کد مطلب:  14032 
1 نظر
ویرایش پست
1 نظر
زمان مطالعه: 1 دقیقه
داستان همسر گمشده

داستان همسر گمشده

مردی هنگام غروب به کلانترى می رود تا گم شدن همسرش را اطلاع بدهد...مرد : زنم از صبح رفته خرید ولى هنوز برنگشته...
زمان مطالعه: 1 دقیقه

the-story-of-the-lost-wife
the-story-of-the-lost-wife


مردی هنگام غروب به کلانتری می رود تا گم شدن همسرش را اطلاع بدهد...

مرد : زنم از صبح رفته خرید ولی هنوز برنگشته خونه !

پلیس : قدش چقدره ؟
مرد : تا حالا دقت نکردم !

پلیس : لاغره ؟ چاقه ؟

مرد : یک کم شاید لاغر یا چاق !؟

پلیس : رنگ چشمهاش ؟

مرد : دقیقاً نمی دونم !؟

پلیس : رنگ موهاش ؟

مرد : راستش موهاشو هی رنگ می کنه !!

پلیس : چی پوشیده بود ؟

مرد : پیراهن !؟ … یا مانتو !؟ … نمی دونم !!

پلیس : با ماشین رفته بود ؟

مرد : بله

پلیس : اسم ، رنگ و شماره ماشین ؟

مرد : یک مگان مشکی 1600 تیپ2 -4سیلندر با115 اسب بخار – حداکثر گشتاور خروجی:151نیوتن متر-5 دنده با سرعت 193 کیلومتر برساعت- مونتاژ داخلی-استاندارد آلایندگی: یورو3

(مرد ناگهان می زند زیر گریه!!!)

پلیس : گریه نکنید آقا! آروم باشید. ما ماشینتون رو براتون پیدا می کنیم !نیشخن

: برای دریافت مشاوره درباره داستان همسر گمشده فرم زیر را تکمیل کنید
واریز هزینه و دریافت مشاوره توسط :

نظر خود را درباره «داستان همسر گمشده» در کادر زیر بنویسید :

2 * 6 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید