کد مطلب: 33429 درج نظر
زمان مطالعه: 10 دقیقه
سخنانی ناب از امام حسن مجتبی (ع)

سخنانی ناب از امام حسن مجتبی (ع)

از امام حسن مجتبی (ع) احادیث و روایات زیادی نقل شده است. آسمونی در این بخش تعدادی از احادیث امام حسن مجتبی (ع)...
زمان مطالعه: 10 دقیقه
از امام حسن مجتبی (ع) احادیث و روایات زیادی نقل شده است. آسمونی در این بخش تعدادی از احادیث امام حسن مجتبی (ع) را منتشر می کند.



سخنانی ناب از امام حسن مجتبی (ع)

1. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد : زهد چیست‌ ؟ فرمود : رغبت‌ به‌ تقوی‌ و بی‌ رغبتی‌ به‌ دنیا.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)

2. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد : مروت‌ چیست‌ ؟ فرمود : حفظ دین‌ ، عزت‌ نفس‌ ، نرمش‌ ، احسان‌ ، پرداخت‌ حقوق‌ و اظ‌هار دوستی‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)

3. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد : کرم‌ چیست‌ ؟ فرمود : بخشش‌ پیش‌ از خواهش‌ و اطعام‌ در قحطی‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)

4. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد : بخل‌ چیست‌ ؟ فرمود : آنچه‌ در کف‌ داری‌ شرف‌ بدانی‌ ، و آنچه‌ انفاق‌ کنی‌ تلف‌ شماری‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)

5. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد: بی‌ نیازی‌ چیست‌ ؟ فرمود : رضایت‌ نفس‌ به‌ آنچه‌ برایش‌ قسمت‌ شده‌ ، هر چند کم‌ باشد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)

6 . از امام حسن (ع) سؤال‌ شد: فقر چیست‌ ؟ فرمود : حرص‌ به‌ هر چیز .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)

7. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد: شرف‌ چیست‌ ؟ فرمود : موافقت‌ با دوستان‌ و حفظ همسایگان‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)

8. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد: پستی‌ و ناکسی‌ چیست‌ ؟ فرمود : به‌ خود رسیدن‌ و بی‌اعتنایی‌ به‌ همسر .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)

9. پناهنده‌ به‌ خدا آسوده‌ و محفوخ‌ است‌ ، و دشمنش‌ ترسان‌ و بی‌یاور

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)

10. از خدا بر حذر باشید با زیادی‌ یاد او ، و از خدا بترسید به‌ وسیله‌ تقوی‌ ، و به‌ خدا نزدیک‌ شوید با طاعت‌ ، به‌ درستی‌ که‌ او نزدیک‌ است‌ و پاسخگو .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)

11. بزرگی‌ کسانی‌ که‌ عظمت‌ خدا را دانستند این‌ است‌ که‌ تواضع‌ کنند ، و عزت‌ آنها که‌ جلال‌ خدا را شناختند این‌ است‌ که‌ برایش‌ زبونی‌ کنند ، و سلامت‌ آنها که‌ دانستند خدا چه‌ قدرتی‌ دارد این‌ است‌ که‌ به‌ او تسلیم‌ شوند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)

12. بدانید که‌ خدا شما را بیهوده‌ نیافریده‌ و سر خود رها نکرده‌ ، مدت‌ عمر شما را معین‌ کرده‌ ، و روزی‌ شما را میانتان‌ قسمت‌ کرده‌ ، تا هر خردمندی‌ اندازه‌ خود را بداند و بفهمد که‌ هر چه‌ برایش‌ مقدر است‌ به‌ او می‌رسد ، و هر چه‌ از او نیست‌ به‌ او نخواهد رسید ، خدا خرج‌ دنیای‌ شما را کفایت‌ کرده‌ و شما را برای‌ پرستش‌ فراغت‌ بخشیده‌ و به‌ شکرگزاری‌ تشویق‌ کرده‌ ، و ذکر و نماز را بر شما واجب‌ کرده‌ و تقوی‌ را به‌ شما سفارش‌ کرده‌ ، و آن‌ را نهایت‌ رضایت‌مندی‌ خود مقرر ساخته‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234)

