همیشه اولین شانس را دریاب...

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می...
تاریخ بروزرسانی18 مرداد 1399
دستهبندیداستان و حکایت
زمان مطالعه1 دقیقه
همیشه اولین شانس را دریاب...
دیدگاه کاربران
نفس
نظر شما چیست؟
مطالب مرتبط
دستهبندیها
بک لینک ها














