کد مطلب: 6880 درج نظر
زمان مطالعه: 28 دقیقه
متن کامل نامه امام علی به مالک اشتر

متن کامل نامه امام علی به مالک اشتر

 مالک اشتر نخعی مهم ترین یار و یاور امام علی (ع) بود، زمانی که حضرت امیرالمومنین ، مالک اشتر را به امارت مصر...
زمان مطالعه: 28 دقیقه

 مالک اشتر نخعی مهم ترین یار و یاور امام علی (ع) بود، زمانی که حضرت امیرالمومنین ، مالک اشتر را به امارت مصر منصوب کرد، به او فرمانی در قالب یک نامه نوشت، این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و خصوصا شعبه شیعی آن است.

در این نامه ویژگی‌های حکومت اسلامی، شیوه و روش حاکم، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است.

در این بخش از پورتال آسمونی به بازخوانی کامل این نامه ارزشمند می پردازیم :

به نام خداوند بخشنده مهربان

این فرمانی است از بنده خدا علی امیر المؤمنین به مالک فرزند حارث اشتر در عهدی که خود به او فرموده هنگامی که وی را کارگزار مصر گردانید، تا مالیات آنجا را جمع کند و با دشمنان بجنگند و کار مردم مصر را اصلاح نماید و شهرها را آباد نماید. به او فرمان می‏دهد که تقوای الهی را رعایت کند و طاعت و بندگی پروردگار را بر همه کارها مقدم بدارد و از آنچه در کتاب خود فرموده پیروی نماید.

از قبیل واجبات و سنتها که کسی به سعادت و نیکبختی نمیرسد مگر به پیروی از آنها و کسی گرفتار شقاوت و بدبختی نمیگردد مگر به انکار و ضایع کردن آنها. و دیگر این که خدا را با قلب و دست و زبانش یاری نماید، چرا که خداوند «جلّ اسمه» پذیرفته که یاوران خود را یاری کند و عزت دهندگان دینش را عزیز بدارد. و به او فرمان میدهد که در برابر خواسته‏ های شهوات نفس را سر جای خود بنشاند و از طغیان آن را باز دارد زیرا نفس آدمی هماره انسان را امر به بدی مینماید مگر در آنجا که خدا ترحّم فرماید. و سپس بدان ای مالک من ترا به شهرهایی میفرستم که گرفتار آشفتگی شده‏اند، شهرهایی که گاهی در آنها اجرای عدالت شده‏ ترجمه‏ روان‏ نهج البلاغه(ارع)، صفحه‏ ی 1087و گاهی هم بر مردمش ظلم شده است مردم چنان به کارهای تو دقیق هستند که تو به کارهای کارگزاران قبلی دقت داشتی و در باره تو همان را میگویند که تو در باره پیشینیان میگفتی. نیکوکاران را به آنچه که انسانهای صالح در باره آنها میگویند میتوان شناخت بنا بر این بهترین چیزی که پس‏ انداز میکنی عمل صالحت باشد.

پس مالک هوای نفس خویش شو و در کارهای حرام به نفس خود بخل کن که بخل به نفس نمودن، انصاف دادن به آن است در آنچه دوست دارد و یا نمی‏پسندد مهربانی بر رعیت را پوشش قلبت قرار ده و به آنها محبت کن و لطف داشته باش و برای آنها چون حیوانی درنده و ضرر رسان نباش که خوردنشان را مقتنم شماری مردم دو دسته‏ اند: یا برادر ایمانی تو محسوب میشوند و یا مثل تو انسانند و هم کیش تو نیستند. گناهی از آنها سر میزند و سبب های بدکاری از روی عمد و یا سهو به آنان روی آورده، پس تو از گناهان بگذر چنانکه دوست داری خداوند تبارک و تعالی از لغزشهایت بگذرد و ترا عفو فرماید و در حالی که تو برتر از آنها هستی و آنکه بر تو ولایت دارد از تو برتر است.

و خداوند متعال بر آنکه تو را ولایت داد برتر است خواسته است که کار این مردم را انجام دهی و آنان را وسیله آزمایش تو قرار داد. هیچگاه خود را برای جنگ با خدا آماده نکن که طاقت کیفرش را نداری و در بخشش از حضرتش بی نیاز نخواهی بود و هیچوقت بر آمرزش ناامید نشو و بر کیفر شادی نکن و در اظهار خشمی که میتوانی فرو بری عجله مکن و در گفتارت نگو که من را امیر کرده‏اند میفرمایم پس مرا اطاعت کنید. که این طور حرف زدن باعث سیاهی دل و پژمردگی دین و زوال نعمت میگردد و آفت و بلا را گریبانگیر انسان می سازد ترجمه‏ روان‏ نهج البلاغه(ارفع)، صفحه‏ ی 1089هرگاه قدرتی را که در اختیارت هست ترا گرفتار غرور و کبر کرد به بزرگی و عظمت حکومت پروردگار بنگر که چگونه قدرتی بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست. با این نگرش تو طغیانت سرکوب میگردد و تندبات فروکش میکند و عقل بر باد رفته ‏ات باز میگردد.

بپرهیز که در اظهار بزرگی خود را همسان پروردگار خوانی و در عظمت کبریایی خود را شبیه او دانی که پروردگار هر جبّار و هر گردنکش را ذلیل میکند و هر شخص متکبّر را پست مینماید. با خدا و مردم و خویشاوندان و هر رعیتی که دوست میداری از جانب خود با انصاف رفتار کن که اگر چنین نکنی ستمکاری و کسی که به بندگان خدا ستم کند خداوند به جای بندگانش با او دشمن است. پروردگار با هر که دشمن باشد عذرش را نمیپذیرد و این شخص همچنان با خدا در ستیز است مگر آنکه دست از ظلم بردارد و توبه کند و هیچ چیز مثل برپایی ظلم خیلی سریع نعمت الهی را به نقمت و نکبت تبدیل نمینماید.

چرا که خداوند تبارک و تعالی آه مظلوم و دعای ستمدیدگان را میشنود و حضرت او در کمین ستمکاران است. بنا بر این کاری که از میان همه کارها باید بیشتر دوست داشته باشی اعتدال در راه حق و همگانی کردن عدالت و تلاش برای جلب رضایت مردم است. زیرا نارضایتی توده مردم اثر خشنودی خواص را از بین میبرد و ناخشنودی خواص در حالی که اکثر مردم راضی باشند، اثری ندارد و به حساب نمیآید. و در مواقعی که گشایش هست، سنگینی بار خواص بر والی از همه افراد جامعه بیشتر است و در موقع گرفتاری یاری و کمک خواص از همه کمتر است و رعایت انصاف را از هر چیزی بدتر میدانند و هنگام درخواست از همه بیشتر میخوانند و هنگامی که به آنان عطا میشود از همه کمتر سپاس میگزارند ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1091و چون به ایشان عطا نشود از جهت قبول عذر از همه مردم کندترند. و در سختی روزگار صبرشان از همه کمتر است.

به تحقیق آنهایی که حامی دین و موجب کثرت مسلمین و آماده پیکار با دشمنانند توده مردمند پس تو باید با این گروه همراه باشی و به سوی ایشان میل و رغبت نشان دهی. و بین مردم با کسی از همه بیشتر دشمن باش که در عیبجویی مردم اصرار دارد زیرا مردم عیبهایی دارند که شخص حاکم برای پوشاندن آنها سزاوارتر است. بنا بر این آنچه از بدیهای مردم بر تو پوشیده است پی‏جویی مکن، بلکه آن عیوبی هم که آشکار است باید بپوشانی. و داوری در باره آنچه که از تو پنهان است با پروردگار خواهد بود پس تا آنجا که می‏توانی زشتی‏ها را بپوشان تا خداوند نیز عیبهایت را که دوست داری از چشم مردم پنهان باشد، بپوشاند. هر نوع عقده و کینه از مردم در دل داری بیرون بریز و خود را آزاد کن و رشته هر دشمنی را پاره نمای. و هر چه را در نظرت نادرست آمد خود را بی‏اطلاع نشان بده و در قبول سخنان افراد سخن‏چین و فتنه‏انگیز عجله نکن زیرا سخن‏چین خائن و نیرنگباز است، هر چند که خود را ناصح و پند دهنده جلوه دهد.

در مشورت کردن اشخاص بخیل را دخالت مده که ترا از نیکی و کار خیر بازداشته و ترا از فقر می‏ترساند و نیز با آدم ترسو مشورت مکن که ترا در انجام کارها سست می‏کند و همچنین شخص حریص را مورد شور قرار مده که حرص ستم نمودن را در نظرت آرایش می‏دهد. به تحقیق که بخل و ترس و حرص، غرایزی هستند که از سوء ظن به پروردگار سرچشمه می‏گیرند. بدان که بدترین وزیران مباشر تو آنهایی هستند که در گذشته وزرای اشرار و بدکاران و در گناهان آنان شریک بودند. و به طور قطع ایشان حامیان گنهکاران و برادران اهل ظلم بوده‏اند.

ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1093و تو به جای آنها باید جستجو کنی در بین اهل ایمان افرادی را انتخاب کنی که در رأی و اندیشه و نفوذ همانند آنها باشند و گناهان آنها را هم مرتکب نشده باشند.
و ستمگر را بر ستمش و گناهکار را بر گناهش یاری نکرده‏اند. چنین افرادی هزینه کمتری برای تو دارند و یاریشان بهتر و مهربانی‏اشان بیشتر و دوستی‏اشان با غیر تو کمتر باشد این گروه را از یاران خاص و خلوت خود در مجالس سرّی قرار ده و کسی را در بین آنها انتخاب کن که سخن حق را هر چند تلخ باشد، بگوید و در آنچه انجام می‏دهی و یا می‏گویی و خدا آن را از دوستانش نمی‏پسندد کمتر یاری‏ات کند و کمتر ترا بستاید در حالی که چنین کاری در اثر هوای نفس تو واقع می‏شود در هر جا که باشد. و به اهل ورع و صداقت نزدیک شو و به آنها بیاموز و عادتشان ده که برای تو چاپلوسی نکنند و تو را برای کارهایی که نکرده‏اند خوشحال نسازند چرا که چاپلوسی زیاد باعث طغیان و نخوت انسان می‏گردد و وی را وادار به سرکشی می‏کند. آدم نیکوکار و شایسته با بدکار و گنهکار نزد تو یکسان نباشند که نتیجه یکسان بودن این می‏شود که شخص نیکوکار دیگر رغبتی به کار نیک پیدا نخواهد کرد و بدکار به کارهای خلاف تشویق می‏شود و هر کدام را به آنچه برگزیده پاداش بده.

بدان که هیچ چیز گمان مردم را نسبت به والی خوب نمی‏کند بهتر از نیکی و لطفی که والی به مردم می‏نماید و هزینه‏های آنها را سبک می‏کند و بر چیزی که بر آنها حقّی ندارد ناراحت نمی‏شود. بنا بر این باید کاری کنی که خوش‏بینی مردم را به خود جلب نمایی، زیرا که حسن ظن مردم نسبت به تو رنج و سختی فراوان را از تو دور می‏سازد و کسی از همه بیشتر سزاوار است به او حسن ظن داشته باشی که از ناحیه تو به او خیری رسیده و سزاوارترین کسی که باید به او بدگمان باشی کسی است که‏ ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1095با او بدرفتاری کرده‏ای. ای
مالک: کارهای پسندیده‏ای که بزرگان این مردم عمل می‏کرده‏اند و مردم با آنها خو گرفته ‏اند و بدین وسیله الفت اجتماعی به وجود آمده و مردم به صلح و صفا رسیده‏اند درهم مشکن و همچنین روشی را انتخاب نکن که به سنتهای نیک گذشته صدمه وارد نماید تا پاداش از آن بنیانگذار آن سنت باشد و وزر و گناه شکستن آن بر گردن تو بماند. در آنچه امور شهرهایت را محکم می‏کند و برقراری نظمی که مردم قبل از تو داشته‏اند، با علماء و دانشمندان زیاد به گفتگو بنشین و با حکیمان فراوان مجالست نما. بدان که مردم از جهات مختلف چند طبقه هستند که هر طبقه به طبقه‏ای دیگر وابسته است و با یاری یکدیگر کارهایشان اصلاح می‏گردد و هیچیک از دیگری بی‏نیاز نیست از جمله سپاهیان خدایند، و دیگر دبیران که در نوشتن نامه‏های عمومی و یا محرمانه کار می‏کنند، و از جمله قاضیانی عادل، و دیگر کارگزاران با انصاف و مهربان، و مردمی که جزیه می‏دهند و گروهی که مالیات می‏پردازند که جزیه‏دهندگان در ذمّه اسلامند و مالیات پردازان جزء مسلمین هستند و نیز بازرگانان و صنعتکاران و آخرین گروه، طبقه پائین جامعه‏اند از نیازمندان و دردمندان.

و همه اینها را خداوند صاحب سهمی قرار داده و میزان واجب آن را در کتاب خود و یا سنت پیامبرش حضرت محمّد (صلّی اللَّه علیه و آله) معین فرموده که عهدی از جانب پروردگار است و نزد ما محفوظ می‏باشد. پس سپاهیان به فرمان پروردگار محافظ مردم و زینت کارگزاران و عزّت دین و باعث امنیت راهها هستند و کار مردم جز به وسیله ایشان‏ ترجمه‏ روان ‏نهج ‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1097استوار نمی‏گردد. سپس استقامت سپاهیان جز به اموالی که خداوند از مالیات برای آنها مقرر فرموده نخواهد بود اموالی که، به وسیله آن در مبارزه با دشمن تقویت می‏شوند و در آنچه موجب اصلاح امور ایشان می‏گردد به آن اعتماد می‏کنند. و آن گاه بین این دو صنف پایداری به وجود نخواهد آمد مگر به کمک صنف سوّم که عبارتند از قاضیان و کارگزاران و نویسندگان دستگاه و حکومت.

که قاضیان عقد و قراردادهای بین مردم را محکم کنند و کارگزاران منافع و در آمدها را جمع‏آوری کنند و نویسندگان حکومت به خاطر اعتمادی که به آنان هست نامه‏هایی را که به رئیس حکومت مربوط است و آنچه به عموم مردم ارتباط دارد بنویسند. و برای همه این اصناف جز به وجود بازرگانان و صنعتگران پایداری نخواهد بود. زیرا که این دو قشر جامعه برای آنکه سود ببرند با هم متحد می‏شوند و بازارهای خویش را رونق بخشیده و برپا می‏دارند و با کسب و تجارت خود احتیاجات عموم طبقات را برآورده می‏سازند که کسب و تجارت افراد دیگر به پایه آنها نمی‏رسد و از طبقات دیگر جامعه چنین کاری ساخته نیست.

بعد از اینها طبقه پائین جامعه هستند که نیازمند و دردمند می‏باشند، همانهایی که یاری و کمک کردن به ایشان ضروری است و در دستورات الهی در باره وسعت‏دادن به وضعیت معیشتی آنان سفارش شده است و برای هر یک از ایشان حقّی به اندازه‏ای که کارهایشان را اصلاح کند به عهده زمامدار گذارده شده و این طور نیست که رئیس حکومت بتواند از عهده حقیقت آنچه پروردگار مقرر فرموده برآید. مگر با سعی و کوشش و مدد خواستن از حضرت او و آماده کردن خویش بر این که حق را به کار بندد و شکیبایی در برابر همه امور خواه آسان و یا سنگین و سخت.

بنا بر این توجه کن برای فرماندهی سپاه خویش فردی را انتخاب کن که به نظرت از دیگران خیرخواه‏تر و در برابر فرمان پروردگار و رسول خدا و امامت مطیع‏تر باشد. از میان اشخاص پاکترین و بردبارترین را برگزین. کسی که هنگام خشم صبوری کند و از پذیرفتن عذر خطاکار آرامش یابد. با ضعیفان مهربان و با زورگویان تند و خشن باشد. و کسی که درشتی دیگران او را از جا نکند و نرمی و ملاطفت او را نگیرد.
ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1099پس با کسانی مأنوس شو که از خانواده‏های شریف و خوشنام و دارای سابقه درخشان باشند همانها که از رزمندگان و شجاعان و اهل جود و کرمند. زیرا ایشان در بزرگواری و شاخه‏های احسان کامل هستند. پس به کارهای آنها رسیدگی کن چون پدر و مادری که به فرزندشان رسیدگی می‏نمایند.

و هیچگاه خدمات تو به آنها در نظرت بزرگ جلوه نکند و حمایتی که نسبت به آنها متعهد شده‏ای کوچک مشمار گر چه اندک باشد زیرا محبت به آنها باعث می‏شود اهل خیر شوند و به تو خوش‏بین گردند. و از رسیدگی به کارهای کوچک آنان را به اعتماد وارسی کارهای بزرگ وامگذار، زیرا آنان به احسان مختصر تو در کارها سود می‏برند.
و احسان بزرگ هم موقعیتی دارد که از آن بی‏نیاز هستند. باید سران سپاهت اشخاصی باشند که با سپاهیان یار بوده و با آنها همراهی کنند. و از توانایی خود به آنها ببخشایند به اندازه‏ای که ایشان و خانواده‏شان در آسایش باشند تا این که وقتی جنگ شد در برابر دشمن یکدل و یک اندیشه گردند.

و ثمره مهربانی و کمک تو به آنان این است که دلهایشان به تو متوجه و مهربان می‏شود. بهترین چیزی که زمامداران را شادمان می‏سازد اجرای عدالت و برپایی آن در شهرها و آشکار ساختن دوستی مردم است و دوستی مردم آشکار نمی‏شود مگر موقعی که دلهایشان از کینه و خشم خالی شود و دلسوز نمی‏مانند مگر وقتی که زمامداران خویش را برای کارهای خود نگاه دارند و ادامه حکومت آنان را سنگین نشمارند. و نخواهند که هر چه زودتر این حکومت تمام شود. بنا بر این آرزوهای مردم را برآورده کن و آنها را بخوبی یاد کن و تلاش و همت اشخاصی که مورد امتحان قرار گرفته‏اند و سختی‏هایی را متحمّل شده‏اند، یادآوری نما، زیرا که یادآوری کارهای نیک نیکوکاران، انسان دلیر را تهییج می‏کند و به تلاش وادار می‏نماید.
ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1101و افراد نشسته و بی‏تحرّک را به کوشش کردن وادار می‏سازد «ان شاء اللَّه» اگر خدا بخواهد.

پس از توجه به این مسائل برای هر یک از اینها همان رنجی را که متحمّل شده بشناس و در نظر داشته باش و رنج کسی را به دیگری نسبت مده و به همان اندازه که زحمت کشیده قدر او را بشناس و نه این که مقداری از زحمات او را نادیده بگیری و با تأکید به تو سفارش می‏کنم که مبادا بزرگی مقام کسی سبب شود که کار کوچکش را بزرگ شماری و یا پائین بودن مقام کسی سبب شود که کار بزرگش را کوچک بدانی. ای مالک: در مواقعی که کار بر تو مشکل شود و حقیقت برایت مجهول بماند به خدا و رسول او رجوع کن چنانکه خدای سبحان در باره مردمی که دوستدار هدایتشان بوده فرموده: «ای کسانی که ایمان آورده‏اید خدا و رسول و اولی الأمر از خودتان را اطاعت کنید و اگر در حکمی اختلاف پیدا شد به خدا و رسولش رجوع نمایید». رجوع به خدا گرفتن آیات محکم کتاب او قرآن است و رجوع به رسول گرفتن سنت کامل اوست که پذیرفته همگان است. و برای قضاوت بین مردم از میان افراد جامعه کسی را انتخاب کن که در نظر تو فاضل‏ترین و بهترین باشد.

آنکه کارها او را در تنگنا قرار ندهند و ارباب رجوع سبب تندخویی او نگردند. و اگر گرفتار اشتباه شد زود متوجه شود و وقتی حق را شناخت بی‏درنگ بدان بازگردد. کسی باشد که نفس حریص نداشته و تا رسیدن به حق به مختصر شناخت اکتفا نکند و از رفت و آمد ارباب رجوع کمتر خسته شود و برای آشکار شدن کارها شکیبایی کرده و وقتی حکم روشن شد در قضاوت قاطع‏تر عمل نماید.
ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1103کسی باشد که تعریف و ستایش فراوان گرفتار عجبش ننماید و خوشآمدگویی‏ها او را تحریک نکند که البته این نوع افراد کم‏اند. آن گاه قضاوت چنین فردی را زیر نظر داشته و از آن بسیار خبر بگیر و آن قدر برایش امکانات فراهم آور که محتاج خلق خدا نباشد و عذرش از بین برود. و مقام او را در نزد خود چندان بالا بر که از نزدیکانت کسی در باره وی طمع نکند و از گزند افراد نزد تو ایمن باشد. در این خصوص خوب توجه کن که این دین به دست افراد ناباب افتاده بود که از روی هوا و هوس با آن رفتار می‏کردند و به وسیله آن دنیا را طلب می‏نمودند. و بعد به رفتار کارگزارانت بیندیش و پس از آزمایش آنها را به کارهایی، منصوب کن و به میل خود و بدون مشورت با دیگران آنها را به کاری مگمار.

زیرا دنبال هوای نفس رفتن و به رأی دیگران توجه نکردن از موارد ظلم و خیانت محسوب می‏شود. کارگزاران خود را از اهل تجربه و حیاء، از خانواده‏های پاکدامن و از کسانی که سبقت در اسلام دارند برگزین که از نظر اخلاق بزرگوارترین و از نظر آبرو محفوظتر و طمع‏شان کمتر و عاقبت‏نگری‏شان فزونتر است. آن گاه روزی ایشان را فراوان قرار ده که این عمل باعث می‏شود که برای اصلاح نفس خویش قوّت بگیرند و از خوردن اموال کسانی که زیردستشان هستند بی‏نیاز گردند. و این کار تو برای آنها اگر با دستوراتت مخالفت نمایند دلیلی علیه‏شان خواهد شد و یا اگر در امانت خیانت کنند عذری برای کارشان ندارند. سپس رفتارشان را مورد بررسی قرار ده و بازرسانی از انسانهای راستگو و وفادار بر آنها بگمار، زیرا بازرسی سرّی تو سبب می‏شود که آنها امانت‏داری کنند و با مردم از روی ملاطفت و نرمی برخورد نمایند و هماره خود را از یاران خیانتکار دور نگه دار. و اگر یکی از آنها آلوده به خیانت شد و اخبار بازرسانت همگی علیه او جمع ‏آوری گردید.

ترجمه ‏روان ‏نهج‏ البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1105آن اخبار را حجت قرار ده و قبول کن و شخص خائن را با تنبیه بدنی کیفر ده و او را به سزای عملش برسان و او را پست و زبون کن و داغ خیانت را بر او بزن و ننگ بدنامی را به گردنش بینداز. و موضوع مالیات را آن گونه مورد توجه قرار ده که باعث اصلاح مأمورین مالیاتی و مالیات‏دهندگان گردد که براستی با اصلاح مسئله مالیات و مالیات‏بگیران کار سایر مردم نیز اصلاح خواهد شد. و کار مردم جز با اصلاح مالیات‏بگیران اصلاح نخواهد شد برای این که مردم همگی وابسته و جیره‏خوار مالیاتها و مالیات‏بگیرها هستند. و باید دیدگاه تو در آباد کردن زمین از دیدگاهت در جلب مالیات رساتر باشد.

زیرا که دریافت مالیات جز با آبادانی زمین به دست نمی‏آید و اگر کسی در طلب مالیات باشد بدون آنکه برای آباد کردن زمین قدمی بردارد به تحقیق باعث نابودی شهرها خواهد شد. و بندگان خدا را نیز به نابودی خواهد کشید، و مدت حکومتش پایدار نخواهد ماند. و اگر مالیات دهندگان از سنگینی مالیاتها و یا از آفتی که به محصول رسیده و یا از قطع آب و نیامدن باران و شبنم و یا از تغییر و دگرگونی زمین و آمدن سیل و یا بی‏آبی گیاه که باعث خشک شدن آنها شده شکایت داشتند به آنها تخفیف بده تا آنجا که برای ادامه کار درست، امیدوار باشند، و باید آسان گرفتن تو بر آنها بر تو سنگین نیاید. زیرا تخفیفی که به آنها می‏دهی اندوخته‏ای است که به آبادی شهرها و آرایش دادن حکومتت منجر می‏گردد.

اضافه بر این که خوش‏بینی و ستایش آنها را به خود جلب می‏نمایی و خود نیز خوشحالی که در بین آنها اجرای عدالت نموده‏ای. چه بسا که در آینده کاری پیش آید که وقتی به آنها واگذار کنی چون خاطره خوشی از تو دارند بپذیرند زیرا به کشور آباد هر چه تحمیل کنی بر دوش‏ ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1107می‏کشد و هماره ویرانی زمین به خاطر دست تنگی ساکنین آن است و آن وقت مردم درمانده و فقیر می‏گردند که زمامدارانشان در فکر جمع کردن ثروتند و به ماندنشان بر سر کار و ریاست اطمینان نداشته و از آنچه مایه عبرت است کمتر استفاده کنند. آن گاه به وضع نویسندگان خود توجه نما و بهترین آنها را برای انجام کارها انتخاب کن و نامه‏هایی را که در آن تدابیر و اسرار جنگی یا غیر جنگی نوشته‏ای به آن کس که بیشتر از دیگران اخلاق نیکو را در خود جمع کرده بده، کسی که لطف و بزرگواری به او باعث طغیانش نمی‏شود و علیه تو نمی‏شورد و یا در حضور مردم یا اطرافیان تو قدرت مخالفت با تو را ندارد و یا غفلت و سهل‏انگاری او باعث نمی‏شود که نامه ‏های کارگزارانت را برایت نفرستد و در رساندن نوشته‏هایت در پاسخ به آنها و در آنچه برای تو می‏گیرد و یا از طرف تو می‏بخشد کوتاهی نمی‏کند کسی که وقتی قراردادی به نفع تو بست بی‏ارزشش نکند و از گشودن گره قراردادی که به ضرر تو بسته شده ناتوان نگردد و اندازه مقام و رتبه خود را در کارها بداند، زیرا کسی که به مقام و منزلت خود ناآگاه باشد به مقام و منزلت دیگری ناآگاه‏تر است.

در انتخاب این گروه تنها به فراست و اطمینان و خوش گمانی خود اعتماد مکن که بعضی از مردم برای جلب نظر زمامداران خود به آراستن ظاهر می‏پردازند و خوش خدمتی را پیشه خویش قرار می‏دهند و عیبها و بدیهای خود را می‏پوشانند و چیزی از خیرخواهی و امانت در ایشان وجود ندارد. تو آنان را به سابقه‏ای که با مردم نیک داشته ‏اند آزمایش کن و بر آن کس اعتماد کن که میان همه مردم اثری نیکو بجای گذاشته و به امانت‏داری از همه معروفتر است که این نوع انتخاب علامت خیرخواهی تو برای دین خداست و برای کسی است که کار را به دست تو سپرده است. و بر سر هر یک از کارهایت رئیس و کاردانی را بگذار.

ترجمه ‏روان‏ نهج ‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1109که بزرگی کار او را خسته نکند و زیادی کار او را پریشان نسازد و هر عیب که در نویسندگان تو باشد و تو از آنها غافل باشی به حساب تو می‏گذارند و سپس به کارگزاران خود سفارش بازرگانان و صنعتگران را کن و به آنها دستور ده تا با آنان رفتار شایسته داشته باشند. چه کسانی که در یکجا مقیم هستند و چه آنهایی که اموال خود را برای فروش به این شهر و آن شهر می‏برند و چه آنهایی که با دسترنج خود کسب در آمد می‏کنند. که اینها همگی باعث سود رساندن به مردم و پدیدآورندگان آسایش و راحتی هستند. و ایشان وسیله جلب منفعت از نقاط دور از دریا و خشکی و دشت و کوه و جاهایی هستند که مردم جرئت رفتن به آن مکانها را ندارند و این طبقه هماره مردمی آرام و ملایم بوده و هیچوقت ترس‏آشوب و ناآرامی در باره آنها وجود ندارد چرا که مردمی صلح‏جو و دور از فتنه و شورش می‏باشند. کارهای این طبقه را، چه در مرکز شهر و چه در اطراف شهرها بدقّت رسیدگی کن و بدان با این همه سفارشها که در باره ایشان شد جمع زیادی از اینها معاملاتی بد دارند اهل بخل و سختگیری با مردم و به دنبال احتکار اجناس هستند و در خرید و فروش زورگو می‏باشند که این کار باب ضرر به مردم را می‏گشاید و برای زمامداران عیبی به حساب میاید. پس آنها را از احتکار ارزاق عمومی بر حذر دار که رسول اللَّه (صلّی اللَّه علیه و آله) افراد را از این کار منع می‏کرد.

معاملات باید آسان انجام گیرد، به طوری که موازین عدالت رعایت شود و به فروشنده و خریدار اجحاف نگردد و اگر پس از نهی تو کسی جنسی را احتکار کرد او را مجازات کن و در کیفر دادن زیاده‏روی مکن. سپس از خدا بترس و از خدا بترس در باره طبقه پائین جامعه همانهایی که برای گذراندن زندگی تدبیری ندارند، از مساکین و محتاجان و آنان که در شدت فقر به سر می‏برند و یا گرفتار بیماریهای طولانی هستند. که این طبقه از جامعه از بعضی از دیگران درخواست کمک می‏کنند و بعضی در عین نداری روی سؤال ندارند. و تو حقی را که پروردگار برای آنان مقرر فرموده و حفظ و نگهداری آن را ترجمه ‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1111از تو خواسته نگه دار و از بیت‏المال خود سهمی برایشان منظور کن و نیز سهمی از غله‏های زمینهای خالصه را در هر شهر به آنان واگذار. که سهم دوردست‏ترین افراد با آنهایی که در کنارت هستند نباید تفاوت کند.

و آنچه تو بر آن مسئولیت داری رعایت حقوق ایشان است بنا بر این مبادا غرق نعمت شدن باعث شود که آنان را فراموش کنی زیرا که تو به بهانه این که کارهای بزرگتری داری از رسیدگی به کارهای کوچک معذور نیستی پس به ایشان بی‏توجهی مکن و روی از آنها بر متاب. به کارهای افرادی از این طبقه محروم که به تو دسترسی ندارند رسیدگی کن، همانها که دیده‏ها آنان را کوچک می‏شمارد و مردان و اطرافیانت آنها را حقیر و کوچک به حساب می‏آورند. بنا بر این برای بررسی اوضاع و احوال این قشر از جامعه کسی را انتخاب کن که متواضع و خداترس باشد. تا چنین شخصی کارها و احتیاجات ایشان را به تو گزارش کند.

و خلاصه با آنها به گونه‏ای برخورد کن که در دادگاه عدل الهی و محضر او عذری داشته باشی. این طبقه در بین مردم برای آنکه در باره آنها رعایت انصاف شود از همه سزاوارترند و نیز در باره هر یک از افراد جامعه آن چنان ادای حقوق کن که عذرت در پیشگاه پروردگار مورد قبول قرار گیرد. و همچنین به حال یتیمان و سالخوردگان توجّه کن، همانهایی که راه چاره‏ای در زندگی ندارند و اهل سؤال و تکدّی نمی‏باشند، البته رسیدگی به این مسائل برای زمامداران سخت است و اصولا حق رعایت به طور کلی، کار سخت و سنگینی است.

ولی گاهی پروردگار این تکالیف را بر افرادی سبک و آسان می‏سازد. افرادی که از خداوند تبارک و تعالی عاقبت بخیری را طلب می‏کنند و نفس خویش را امر به صبر نموده و به وعده‏های الهی و راست بودن آنها ایمان دارند. مقداری از وقت خود را به کسانی که نیازمندند و تظلّمی دارند اختصاص بده که خود را برای کار آنان فارغ ساخته باشی و در مجلسی عمومی بنشین و برای رضای پروردگار تواضع را انتخاب کن و به سپاهیان و دربانان و نگهبانان خود سفارش کن که مانع ورود آنها نشوند تا سخنگوی ایشان بدون لکنت زبان و ترس حرفش را بزند که من از رسول‏ ترجمه‏ روان ‏نهج ‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1113خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) بارها شنیدم که می‏فرمود: «مردمی که ضعیفشان نتواند بدون ترس و لکنت زبان حقش را از قوی بگیرد روی سعادت و پاکیزگی را به خود نخواهند دید». و بعد تندخویی و درماندگی آنها را از سخن گفتن تحمّل کن و دلتنگی و کبر و نخوت را از خود دور ساز که این کار رحمت الهی را همه جانبه به سویت روانه می‏سازد و پاداش اطاعت از او را برای تو درخواست می‏نمایند و یاران تو از برآوردن آن درخواستها اظهار دلتنگی می‏کنند و عذر می‏آورند. بنا بر این کار هر روز را همان روز انجام ده، زیرا برای هر روز کار مخصوص به آن است.

و بهترین ساعات عمرت را آن وقت بدان که با خدای خلوت کرده‏ای و مشغول عبادت و بندگی او هستی و اگر چه همه اوقات از آن پروردگار است، در صورتی که نیتها پاکیزه باشد و مردم در آن اوقات در آسایش به سر برند. باید در بهترین اوقاتی که دین خود را در آن، خالص برای خدا اختصاص میدهی به برپایی و اجباتی که مخصوص خداست مشغول باشی پس بخشی از شب و روز تن خود را خاص پرستش و بندگی حضرت او قرار ده و هر چه تو را به خدا نزدیک میکند بدون هیچ کم و کاستی بجا آور، گر چه خود را به زحمت اندازی و تنت آزرده شود. و چون در بین مردم به نماز جماعت می‏ایستی نه آن قدر طول بده که مردم از نماز جماعت دلسرد شوند و نه آن قدر با عجله بخوان که رعایت طمأنینه نماز نشود. که در بین مردم افرادی ناتوان و بیمار هستند و یا کاری دارند که باید به دنبال آن بروند.

روزی که رسول اللَّه (صلّی اللَّه علیه و آله) مرا به یمن فرستاد ترجمه ‏روان ‏نهج ‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1115به آن گرامی عرض کردم چگونه با آنها نماز بخوانم فرمود: ضعیف‏ترین آنها را در نظر داشته باش و نماز بخوان و با مؤمنان مهربان باش. بعد از این تذکّرات مبادا به طور طولانی خود را از دید مردم پنهان کنی که رو نشان ندادن زمامداران حکایت از نامهربانی و تنگ‏نظری و ناآگاهی در کارها می‏کند و این رو نشان ندادن زمامداران باعث می‏شود که ایشان از آنچه بر مردم می‏گذرد بی‏اطلاع بمانند. در نتیجه کار بزرگ نزدشان کم‏اهمیت و کوچک و کار کوچک برایشان بزرگ جلوه کند و همچنین خوبی به شکل بدی و بدی به صورت خوبی در آید و حق به باطل و غلط آمیخته گردد.

به تحقیق که زمامدار یک بشر است و لذا آنچه را که مردم از او مخفی می‏کنند نمی‏داند و حق علامتی ندارد تا بدان راست از دروغ شناخته شود و تو در هر صورت یکی از دو نفر هستی: یا مردمی که نفس او در اجرای عدالت سخاوتمند است، پس چه لزومی دارد که خود را مخفی کنی و حق واجبی را که بر گردن توست به اجرا درنیاوری و یا مردمی که کار خوب نکند در حالی که توان انجام آن را دارد باز چرا به مردم رو نشان ندهی البته بزودی مردم از درخواست از تو دست بردارند و از بخشش تو نومید گردند، در عین حالی که اکثر تقاضاهای مردم برای تو زحمتی ندارد، شکایت کردن از ستم و عدالت خواستن و یا انصاف در کسب و تجارت.

اصولا زمامداران دارای بستگان و خویشاوندانی هستند که خوی برتری‏جویی دارند و اهل زورگویی و بی‏انصافی در معاملات می‏باشند تو ریشه ظلم آنها را با همه علل و اسبابش برکن و به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندان زمینی را به عنوان بخشش واگذار مکن. ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1117و نباید آنها در تو طمع کنند تا با بستن پیمانی همسایگان خود را ضرر رسانند، و از آب، ایشان را کم بهره نمایند و یا کاری که باید با همسایگان به طور مشترک انجام دهند. بر غیر خود تحمیل نمایند. که نتیجه گوارا و خوش آن برای کسانی است که زمین را در اختیار دارند و چیزی نصیب تو نشود جز گرفتاری و عقوبت در دنیا و آخرت. و حق را بر هر کس که سزاوار است اجرا کن خواه بستگان و نزدیکان باشند و یا غریبه و دور، و در این باره صبر را پیشه خویش قرار ده و این صبر را به حساب پروردگارت بگذار گر چه اجرای حق در باره فامیل و خویشاوندانت باشد رنج و ناراحتی آن را تحمل کن که عاقبت خوبی خواهد داشت.

و اگر مردم در باره تو گمان ستمگری بردند عذر و دلیلت را آشکارا بر ایشان بیان کن و با دفاع از خود گمانشان را برطرف ساز، که در این کار نفس خویش را مطیع ساخته و با مردم مدارا نموده و به حاجت خویش رسیده و مردم را به راه حق وادار ساخته‏ای. و از صلحی که دشمن پیشنهاد می‏دهد و رضای پروردگار در آن است روی برنگردان زیرا که زمان صلح فرصتی است برای استراحت سپاهیانت و سبب می‏شود که تو از اندوه بیرون آیی و شهرهایت در امنیت قرار گیرند. و لکن هوشیار باش و هوشیار باش که مبادا دشمن پس از صلح به تو و سپاهت صدمه‏ای زند زیرا که دشمن معمولا از غفلت استفاده کرده و به مرزهای اسلامی نزدیک می‏گردد. بنا بر این دوراندیش باش و ساده‏لوح و خوش گمان مباش. و اگر با دشمن خود پیمان بستی و یا به او امان دادی، به عهد خویش وفا کن و آنچه را که بر ذمه گرفته‏ای ادا نما. و مانند سپری در برابر آنچه به عهده داری بایست.

که به تحقیق در بین واجباتی که خداوند برای بندگان خود مقرّر فرموده با این که مردم دارای تمایلات مختلف و افکار گوناگون هستند هیچ چیز به اندازه محافظت وفای به عهد ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1119مهم و پرارزش شمرده نشده است. گذشته از مسلمانان افراد مشرک و کافر نیز برای وفای به عهد اهمیت قایل‏اند زیرا که عاقبت زشت عهد شکنی را تجربه کرده‏اند و هیچگاه بر آنچه که به ذمّه گرفته‏ای خیانت مکن و آنچه که عهد بسته‏ای مشکن و در این باره حتی به دشمن خویش نیز نیرنگ مزن که براستی جز افراد نادان و آدمهای بدبخت شخص دیگری جرئت نافرمانی پروردگار را ندارد.

خداوند تبارک و تعالی پیمان و هشدار خود را امانی قرار داده و از در رحمت به بندگان رعایت آن را بر عهده همگان نهاده و پیمان را حریمی استوار نموده تا در سایه آن مردم در امنیت به سر برند- بنا بر این فریب و نیرنگ در آن روا نمی‏باشد. و هیچوقت عهد و پیمانی را مبند که مجبور شوی با خدعه و فریب آن را به پایان برسانی. و هیچگاه پس از استواری پیمان سخنان دو پهلو به کار مبر و در آن هنگامی که در تنگنا قرار می‏گیری و موظف هستی که به عهدت وفا کنی بناحق به شکستن آن اقدام مکن که صبر و تحمل تو بر کار دشواری که در پاداش آن آسایش و امید فراوان وجود دارد بهتر است از خیانت و نیرنگی که از عاقبت شوم آن بیمناک بمانی و نیز ترس از این که مؤاخذه پروردگار شامل حالت شود و نتوانی چه در دنیا و چه در آخرت از حضرتش درخواست عفو و بخشش نمایی. بپرهیز از این که خون کسی را ناروا بریزی که چیزی به اندازه ریختن خون به ناحق، آدمی را به کیفر نمی‏رساند و مستحق از کف دادن نعمت و جوانمرگی نمی‏گرداند خداوند سبحان در روز قیامت اولین چیزی را که در بین بندگانش حکم می‏کند خونهای بناحقی است که ریخته شده‏اند. بنا بر این قوت و برقراری حکومتت را با ریختن خون حرام و بناحق مخواه، زیرا ریختن خون افراد بی‏گناه باعث تضعیف حکومت و بلکه سبب نابودی و انتقال به غیر تو می‏گردد و ترا نزد پروردگار و نزد من در کشتن افراد از روی عمد عذری نخواهد بود زیرا لازمه ریختن خون کسی از روی عمد و بناحق قصاص و کشتن است.