13. ای‌ بندگان‌ خدا ، از خدا بپرهیزید ، و بدانید که‌ هر کس‌ از خدا بپرهیزد ، خداوند او را به‌ خوبی‌ از فتنه‌ها و آزمایشها برآورد و در کارش‌ موفق‌ سازد و راه‌ حق‌ را برایش‌ آماده‌ کند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234)

14. هیچ‌ مردمی‌ با هم‌ مشورت‌ نکند مگر اینکه‌ به‌ درستی‌ هدایت‌ شوند .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)

15. پستی‌ و ناکسی‌ این‌ است‌ که‌ شکر نعمت‌ نکنی‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)

16. در طلب‌ مانند شخص‌ پیروز مکوش‌ ، و مانند کسی‌ که‌ تسلیم‌ شده‌ به‌ قدر اعتماد نکن‌ چون‌ به‌ دنبال‌ کسب‌ و روزی‌ رفتن‌ سنت‌ است‌ ، و میانه‌روی‌ در طلب‌ روزی‌ از عفت‌ است‌ ، و عفت‌ مانع‌ روزی‌ نیست‌ ، و حرص‌ موجب‌ زیادی‌ رزق‌ نیست‌ . به‌ درستی‌ که‌ روزی‌ قسمت‌ شده‌ و حرص‌ زدن‌ ، موجب‌ گناه‌ می‌شود .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)



17. انسان‌ تا وعده‌ نداده‌ ، آزاد است‌ . اما وقتی‌ وعده‌ می‌دهد زیر بار مسؤولیت‌ می‌رود ، و تا به‌ وعده‌اش‌ عمل‌ نکند رها نخواهد شد .

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 113)

18. آن‌ کس‌ که‌ بر حسن‌ اختیار خداوند توکل‌ و اعتماد کند ( و به‌ قضا و قدر الهی‌ خوشنود باشد ) آرزو نمی‌کند در غیر حالی‌ باشد که‌ خداوند برایش‌ اختیار کرده‌ است‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)

19. خیری‌ که‌ هیچ‌ شری‌ در آن‌ نیست‌ ، شکر بر نعمت‌ و صبر بر مصیبت‌ و ناگوار است‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)

20. آن‌ حضرت‌ - علیه‌ السلام‌ - به‌ مردی‌ که‌ از بیماری‌ شفا یافته‌ بود ، فرمود : خدا یادت‌ کرد پس‌ یادش‌ کن‌ ، و از تو گذشت‌ پس‌ شکرش‌ کن‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)

21. هر کس‌ که‌ پیوسته‌ به‌ مسجد رود یکی‌ از این‌ هشت‌ فایده‌ نصیبش‌ شود :

آیه‌ محکمه‌ ، دست‌یابی‌ به‌ برادری‌ سودمند ، دانشی‌ تازه‌ ، رحمتی‌ مورد انتظار ، سخنی‌ که‌ او را به‌ راه‌ راست‌ کشد یا او را از هلاکت‌ برهاند ، ترک‌ گناهان‌ از شرم‌ مردم‌ و ترس‌ از خدا .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 238)

22. به‌ درستی‌ که‌ پر دیدترین‌ دیده‌ها آن‌ است‌ که‌ در خیر نفوذ کند ، و شنواترین‌ گوشها آن‌ است‌ که‌ تذکری‌ را بشنود و از آن‌ سود برد ، سالمترین‌ دلها آن‌ است‌ که‌ از شبه‌ها پاک‌ باشد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 238)

23. مردی‌ به‌ امام‌ حسن‌ - علیه‌ السلام‌ - عرض‌ کرد : دختری‌ دارم‌ ، به‌ نظر شما با چه‌ کسی‌ وصلت‌ کنم‌ . فرمود : با کسی‌ که‌ متقی‌ و باایمان‌ باشد .

