کد مطلب: 55185 درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
دوصد گفته چون نیم کردار نیست

دوصد گفته چون نیم کردار نیست

در ابتدای دهه 80 بود که مجید جلالی به عنوان یک مربی علم گرای وطنی در فوتبال ایران مطرح شد. در روزهایی که هنوز قدیمی هایی مثل علی پروین و منصور پورحیدری روی نیمکت بودند، جلالی به نماد علم و کامپیوتر بدل شد و به علت نبود رقیب در این زمینه، خیلی زود به آلترناتیو تمام مربیان خارجی شاغل در کشورمان بدل شد. قهرمانی جلالی با پاس تهران در لیگ 83-82 و فتح جام حذفی در فصل 84-83 با صباباتری، او را به موفق ترین مربی آن دو سال بدل کرد و دیگر خصوصیات او کاملا فراموش شد.
زمان مطالعه: 3 دقیقه

اختصاصی آسمونی

نوشته از مهدی زارعی

مجید جلالی؛ آقامعلمی با دو دهه ناکامی!

حفظ نتیجه در برابر تیمی که 75 دقیقه ده نفره بازی می کند، به هیچ عنوان کار دشواری نیست. حتی اگر این تیم ده نفره پرسپولیسی باشد که مدتهاست قهرمان لیگ شده است. با این حال حتی قهرمانی زودهنگام پرسپولیس هم می توانست در روز 25 مرداد، امتیازی بزرگ برای گل  گهر سیرجان باشد؛ تیمی که با برد در برابر قهرمان بی انگیزه لیگ، می توانست بقای خود را در لیگ قطعی سازد و به همین خاطر با انگیزه ای مضاعف در برابر حریفی به میدان می رفت که بیش از رقابت با گل گهر، به نیمه نهایی جام حذفی می اندیشد و برگزاری دربی پایتخت قبل از فینال جام حذفی.

با این حال، همین پرسپولیس بی انگیزه، طی یک نیمه با ده بازیکن از شکست در برابر میزبان خود، پیروزی ساخت و تنها چند ثانیه برای تثبیت برد خود کم آورد. قطعا تنها مساله ای که تفاوت این دو تیم را در نیمه دوم رقم زد، نیمکت دو تیم بود. مجید جلالی قبلا در دوران اوج خود نیز در چنین شرایطی مستاصل عمل می کرد و حتی یک بار همراه با فولاد در جام حذفی از تیم 9 نفره ذوب آهن (3-0) شکست خورده بود.

اما چگونه یک نیمکت ضعیف می تواند با اشتباه و احتیاط، برد را از تیم خود گرفته و آن را به توقف و ناکامی بدل سازد؟

***

در ابتدای دهه 80 بود که مجید جلالی به عنوان یک مربی علم گرای وطنی در فوتبال ایران مطرح شد. در روزهایی که هنوز قدیمی هایی مثل علی پروین و منصور پورحیدری روی نیمکت بودند، جلالی به نماد علم و کامپیوتر بدل شد و به علت نبود رقیب در این زمینه، خیلی زود به آلترناتیو تمام مربیان خارجی شاغل در کشورمان بدل شد. قهرمانی جلالی با پاس تهران در لیگ 83-82 و فتح جام حذفی در فصل 84-83 با صباباتری، او را به موفق ترین مربی آن دو سال بدل کرد و دیگر خصوصیات او کاملا فراموش شد.

دیگر کسی نپرسید چرا جلالی بعد از فتح لیگ، بلافاصله از پاس استعفا داد و بعد از بازگشت به این تیم با مجموعه ای از ناکامی سرانجام اخراج شد و یک سال بعد هم تنها بعد از سه هفته کار در صباباتری، قهر کرد و از این تیم استعفا داد؟

هرچه بود، آقامعلم بدل به منتقد نخست تمام مربیان خارجی شاغل در کشورمان شد. به طوری که چند ماه بعد از صعود مقتدرانه ایران به جام جهانی با برانکو ایوانکوویچ، نامه ای به محمود احمدی نژاد رییس جمهور وقت کشور نوشت و پرسید: چرا یک ایرانی مربی تیم ملی نباشد؟

جلالی بعدها نیز تا توانست از برانکو انتقاد کرد. در برنامه ورزش و مردم از برانکو با عنوان« توقف فوتبال» یاد کرد. تمام این ها در حالی بود که جلالی با تیمهای مختلف، طعم ناکامی را می چشید.

او  با شهیدقندی یزد، طعم حتی یک برد را هم نچشید و این تیم را به دسته پایین تر فرستاد.

بعد از آن هم داستان ناکامی های جلالی ادامه یافت. حضور مجدد او در پاس تهران، ثمری در بر نداشت. در استقلال اهواز و فولاد خوزستان هم نتیجه ای نگرفت و دوران حضور او در تراکتورسازی با قهر و آشتی هایش از طرفداران تبریزی در خاطره ها ماند و آن گاه نوبت رسید به دورانی بسیار معمولی در سایپا و پیکان و نساجی. بدون ذره ای موفقیت و البته با یک وعده بزرگ.

F8

***

پنج سال قبل، جلالی در شبکه ورزش وعده داد که فقط یکی دو فصل دیگر در فوتبال می ماند و آن گاه برای همیشه از فوتبال کناره می گیرد. اما او این کار را نکرد. درست مثل خواننده ای که هربار وعده می دهد برای آخرین بار در زندگی اش کنسرت می دهد و این کنسرت آخر، ادامه می یابد!

پیشاپیش هم مشخص بود که جلالی هرگز نمی تواند از فوتبالی دل بکند که به او فرصت داده از امثال برانکو و کی روش انتقاد کند.

اما آنچه عجیب تر بود، دعوت باشگاه گل گهر از او برای مربیگری این تیم بود. دعوت از مربی که نزدیک به دو دهه است هرگز موفقیتی کسب نکرده است. هشت هفته ناکامی پیاپی گل گهر در کسب پیروزی در اواسط فصل و سه باخت پیاپی این تیم در هفته های 22 تا 24 لیگ، نتایجی بود که قطعا اگر وینگو بگوویچ مربی سابق گل گهر هم روی نیمکت این تیم نشسته بود، ضعیف تر از آن را کسب نمی کرد.

به هر شکل گل گهر در آستانه بقا در لیگ قرار گرفته است. اما این اتفاق بیش از آن که مدیون تصمیمات درست مدیریتی در باشگاه و وزن بالای نیمکت این تیم باشد، در اثر ضعف سایر رقبا به دست آمده است.

باید دید آیا گل گهر اشتباهات خود را برای سال بعد نیز تکرار می کند و از مردی استفاده می کند که مدتهاست افتخاراتش جز روی تخته سیاه، در جایی جواب نمی دهد؟

معرفی نویسنده:

Sport journalist & book author
runner & expert in radio

ثبت نظر درباره «دوصد گفته چون نیم کردار نیست»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

6 - 4 = ?