کد مطلب: 3972 درج نظر
زمان مطالعه: 9 دقیقه
مالیات و مفهوم اقتصادی آن

مالیات و مفهوم اقتصادی آن

مفهوم کلی مالیات واژه مالیات که از مال گرفته شده از نظر فرهنگ شناسان در معانى زیر بکار برده شده...
زمان مطالعه: 9 دقیقه
سرفصل های این مطلب:[بستن]

مفهوم کلی مالیات

واژه مالیات که از مال گرفته شده از نظر فرهنگ شناسان در معانی زیر بکار برده شده است: (اجرو پاداش)( زکات مال) ( سرپرستی و چراندن گله های گوسفند) (در جریمه ای که حکومت بمناسبت ارتکاب جرائم ویژه از مرتکبین می گیرد)(باج)(خراج) و بالاخره مالی که دولتها بطور سالانه از شهروندان خود می گیرند. 1اما دراصطلاح اقتصاددانان جدید مالیات اینگونه تعریف شده است: مالیات مقدار پول و یا مالی است که شهروندان یک کشور طبق قانون به دولت خود می پردازند تا در جهت اداره امور کشور تامین کالاها و خدمات عمومی و ضروری تضمین امنیت و دفاع همگانی و عمران و آبادانی توسط دولت مورد بهره برداری قرار بگیرد. مالیات ریشه تاریخی طولانی و عمیقی دارد و عمر آن با پیدایش نخستین حکومتها و سازمانهای مدیریت اجتماعی همراه می باشد.

تنها نوع و مقدار مالیات و نحوه وصول آن متفاوت بوده است اصل آن هیچگاه متروک نمی شده است. در برخی از کشورهای جهان باستان از قبیل کلده و آشور در(بین النهرین)(آتن)در فرنگ وصول مالیات از مردم تابع قوانین مدون بوده ولی در بسیاری از نقاط جهان مسئله مالیات از نظر چگونگی وصول واندازه آن تابع اراده دولت مرکزی و یا پادشاه بوده است که در برابر دریافت مقداری پول و یا کالا در سال حکومت و فرمانداری مناطق گوناگون را به افراد واگذار می کرده است. حاکم منطقه نیز که به یک طایفه و قبیله بلوک و منطقه و یا شهر و ایالتی منصوب می شد آن اندازه از پول و کالا جهت دولت مرکئز باافزودن مبالغ هنگفتی برای اداره امور منطقه و خود و ذخیره شخصی بطور سرانه و یا خانواری از مردمان زیر سلطه خود وصول می کرد. و در نپرداختن آن برای پادشاه و حاکم منطقه هیچ عذری پذیرفته نبود وشعار یا سر بده یا مالیات وخراج برای همگان مفهوم رعب انگیز خود را داشت. عجیب است که این روش منحوس حتی در میان سلاطین و حاکمان ستمگر پس ازاسلام در کشورهای اسلامی مانند بنی امیه و بنی عباس تا نادرشاه افشار و پس ازاو نیز رایج بوده است و نادرشاه گنجینه های افسانه ای خود موسوم به کلات نادری را بیشترازاین طریق گردآورده بود.

خدمات مالیاتی

از دیگر تفاوتهای عمده مسئله مالیات درگذشته و حاضراین است که سلاطین و رژیمهای گذشته مالیات را برای ایجاد عمران و آبادانی در کشور نمی گرفتند بلکه خراج ها باجها و مالیاتهای وصول شده را جزو دارائی و گنجینه های شخصی خود قرار داده و برای گردش امور دربار حرمسرا و تامین زندگی شاهزادگان وامیرزادگان عیاش و خوشگذران مورد بهره برداری قرار می دادند. حتی در بسیاری موارد حقوق سربازان از طریق صدور و فرمان:غارت همگانی شهرهای فتح شده و مغلوب]تامین می شده است و نه از خزانه دولت.

اینگونه برخورد زشت زمامداران خود سر با مسئله مالیات و جایگزینی چپاولگرانه آن در ذهنیت مردم شرق موجب گشته تااگر در مواردی هم مالیات در جهت مصلحت مردم بطور قانونی تنظیم گردد مردم سرباز زنند و بگونه ای از پرداخت آن گریز کنند و همچون مردم کشورهائی که نظام قانونی بر آنان حاکم است مالیات راامری طبیعی و در برابر فعالیت های عمرانی و خدماتی واداری دولت ندانند. غافل ازاینکه مسئله تحریم عشر واکنشی مناسب در برابراسراف کاریهای حکام غاصب و ستمگر آن عصر بوده است و نمی تواند گوناگون مفهوم مالیات در شرایط متفاوت تاریخی دلیل بر مطلب باشد. این واژه بویژه در نظام جمهوری اسلامی دقیقا در نقطه مقابل آن مفاهیم نادرست تاریخی قرار دارد. و مالیات طبق قوانین و ضوابط معین خواهد شد و برای عمران و آبادی کشور و صیانت ازبیضته اسلام مصرف می شود. ازاینرو در عصر حاضر یکی از پایه های استوار کشورداری ترقی و پیشرفت وارائه خدمات به مردم و در نتیجه دریافت مالیات می باشد دریافت مالیات از جامعه در کشورهای جهان امری طبیعی و براساس سیاست مالی می باشد و در برخی از کشورهای صنعتی جهان 90 تا 98 درصد بودجه عمومی از طریق مالیاتها تامین می شود و مردم نیز هیچگونه واکنش منفی در برابر آن بروز نمی دهند.

 



 

انواع مالیات

مالیات را بر پایه مبانی ملاکها واعتبارات گوناگون می توان تقسیم بندی کرد وانواع آن را مشخص نمود.
  • مالیات مستقیم و غیرمستقیم
براساس این تقسیم بندی مالیات از نظر چگونگی تعلق گرفتن به کالاهای مورد مالیات دو نوع می تواند باشد: مستقیم یا غیرمستقیم.

مالیات مستقیم: بدون هیچ واسطه ای روی درآمدافراد و یا سازمانها و موسسات اقتصادی بسته شود و توسط مامورین دولتی بطور مستقیم وصول شود. مانند مالیات سرانه ای که دولت براساس افراد ساکن در کشور و طبق آمارافراد هر خانوار مالیات می گیرد ازاین قبیل مالیاتی که دولت بطور مستقیم از حقوق کارمندان خود کسر می کند. مالیات مستقیم اگر براساس میزان دارائی و یا درآمداشخاص و موسسات استوار باشد و شامل درآمدهای سطح پائین نگردد در تامین عدالت اجتماعی نقش بسزایی خواهد داشت.

مالیات غیرمستقیم: آنستکه با واسطه و بطور غیرمستقیمم ازاصل در آمدشهروندان گرفته می شود واغلب پرداخت کننده می تواند آنها را به اشخاص دیگری منتقل کند و خود وسیله پرداخت مالیات باشد. مالیات غیرمستقیم در شکلهای گوناگونی قابل پیاده شدن می باشد و پرداخت آن نیز بااینکه بر دوش همگان می باشد ولی محسوس نیست بطور معمول عموم مردم وجود آن رااحساس نمی کنند. مانند: عوارض گمرگی که بر ورود و صدور کالاها بسته می شود که در نهایت از نوع مالیات غیرمستقیم بشمار می آید. زیرا وارد کننده کالا به میزان عوارضی که ازاین بابت به دولت می پردازد به نرخ فروش کالا در بازارهای داخلی می افزاید چنانکه صادرکنندگان کالاهای داخلی به خارج نیز در هنگام خرید و فروش میزان عوارضی را که باید بابت صدور کالا بپردازند از نظر دور نمی دارند. مالیات بر فروش از دیگر شکلهای مالیات غیرمستقیم می باشد. و آن باین صورت است که ابتدا دولت روی یک کالای ویژه مالیات می بنددو در نتیجه بطور قهری قیمت آن برای مصرف کنندگان افزایش می یابد و در مجموع باید گفت: سنگینی مالیاتهای غیرمستقیم بر دوش اکثریت قشرهای کم درآمد و فقیر جامعه می باشد: زیرا در پرداخت این مالیات آن کس که دارد و آن کس که ندارد هر دو باید زیر یک بار بروند در این صورت فشار بر کسی است که ندارد.

تقسیمی دیگر از مالیات

ازاین دیدگاه که چند درصد مالیات گرفته شود واز چه نوع درآمدی و با چه محاسبه ای مالیات به سه نوع تقسیم می شود.
  • مالیات تصاعدی
  • مالیات تنازلی
  • مالیات تعادلی
مالیات تصاعدی: به این صورت است که آنانی که از درآمد بیشتری برخور دارند بصورت تصاعدی مالیاتش افزایش می یابد و درصد بیشتری از درآمدشان را بایستی به عنوان مالیات پرداخت کنند.ازاینرو میزان مالیات هماهنگ با میزان رشد درآمد افزایش می یابد. در نوع تصاعدی ثروتمندان بمراتب بیشتراز فقرا مالیات می پردازند و قشرهای فقیر جامعه در بلند کردن اهرم سنگین مالیات سهم بسیار کمتری دارند.

 

مالیات تنازلی: عکس روش تصاعدی است. یعنی نظام مالیاتی کشور بگونه ای تنظیم شده است که هر چه درآمد پائین تر باشد مالیات بیشتری باید بپردازدو در برابر آنانی که از ثروت بیشتری برخوردارند مالیات کمتری می پردازند. البته این چنین مالیاتی همیشه با ظاهری مردم پسند و در زیر شعارهای زیباانجام می گیرد به عنوان نمونه می توان از مالیتهای غیر مستقیم سخن راند که بسیاری آن را طرح می کنند در نتیجه بار سنگین مالیات بطور عمده بر دوش محرومان و کم درآمدهای جامعه خواهد بود. گرچه روش مالیات تنازلی می تواند هم بطور مستقیم و هم بطورغیرمستقیم قابل اعمال باشد.

 

مالیات تعادلی: حد میانگین روشهای تصاعدی و تنازلی است. یعنی درآمدهای بالا و درآمدهای پائین هر دو بطور مساوی مالیات می پردازند که البته این نوع مالیات نمی تواند روشی عدالت خواهانه باشد زیرا چگونه کسانی که از ثروت بیشتری برخوردارند و هر روز براندوخته های خود می افزایند همانند کسانی که اندک در آمدی داشته باشند بطور مساوی مالیات بپردازند.

مضمون و متعلق مالیات

مالیات ازاین نظر نیز که دارای چه مضمونی است و متعلق آن یعنی مورد مالیات چه نوع کالا و خدمت و یا چه نوع امتیازاقتصادی داشته باشد به انواع گوناگونی تقسیم می شود البته باید توجه داشته باشیم که دو ملاک واعتبار قبلی در تقسیم مالیات نیز در و ضمن هر یک ازانواع این قسم اخیر قابل تصور می باشند.

براساس این اعتبار مهمترین اقسام مالیات بقرار ذیل می باشد:
  • مالیات سرانه: و آن مالیاتی است که در برخی از کشورهای جهان از هر شهروند ملبغ و یا مقدار ویژه ای پول و یا کالا به عنوان مالیات می گیرند.
 
  • مالیات بر واردات: این همان چیزی است که حق گمرکی یا عوارض گمرکی نامیده می شود.این نوع ویژه کشورهائی است که دارای تجارت خارجی ملی شده نباشند وافراد حق وارد و صادر کردن کالا را داشته باشند. در حقیقت این مالیات جهت کنترل هر چه بیشتر واردات و تقویت تولیدات خارجی می باشد تا ضمن قابل رقابت بودن آن با کالاهای خارجی انگیزه تولیدکنندگان را برای تولید هر چه بیشتر و گرایش جامعه را برای خرید کالاهای داخلی افزایش دهد.ازاینرو وضع این نوع مالیات دردگرگونی اندازه و کیفیت کالاهای وارداتی تاثیر مشخص و روشنی خواهد داشت.
 
  • مالیات رای: این قسم هم خود نوع خاصی از مالیات سرانه می باشد و منظور آن است که برای کسانی حق رای قائلند که همچون سرنوشت سیاسی در سرنوشت اقتصادی سهیم باشند و خود را در تامین اداره کشور مسئول بدانند. بدینجهت برای کسانی که حق رای در انتخابات دارند مالیات ویژه ای تصویب می شود.
 
  • مالیات برارث:مقدار و درصد معینی ازاموال و ثروت کسی که فوت شده باشد به عنوان مالیات از ورثه او دریافت می شود. معمولا چنین مالیاتی بدان جهت از ورثه متوفا گرفته می شود که ثروت در برابرانجام کار و سرمایه گذاری بدست نیامده است و نیز وصول آن آسان تر بنظر می رسد.
 
  • مالیات برمشاغل:این نوع بدانجهت از صاحبان مشاغل گرفته می شود که فقط داشتن درآمداصالت دارد و نیازها واصالت های انسانی و اخلاقی را در تنظیم مالیات شرط نمی دانند.ازاینرو مراکز فساد و فحشاء و قمارخانه ها و مشروب فروشی ها هم مالیات خاصی به دولت پرداخت می کند. یکی از راههای پردرآمد دولتها گرفتن مالیات ازاین دسته از مشاغل است. و رژیم ستم شاهی افزون برترویج این مراکز برای مقاصد سیاسی اخذ مالیات را وسیله ای برای کسب درآمدهای خود و نظام حاکم می دانست.
  • مالیات بر فروش: دولت دراین نوع مالیات جهت و سوی مصرفی جامعه را بطور دلخواه یا مصالح جامعه معین می کند و برای کنترل مصرف جامعه مالیاتی بطور غیر مستقیم بر آن وضع می کند. دخانیات یا کالاهای لوکس و تشریفاتی از قبیل این نوع مالیات است.
  • مالیات ارزش اضافی: مالیات خاصی است که در برخی از کشورهااز سودی که از کالاها به دست آمده است گرفته می شود.
  • مالیات فراگیر: این نوع مالیات ویژه کشورهای بلوک شرق و سوسیالیستی ماننداتحاد جماهیر شوروی واقمارش می باشد. دراین کشورها دولت کارها و خدمات را با قیمت خاصی از تولید کننده خریداری کرده و با قیمت اضافی تحویل مصرف کننده می دهد. و در حقیقت اختلاف قیمت بین تولید کننده و مصرف کننده همانمالیات فراگیری می باشد که به این شکل دولت از همه مصرف کنندگان دریافت می کند..
  • مالیات امنیت اجتماعی: در برخی از کشورها در برابرانجام برنامه های اجتماعی وامنیتی مالیاتی تنظیم می شود که به این نام دریافت می گردد.
  • مالیات بر شرکت ها:این مالیات را بخاطر داشتن شخصیت حقوقی جداگانه شرکت ها که درآمدی جدای درآمدافراد دارد وضع می کنند.
  • مالیات برای تامین زندگی در سنین پیری: این نوع مالیات توسط دولت ازافراد در برابر تعهدش نسبت به بیمه شدن آنان در سنین پیری در برخی از کشورها گرفته می شود.
  • مالیات براملاک و مستغلات.
  • مالیات بر دارائی ها: که بطور فراگیراز کلیه کسانی که دارائی هایی داشته باشنداخذ می شود. البته اقسام دیگری ازانواع مالیات های وضع شده وجود دارد که بخاطر کم اهمیت داشتن آنهااز ذکرش خودداری می شود.
مالیات و تامین عدالت اجتماعی

امروزه دولتها برای ایجاد تعادل اقتصادی وظایف گوناگونی به عهده می گیرند. بازارهای اقتصادی را کنترل و قیمت ها را تعیین و کنترل می کنند و بر توزیع مزدها فراآورده ها و سایر درآمدها نظارت می کنند. اما آنچه از همه اینها در تعادل اقتصادی و تامین عدالت اجتماعی نقش ویژه ای دارد مالیات است. مالیات دولت را قدار می سازد که بر جریانات و مسائل اقتصادی کشور وافزیاش درآمدها و ثروت ها نظارت و کنترل داشته واز رکود و فساد و کسادی اقتصادی جلوگیری کند. البته روشن است در میان انواع مالیات ها مالیات های مستقیم آنها از آنجا که اشخاص پرداخت کننده نمی توانند آنرا به دیگری منتقل سازند اگر براساس درآمد تنظیم گردد مانع از تمرکز ثروت و اندوخته های سرسام آور و روحیه آن خواهد بود. به این جهت فاصله های وحشتناک طبقاتی را ترمیم و یا تعدیل می کند واز طرف دیگر موجب رونق اقتصادی خواهد بود. در میان مالیاتها سیستم مالیاتی تصاعدی موثرترین آن در مسائل اقتصادی می باشد هم از جهت تامین نیازهای دولت و هم از نظر نقش آن در تعدیل درآمد. بطور روشن این مالیات می تواند تقاضای عمومی و همچنین قیمت کالاها را تغییر دهد زیرا مالیاتچه مستقیم و غیرمستقیم در آمدها را پائین می آورد و در نتیجه تقاضای عمومی نسبت به کالاها و خدمات آن پائین خواهد آمد. از طرف دیگر با کاهش تقاضا (با فرض ثبوت سایر متغیرها) قیمت ها پائین می آیند.

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «مالیات و مفهوم اقتصادی آن»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

3 * 8 = ?