کد مطلب:  65219 
درج نظر
درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
فوتبالیست های تاریخساز تیم ملی و شکست خورده های عرصه مربیگری

فوتبالیست های تاریخساز تیم ملی و شکست خورده های عرصه مربیگری

تمامی بازیکنانی که دو دهه قبل فوتبال ایران را متحول کردند، اکنون مربیانی شکست خورده هستند.
زمان مطالعه: 4 دقیقه

مهدی زارعی- اواخر خرداد و اوایل تیر سال 1377، ایامی بسیار خاص برای فوتبال ایران بود. تیم ملی کشورمان در رقابتهای جام جهانی 1998  شرکت داشت و همه در آرزوی پیروزیهای ملی پوشان ایران در آن رقابتها بودند. در جام جهانی 1998 ستارگان فراوانی از سراسر دنیا حضور داشتند. اکنون که 24 سال از آن زمان گذشته بسیاری از بازیکنان آن جام بدل به مربیان پرآوازه و پرافتخار شده اند. مردانی چون پپ گواردیولا ملی پوش اسبق اسپانیا، زین الدین زیدان، لورن بلان و دیدیه دشان بازیکنان فرانسوی، اسلاون بیلیچ( کرواسی)، یورگن کلینزمن و آندراس کوپکه( آلمان)، سینیشا میهایلوویچ( یوگسلاوی سابق) و... برخی نیز چون داور شوکر( کرواسی)، پردراگ میاتوویچ( یوگسلاوی) و اولیور بیرهوف( آلمان) وارد عرصه مدیریت شدند. اما در این مدت، بازیکنان تیم ملی ایران در جام جهانی 1998 چه کرده اند و به کجا رسیده اند؟

****

علی دایی

دایی یک سال قبل از پایان دوران بازیگری وارد عرصه مربیگری شد و در  طول این سالها یک قهرمانی لیگ و سه قهرمانی جام حذفی به دست آورد تا پرافتخارترین بازیکن آن تیم در عرصه مربیگری لقب گیرد. اما ناکامی هایش به مراتب بیشتر بودند. او یک تنه مانع رسیدن تیم ملی ایران به جام جهانی 2010 شد و با یکی از پرهزینه ترین پرسپولیس های تاریخ- که ناشی از خریدهای خودش بود- رکورد 5 باخت پیاپی را در لیگ کسب کرد که بی سابقه بود. در صبا و سایپا هم کار خاصی نکرد و در حال حاضر هم مدتی است از مربیگری دور است. البته این بهترین کار است برای حفظ وجهه علی دایی!

****

خداداد عزیزی

همچون دوران بازیگری، دوره مربیگری اش هم مملو از حاشیه و ناکامی بود. رکورد منحصربفرد مربیگری در دو تیم سقوط کرده طی یک فصل متعلق به عزیزی است که در انتهای دهه 80 هر دو تیم استقلال اهواز و ابومسلم را به دسته یک رهنمون کرد. آن هم در طول یک فصل!

البته عزیزی قشنگ حرف می زند و از همه دنیا هم انتقاد می کند و کسی را هم قبول ندارد. این ها بهترین خصوصیات برای مجریگری در ایران است و خداداد فعلا از این طریق دیده می شود.

****

احمدرضا عابدزاده

در مقطعی کوتاه مربی دروازه بانهای استقلال اهواز و پرسپولیس بود و به سرعت توسط مربیان این تیمها اخراج شد. در حال حاضر هم به لطف امیرعابدزاده مجددا به خاطر آورده شده و گفته می شود برای یک تبلیغ تلویزیونی چند ثانیه ای 6 میلیارد تومان دریافت کرده است!

 

نیما نکیسا

دیپلمه ریاضی تیم ملی سال 1998، حالا دکترای تربیت بدنی دارد و به جز مقطعی بسیار کوتاه که همراه با حمید درخشان به نفت تهران رفت، اوقاتش را در بخش مربوط به آموزش فدراسیون فوتبال می گذراند. یک کار بی دردسر و با پرستیژ برای دکتر نکیسا!

****

محمد خاکپور

بزرگ ترین چالش مربیگری خود را با حضور در تیم ملی امید ایران در انتخابی المپیک 2016 تجربه کرد و هرچند از حمایت همه جوره محمد مایلی کهن بهره برد، اما تیم او 3 گل از ژاپن خورد و حذف شد و خاکپور هم از عرصه مربیگری کنار رفت!

