کد مطلب: 56697 درج نظر
نگاهى به فيلم خبر خاصى نيست
زمان مطالعه: 3 دقیقه
موضوع اشنايى و ازدواج زوج هاى جوان هميشه جذاب بوده است و اينكه دو دختر دم بخت كه اتفاقا دخترخاله هم هستند

اختصاصی آسمونی نقد از کاملیا دانا

موضوع اشنايى و ازدواج زوج هاى جوان هميشه جذاب بوده است و اينكه دو دختر دم بخت كه اتفاقا دخترخاله هم هستند ، رقيب عشقى هم بشوند و هر كدام بخواهند، يك مهندس جوان تحصيلكرده را از چنگ هم دربياورند واين موضوع به اختلاف خانوادگي هم منجر شود ، قابل باور است و اين كه اين دو دخترخاله هر يك به نوعي سرخورده هستند نيز، همينطور.اما اگر قرار است ، موضوع حول محور ، رقابت ها و جدل هاي اين دو دختر خاله باشد ، پس بايد اين دو شخصيت ويژگي هاي شخصيتي و خاصي داشته باشند تارقابت و كشمكش انها يك داستان جذاب بيافريند. صرف اينكه اشاره بشود، "ستاره "شخصيت شاد و پرانرژي دارد ، حس شاد و پرانرژي بودن را به مخاطب القا نمي كند يا فقط به صرف نشان دادن يك نمايشگاه نقاشي و گفتن اينكه "انوشه " هنرمند است، حس هنرمندي را منتقل نمي كند. ضمن انكه حضور بازيگران قدرتمندي چون "رضا كيانيان "و رويا تيموريان" توجه مخاطب را به خود جلب مي كند و موضوع اصلي داستان تحت شعاع ان ها قرار مي گيرد. از طرف ديگر دو نقش كليدي داستان ، تحت شعاع بازيگر نقش خاله با بازي " افسانه بايگان" قرار دارند كه اصولا بازيگري كاريزماتيك است و همانطور كه در فيلم به نوعي بر همسر، خواهر ، فرزند و خواهرزاده اش تسلط دارد، بر خود فيلم نيز اثر دارد ، حتي اگر نقشش خاكستري مايل به تيره باشد.

او در اين فيلم در نقش زني بازي مي كند كه قدرت طلب است و مي خواهد بر همه نفوذ داشته باشد ، اين شخصيت به خوبي در فيلمنامه پردازش شده و كارگردان نيز توانسته ان را به خوبي ترسيم كند، در سكانس هاي مختلف نحوه بر خورد اين شخصيت را با همسر، فرزندان ، خواهر و خواهرزاده اش مشاهده مي شود  و اگر قرار بود بيننده شاهد اثر گذاري و كشمكش دو دختر خاله باشند، مي بايست نقش ها پررنگ تَر نوشته مي شدو تسلط و  كاريزما ي انها اگر از بازيگران نسل قبلي بيشتر نبود لااقل به يك اندازه بود.در اين ميان انتخاب " امير حسين ارمان" در نقش مهندس جوان تازه از فرنگ بازگشته، يكي از بهترين انتخاب ها براي اين نقش است و او نيز بازي بسيار خوبي از خود ارائه داده است، توجه شما را جلب مي كنم به اخرين صحنه اي كه "مهندس "و "انوشه" در كافه همديگر را مي بينند، جايي كه انوشه انتظار دارد ، مهندس از وي خواستگاري كند اما از او مي شنود كه قرار است با همسر سابقش اشتي كند، ضمن انكه غافلگيري فيلمنامه در اينجا خوب از كار درامده ، بازي زير پوستي "ارمان "نيز فوق العاده است، مخصوصا اخرين نگاه وي كه بر "انوشه "فيكس مي شود، نگاهي پر از حسرت.

فيلم ديالوگ هاي جالبي هم دارد، به عنوان مثال زماني كه "مهندس" از "انوشه "مي پرسد ، چرا دختري با تحصيلات و موقعيت وي تنهاست و او در جواب مي گويد، اين شهر پر از جوان هايى با اين شرايط است.فيلم حرف هاي زيادي براي گفتن دارد، از خراب شدن روابط دوستي يا فاميلي به دليل رقابت براي ازدواج با يك شخص خاص ، همچنين خودخواهي برخي از افراد كه براي به كرسي نشاندن حرف و اهداف خود تا پاي اسيب جدي رساندن و حتي مرگ همديگر هم ايستاده اند.در اين فيلم نيز مادر ستاره با وجود انكه مي داند ،خواهرش حال مساعدى ندارد، بي ملاحظه با او به جر و بحث مي پردازد و در صحنه اخر نيز مي بينيم كه مي خواهد كارهاي درماني وي را پيگيري كند . امثال چنين ادم هايي در جامعه كم نيستند كه هم باعث درد مي شوند و هم شفا. چنين مناسبات فاميلي متاسفانه در برخي از فاميل ها ديده مي شود، با چشم و همچشمي ، رقابت و حسادت ، دخالت هاي بي جا، متلك گويي و...به  خود و اطرافيانشان صدمات اساسي وارد مي كنند و اين از ضعف هاي فرهنگي ماست.همچنين يكي ديگر از موضوعاتى كه در اين فيلم مطرح مي شود، برخورد ناشايست برخي اقشار مرفه با زيردستان است كه در صحنه هاي مربوط به خاله ثروتمند با خدمتكار ديده مي شود و اين نيز از ديگر ضعف هاي فرهنگي است كه بايد اصلاح شود.

فيلم مي توانست از مانورهاي دوربين بيشتري برخوردار باشد تا حس سينمايي بودن را بهتر القا كند، هرچند اين فيلم در زمره فيلم هاي سرگرم كننده به حساب مي ايد اما حرف هايي هم براي گفتن دارد.

ثبت نظر درباره «نگاهى به فيلم خبر خاصى نيست»

برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید


ورود به سایت