زمان مطالعه: 4 دقیقه
نقد سریال مرداب

نقد سریال مرداب

مرداب، مجموعه ای با بازى مهدى هاشمى، شهرام حقيقت دوست، امير جعفرى ، حامد كميلى و … می باشد.

شنبه ٤ اذر ١٤٠٢
چكاوك شيرازى

داستانی که قرار است تبدیل به یک تراژدی جنایی شود به دلیل کم کاری و عدم رعایت نکات ریز اما حساس فیلمسازی تبدیل به یک قصه ی مضحک می شود.
ابتدای فیلم می بینیم که ظاهراً تعدادی، کسی را به قتل رسانده اند و از مکالمات آن ها با رییسشان که قرار است یک پدرخوانده ی تاثیرگذار باشد پی می بریم که بناست این جنایت را شبیه یک خودکشی جلوه‌ دهند. یک خودکشی که پس از آن هیچ کس هیچ حرفی از چنین اتفاق شومی به میان نمی آورد. حتی پلیس هم به چیزی مشکوک نمی شود. شاید نشانه ی آن است که مافیا به سرکردگی شکیب ( امیر جعفری)، بسیار در کار خود حرفه ای عمل می کنند که متاسفانه در سکانس های بعدی این حدس غلط از آب در می آید.

سریال مرداب
سریال مرداب

اطلاع دقیقی ندارم اما شاید این گونه باشد که ابتدا جنازه های این چنینی‌ به سردخانه ای، جایی منتقل می شوند و بعد از رفع شبهات به خاک سپرده می شوند. اما در این فیلم جنازه یک راست از محل حادثه به محل دفن انتقال می یابد.
این در حالی است که راننده ی نعش کش ( شهرام حقیقت دوست) کاملا اختیاردار است. در سکانسی که پدر پارسای مقتول با بازی مهدی هاشمی قرار است از پسرش خداحافظی کند، راننده به کناری می رود و دست بر قضا نزدیک ماهیگیرانی قرار می گیرد که همگی از همه ی جزییات زندگی پارسا و پدرش باخبر هستند و از قضا تمام اطلاعاتی را که قرار است راننده برای اجرای نقشه های بعدی اش بداند، مانند لقمه ی حاضر و آماده تقدیم او می کنند. راننده هم به سرعت برق و باد نقشه ای می چیند تا خود را به پدر نزدیک کند. از ذکر بازی بد "مهدی هاشمی "هم می گذریم که طوری نقش پدر جوان از دست داده را بد بازی می کرد که در ابتدا این طور به نظر می رسد که نقشه ی قتل پسر را خودش چیده و به این دلیل است که هیچ اثری از ناراحتی در صورتش پیدا نیست.

نقد سریال مرداب
نقد سریال مرداب

در سکانس بعدی قرار است با "شکیب " و میزان قساوتش آشنا شویم. در گاوداری او یکی از کارگران ناخواسته باعث مرگ گاوی می شود و "شکیب "برای تنبیه او حکم قتلش را در حالی می دهد که حدود پانزده نفر آدم از زن و مرد و کوچک و بزرگ دورش ایستاده اند. یعنی در این بین کسی نیست که گزارش کارهای او را از به کسی بدهد؟ تا آنجایی هم که در فیلم های موفق مافیایی دیده شده چنین فرامینی کاملا در خفا و فقط به افراد مورد اعتماد داده می شود، نه در جمع.


مرحله ی بعد، مرحله ی وارد شدن شیادان به زندگی پدر پارساست. زنی ( پانته آ پناهی ها) با اجاره کردن کودکی، نقش همسر موقت پارسا را بازی و شروع به اخاذی می‌کند‌. اما بخش خنده دار ماجرا زمانی است که پدر پی به نقشه ی آن ها می برد. چگونه؟ عرض می کنم؛ یک روز پدر در خیابان های شهر ( شهری که سابقا گفته شده آنقدر کوچک است که همه همدیگر را می شناسند) رانندگی می کند و سوگند، نوه ی دروغین، خود را می بیند که در حال اسفند دود کردن و پول گرفتن است. که این سکانس سوال های متعددی را ایجاد می کند که یکی از آن ها این است که شیاد حرفه ای چگونه این قدر بی ملاحظه است که کودک را تا قبل از تمام شدن نقشه اش در خیابان رها می کند تا این چنین دستشان رو شود؟

یا در جایی که دختر را به پدرش تحویل می دهد برای این که مخاطب را متوجه ی اتفاقات کند، راجع به قیمت از پدر دختر سوال می پرسد، مگر شب های قبل همین کار را نمی کرده و مبلغ مشخصی را به پدر دختر نمی پرداخته که دقیقا همان شب که پدر پارسا تعقیبش می کند باید در این مورد سوال و جواب کند؟

از دیگر اتفاقات عجیب فیلم، ورود دختر قاتل به فیلم است ( متاسفانه فیلم آنقدر جذابیت نداشت که حتی اسامی در خاطر بماند). دختری شش سال قبل به جرم قتل غیرعمد پدرش به زندان می افتد، موقع آزادی چاقو ایی را در جورابش مخفی می کند و در موقع لزوم مانند یک خلافکار حرفه ای چاقو می کشد، رفتاری که فقط از اشرار سابقه دار برمی آید. اما فیلمساز بی دقتی را به حدی رسانده که چاقو را در دستان ظریف و تمیز دختر قرار داده است. دختری که از زندان آزاد شده و ظاهراً خلافکار حرفه ای هم هست چرا باید چنین دستان ظریفی داشته باشد؟ یا اصلا چرا بازیگری با چنین صدای لطیفی را برای این نقش انتخاب می کنند که هر چقدر هم تلاش می‌کند باز هم نمی تواند در نقش جا بیفتد.
دختر بعد از آزادی سر قبر پدرش می رود، قبری که شش سال پیش ایجاد شده اما در واقع یک قبر با قدمتی پنجاه ساله است.

نقد سریال مرداب
نقد سریال مرداب

همه ی کاراکترها هم یک دیالوگ ثابت دارند که وقت و بی وقت به کار می برند: هر چی کمتر بدونی به نفعته! انگار تمام تلاششان را می کنند که به مخاطب بفهمانند اگر حفره های فراوانی در فیلم وجود دارد برای حفظ جان بازیگران است نه عدم قدرت فیلم نامه نویسی. و در آخر حضور آفاق، که مدام همکارش را نصیحت می کند که فریب نخورد اما خودش در دام یکی از همین خلافکارها افتاده است.

تمام این نکاتی که به نظر کارگردان از چشم مخاطب پنهان می ماند، باعث می شود که کلیت کار زیر سوال برود و مخاطب اطمینان بیابد که از این سریال آبی گرم نخواهد شد و به خودش زحمت قسمت های دیگر را هم ندهد.

ارزیابی مهاجرت
نظر خود را درباره «نقد سریال مرداب» در کادر زیر بنویسید :
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید

دسته بندی های وب سایت آسمونی

آسمونی شامل بخش های متنوعی است که هر کدام از آنها شامل دنیایی از مقالات و اطلاعات کاربردی می باشند، شما با ورود به هر کدام از دسته بندی های مجله اینترنتی آسمونی می توانید به زیردسته های موجود در آن دسترسی پیدا کنید، برای مثال در دسته فیلم و سینما؛ گزینه هایی مثل نقد فیلم، معرفی فیلم ایرانی، فیلم بین الملل، انیمیشن و کارتون و چندین بخش دیگر قرار دارد، یا بخش سلامت وب سایت شامل بخش هایی همچون روانشناسی، طب سنتی، نکات تغذیه و تناسب اندام می باشد.