ترجمه ‏روان ‏نهج ‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1121و اگر از روی خطا و اشتباه کسی را کشتی و تازیانه یا شمشیر یا دستت از فرمان تو بیرون شد و بدون آنکه بخواهی کسی را کشتی، توجه کن که گاهی با یک مشت زدن و یا بالاتر سبب مرگ کسی خواهد شد. مبادا که نخوت ریاست سبب شود که خود را برتر دانی و خونبهای کشته شده را به خاندانش نرسانی. و بپرهیز از این که گرفتار عجب و غرور شوی و به چیزی که ترا به خودپسندی می‏کشاند تکیه کنی و بپرهیز از این که دوست داشته باشی ترا ستایش کنند که این حالت از بهترین فرصتهای شیطان است برای تاختن به انسان، تا در نتیجه اعمال خوب نیکوکاران را نابود سازد. و بپرهیز از این که به مردمت به خاطر نیکی ‏هایت منت گذاری و یا آنچه را که کرده ‏ای بزرگ شماری و یا به مردم وعده‏ای بدهی و بعد خلف وعده کنی که منت گذاردن، ارزش کار خوب را ضایع می‏کند و کار را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش می‏سازد و خلف وعده، خشم خدا و مردم را بر می‏انگیزاند خداوند تبارک و تعالی فرموده: «دشمنی بزرگ نزد پروردگار به این است که چیزی را وعده دهید و به آن عمل نکنید» و بپرهیز از عجله در کارها پیش از آنکه وقت انجام آن رسیده باشد و بپرهیز از سستی در کارها وقتی که باید آن را انجام دهی و نیز پرهیز کن از لجاجت و پافشاری در کارهایی که راه درست از نادرست آن روشن نیست و بپرهیز از سستی در کارها در آن هنگام که راه درست آن روشن است.

بنا بر این هر کاری را در جای خود قرار ده و هر عملی را در موقع خودش به انجام برسان. و بپرهیز از اختصاص دادن چیزی به خود در حالی که حق همه مردم در آن یکسان است. و برحذر باش از غفلت از چیزی که بدان توجه داشته باشی و آن در برابر دید همگان است و همه آن را می‏دانند، بنا بر این تو مسئول کاری هستی که خود انجام نداده‏ای و بزودی پرده از روی کارها کنار می‏رود و داد مظلوم از تو گرفته خواهد شد.

ترجمه ‏روان ‏نهج ‏البلاغه(ارفع)،صفحه‏ی 1123ای مالک: در هنگام خشم خویشتندار باش و تندی مکن و دست و زبانت را در اختیار داشته باش. و از همه این کارهای زشت با عجله نکردن و حمله را عقب انداختن مالک نفس خویش شو تا خشمت فرو نشیند و عنان اختیارت در دستت قرار گیرد و هیچگاه به چنین قدرتی نمی‏رسی مگر آنکه زیاد به یاد مرگ و بازگشت به سوی پروردگار باشی. چیزی که بر تو واجب است یادآوری آنچه که بر پیشینیان تو گذشته از قبیل حکومت عدلی که داشته‏اند و سنت شایسته‏ای که بر جای نهاده‏اند و یا اثری که از رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) باقی مانده و یا واجبی که در کتاب خداست. پس تو باید به آنچه که ما بدان عمل کرده‏ایم اقتدا کنی و بکوشی در پیروی آنچه در این عهدنامه بر گردن تو گذارده‏ایم و من حجت خود را در این نامه با تو محکم کرده‏ام تا هنگامی که نفس تو به بو الهوسی سرعت گیرد بهانه‏ای نداشته باشی.

پس جز پروردگار کسی قادر به جلوگیری از کار زشت و توفیق دهنده کار پسندیده نمی ‏باشد و در آنچه که رسول اللَّه (صلّی اللَّه علیه و آله) در وصیت‏هایش با من عهد بست عبارت بود از سفارش و ترغیب به نماز و زکاة و محبت به غلامان، و من وصیت آن گرامی را پایان عهدنامه‏ام با تو قرار می‏دهم «و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلیّ العظیم». هیچ جنبش و قدرتی نیست مگر به کمک پروردگار بالامرتبه و بزرگ و قسمتی از این عهدنامه و قسمت پایانی آن و من از خداوند تبارک و تعالی می‏خواهم با رحمت واسعه‏اش و قدرت‏ ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ارفع)، صفحه‏ی 1125بزرگش هر مطلوبی را بخواهم عنایت فرماید و من و تو را به آنچه رضایش در آن است موفق بدارد از قبیل داشتن عذری آشکار در پیشگاه او و آفریدگانش و نیکنامی در بین مردم و اثری زیبا و خوب در شهرها و داشتن نعمتی کامل و چند برابر که همراه با کرامت و فضل الهی باشد و نیز از او مسئلت می‏جویم که پایان کار من و ترا به نیکبختی و شهادت در راهش قرار دهد و ما به سوی او باز می‏گردیم و درود بر رسول اللَّه و درود بر آل او که پاک و پاکیزه ‏اند.

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «متن کامل نامه امام علی به مالک اشتر»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

4 * 6 = ?