کد مطلب: 4565 درج نظر
زمان مطالعه: 1 دقیقه
شعر طنز داماد بی مادر زن

شعر طنز داماد بی مادر زن

  دوش مادر زن به من پرخاش کرد هیکلم با چوب آش و لا ش کرد     گفت : ای داماد ، ای آدم نشوحیف آن دختر که من دادم...
زمان مطالعه: 1 دقیقه

 

دوش مادر زن به من پرخاش کرد
هیکلم با چوب آش و لا ش کرد

 

 

گفت : ای داماد ، ای آدم نشو
حیف آن دختر که من دادم به تو

 

 

من نمی دانستم آدم نیستی
لایق لطف دمادم نیستی

 

 

هر کسی داماد شد در عمر خویش
بی گمان یا خر بُود یا گاومیش

 

  

گفتمش : من اول آدم بوده ام
تاج گل بر فرق عالم بوده ام

 

  

بعد از روی جوانی خر شدم
پایبند خانه و همسر شدم

  

 

آدم اول کم کمک خر می شود
بعد از آن ناچار شوهر می شود

  

 

هر کسی کو زن گرفت از بی غمی
نام او دیگر نباشد آدمی

 

  

غیر شوی حضرت حوا ، که بود
شوهری «آدم» بر او صدها درود

 

  

حق تعالی نام او آدم گذاشت
چون که این داماد ، مادر زن نداشت

 

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «شعر طنز داماد بی مادر زن»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

2 * 8 = ?