کد مطلب: 59462 درج نظر
زمان مطالعه: 2 دقیقه
فیلم شکوفایی‌ پنگوئن ( پنگوئن خانواده ی بلوم)

فیلم شکوفایی‌ پنگوئن ( پنگوئن خانواده ی بلوم)

زندگی سرشار از خوشی و لذت خانواده بلوم در پی افتادن مادر خانواده، از بلندی و فلج شدنش شکل دیگری به خودش می گیرد.
زمان مطالعه: 2 دقیقه

زندگی سرشار از خوشی و لذت خانواده بلوم در پی افتادن مادر خانواده، از بلندی و فلج شدنش شکل دیگری به خودش می گیرد.به هم خوردن این آرامش پیرنگ اصلی را شکل می دهد.
اما فیلم حرفی برای گفتن ندارد. تا آخر هم مشخص نمی شود که فیلم از دیدگاه چه کسی روایت می شود.
مادر، پسر بزرگشان یا دانای کل. طبیعتا ما باید شاهد تغییر خلق و خوی مادر باشیم. در پی مصیبتی که برای انسان رخ می دهد چند مرحله ی روانی پیش می آید که رفته رفته انسان را به سمت فراموش کردن آن مصیبت سوق می دهد.

ابتدا، اگر اشتباه نکنم، عصبانیت ناشی از نپذیرفتن آن اتفاق، سپس عزاداری در واقع گریه علنی و پنهانی، بعد از آن دوره ی ای شبیه افسردگی و کم کم عبور از بحران و فراموشی. با این که این مراحل تقریبا رعایت شده بود اما هیچ کدام عمیق و تاثیرگذار نبود چون از همه ی آن ها به سادگی عبور کرده بودند و خلاهای پیش آمده را با پرداختن به عواطف پسر برزگ خانواده پر کرده بودند. عصبانیت مادر تنها به شکستن قاب عکس ها و شیشه ها خلاصه می شد. این در حالی است که در فیلم " طلا و مس" خودمان این عصبانیت به خوبی نشان داده شده است. نگار جواهریان برای مبارزه با بیماری اش و اصرار برای نپذیرفتن آن به آشپزخانه می رود که برای دخترش غذای موردعلاقه اش را بپزد که در اوج ناتوانی، ناامید، از آنجا خارج می شود.

فیلم شکوفایی‌ پنگوئن ( پنگوئن خانواده ی بلوم)
فیلم شکوفایی‌ پنگوئن ( پنگوئن خانواده ی بلوم)

اما در این فیلم تنها شاهد یک عصبانیت سطحی و کمی گریه هستیم و هیچ حس همدردی در مخاطب بیدار نمی شود. جاهای خالی باقی مانده با حضور پرنده ای پر شده بود که نمادی از مادر خانواده بود و هر اتفاقی برای مادر می افتاد برای پرنده هم می افتاد. فیلمساز اجازه ی کشف این تشابه را به مخاطب نداده بود و از ترس این که مبادا منظورش مفهوم نباشد، آینه ی مادر شده بود که در آخر که پرنده رها می شود مادر هم خود را رها شده احساس کند و حداقل از زندان ذهنی که برای خودش ساخته بود خلاص شود. همینطور تلاش شده بود از عسل هم به عنوان نماد استفاده شود، همه ی خانه پر از شیشه های عسل بود. مادر شیشه ی عسلی را هل می دهد و می شکند، پدر و پسرهایش در جایی مشغول گرفتن عسل از کندو هستند. زاغی ( پنگوئن) در عسل گیر می کند. اما معلوم نیست هدف از وجود این همه عسل چیست؟ شاید هم نمادی از سختی ساخت عسل که با شیرینی اش توام می شود!

حضور مادربزرگ بچه ها و خاله شان هم تعریف مشخصی نداشت. چون حتی کمک خاصی هم به بهبود حال دخترشان نمی کردند. برای تمام کردن داستان لازم بود که برای مادر ایجاد انگیزه شود که ناگهان مرد با پوستر کایاک سواری به خانه می آید و سعی می کند زن را تشویق کند که سوار کایاک شود. بالاخره بعد از تنش های عاطفی سطحی، زن سوار کایاک می شود و می فهمد که حالش بهتر می شود و فیلم تمام می شود. مقایسه کنید با فیلم طلا و مس و به تصویر کشیدن عین به عین سختی های خانواده و تلاش زن و شوهر برای بهبود زن و سرانجام پذیرفتن بیماری از طرف زن و رهایی از زندان ذهنی.

معرفی نویسنده:

متولد سال شصت و یک
فیلم نامه نویسی را زیر نظر اساتید؛ ناصر تقوایی و سعید عقیقی آموختم.
فیلم نامه هایی نوشته ام که بعضی از آن ها به فیلم کوتاه تبدیل شده اند.

ثبت نظر درباره «فیلم شکوفایی‌ پنگوئن ( پنگوئن خانواده ی بلوم)»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

3 + 8 = ?