کد مطلب:  34861 
1 نظر
ویرایش پست
1 نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
اصطلاحات کوچه بازاری و خیابانی ایرانی

اصطلاحات کوچه بازاری و خیابانی ایرانی

اصطلاحات کوچه بازاری و لاتی به زبان محاوره و خودمانی بسیار نزدیک است و جوانان از این اصطلاحات استفاده می کنند.
زمان مطالعه: 4 دقیقه

ایرانیان واژه ها و اصطلاحاتی دارند که به اصطلاحات خیابانی یا کوچه بازاری معروف است. آسمونی در این بخش فهرست اصطلاحات لاتی ایرانی را برای شما عزیزان منتشر می کند. 

الف

  • آخرشه: نهایتشه
  • آشغال کله: احمق
  • آشغالانس: ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند
  • آمار دادن: نخ دادن -توجه کی را جلب کرن
  • آش و لاش: آسمون جل
  • آویزون: کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود
  • اخ کردن: پول رو سریع دادن
  • انده: نهایته
  • اسکل: کسی که از همه دنیا بی خبر است. مترادف ها: اوشگول- وسکل – شاسگول
  • اسم فعال: اسگلان تپه
  • اسدالله خان: تریاکی خفن
  • اصغر آرنولد اینا (اکبر-محمد... آرنولد اینا): کسی که زیبای اندام کار میکند ولی جواد است
  • ارازل: بستگی به مکان کلمه در گفتار دارد ولی معمولا به معنی نوچهء لاتها
  • اق زدن: حال بهم خوردن
  • الاغ طور: الاغ
  • ان چوچک: آدم عوضی
  • انگل: بیشتر لقب میذارن...یعنی کنه
  • اکس: همسر یا دوست دختر/پسر سابق

ب

  • باحال: خوش آیند
  • بار کردن: تیکه انداختن - فحش دادن
  • ببند گاله رو: خفه شو
  • ببو: انسان ساده لوح
  • بخواب (بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو
  • بروبچ: بچه ها-رفقا
  • بیریف: درست - ردیف
  • بگوز: به کسی که حرف مفت میزند مثال بگوز، بازار مسگراست : حرف مفت میزنی هیچ کس هم نمیفهمه
  • بینیم با: برو بابا
  • بیشین با (بیشین بینیم با): خفه شو بابا

پ

  • پارازیت: حرف بد موقع
  • پا دادن: قبول کردن پیشنهاد -آمار دادن
  • پاشنه ها رو بالا بدن: لباس خود را مرتب کرن
  • پایه ای؟: حاضری؟
  • پیچ: دودره
  • پارتنر: شریک، همسر

ت

  • تابلو: واضح و مبرهن
  • تابل: تابلو
  • تادخ: ناجور - بد مدل
  • تاقال: کرمو
  • ترکوندن: 1. حال کردن 2. خوردن اکستسی و به مهمانی رفتن
  • ترکمون: آدم ضایع
  • تریپ: (تیریپ) مدل - برنامه - قیافه
  • تَگری زدن: بالا آوردن بعد از الکل یا سیگاری
  • توباغ نبودن: در جریان نبودن-حواس پرت بودن
  • تو نخ چیزی بودن: تو فکر چیزی بودن
  • تو کار چیزی بودن: دنبال چیزی گشتن
  • توکار کسی بودن: وقتی یه نفر سعی میکنه مخ کسی و بزنه میگن تو کارشه
  • تو کف چیزی بودن: تعجب از چیزی کردن
  • تو کف کسی بودن: وقتی یه نفر از یکی دیگه خیلی خوشش میاد میگن تو کفشه
  • ته: نهایت
  • تیکه اندختن: متلک انداختن

ج

  • جواد: بی کلاس
  • جک جواد: اسم جمع واسم فعال جواد
  • جیگر: تیکه، دختر یا پسری که از لحاظ جنسی جذاب است. مترادفها: خش گوشت- مامان
  • جوهر: با ارزش، ناب
  • جوجه ای: بچه ای (همون جریان بچه)

چ

  • چکل: داف
  • چس کلاس نزار: یعنی خودتو ان نکن سریع بیا

ح

  • حاجیت: اشاره به شخصی که از این کلمه استفاده میکند

خ

  • خار داره: به کسی که پا نداد میگن
  • خار کردن: شرمنده کردن
  • خبر ده ده: خبری نیست
  • خز: جواد
  • خفن: به معنی بزرگ-زیاد-مهیب
  • خفت کردن: از کسی زورگیری کردن
  • خفه: ببند

د

  • داف: دختره خوشگل
  • داف بازی: دختر بازی
  • دافی: دوست دختر
  • داغ شدن: عصبانی شدن
  • در داف: دخترها
  • در دیزی باره: وقت واسه دزدی مناسبه
  • دمبه: کسی که خیلی تنبل است
  • دمت قیژ: دمت گرم
  • دمت (ش ،م،...) گرم: دستت (ش،م،...) درد نکنه
  • دم کسی را دیدن: حق حساب را دادن
  • دهن کسی کف کرد: از حرف زدن خسته شد
  • دمشو ببین: باهاش راه بیا

ر

  • راه نداد: پا نداد
  • راس و ریس کردن: حل کردن
  • ره ده ده: تموم شدن-به آخر رسیدن
  • ردش کن: بپیچونش

ز

  • زاقارت: ضایع-سه
  • زارت: (زرت) 1. زرشک 2.به سرعت (زارتی زد تو گوشم)
  • زارت غمسون شدن: ازبین رفتن-حالگیری شدن
  • زپرشک: زرشک
  • زرید: زر زد-حرف مفت زد
  • زید: دوست دختر، دوست پسر

سین

  • سریش: کنه
  • سنم: آشنایی
  • سوتی: ضایع
  • سولاخ: سوراخ
  • سه: ضایع
  • سه سوت: سریع

شین

  • شاخ نشو: پررو نشو
  • شاخ شدن: خود را دخیل کردن یا بدون دعوت جایی رفتن
  • شستن: حال گیری- تخلیه
  • شصت تیر: با سرعت
  • شکلات: کسی که فقط حرف دعوا را میزند ولی جیگر دعوا را ندارد
  • شلیمف: تنبل
  • شیلنگ: دراز
  • شوگر مامی: زن مسن ثروتمند که با پسران جوان وارد رابطه می شود
  • شوگر ددی: مرد مسن ثروتمند که با دختران جوان وارد رابطه می شود
  • شوگر بیبی: جوانانی که با زن/مرد مسن ثروتمند وارد رابطه می شوند

ضاد

  • ضایع: خراب
  • ضد حال زدن: حال گیری کردن - به کسی که همه برنامه را خراب میکند گفته میشود

عین

  • علافی: بی کار بودن
  • عمرن(عمرا): به هیچ وجه
  • عمرنات: عمرا
  • عیاش: گنده بازی دراوردن...لات بودن...کاسبی خلاف کردن...کلا به آدمای خلاف میگن

ف

  • فاب: (فابریک) دوست دختر یا دوست پسری که فقط با تو باشد.(مثال: مریم فاب منه = مریم دوست دختر منه که با هیچ کس دیگه نیست)
  • فر دادم: پیچوندم...ازش زدم...کف رفتم
  • فر خوردن: ترسیدن
  • فک زدن: حرف زیاد زدن

کاف

  • کف رفتم: دزدیدم...زدم
  • کاهگل لقد نمیکنم: حرف دارم میزنم، گوش کن
  • کثافت کاری: کاری که از لحاظ عامه مردم خلاف است
  • کرمو: کسی که کرم میریزد.
  • کره کردن: اشتهای بعد سیگاری یا علف
  • کره خوری: غذا خوردن بعد از کره کردن
  • کف کردن: تعجب کردن
  • کلکل کل) معنی ادعای سر بودن در یک مورد خاص بین دو نفر- وقتی دو نفر شروع به تیکه انداختن به هم دیگه میشوند تا یکی کم بیاره
  • کلفت بار کردن: فحشهای گنده بار کردن
  • کم آوردن: جا زدن
  • کنه: کسی که مدام شاخ می شود
  • کراش: کسی که به او علاقه داریم اما نمی داند

گاف

  • گاگول: بچه خنگ
  • گوشت: جیگر
  • گلابی: کسی که تنبل است
  • گلوش گیر کرد: وقتی کسی از کسی خوشش بیاد
  • گنده گوزی کردن: ادعای زیادی کردن
  • گوجه زدن: تگری زدن - شاکی بودن
  • گرخیدن: ترسیدن

لام

  • لاس زدن: صحبت کردن
  • لاس خشکه: لاس زدن بی نتیجه
  • لاوترکوندن: عاشق هم بودن

میم

  • مادر فولاد زره: زشت و بد هیکل در مورد داف
  • ماهم بله: ما هم تو جریانیم
  • مماس بودن: در ارتباط بودن
  • محرض: 100%-حتما
  • مخ زدن: مخ خوردن-عملی که پسر یا دختر برای جذب جنس مخالف(یا موافق)به طرف خود میشود
  • میخ شدن: خیره شدن - گیر دادن

نون

  • نافرم: بد جور
  • نیم رخ گوز فیثاغورث: استعاره از زشتی
  • نکست: همسر و دوست دختر/پسر بعدی

  • هندونه: اسکل-شاسکول
  • هندونه نزار: الکی تعریف نکن

ی

  • یول (یول ممد): اسکل
: برای دریافت مشاوره درباره اصطلاحات کوچه بازاری و خیابانی ایرانی فرم زیر را تکمیل کنید
واریز هزینه و دریافت مشاوره توسط :

نظر خود را درباره «اصطلاحات کوچه بازاری و خیابانی ایرانی» در کادر زیر بنویسید :

5 * 6 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید