شماری از احادیث است. جایگاه باور به توحید در دین نیز در تعدادی از احادیث مطرح شده است. بر پایه این احادیث، چند تن از محدّثان آثاری را در موضوع توحید، با همین نام یا نامی مشابه، فراهم آوردهاند. با توجه به گستردگی احادیث توحید، در این نوشتار تنها به ذکر چند نمونه اکتفا میشود.
بنا بر احادیث، اعتقاد به توحید برترین اعمال قلبی است و موحدان از عذاب به دورند و محبوبترین عبارت نزد خدا «لااله الاّ اللّه» است. امام رضا علیهالسلام، در حدیث مشهور سلسله الذهب، فرمود اگر این جمله با شروطش [مانند ولایت ] ادا شود، «پناهگاه و حصن اَمن خدا» است. اساساً سنگ بنای دین، معرفت خدا، یعنی یکی دانستن اوست و این، نخستین عبادت خدا نیز هست.
معنای وحدت
احادیث امیرالمومنین و دیگر امامان، بیش از هر چیز ناظر به تبیین و توضیح مراد از وحدت است. نفی وحدت عددی و اعتباری و تفسیر وحدت به بساطت ذات و بیمانند بودن از یکسو و نیز تأکید بر فراتر بودن وحدت حق متعال از فهم عقلانی از سوی دیگر، با تعبیرات گوناگون بیان شده است. تبیین توحید و نفی وحدت عددی در بیانی از امام علی علیهالسلام چنین آمده است که: یکی بودن به چهارگونه قابل توضیح است، دو گونه آن را نمیتوان برای خدا به کار برد و کاربرد دو گونه دیگر درست است.
دوگونه نخست عبارت است از واحد عددی به معنای یکی در برابر دو تا و بیشتر، واحد نوعی به معنای گونهای از یک جنس (یا صنفی از یک گونه).
دوگونه دیگر عبارت است از واحد به معنای بیمانند و بیشریک، واحد به معنای حقیقتی بسیط که نه در تحقق خارجی و نه در عقل و وهم تجزیه پذیر نیست. امام، قسم اخیر را با عنوان «احدی المعنی» بیان کرد و افزود: کذلک اللّهُ ربّنا. همچنان که آیه 73 سوره مائده را که موضوع آن رد تثلیث نصاراست، شاهدی بر نفی وحدت عددی خدا معرفی کرد.
تعبیر «واحدٌ لامِنْ عددٍ» در حدیثی از امام علی علیهالسلام و «اَحدٌ لابتأویلِ عددٍ» در بیان امام رضا علیهالسلام تصریح دیگری است بر نفی هرگونه تلقی عددی از یکتایی خدا.
دلایل توحید
برهان آوردن برای یکتایی خدا، بویژه در مقام بحث با منکران، در احادیث نیز دیده میشود. در این احادیث بیش از هر چیز به توحید ربوبی توجه و از انتظام خلق و اتصال تدبیر و هماهنگی امور، وحدت مدبّر استنتاج شده است. در سفارش طولانی امیرمؤمنان به فرزندش نیز از جهتی دیگر، و نزدیک به همین دلیل، بر یکتایی خدا استدلال شده است: «لو کان لربّک شریک لاتَتک رُسُله و لرایتَ آثارَ مُلکِه و سُلطانِه»
لازمه وجود همتا برای پروردگار بروز نشانههای قدرت و سیطره آن همتا و مشاهده کارهای او، و از همه مهمتر آمدن پیامبرانی از جانب اوست، در حالی که هیچ چیزی در عالم وجود ندارد که بیرون از انتساب به خدای واحد باشد تا نشانه خدای دیگر تلقی شود.
نصاب توحید
بعد از توجه به مراتب توحید، این سوال مطرح میشود که کدام یک از این مراتب به عنوان اصل اعتقادی اسلام و شرط مسلمان بودن محسوب میشود؟ آیا صرف اعتقاد به یگانگی خدا برای موحد بودن شخص کافی است؟
با دقت و بررسی در آیات قرآن به دست می آید که از نظر قرآن کسی موحد است که، هم خدا را منحصر به الله بداند و هم خالق را، هم رب تکوینی را و هم رب تشریعی را و هم اله و معبود را و چون اعتقاد به الوهیت و وحدت در الوهیت در مرتبه اخیر واقع شده است (توحید در الوهیت) و تمام مراتب قلبی را نیز در خود دارد، لذا در اسلام «لا اله الا الله» شعار توحیدی و راه سعادت و فلاح قرار داده شده است.
به عبارت دیگر، توحید در مراتب قبل اگرچه لازم است اما کافی نیست بلکه باید شخص به این اعتقاد برسد که معبودی هم جز الله نیست و پرسنش منحصر به اوست و در عمل نیز کسی جز او را عبادت نکند. اینجا حد نصاب توحید است. بر این اساس تا زمانی که توحید کسی به توحید در الوهیت نرسد، توحید به نصاب خود نرسیده است.
البته اقسام شرک خفی مانند هواپرستی، جاه پرستی و ریا اگر چه از نظر اخلاق مذموم است اما موجب خروج شخص از جرگه مسلمانان نمی شود.