****

حمید استیلی

بزرگ ترین افتخار استیلی، کسب عنوان پنجمی لیگ با استیل آذین بود و البته دستیاری افشین قطبی در سال 1387؛ جایی که قطبی او را بلافاصله بعد از قهرمانی پرسپولیس کنار گذاشت! در ملوان هم کار خاصی نکرد و در سالهای اخیر در تیم ملی امید و تیم ملی بزرگسالان بیشتر سخنگو است و نقش فنی ندارد.

****

افشین پیروانی

پیروانی هم دوره کوتاه و ناموفقی را در پرسپولیس مربیگری کرد و بعد از آن حتی حاضر شد دستیار سرمربی پرسپولیس هم باشد. سرپرستی پرسپولیس و تیم ملی و البته حضور در کادر فنی 18 نفره تیم ملی در دوره امیرقلعه نویی نیز از دیگر مشاغل پیروانی بود

****

کریم باقری

تنها کسی که از ابتدا مصمم بود سرمربی نشود، کریم باقری بود. آقا کریم بهترین و راحت ترین کار دنیا را برای خود انتخاب کرده است. دستیار همیشگی پرسپولیس که برای او هم افتخار دارد و هم پول! گهگاه نیز با آمدن به میدان و سیلی زدن به یک بازیکن عصبی، محبوبیت خود را نزد فوتبالی ها افزایش می دهد و هیچ گاه هم استرس اخراج شدن را ندارد!

****

مهدی مهدوی کیا

بعد از بازگشت از آلمان، انبوهی عبارات کلیشه ای با خود به ایران آورد؛ عباراتی در این زمینه که نسل جدید استعدادی ندارند و...

با آکادمی کیا مجددا بر سر زبانها افتاد. هرچند مسوولان بسیاری از تیمهای پایه معتقد بودند آکادمی کیا بیشتر نان نام مهدوی کیا را می خورد تا نان مسائل فنی را. بالاخره هم به شکلی جهشی! سرمربی تیم ملی امید شد؛ تیمی که بازیکنانش از دادن دو پاس عادی هم عاجز بودند و سرانجام حذف شدند.

***

علیرضا منصوریان

از پاس همدان مربیگری را شروع کرد و در نفت دورانی درخشان را سپری کرد. در استقلال هم بد نبود و حالا در آبادان می گوید« ابو امیر» صدایم کنید! زیاده از حد خوش صحبت است و بیشتر از تقویت اصول فنی، فن بیان خود را تقویت کرده!

اما قطعا یکی از موفق ترین های نسل 1998 در عرصه مربیگری است.

****

مهدی پاشازاده

در 12 سال اخیر در 17 تیم مربیگری کرده است که همگی در لیگ های پایین بوده اند. بعید به نظر می رسد از این به بعد هم تیمی ریسک کرده و به مربی که در آستانه 50 سالگی قرار گرفته شده، شانس مربیگری در لیگ برتر بدهد.

***

دیگر نفرات

بسیاری از بازیکنان تیم 1998 حتی به شکل جدی به مربیگری فکر هم نکردند. مرحوم مهرداد میناوند مجری شد، پرویز برومند سالی یک بار در سالروز مشت زدن به پایان رأفت رسانه ای می شود!، ستار همدانی و سیروس دین محمدی مدتی آنالیزور امیرقلعه نویی شدند، جواد زرینچه چند روزی در استقلال مربی شد، علی لطیفی آن قدر در تیمهای مختلف بد کار کرد که دیگر کسی خواهانش نشد، نادر محمدخانی بیشتر در رسانه های انگلیسی صحبت کرد و حرفهایش با محوریت علی پروین بود!، رضا شاهرودی کارخاصی جز دستیاری فرهاد کاظمی نکرد و نعیم سعداوی هم تنها در فولاد و به خاطر مخالفت های شدیدش با اسکوچیچ- مربی وقت فولاد- در مدتی کوتاه رسانه ای شد. از علی اکبر استاداسدی هم خبری در دسترس نیست!

****

اکثر نفرات تیم 1998 پنجاه سالگی را گذرانده و کم کم به مردانی مُسن بدل شده اند. بدون آن که از آن نسل، یک مربی بزرگ پدید آید. در حالی که بسیاری از آنها لیگهای اروپایی را تجربه کرده اند و قطعا اگر خودشان توان و استعداد کافی داشتند، اکنون مربیان پرافتخاری بودند. اما نشدند و کم کم باید جای خود را به مربیان جوان تری بدهند که البته به افتخارات دو سه دهه قبل، دل خوش نکرده اند!

واقعیت تلخی است. اما:

بازیکنان بزرگ، لزوما مربیان بزرگی نمی شوند!

نظر خود را درباره «فوتبالیست های تاریخساز تیم ملی و شکست خورده های عرصه مربیگری» در کادر زیر بنویسید :
3 + 7 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید