کد مطلب: 2010 درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
رابطه علم‏ و اخلاق‏

رابطه علم‏ و اخلاق‏

  قرآن مجيد كرارا تعليم كتاب و حكمت را در كنار تزكيه و پاكسازى اخلاقى قرار مى‏دهد; گاه «تزكيه‏» را بر...
زمان مطالعه: 3 دقیقه

 

قرآن مجید کرارا تعلیم کتاب و حکمت را در کنار تزکیه و پاکسازی اخلاقی قرار می‏دهد; گاه «تزکیه‏» را بر «تعلیم‏» مقدم می‏دارد، و گاه «تعلیم‏» و بر «تزکیه‏»; و این نشان می‏دهد که میان این دو رابطه عمیقی است.

یعنی هنگامی که انسان از خوبی و بدی اعمال و صفات اخلاقی آگاه گردد و آثار و پیامدهای هر یک از صفات «فضیلت‏» و «رذیلت‏» را بداند، بی‏شک در تربیت و پرورش او مؤثر است; بطوری که می‏توان گفت‏بسیاری از زشتیهای عمل و اخلاق، از ناآگاهیها سرچشمه می‏گیرد. به همین دلیل، اگر علم و آگاهی جای جهل و نادانی را بگیرد، و به تعبیر دیگر، سطح فرهنگ بالا برود، بسیاری از زشتیها جای خود را به زیبائیها، و بسیاری از مفاسد اخلاقی جای خود را به محاسن اخلاقی می‏دهد; ولی باید توجه داشت این مساله کلیت ندارد.

و متاسفانه گاه در این مساله مبالغه شده، گروهی راه افراط را پیش گرفته، و گروهی راه تفریط را.

گروهی به پیروی از گفتار معروف سقراط، فیلسوف یونانی، که معتقد بود علم و کمت‏سرچشمه اخلاق حمیده است، و رذائل اخلاقی معلول جهل و نادانی است، عقیده دارند که تنها راه برای مبارزه با رذائل اخلاق و پیدایش فضائل اخلاقی گسترش علم و دانش و بالا بردن سطح افکار جامعه است، و به این ترتیب «فضیلت‏» مساوی با «معرفت‏» می‏شود.

آنها می‏گویند هیچ کس آگاهانه به دنبال بدی و شر نمی‏رود، و اگر خوبی را تشخیص دهد آن را رها نمی‏سازد، پس وظیفه ما آن است که هم برای خود و هم دیگران کسب آگاهی کنیم، و نتایج‏خیر و شر، و بد و نیکو را بدانیم، تا جوانه‏های فضائل اخلاقی بر شاخسار وجود ما ظاهر شود!

در مقابل شاید کسانی هستند که مایلند رابطه این دو را بکلی نفی کنند، و بگویند که دانش و هوشیاری در افراد آلوده، سبب می‏شود که جنایات را هوشیارانه‏تر انجام دهند، و طبق مثل معروف: «دزدانی که با چراغ می‏آیند، کالاهای گزیده‏تر می‏برند!»

ولی انصاف این است که رابطه علم و اخلاق را نه می‏توان بکلی انکار کرد و نه می‏توان بطور کامل، اخلاق را معلول علم دانست.

شاهد این سخن تجارب زنده‏ای است که از جامعه کسب کرده‏ایم; افراد آلوده‏ای بودند که وقتی آنها را به حسن و قبح اعمالشان آگاه کرده‏ایم، و به نتایج‏سوء اعمال و افعال بد آشنا شده‏اند، دست از کار خود برداشته، و گرایش به خوبیها پیدا کرده‏اند، حتی در خودمان نیز این تجربه را داشته‏ایم.

در مقابل افرادی را می‏شناسیم که آگاهی کافی به نیک و بد اعمال و نتایج و آثار آن دارند ولی همچنان به بدی ادامه می‏دهند، و اخلاق سوء بر وجود آنها حاکم است.

اینها همه به خاطر آن است که انسان موجودی است دو بعدی، یک بعد وجود او را علم و ادراک و آگاهی تشکیل می‏دهد، و یک بعد وجود او را امیال و غرائز و شهوات; به همین دلیل، گاه با میل و اختیار خود بعد اول را ترجیح می‏دهد و گاه دوم را.

از اینجا روشن می‏شود، آنها که یکی از دو قول بالا را پذیرفته‏اند انسان را یک بعدی فرض کرده، و توجه به بعد دیگر وجود انسان نداشته‏اند.

از آیات دیگر قرآن نیز بخوبی می‏توان آنچه را که گفتیم استفاده کرد.

قرآن مجید در چندین آیه به رابطه‏ای میان جهل و اعمال سوء اشاره کرده است; مثلا، می‏فرماید: «انه من عمل منکم سوء بجهالة ثم تاب من بعده واصلح فانه غفور رحیم; هر کس از شما کار بدی از روی نادانی انجام دهد، سپس توبه و اصلاح و جبران نماید، خداوند آمرزنده و مهربان است.» (سوره انعام، آیه‏54)

شبیه همین معنی در سوره نساء، آیه‏17 و سوره نحل، آیه‏119 نیز آمده است.

بدیهی است منظور در اینجا جهل مطلق نیست که با توبه سازگار نباشد بلکه مرتبه‏ای از مراتب جهل است که اگر بر طرف گردد انسان به راه حق روی می‏آورد.

در جلد اول از دوره اول پیام قرآن در آنجا که بحث درباره معرفت و شناخت آمده، آیات بسیاری نقل کرده‏ایم که از آنها استفاده می‏شد، جهل سرچشمه کفر است، جهل سرچشمه اشاعه فساد، تعصب و لجاجت، بهانه جویی، تقلید کورکورانه، اختلاف و پراکندگی، سوءظن و بدبینی، جسارت و بی‏ادبی و در یک جمله جهل مایه دگرگون شدن بسیاری از ارزشها است! (12)

از سوی دیگر، در بعضی از آیات صریحا می‏گوید: «کسانی هستند که با علم و آگاهی، راه غلط را می‏پیمایند; مثلا، درباره آل فرعون می‏فرماید: «وجحدوا بها واستیقنتها انفسهم ظلما وعلوا; آنها آیات ما را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند در حالی که در دل به آن یقین داشتند.» (سوره نمل، آیه‏14)

و درباره گروهی از اهل کتاب می‏فرماید: «ویقولون علی الله الکذب وهم یعلمون; آنها بر خدا دروغ می‏بندند در حالی که می‏دانند.» (سوره آل عمران، آیه‏75).

شبیه همین معنی در چند آیه‏بعد از آن نیز آمده است (سوره آل عمران، آیه‏78).

علم و آگاهی در این آیه ممکن است اشاره به آگاهی بر موضوع دروغ باشد، ولی باز هم شاهد مدعای ما است، چرا که حکم عقل و شرع درباره دروغ و زشتی آن، چیزی نیست که بر کسی مکتوم باشد.

تجربیات روزمره نیز این واقعیت را نشان می‏دهد که آگاهی بر زیانهای اخلاق رذیله در بسیاری از موارد می‏تواند باز دارنده باشد، و در عین حال موارد زیادی هم دیده می‏شود که افراد آگاه، دست‏به اعمال سوء زده، و اخلاق رذیله را برای خود ترجیح می‏دهند. و به این ترتیب، مکتب واسطه در اینجا با واقعیتها منطبق‏تر است. (دقت کنید)

 

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «رابطه علم‏ و اخلاق‏»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

6 - 4 = ?