داستان کوتاه مرگ پیرمرد

پیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات مورد علاقه اش از طبقه پایین به مشامش...
تاریخ بروزرسانی14 بهمن 1399
دستهبندیداستان و حکایت
زمان مطالعه2 دقیقه
داستان کوتاه مرگ پیرمرد
دیدگاه کاربران
نظر شما چیست؟
مطالب مرتبط
دستهبندیها
بک لینک ها














