کد مطلب:  63111  درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
فوتبال نمک نشناس ایران در انتظار یک فاجعه بزرگ

فوتبال نمک نشناس ایران در انتظار یک فاجعه بزرگ

همان چیزی که انتظار می رفت اتفاق افتاد و دراگان اسکوچیچ بلافاصله بعد از اولین شکست، تبدیل به یک مربی شد که باید به دنبال جانشین برای او بود!
زمان مطالعه: 4 دقیقه

مهدی زارعی- رفتار ایرانی ها در تمامی زمینه ها مشخص و قابل پیش بینی است و چندان تفاوتی بین مسوولان تاثیرگذار، رسانه های مشهور و عامه مردم وجود ندارد. مطابق این رفتار، همه در برابر نامهای بزرک مرعوب می شوند و در مقابل، اگر کسی به لطف نام خود، نتواند ما ایرانیان را مرعوب کند، تحت هر شرایطی بازنده است. حتی اگر بزرگ ترین بردها را برای ما به ارمغان بیاورد.

نگاهی به صحبت ها و عملکردهای مسوولان ورزشی ما نیز نشان می دهد که آنها از خود برنامه خاصی ندارند و تلاش می کنند که به هر شکل ممکن با جلب رضایت عامه مردم، افکار را به سمت خود بکشانند. حتی اگر مردم اشتباهی بزرگ مرتکب شده باشند، باز هم مسوولان ترجیح می دهند در اشتباهات مردم، همراه آنها باشند. نگاهی به آمدن و رفتن مربیان مختلف نشان می دهد که بعدها برای رفتن بسیاری حسرت خوردیم ولی مشکل اینجاست که در لحظه ای که باید از آنها حمایت می کردیم، نکردیم.

سال 1998 مردم والدیر ویرا را دوست داشتند. چون تیم ملی را به جام جهانی برده بود. اما کمی بعد که محسن صفایی فراهانی ویرا را کنار گذاشت و مربی نام آوری مثل تومیسلاو ایویچ را استخدام کرد، مردم و رسانه ها مخالف ایویچ شدند. تمام نتایج او در بازیهای دوستانه بزرگنمایی شد و تمامی تمرینات او زیر سوال رفت و سرانجام باخت مقابل آ.اس.رم موجب اخراج ایویچ شد. رئیس فدراسیون هم به راحتی تمام بعد از اخراج ایویچ گفت: او در کوتاه مدت برای تیم ملی مفید نبود.

بعدها این حسرت بزرگ در دل تمام مردم و حتی بازیکنان ماند و همه بازیهای قابل قبول تیم ملی در جام جهانی را ناشی از عملکرد ایویچ دانستند؛ نه مربی ترسویی چون جلال طالبی که از نظر فنی و روحی چیزی به تیم ملی نیفزود.

اما آیا کسی از این حماقت تاریخی درس گرفت؟ مسما خیر.

بعدها که میروسلاو بلاژویچ سرمربی تیم ملی شد، رزومه درخشان او با تیم ملی کرواسی در جام جهانی دهان همه را تا مدتی بست. اما نه وقتی که تیم ملی به جام جهانی 2002 صعود نکرد. دوران او در تیم ملی به همین سادگی تمام شد با این حال حضور دستیار او در تیم ملی( برانکو) دوران درخشانی را در تیم ملی آغاز کرد.

برانکو بعد از یک سال امیدهای ایران را قهرمان بازیهای آسیایی کرد. پاداش او چه بود؟ محمد دادکان- رئیس وقت فدراسیون- همایون شاهرخی را سرمربی تیم ملی کرد و تیم امید را به دوست صمیمی خود- محمد مایلی کهن- سپرد.

نتیجه؟ شکستهای تیم ملی ایران با شاهرخی مقابل عراق و اردن و حذف تیم مایلی کهن با درخشان ترین نسل فوتبال ایران از مقدماتی المپیک.

البته دادکان بعد از یک سال پی به اشتباه خود برد و برانکو را به تیم ملی برگرداند. برانکو هم تیم ملی را به مقام سوم جام ملتهای آسیا رساند و به سادگی ایران را به جام جهانی برد.

با این حال به محض روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد همه تلاشها برای کنار زدن رئیس فدراسیون و سرمربی تیم ملی انجام شد و قدیمی های رسانه نیز همگی خود را در جریان آب قرار دادند، مربیانی مثل مجید جلالی با نامه نگاری برای رئیس جمهور تلاش کردند مربی تیم ملی شوند و بازیکنان نیز در همین مسیر قرار گرفتند. بازیکنانی مثل علی کریمی که وقتی دیدند جو علیه تیم ملی است، حتی به دستور سرمربی تیم ملی برای حضور در میدان عمل نکردند و امثال رضا عنایتی که اعلام کردند مرده آنها می توانست به پرتغال و مکزیک گل بزند!

نتیجه این جو فاجعه، رفتن برانکو بود و روی کار آمدن امثال امیرقلعه نویی، علی دایی و افشین قطبی. به مدد! این مربیان ایران از جمع تیمهای درجه یک آسیا خارج شد و در گروه پنج تیمه انتخابی جام جهانی چهارم شد؛ نتیجه ای که تنها با هنر علی دایی به دست می آمد.

آمدن کی روش فوتبال را دوباره به اوج رساند. کی روش نامی بزرگ بود و تا زمانی که همه مرعوب او بودند، تمامی موفقیت های ممکن را به دست آورد. عجیب بود که بعد از جام جهانی همه می دانستند قرار است کی روش از تیم ملی رفته و کار هدایت تیم ملی به حسین فرکی سپرده شود. اما وزارت ورزش در برابر افکار عمومی تسلیم شد و کی روش چهار سال درخشان دیگر برای تیم ملی به ارمغان آورد.

با این حال جامعه ایرانی عادت ماندن در اوج را ندارد و با کی روش همان کاری را کرد که قبلا با برانکو کرده بود. چرا؟ چون ما حافظه تاریخی نداریم. زمانی که برانکو در تیم ملی عالی کار می کرد، امیر قلعه نویی و استقلالی ها منتقد او بودند و می گفتند این تیم ملی با هر مربی بازیهایش را می برد!

بعدها که کی روش مربی تیم ملی شد، پرسپولیسی ها منتقد او شدند و اعلام کردند تیم ملی با هر مربی بازیهایش را می برد!

پوچی حرف رسانه های جهت دار، مسوولان وزارت ورزش و البته بازیکنان سابق و مربیانی که چنین انتقاداتی را می کردند، با آمدن مارک ویلموتس مشخص شد. ویلموتس پول هایش را میلیونی گرفت و با باختهایش ایران را در آستانه حذف از جام جهانی قرار داد و با رفتن از ایران به ریش همه ما خندید.

اما وقتی دراگان اسکوچیچ همه فجایعی که به لطف وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال به وجود آمده بود را پاک کرد و تیم را به جام جهانی برد، هیچ کس از گذشته ها درس نگرفت.

باز هم قرار است مربی عامل صعود به جام جهانی حذف شود و کار به افرادی سپرده شود که قطعا شناخت کمتری از او نسبت به فوتبال ایران دارند. درست حکایت کسی که اول منار را دزدید و بعد دنبال چاله ای گشت که منار را در آن مخفی کند!

درباره این افراد در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد...

 

: برای دریافت مشاوره درباره فوتبال نمک نشناس ایران در انتظار یک فاجعه بزرگ فرم زیر را تکمیل کنید
پرداخت هزینه مشاوره

معرفی نویسنده:

نظر خود را درباره «فوتبال نمک نشناس ایران در انتظار یک فاجعه بزرگ» در کادر زیر بنویسید :

3 + 6 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید