کد مطلب:  42742  درج نظر
زمان مطالعه: 9 دقیقه
نقش معلم در پیشرفت جامعه

نقش معلم در پیشرفت جامعه

معلم یکی از مهمترین مشاغل یا به عبارت دیگر یکی از مهمترین نقش ها در جامعه می باشد و این موضوع در سراسر جهان...
زمان مطالعه: 9 دقیقه

معلم یکی از مهمترین مشاغل یا به عبارت دیگر یکی از مهمترین نقش ها در جامعه می باشد و این موضوع در سراسر جهان صدق می کند. برای آشنایی تا نقش معلم در پیشرفت جامعه این بخش آسمونی را بخوانید.

نقش معلم در پیشرفت جامعه
نقش معلم در پیشرفت جامعه

نقش معلم در پیشرفت جامعه

در جامعه انسانی, اساسی ترین کار, تعلیم و تربیت است. کسی که این رسالت را به دوش می کشد ((معلم)) است. کار معلمی به هرگونه تلاشی که برای هدایت, تکامل و تعلیم و آموزش انسان, صورت می گیرد اطلاق می شود, براساس همین تعریف است که پیامبران, معلم بشر خوانده می شوند, هم چنین پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده نسبت به کوچک ترها نقش معلم را دارند. اما در نام گذاری طبقات مختلفی که وظیفه تعلیم و تربیت را بر عهده گرفته اند, اصطلاحا تنها به یک طبقه ((معلم)) می گویند; یعنی همان کسانی که رسالت آموزش و پروش فرزندان ما را از دوره کودکی و تحصیلات ابتدایی تا دوره جوانی و تحصیلات عالی, بر عهده می گیرند.

در جامعه اسلامی ما این وظیفه مهم بر عهده انسان های شریف, قانع و وظیفه شناسی است که از سر تعهد و دلسوزی به ساختن و شکل دهی استعدادهای مومن و کاردان مشغولند. مردم ما نیز از آن جا که به نقش این طبقه فرهیخته, آگاهند, همیشه از کارشان تقدیر می کنند و حتی روز مشخصی را هم به نام ((روز معلم)) تعیین کرده اند. به همین مناسبت لازم است که درباره ((نقش معلم در جامعه)) مطالبی را با معلمان عزیز در میان بگذاریم.

جایگاه معلم در پیشرفت جامعه

قرآن کریم, برای کار فرهنگیان, نقش کار خدایی قائل است, نخستین سوره ای که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد به این نقش, اشاره می کند:

((اقرإ باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان ما لم یعلم))

در این سوره, صفت ((تعلیم)) برای خداوند متعال آمده است; یعنی همان کاری که معلمان بدان مشغولند.

علاوه بر این, نقش معلم در جامعه, نقش پیامبران است; یعنی معلمان با الگوگیری از رسولان الهی به پرورش و آموزرش افراد جامعه, همت می گمارند.

بر این نقش در آیه های متعددی از قرآن کریم تصریح شده است برای نمونه در سوره جمعه می فرماید: ((هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه; او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می خواند و آنها را تزکیه می کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد.))

ارزش کار معلم در پیشرفت جامعه

اهمیت هر کاری را باید با نقش و ارزش آن سنجید. اهمیت کار تعلیم و تربیت و معلمی به اندازه ای است که ساختن و هدایت یک فرد مساوی زنده کردن همه افراد جامعه است. خداوند در آیه 32 از سوره مائده می فرماید: ((...من احیاها فکانما احیی الناس جمیعا; ... هر کس, انسانی را از مرگ رهایی بخشد, چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.))

امام صادق(ع) در تفسیر این آیه, سخنی دارند که مفهوم آن را نقل می کنیم, ایشان فرموده اند: منظور از زنده کردن یک فرد, هدایت و پرورش اوست, اگر کسی جوانی را به راه درست, هدایت کند و وظیفه انسان سازی را بر عهده بگیرد, مثل این است که همه دنیا را زنده کرده است. پس منظور از زنده کردن, پرورش و هدایت کردن است.

پیشوایان دینی ما همیشه و در همه حال, مردم را به ارزش این کار بزرگ, تذکر می دادند و حساسیت آن را در پیچ و خم های زندگی فردی و اجتماعی, نشان می دادند; مثلا به این داستان توجه کنید:

یکی از نبردهای پیامبر(ص) جنگ خیبر بود, در این جنگ, برای مسلمانان وضعیت حساس و فوق العاده ای به وجود آمده بود; یعنی جنگ تا ده روز پشت دژهای مستحکم یهودیان به بن بست کشیده شده بود. هر فرماندهی که مإمور فتح دژها می گردید با شکست مواجه می شد.))(1) تا این که سرانجام پیامبر(ص) افسران و دلاوران ارتش را جمع کرد و این جمله را فرمود: ((لاعطین الرایه غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله یفتح الله علی یدیه لیس بفرار;(2) این پرچم را فردا به دست کسی می دهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر او را دوست می دارند و خداوند این دژ را به دست او می گشاید و او اهل فرار نیست.))

همه منتظر بودند که پیامبر(ص) پرچم را به چه کسی خواهد داد و آن فرد کیست؟ تا این که پیامبر(ص) فرمود: ((علی کجاست؟)) در پاسخ عرض کردند: او چشم درد دارد و در گوشه ای استراحت می کند. فرمود: او را بیاورید. علی(ع) آمد. پیامبر(ص) دستی بر دیدگان او کشید و در حقش دعا فرمود. با این عمل پیامبر, درد چشم به کلی برطرف شد و پرچم را به دست او داد.

نکته تربیتی که ما از این داستان در نظر داریم این است که:

در آن هنگام که علی(ع) عازم حمله به دشمن بود, پیامبر به او فرمود: قبل از جنگ, نمایندگانی را به سوی سران دژ اعزام کن و آنان را به آیین اسلام دعوت نما و. .. سپس فرمود: ((لئن یهدی الله بک رجلا واحدا خیر من ان یکون لک حمر النعم;(3) هرگاه خداوند یک فرد را به وسیله تو هدایت کند, بهتر از این است که شتران سرخ موی از آن تو باشد و آنها را در راه خدا صرف کنی.))

آری, این ارزش انسان سازی است که در تعالیم اسلامی هیچ چیز با آن برابری نمی کند.

teacher-and-community-development
teacher-and-community-development

وظایف معلم در پیشرفت جامعه

انسان موجودی است که با جبرهای گوناگونی همراه است; یعنی رفتارهایی که از خود بروز می دهد تحت تإثیر عواملی است که از پیش از تولد و دوران انعقاد نطفه تا محیط, تغذیه و وراثت, در او موثر بوده اند. هر چه آدمی بتواند بر این جبرها فایق آید, تربیت او بهتر و صحیح تر است. اساسا کار معلمان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت این است که بتوانند این عوامل جبری را به نحو احسن به فرد منتقل کنند; یعنی وراثت خوب, محیط مناسب, تغذیه حلال و تربیت درست را برای او ایجاد کنند تا زمینه انتخاب آزاد و آگاهانه او فراهم آید و یا این که اگر کسی عوامل جبری نامناسبی او را احاطه کرده اند, معلم به گونه ای عمل کند که بتواند تإثیر این عوامل را بشکند و از آن میان, راه درست را بنمایاند.

پس وظیفه اصلی معلم تإثیر گذاری صحیح بر عوامل نادرست وراثت, محیط و تربیت خانوادگی و تغذیه است. برای این که با این قوانین و عوامل آشنا شویم, اندکی درباره هر یک بحث می کنیم:

1ـ وراثت: منظور از وراثت این است که انسان به واسطه ژن ها, صفات ظاهری و معنوی پدر و مادر به او منتقل می شود. شکل ظاهری صورت و اندام, هم چنین خصوصیات باطنی زشت مثل خودخواهی, جاه طلبی, حسادت, و یا ویژگی های پسندیده مثل سخاوت, ابتکار, هوش و چیزهایی از این قبیل, از پدر و مادر به کودک می رسد; منتها گاهی آشکار است و زمانی پنهان.

