کد مطلب: 15153 درج نظر
زمان مطالعه: 1 دقیقه
شعر بسیار بامزه از خواب ریاضی + طنز

شعر بسیار بامزه از خواب ریاضی + طنز

خواب دیدم میخوانم ایگرگ زگوندخنجر دیفرانسیل هم گشته کنداز سر هر جایگشتی میپرمدامن هر اتحادی میدرمشیب هر خط...
زمان مطالعه: 1 دقیقه

Untitled-1

خواب دیدم میخوانم ایگرگ زگوند

خنجر دیفرانسیل هم گشته کند

از سر هر جایگشتی میپرم

دامن هر اتحادی میدرم

شیب هر خط را به تندی میدوم

گوش هر ایگرگ وشی را میجوم

گاه در زندان قدر مطلقم

گاه اسیر زلف حد و مشتقم

گاه خط را موازی میکنم

با توان ها نقطه بازی میکنم

لشگری تمرین دارم بی شمار

تیمی از فرمول دارم در کنار

ناگهان دیدم توابع مرده اند

پاره خط و نقطه ها پژمرده اند

کاروان جذر ها کوچیده است

استخوان کسرها پوسیده است

هیچکس را زین مصیبت غم نبود

صفر صفرم هم دگر مبهم نبود

آری آری خواب افسون میکند

عقده را از سینه بیرون میکند

مردم زین ایکس و ایگرگ داد داد

*روزهای بی ریاضی یاد باد*

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «شعر بسیار بامزه از خواب ریاضی + طنز»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

2 * 6 = ?