کد مطلب: 856 درج نظر
زمان مطالعه: 7 دقیقه
هدف از ازدواج چیست

هدف از ازدواج چیست

هر پسر و دخترى كه به سن رشد و بلوغ مى‏رسند بزرگترين‏آرزويشان اينست كه ازدواج كنند، با تاسيس زندگى مشترك...
زمان مطالعه: 7 دقیقه

هر پسر و دختری که به سن رشد و بلوغ می‏رسند بزرگترین‏آرزویشان اینست که ازدواج کنند، با تاسیس زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بدست آورند، یار و مونس مهربان و محرم رازی‏داشته باشند

آغاز زندگی سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج حساب‏می‏کنند و برایش جشن می‏گیرند

زن برای مرد آفریده شده و مرد برای زن، و مانند مغناطیسی یکدیگر را جذب می‏کنند

زناشویی و تاسیس زندگی‏مشترک خانوادگی یک خواسته طبیعی است که غرائزش در وجود انسانهانهاده شده است، و این خود یکی از نعمتهای بزرگ الهی است

راستی به‏غیر از کانون گرم خانوادگی کجا را سراغ دارید که برای جوانان پناهگاه‏ مطمئنی باشد؟ علاقه به خانواده است که جوانان را از افکار پراکنده واضطرابهای درونی نجات می‏دهد. در آنجاست که می‏توانند یار و مونس‏با وفا و مهربانی پیدا کنند که در شدائد و گرفتاریها یار و غمگسارشان‏باشد

پیمان مقدس زناشویی رشته‏ای است آسمانی که دلها را بهم پیوندمی‏زند، دلهای پریشان را آرامش می‏دهد افکار پراکنده را به یک هدف متوجه می‏سازد. خانه،جایگاه عشق و محبت،کانون انس و مودت و بهترین آسایشگاه است

 

خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمت‏ بزرگ یاد کرده‏ می‏فرماید:

 از خود شما برایتان همسران آفرید تا با آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید، و در میانتان دوستی و مهربانی افکند و در این موضوع برای اندیشمندان آیات و نشانه‏هایی‏است.

*************

پیغمبر اسلام فرمود: مردی که زن نداشته باشد مسکین و بیچاره‏است، گر چه ثروتمند باشد  و زنی که شوهر نداشته باشد مسکین و بیچاره‏است گر چه ثروتمند باشد. 

*************

حضرت صادق علیه السلام از مردی پرسید: همسر داری؟ عرض‏ کرد: نه.

فرمود: دوست ندارم یک شب نیز پیش همسرم نباشم، گر چه مالک تمام دنیا باشم.

**************

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بنائی در اسلام پایه گذاری‏نشده که نزد خدا محبوبتر و عزیزتر از ازدواج باشد.

آری خدای مهربان یک چنین نعمت گرانبهایی را به بشر عطا کرده‏است لیکن افسوس و صد افسوس که از این نعمت‏بزرگ قدردانی نمی‏کند و چه بسا،بواسطه نادانی و خودخواهی، همین کانون مهر و مودت‏را به صورت یک زندان تاریک بلکه جهنم سوزانی تبدیل می‏سازد. در اثرجهالت و نادانی بشر است که محیط نورانی و با صفای خانواده به صورت‏زندان دردناکی تبدیل می‏شود که اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن‏زندان تاریک بسر برند یا پیمان مقدس زناشویی را متلاشی سازند.

آری اگر زن و شوهر به وظیفه خویش آشنا باشند و عمل کنندمحیط خانه مانند بهشت‏برین با صفا و نورانی می‏گردد.و اگر اختلاف وکشمکشهای خانوادگی به میان آمد محیط خانه به صورت یک زندان‏حقیقی تبدیل خواهد شد.

اختلافات خانوادگی علل و عوامل مختلفی دارد.از قبیل عوامل‏اقتصادی،تربیت‏خانوادگی زن یا شوهر،محیط زندگی،دخالتهای بیجای‏پدر و مادر زن و شوهر یا سایر بستگان آنها.و دهها چیز دیگر.

برای ازدواج و تاسیس زندگی مشترک خانوادگی نیز تخصص وآمادگی و اطلاعات کافی لازم است.پسر باید از طرز تفکر همسرش وخواسته‏های درونی او و مشکلات زناشوئی و راه علاج آنها و آداب معاشرت اطلاعات کافی داشته باشد.باید توجه داشته باشد که زن گرفتن‏به معنای جنس خریدن یا کلفت گرفتن نیست،بلکه به معنای پیمان وفا وصداقت و محبت و همکاری و شرکت در زندگی مشترک خانوادگی است.

زن نیز باید به طرز تفکر شوهرش و خواسته‏های درونی او توجه‏داشته باشد و بداند که شوهر کردن به معنای نوکر گرفتن و تامین بدون قیدو شرط خواسته‏ها و آرزوهای درونی نیست. بلکه پیمان همکاری وتشریک مساعی است.و برای رسیدن به این هدف مقدس،گذشت وفداکاری و همکاری و تفاهم لازم است.

با اینکه سرنوشت پسر و دختر با ازدواج روشن می‏شود واطلاعات لازم و آمادگی اخلاقی برایش ضروری است متاسفانه اجتماع مانسبت‏به این موضوع حیاتی غفلت دارد.

نسبت‏به جهاز و مهر و زیبائی و شخصیت پدر و مادر کاملا عنایت‏دارند.لیکن آمادگی برای زنداری و شوهرداری و تاسیس زندگی مشترک‏خانوادگی را اصلا شرط نمی‏دانند.

دختر را به خانه بخت می‏فرستند با اینکه شوهرداری و کدبانوگری‏را نیاموخته است.پسر را زن می‏دهند با اینکه از زنداری و سرپرستی‏خانواده اطلاع ندارد.

دو نوجوان بی‏اطلاع و کم تجربه وارد زندگی نوین می‏شوند.بدین‏جهت صدها مشکل بوجود می‏آید.اختلافات و ناسازگاریها و قهر ودعواها شروع می‏شود.دخالت پدر و مادرها هم چون از روی عقل و تدبیرنیست،نه تنها مشکلی را حل نمی‏کند بلکه اختلافات را عمیق‏تر وریشه‏دارتر می‏سازد.دوران اول ازدواج یک دوران پر آشوب و بحرانی است.بسیاری از زندگیها در همین دوران بواسطه طلاق متلاشی می‏گردد.

بعضی از آنها هم با حفظ ازدواج،تا آخر عمر به کشمکش و زورآزمایی‏ادامه می‏دهند و عذاب در این زندان اختیاری را بر طلاق مقدم می‏دارند.

بعضی از خانواده‏ها هم پس از مدتی،کوتاه یا دراز،با اخلاق و رفتاریکدیگر آشنا می‏شوند و آسایش و آرامش نسبی پیدا می‏کنند.

هدف اصلی ازدواج

ازدواج برای انسان یک نیاز طبیعی است و فوائد مهمی را در بردارد که اهم آنها عبارت است از:

1- نجات از سرگردانی و بی‏پناهی و تشکیل خانواده، دختر وپسری که ازدواج نکرده‏اند بمنزله کبوترانی بی‏آشیانه هستند،که بوسیله‏ ازدواج خانه و آشیانه و پناهگاه می‏یابند. شریک در زندگی و مونس و محرم راز و غمخوار و مدافع و کمک بدست می‏آورند.

2- ارضای غریزه جنسی،غریزه جنسی در وجود انسان غریزه‏بسیار نیرومند و ارزنده‏ای است. و بهمین جهت نیاز دارد به وجود همسری‏که در یک محیط امن و آرامش،در مواقع احتیاج،از وجودش بهره بگیردو لذت ببرد.تامین صحیح خواسته‏های غریزه جنسی یک نیاز طبیعی است‏که باید اجابت‏شود و الا ممکن است پی‏آمدهای بد روانی و جسمانی واجتماعی داشته باشد.کسانیکه از ازدواج امتناع می‏ورزند غالبا به‏بیماریهای روانی و جسمانی مبتلا می‏گردند.

3- تولید و تکثیر نسل،بوسیله ازدواج انسان فرزند پیدا میکند.

وجود فرزند ثمره ازدواج و باعث تحکیم بنیاد خانواده و آرامش و دلگرمی‏زن و شوهر میباشد. و بهمین جهت در قرآن و احادیث نسبت‏به ازدواج تاکیدات‏فراوانی بعمل آمده است.از باب نمونه:خدا در قرآن می‏فرماید:و از آیات‏خدا اینست که برای شما همسرانی را آفرید تا با آنها انس بگیرید (5) رسول‏خدا صلی الله علیه و آله فرمود:در اسلام بنائی بر پا نشده که بهتر از تزویج‏باشد.

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: تزویج کنید که سنت رسول‏خداست. پیامبر صلی الله علیه و آله می‏فرمود:هر کسی می‏خواهد از سنت‏من پیروی کند باید ازدواج نماید. بوسیله ازدواج فرزند بیاورید (و تعدادمسلمانها را زیاده گردانید) که من در قیامت‏با کثرت شما به امتهای دیگرمباهات و افتخار می‏کنم.

******************* 

امام رضا علیه السلام فرمود:

هیچکس فائده‏ای بدست نیاورد که‏ بهتر از همسر شایسته باشد. همسری که وقتی به او نگاه می‏کند شادمانش‏ میگرداند و در غیاب او نفس خودش و مال او را نگهداری مینماید.

مطالب مذکور آثار و منافع دنیوی و حیوانی ازدواج بود،که‏حیوانات نیز برخی از آنها را دارند این قبیل امور را نمی‏توان هدف اصلی‏ازدواج انسان باعتبار اینکه انسان است،محسوب داشت. انسان در این‏جهان نیامده تا مدتی بخورد و بیاشامد و بخوابد و شهوترانی و لذتجوئی‏کند آنگاه بمیرد و نابود شود.مقام انسان عالی‏تر از اینهاست.انسان آمده تا با علم و عمل و اخلاق نیک نفس خویش را پرورش دهد و در راه کمال وصراط مستقیم انسانیت‏سیر و صعود کند تا به مقام خوب پروردگار جهان‏نائل گردد.انسان موجودی است عالی که با تهذیب و تزکیه نفس و اجتناب‏از بدیها و پرورش فضائل و مکارم اخلاق و انجام کارهای نیک،می‏تواندبه مقام شامخی نائل گردد که فرشتگان بدان مقام راه ندارند.انسان‏موجودی است جاودانه و در این جهان آمده تا با راهنمائیهای پیامبران وبکار بستن قوانین و برنامه‏های دین،سعادت دنیا و آخرت خویش را تامین‏کند و در جهان آخرت،در جوار حق،در خوشی و آسایش تا ابد زندگی‏کند.

بنابراین هدف اصلی ازدواج انسان را در این برنامه باید جستجوکرد.هدف ازدواج یک انسان دیندار باید این باشد که با تعاون و همکاری‏همسرش بتواند نفس خویش را از گناهان و بدیها و اخلاق زشت تهذیب‏نماید و با عمل صالح و اخلاق نیک پرورش دهد تا به مقام شامخ انسانیت‏و تقرب به خدا نائل گردد.و همسر شایسته و خوب و موافق برای رسیدن‏به چنین هدف مهمی ضرورت دارد.

دو انسان مؤمن که با ازدواج تشکیل خانواده میدهند،از انس ومحبت و آرامش و کامیابیهای مشروع جنسی برخوردار میشوند،و درنتیجه از انحراف و تمتعات غیر مشروع و راه یافتن به مراکز فساد واعتیادهای خطرناک و ولگردیها و شب نشینیهای خانمانسوز محفوظ و درامان خواهند بود.و بهمین جهت پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام‏نسبت‏به ازدواج بسیار تاکید نموده‏اند.رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:هر کس که ازدواج کند نصف دینش را حفظ نموده است. 

امام صادق علیه السلام فرمود:دو رکعت نمازی را که افراد متاهل‏بخوانند،از هفتاد رکعت نمازی که افراد غیر متاهل بخوانند افضل‏میباشد. 

وجود همسر دیندار و موافق (چه زن چه مرد) در امکان انجام‏وظیفه و عمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات،وتخلق به اخلاق نیک و اجتناب از اخلاق زشت،نقش بسیار مهمی را ایفامیکند.اگر زن و شوهر هر دو دیندار و در طریق پرورش و تزکیه نفس‏باشند،در پیمودن این راه دشوار نه تنها مانع نخواهند بود بلکه تعاون وتشویق خواهند داشت.مگر یک نفر مجاهد فی سبیل الله بدون تایید وتوافق همسرش می‏تواند در میدان جهاد خوب بجنگد و حماسه آفرینی کند؟

مگر انسان،بدون توافق همسرش می‏تواند در کسب و کار و تحصیل اموال‏همه جهات شرعی و اخلاقی را رعایت کند،حقوق واجب مالی را بپردازد،از اسراف و تبذیر اجتناب نماید،و مازاد مخارج ضروری خویش را درامور خیریه انفاق کند؟

همسر دیندار و مؤمن همسرش را بخوبی و صلاح دعوت میکند وهمسر لاابالی و بد اخلاق همسرش را به فساد و بد اخلاقی میکشد و ازهدف مقدس انسانیت دور میگرداند.و بهمین جهت‏به مرد و زن سفارش‏شده که به هنگام ازدواج موضوع ایمان و دینداری و اخلاق را شرط اساسی‏محسوب بدارند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:خداوند عز و جل فرموده‏است وقتی اراده کنم که تمام خوبیهای دنیا و آخرت را برای شخص‏مسلمانی جمع کنم به او قلبی خاشع و زبانی ذاکر و بدنی که بر بلاها صابرباشد عطا میکنم.و همسر مؤمنی به او میدهم که هر گاه باو نگاه کندخوشنودش سازد و در غیاب،حافظ نفس خویش و مال او باشد.

**********************

شخصی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: همسری دارم که بهنگام ورود به خانه باستقبالم می‏آید و بهنگام خروج‏بدرقه‏ام میکند. هنگامی که مرا اندوهناک یافت در تسلیت من میگوید:اگردرباره رزق و روزی می‏اندیشی غصه نخور که خدا ضامن روزی است.واگر در امور آخرت می‏اندیشی خدا اندیشه و اهتمام ترا زیاده گرداند.پس‏رسول خدا فرمود:خدای را در این جهان عمال و کارگزارانی است و این‏زن از عمال خدا میباشد.چنین همسری نصف اجر یک شهید را خواهدداشت.

**********************

امیر المؤمنین علیه السلام نیز چنین هدف بزرگی را در نظر داشته‏ که درباره حضرت زهرا علیها السلام فرمود: بهترین کمک است در راه‏ اطاعت‏خدا

در تاریخ چنین آمده که رسول خدا صلی الله علیه و آله روز بعد از عروسی حضرت علی و حضرت زهرا برای تبریک و احوالپرسی، به منزل آنها تشریف فرما شد. از حضرت علی علیه السلام پرسید: همسرت‏را چگونه یافتی؟ گفت: زهرا را بهترین کمک برای اطاعت‏خدا یافتم.

آنگاه از حضرت زهرا پرسید: شوهرت را چگونه یافتی؟ گفت: بهترین شوهر است.

امیر المؤمنین علیه السلام در این جمله کوتاه هم بانوی شایسته و نمونه اسلام را معرفی نمود، هم هدف اساسی و اصلی ازدواج را بیان کرد

- نویسنده : حسین نقی زاده

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «هدف از ازدواج چیست»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

8 - 4 = ?