چون‌ اگر او را دوست‌ بدارد ، مورد احترامش‌ قرار می‌دهد ، و اگر از او نفرت‌ داشته‌ باشد ، به‌ او ظ‌لم‌ نمی‌کند.

(مستظ‌رف‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 218)

24. به‌ درستی‌ که‌ نعمت‌ دنیا پایدار نیست‌ ، نه‌ از آسیبش‌ آسودگی‌ هست‌ ، و نه‌ از بدیهایش‌ جلوگیری‌ ، فریبی‌ است‌ حایل‌ سعادت‌ ، و تکیه‌ گاهی‌ است‌ خمیده‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)

25. ای‌ بندگان‌ خدا از عبرتها پند گیرید ، و از اثر گذشتگان‌ متوجه‌ شوید ، و به‌ وسیله‌ نعمتها از نافرمانی‌ خدا باز ایستید ، و از پندها سود برید .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)

26. به‌ درستی‌ که‌ خداوند ماه‌ رمضان‌ را میدان‌ مسابقه‌ خلق‌ خود ساخته‌ تا به‌ وسیله‌ طاعتش‌ به‌ رضای‌ او سبقت‌ گیرند.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 239)

27. به‌ خدا سوگند اگر پرده‌ برگیرند ، معلوم‌ می‌شود که‌ نیکوکار مشغول‌ کار نیک‌ خود است‌ و بدکار گرفتار بدکرداری‌ خود.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 240)

28. ای‌ پسرم‌ با هیچکس‌ برادری‌ مکن‌ تا بدانی‌ کجا می‌رود و از کجا می‌آید و چه‌ ریشه‌ای‌ دارد ، پس‌ چون‌ خوب‌ از حالش‌ آگاه‌ شدی‌ و معاشرتش‌ را پسندیدی‌ با او برادری‌ کن‌ به‌ شرط گذشت‌ از لغزش‌ و کمک‌ در تنگی‌.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236)

29. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : ترس‌ چیست‌ ؟ فرمود : دلیری‌ بر دوست‌ و گریز از دشمن‌.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)

30. ننگ‌ کشیدن‌ آسانتر از دوزخ‌ رفتن‌ است‌.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)

31. سفاهت‌ ، به‌ پستی‌ گراییدن‌ و با گمراهان‌ نشستن‌ است‌ .

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 115)

32. آن‌ حضرت‌ در وصف‌ برادر ( دوست‌ ) نیکوکارش‌ فرمود : از همه‌ مردم‌ در چشم‌ من‌ بزرگتر بود و سر بزرگواری‌ او در نظر من‌ کوچکی‌ دنیا در چشم‌ او بود ، جهل‌ و نادانی‌ بر او تسلط نداشت‌ ، اقدام‌ نمی‌کرد مگر بعد از اطمینان‌ به‌ سودمند بودن‌ آن‌ . نه‌ شکایتی‌ داشت‌ و نه‌ خشم‌ و دلتنگی‌.

بیشتر عمرش‌ خاموش‌ بود ، و چون‌ لب‌ به‌ سخن‌ می‌گشود بر همه‌ گوینده‌ها چیره‌ بود ، ضعیف‌ و ناتوان‌ می‌نمود ، اما هنگام‌ نبرد شیری‌ درنده‌ بود . چون‌ با دانشمندان‌ می‌نشست‌ به‌ شنیدن‌ شیفته‌تر بود تا گفتن‌.

به‌ هنگام‌ ضرورت‌ سخن‌ ، سکوت‌ خود را می‌شکست‌. نمی‌گفت‌ آنچه‌ را عمل‌ نمی‌کرد و عمل‌ می‌کرد آنچه‌ را نمی‌گفت‌ ، چون‌ در برابر دو کار قرار می‌گرفت‌ که‌ نمی‌دانست‌ کدام‌ خداپسندانه‌تر است‌ آن‌ را در نظر می‌گرفت‌ که‌ پسند نفسش‌ نبود ، هیچکس‌ را به‌ خاطر کاری‌ که‌ می‌توان‌ از آن‌ عذری‌ آورد سرزنش‌ نمی‌کرد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 237)



33. کسی‌ که‌ عقل‌ ندارد ادب‌ ندارد ، و کسی‌ که‌ همت‌ ندارد مروت‌ ندارد ، و کسی‌ که‌ دین‌ ندارد حیا ندارد. و خردمندی‌ موجب‌ معاشرت‌ نیکو با مردم‌ است‌ ، و به‌ وسیله‌ عقل‌ سعادت‌ هر دو عالم‌ به‌ دست‌ می‌آید .

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 111)

34. تعجب‌ می‌کنم‌ از کسانیکه‌ در غذای‌ جسم‌ خود فکر می‌کنند ولی‌ در امور معنوی‌ و غذای‌ جان‌ خویش‌ تفکر نمی‌کنند. شکم‌ را از طعام‌ مضر حفظ می‌کنند ولی‌ در روح‌ و روان‌ خویش‌ افکار پلید و پستی‌ را وارد می‌کنند.

(بحار الانوار، ج‌ 1 ، ص‌ 218)

35. حضرت‌ مجتبی‌ - علیه‌ الاسلام‌ - بهترین‌ جامه‌های‌ خود را در موقع‌ نماز می‌پوشید ، کسانی‌ از آن‌ حضرت‌ سبب‌ این‌ کار را سؤال‌ کردند ، در جواب‌ فرمود : خداند جمیل‌ است‌ و جمال‌ و زیبایی‌ را دوست‌ دارد به‌ این‌ جهت‌ خود را در پیشگاه‌ الهی‌ زینت‌ می‌کنم‌ ، خداوند امر فرموده‌ که‌ با زینت‌های‌ خود در مساجد حاضر شوید.

(تفسیر عیاشی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 14)

36. تنها چیزی‌ که‌ در این‌ دنیای‌ فانی‌ ، باقی‌ می‌ماند قرآن‌ است‌ ، پس‌ قرآن‌ را پیشوا و امام‌ خود قرار دهید ، تا به‌ راه‌ راست‌ و مستقیم‌ هدایت‌ شوید.

همانا محق‌ ترین‌ مردم‌ به‌ قرآن‌ کسانی‌ هستند که‌ بدان‌ عمل‌ کنند اگر چه‌ آن‌ را حفظ نکرده‌ باشند ، و دورترین‌ افراد از قرآن‌ کسانی‌ هستند که‌ به‌ دستورات‌ آن‌ عمل‌ نکنند گرچه‌ قاری‌ و خواننده‌ آن‌ باشند.

(ارشاد القلوب‌ ، ص‌ 102)

37. ای‌ مردم‌ هر کس‌ برای‌ خدا اخلاص‌ ورزد و سخن‌ او را راهنمای‌ خود قرار دهد به‌ راهی‌ که‌ درست‌تر و استوارتر است‌ هدایت‌ می‌شود و خداوند او را برای‌ آگاهی‌ و هوشیاری‌ توفیق‌ داده‌ و به‌ عاقبت‌ خوش‌ کمک‌ کرده‌ است.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)

38. پرسش‌ صحیح‌ نیمی‌ از علم‌ است‌ ، و مدارا کردن‌ با مردم‌ نیمی‌ از عقل‌ است‌ ، و اقتصاد و اعتدال‌ در زندگی‌ نیمی‌ از مخارج‌ است‌.

(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 18 ، ص‌ 108)

39. بیشترین‌ زیرکی‌ ، ترس‌ از خدا و پرهیزکاری‌ است‌ و بیشترین‌ نادانی‌ ، عیاشی‌ و شهوترانی‌ است‌.

(حلیه‌ الاولیاء ، ج‌ 2 ، ص‌ 37)

40. مادرم‌ فاطمه‌ ( س‌ ) را دیدم‌ که‌ شب‌ جمعه‌ تا صبح‌ مشغول‌ عبادت‌ و رکوع‌ و سجود بود و شنیدم‌ که‌ برای‌ مؤمنین‌ دعا می‌کرد و اسامی‌ آنان‌ را ذکر می‌نمود و برای‌ آنان‌ بسیار دعا می‌کرد ولی‌ برای‌ خودش‌ دعا نکرد ، پس‌ به‌ او عرض‌ کردم‌ : مادر چرا همان‌ طور که‌ برای‌ دیگران‌ دعا کردی‌ برای‌ خودت‌ دعا نکردی‌ ، فرمودند : پسرم‌ ، اول‌ همسایه‌ را مقدم‌ دار و سپس‌ خود و اهل‌ خانه‌ را .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 81)

41. رسول‌ خدا ( ص‌ ) فرمود : محبت‌ و دوستی‌ ما اهل‌ بیت‌ را اختیار کنید ، چون‌ هر کس‌ خدا را در حالی‌ ملاقات‌ کند که‌ ما اهل‌ بیت‌ را دوست‌ داشته‌ باشد ، با شفاعت‌ ما وارد بهشت‌ می‌شود.

(محاسن‌ ، ص‌ 61)

42. ای‌ مردم‌ ! از جدم‌ پیامبر خدا شنیدم‌ که‌ می‌فرمود : من‌ شهر علم‌ و دانشم‌ و علی‌ ( ع‌ ) دروازه‌ آن‌ است‌ ، آیا از غیر دروازه‌ وارد شهر می‌شوند ؟

(امالی‌ صدوق‌ ، ص‌ 207)

43. شخصی‌ به‌ امام‌ حسن‌ - علیه‌ السلام‌ - عرض‌ کرد : ای‌ پسر پیامبر خدا چرا ما از مرگ‌ اکراه‌ داریم‌ و آن‌ را دوست‌ نداریم‌ ؟ حضرت‌ فرمود : چون‌ شما آخرت‌ خود را خراب‌ و دنیایتان‌ را آباد کرده‌اید ، بنابراین‌ انتقال‌ از عمران‌ و آبادانی‌ به‌ خرابی‌ و ویرانی‌ را دوست‌ ندارید .

(بحار الانوار ، ج‌ 44 ، ص‌ 110)

44. سوگند به‌ خداوند ! هر کس‌ ما را دوست‌ داشته‌ باشد ، اگر چه‌ در دورترین‌ نقاط مانند دیلم‌ اسیر باشد ، دوستی‌ ما برای‌ او مفید است‌ . همانا محبت‌ ما گناهان‌ فرزندان‌ آدم‌ را از بین‌ می‌برد ، همانطور که‌ باد برگ‌ درختان‌ را می‌ریزد .

(بحار الانوار ، ج‌ 44 ، ص‌ 24)

45. بیشتر اهل‌ کوفه‌ به‌ معاویه‌ نوشتند : ما با تو هستیم‌ ، اگر می‌خواهی‌ ما حسن‌ ( ع‌ ) را دستگیر می‌کنیم‌ و پیش‌ تو می‌فرستیم‌ . بعد خیمه‌ امام‌ حسن‌ ( ع‌ ) را غارت‌ کرده‌ و آن‌ حضرت‌ را مجروح‌ کردند.

پس‌ امام‌حسن‌ ( ع‌ ) به‌ معاویه‌ نوشت‌ : همانا این‌ امر ( حکومت‌ ) و جانشینی‌ پیامبر از آن‌ من‌ و اهل‌ بیت‌ من‌ است‌ و برای‌ تو و اهل‌ بیت‌ تو حرام‌ است‌ ، من‌ این‌ مطلب‌ را از رسول‌ خدا شنیدم‌ .

سوگند به‌ خداوند ، اگر یارانی‌ شکیبا و آگاه‌ به‌ حق‌ خویش‌ می‌یافتم‌ ، تسلیم‌ تو نمی‌شدم‌ و آنچه‌ را می‌خواستی‌ به‌ تو نمی‌دادم‌ .

(بحار الانوار ، ج‌ 44 ، ص‌ 45)

46. اگر همه‌ دنیا را تبدیل‌ به‌ یک‌ لقمه‌ غذا کنم‌ و به‌ انسانی‌ که‌ خدا را از روی‌ خلوص‌ عبادت‌ می‌کند بخورانم‌ ، باز احساس‌ می‌کنم‌ که‌ در حق‌ او کوتاهی‌ کرده‌ام‌ .و اگر از استفاده‌ کردن‌ کافر از دنیا جلوگیری‌ کنم‌ تا به‌ آن‌ اندازه‌ که‌ جانش‌ از شدت‌ گرسنگی‌ و تشنگی‌ به‌ لب‌ برسد ، آنگاه‌ جرعه‌ای‌ آب‌ به‌ او بدهم‌ ، خود را اسرافکار می‌پندارم‌ .

(تنبیه‌ الخواطر و نزهة‌ النواطر ( مجموعه‌ ورام‌ ) ، ج‌ 1 ، ص‌ 350)

47. والاترین‌ مقام‌ نزد خداوند ، از آن‌ کسی‌ است‌ که‌ بیشتر از همه‌ به‌ حقوق‌ مردم‌ آشنا باشد و در ادای‌ آن‌ حقوق‌ ، بیشتر از همه‌ کوشا باشد . و کسی‌ که‌ در برابر برادران‌ دینی‌ خود تواضع‌ کند ، خداوند او را از صدیقین‌ و شیعیان‌ امیرالمؤمنین‌ - علیه‌ السلام‌ - قرار می‌دهد .

(حیاة‌ امام‌ حسن‌ بن‌ علی‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 319)

48. پیامبر خدا ( ص‌ ) فرمود : هیچ‌ بنده‌ای‌ حقیقتا مؤمن‌ نیست‌ مگر اینکه‌ نفس‌ خود را شدیدتر از محاسبه‌ بین‌ دو شریک‌ یا محاسبه‌ مولا از بنده‌ خود مورد محاسبه‌ قرار دهد .

(بحار الانوار ، ج‌ 70 ، ص‌ 72)

49. پیامبر خدا ( ص‌ ) فرموده‌ است‌ : یکی‌ از موجبات‌ آمرزش‌ گناهان‌ ، مسرور کردن‌ برادران‌ دینی‌ است‌ .

(مجمع‌ الزوائد و منبع‌ الفوائد ، ج‌ 8 ، ص‌ 193)

50. دنیا محل‌ گرفتاری‌ و آزمایش‌ است‌ و هر چه‌ در آن‌ است‌ رو به‌ زوال‌ و نابودی‌ می‌باشد ، و خداوند ما را از احوال‌ دنیا آگاه‌ کرده‌ است‌ تا عبرت‌ گیریم‌ ، و به‌ ما وعده‌ عذاب‌ داده‌ تا بعد از آن‌ ، حجتی‌ بر خدا نداشته‌ باشیم‌ . پس‌ در این‌ دنیای‌ فانی‌ زهد بورزید و به‌ آنچه‌ باقی‌ و پایدار است‌ رغبت‌ داشته‌ باشید و در خفا و آشکار از خدا بترسید .

(توحید صدوق‌ ، ص‌ 378)

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «سخنانی ناب از امام حسن مجتبی (ع)»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

4 * 6 = ?