البته قانون وراثت با این که امر مسلمی است ولی می بینیم که برخی از فرزندان صفات پدر و مادر خود را به ارث نبرده اند. این استثناها مربوط به این است که این فرزندان از اجداد قبلی خود, خصوصیاتی را کسب کرده اند, چنان که دکتر الکسیس کارل می گوید:

((ما قطعات بی شماری از عوامل ارثی نیاکان را با خود داریم که صفات ما نیز از صفات ایشان مشتق شده است....))(4)

حدیثی نیز هست که امام باقر(ع) فرمود: مردی از انصار با همسر خود به محضر رسول اکرم(ص) شرفیاب شد و عرض کرد: یا رسول الله, این زن, دختر عمو و همسر من است, زنی است پاک و با عفت ولی برای من فرزندی آورده است که چهره اش سیاه و سوراخ های بینی اش گشاد, موهایش پیچیده و خلاصه طفلی با تمام خصوصیات نژاد یک حبشی از او متولد شده است که نظیر چنین فرزندی در خانواده و اجداد پدری ما نیست. رسول اکرم(ص) از زن سوال کرد: تو چه می گویی؟ آن زن, قسم یاد کرد که از موقعی که من به همسری این مرد درآمده ام کوچک ترین انحرافی مرتکب نشده ام.

حضرت به فکر فرو رفت و سپس فرمود: بین هر انسان تا آدم 99 عرق وجود دارد که در ساختمان جسم فرزند فعالیت می کنند و وقتی نطفه ای در رحم قرار گیرد, عرق ها به جنبش افتاده و همه از خدا درخواست می کنند که فرزند, شبیه آنها بشود. این بچه غیر مشابه شما هم از همان عرق های دور دست است که در اجداد و اجداد اجداد شما سابقه ندارد. کودک را بگیر, او فرزند توست.(5)

بنابراین, اسلام, قانون وراثت را می پذیرد و روان شناسان نیز از آن, بسیار سخن گفته اند, بنابراین, قانون مسلم و انکارناپذیری است و بر پدران و مادران است که مواظب باشند که چه ویژگی هایی را به فرزندان خود منتقل می کنند.

پس حال که وراثت, امر مسلمی است, وظیفه معلم آن است که بر این قانون آگاهی داشته باشد و در هنگام کار تربیتی, خصوصیات پدر و مادر افراد را هم در نظر بگیرد.

2ـ محیط: آدمی در محیط پرورش می یابد, فضایل و رذایل اخلاقی را از محیط برمی گیرد. محیطهای انسان هم مختلف است: خانواده نخستین محیط اوست, سپس کوچه و محله و آن گاه مدرسه و... .

معلم, هوشیارانه باید عامل محیط را دریابد و ریشه یابی کند که دانشآموز و یا فردی که او را تربیت می کند از قبل در چه محیطی پرورش یافته, خانواده او کیست؟ پدر و مادر و اطرافیانشان چه خصوصیاتی دارند؟ در این میان, خصوصا باید به تربیت خانوادگی فرد, نظر کند.

3ـ تغذیه: یکی دیگر از عوامل شکل دهنده شخصیت انسان, غذاست. قرآن کریم به این حقیقت این گونه اشاره کرده است: ((فلینظر الانسان الی طعامه))(6) در احادیث معصومان ـعلیهم السلام ـ نیز نکته های ارزشمندی در این خصوص وجود دارد, به طوری که بخش قابل توجه ای از کلمات آن بزرگان که در باب های مختلف کتاب های حدیثی وجود دارد, مربوط به تغذیه است.

این همه تإکید از آن روست که غذا در روح و رفتار آدمی موثر است. متإسفانه روان شناسی, به این موضوع اصلا توجهی نکرده و درباره غذاهای حرام و حلال و نقش آنها در رفتارهای ناهنجار فردی و اجتماعی بحثی نکرده است. ما نمونه های فراوانی از انسان های خوش رفتار و یا بد رفتار در تاریخ داریم که خود و یا اطرافیانشان اعتراف کرده اند که ریشه کردارهایشان در شیر و مادر و نیز تغذیه های بعدی بوده است.

معلم باید به نقش تغذیه آگاه باشد و هر آن, خود و دیگران را در خصوص تغذیه درست و مناسب بدنی از یک سو و نیز تغذیه روحی و پرورشی که همان پرهیز از غذاهای حرام و شبهه ناک است, از سوی دیگر, تذکر دهد.

به نظر ما, اگر معلم توانست فعالیت های خود را علاوه بر آموزش بر عوامل وراثت, محیط و تغذیه, متمرکز کند, در کار خود موفق است و می تواند دانش آموزان کارآمد و خلاقی را تربیت کند و بر بسیاری از نابسامانی های تربیتی و خانوادگی فایق آید.

نقش معلم در پیشرفت جامعه
نقش معلم در پیشرفت جامعه

پیش زمینه های نقش معلم در پیشرفت جامعه

گفتیم که معلمی, شغل انبیاست و معلم کسی است که می کوشد با آموزش و پرورش استعدادها, بر عوامل وراثت, محیط و تغذیه غلبه کند و زمینه رشد فرد و اجتماع را فراهم سازد. اما صد البته که این رسالت عظیم به پیش زمینه هایی نیاز دارد که تا فراهم نشود کار تربیت عقیم و نازاست. این پیش زمینه به طور خلاصه آن است که معلم تا خود را نساخته باشد نمی تواند دیگران را بسازد:

ذات نایافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش

پس باید خودسازی کند, و برای این امر پیش نیاز دیگری لازم است و آن, خودشناسی است, یعنی خودسازی به هیچ روی میسور نیست مگر آن که فرد ابتدا خود را شناخته باشد. بنابراین پیش زمینه های لازم برای معلم دو چیز است: خودشناسی و خودسازی.

خودشناسی: درباره خودشناسی, همه مکتب های عرفانی و انسان گرا, به نحوی سخن گفته اند. فیلسوفان الهی کهن, تنها یک چیز را قابل ارزش می دانستند و آن, خودشناسی بوده است.

در اسلام و قرآن, انسان, گرامی ترین موجودی است که تمامی هستی به خاطر رشد و تکامل او آفریده شده است. در احادیث معصومان ـ علیهم السلام ـ به اندازه ای به خودشناسی اهمیت داده شده که با آن خداشناسی, به دست میآید: ((من عرف نفسه فقد عرفه ربه)).

معلم در درجه نخست باید بر استعدادها و توان روحی و معنوی خویش وقوف یابد و از نقش خلیفه اللهی خود در هستی آگاه شود, سپس جایگاه شغلی و رسالت اصلی خود را بشناسد تا بتواند در کار تربیت, کامیاب شود. معلمی که خود را نشناخته و از نقش خویش در هستی و اجتماع غافل است, نمی تواند نیروهای آگاه و مفیدی را تربیت کند.

خودسازی: هر گامی که در راه خودشناسی برداریم, به همان اندازه با نیروی طلب و اراده باید در راه خودسازی قدم برداریم. خودسازی, میوه ای است که از درخت تناور خودشناسی می روید. شناخت های ما از خود و هستی باید در خودسازی تجلی یابد و نشانه های خودسازی هم در کردارها خود را نشان می دهد.

معلمی که به خودسازی پرداخته است, خود به خود بیشترینه وظیفه خویش را در دیگر سازی و شاگرد پروری انجام داده است. و این همان دعوت عملی است که در این سخن معصوم, جلوه گر شده است که: ((کونوا دعاه الناس بغیر إلسنتکم)).

امید که معلمان عزیز و همه دست اندرکاران آموزش و پروش و تربیت جامعه اسلامی ما بر این دو ابزار کارآمد بیش از پیش, دست یابند و در کار تربیتی و آموزشی خویش, موفق باشند.

: برای دریافت مشاوره درباره نقش معلم در پیشرفت جامعه فرم زیر را تکمیل کنید
واریز هزینه و دریافت مشاوره توسط :

معرفی نویسنده:

محتوا و مقالات پروفایل عمومی آسمونی توسط جمعی از همکاران دپارتمان های مختلف آسمونی نگارش و ویراستاری می شود، و بیشتر حول و محور موضوعات عمومی و روزانه می باشد

instagram.com/asemooniportal

نظر خود را درباره «نقش معلم در پیشرفت جامعه» در کادر زیر بنویسید :

3 + 7 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید