کد مطلب: 833 درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
داستانهایی از امام صادق (ع)

داستانهایی از امام صادق (ع)

  گناهان کبیره عمروبن عبید معتزلى به نزدامام صادق(علیه السلام) مشرف شد، وقتى رسید این آیه را تلاوت نمود:...
زمان مطالعه: 3 دقیقه

  گناهان کبیره عمروبن عبید معتزلی به نزدامام صادق(علیه السلام) مشرف شد، وقتی رسید این آیه را تلاوت نمود: (الذین یجتنبون کبأرالاثم و الفواحش) سپس ساکت شد. امام صادق(علیه السلام) فرمود: چرا ساکت شدی؟ گفت: خواستم که شما از قرآن گناهان کبیره را یکی پس از دیگری برای من بیان نمایی. حضرت شروع کرد وبه ترتیب از گناه بزرگ تر یکی پس از دیگری را بیان نمود. از بس که امام خوب و عالی پاسخ عمر وبن عبید را داد که در پایان عمرو بن عبید بی اختیار گریست و فریاد زد: هر که به رأی خویش سخن بگوید و در فضل و علم با شما منازعه کند، هلاک می شود. اهمیت دوری از حرام امام صادق(علیه السلام) در یکی ازسفرهایشان به حیره ( میان کوفه و بصره ) آمدند. در آن جا منصور دوانیقی به خاطر ختنه فرزندش جمعی را به مهمانی دعوت کرده بود. امام نیز ناگزیر درآن مجلس حاضر شدند. وقتی که سفره غذا انداختند، هنگام صرف غذا، یکی از حاضران آب خواست ولی به جای آن ، شراب آوردند ، وقتی ظرف شراب را به او دادند، امام بی درنگ برخاستند و مجلس را ترک کردند و فرمودند: رسول خد(صلّی الله علیه وآله) فرمود : ( ملعون من جلس علی مأده یشرب علیها الخمر. ) ملعون است کسی که درکنار سفره ای بنشیند که درآن سفره شراب نوشیده شود. خوبی در برابر بدی یکی ازبـستـگان امام صادق(علیه السلام)ازآن حـضرت بـدگویی کرده بـود. وقتی بـه آن حضرت خبـر رسید. بـدون آن که عکس العمل شدیدی از خود نشان دهند , بـا آرامش بـرخاستند و وضو گرفتند و مشغول نماز شدند. یکی از حـاضران بـه نام (( حـماد لحـام)) می گوید: من گمان کردم حـضرت می خواهد آن شخص را نفرین کند, ولی بـر خلاف تـصور خود دیدم آن بزرگوار بعد از نماز چنین دعا کرد: خدایا من حقم رابه اوبخشیدم.  تو از من بزرگوارتری وجود و کرمت ازمـن بیشتر است پس او رابـه من بـبـخش و کیفر مکن! امام و حل اختلاف شیعیان مردی با یکی ازبستگانش برسرمیراثی اختلاف داشت و کارشان به دعوا و جدال کشید. ((مفضل)) که یکی از یاران امام صادق(علیه السلام)است از آن جا می گذشت ، متوجه درگیری آن دو شد، آنها رابه خانه خود برد و با چهارصد درهم میان آن دو مصالحه برقرار کرد و درهم ها را هم خودش پرداخت و اختلاف حل شد. آن گاه مفضل بـه آنان گفت: بـدانید پـولی که بـرای حل اختـلاف پرداختم،از آن خودم نبـود. واز اموال امام صادق (علیه السلام) بـود، زیرا حضرت به من فرمان داده اند که هر جا دو نفر از شیعیان ما اختلافی داشتند، از مال آن بزرگوار آنان را صلح دهم. شیوه نهی از منکر امام صادق(علیه السلام) شنیده بـودند کـه ازمـسـلـمـانان مـردی بـه نام((شقرانی)) شراب خورده است وبه دنبـال فرصتی بـودند که نهی از منکر کنند. روزی او بـرای دریافت سهمی ازبـیت المال نزد حـضرت آمد حضرت ضمن این که سهمی ازبیت المال بـه او دادند بـا لحنی ملاطفت آمیز فرمودند: کار خوب از هر کسی خوب است، ولی از تو بـه واسطه آشنایی که بـا ما داری و آزاد شده پـیامبـر هستی زیبـاتراست. و کاربد از هر کسی بد است، و از تو بـه خاطر همین انتساب زشت تر و قبیح تر است. شقرانی بـا شنیدن این جـمله دانست که امام از شراب خـواری او آگاه بـوده و در عین حال بـه او محبـت کرده است. نادم گشت و در درونش تحولی ایجاد شد. احترام به دوستداران سید حمیری ، از شعرا و مدیحه سرایان اهل بیت علیهم السلام اما پیرو فرقه کیسانیه ( امامت محمد بن حنفیه ) بود. او در بستر بیماری افتاده زبانش بند آمده ، چهره اش سیاه، چشمانش بی فروغ و... شده بود. امام صادق(علیه السلام) تازه وارد کوفه شده بود وخود را برای عزیمت به مدینه آماده می کرد. یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) شرح حال سید حمیری رابه آن حضرت گفت؛امام به بالین سید آمد، در حالی که جماعتی هم آنجا گرد آمده بودند. امام سید حمیری را صدا زد. سید چشمانش را باز کرد، اما نتوانست حرفی بزند، در حالی که به شدت سیما یش سیاه شده بود. حمیری گریه اش گرفت. التماس گرایانه به امام صادق(علیه السلام) نگاه می کرد. امام زیر لب دعائی می خواند. سید حمیری گفت: خدا مرا فدایتان گرداند. آیا با دوستداران این گونه رفتارمی نمایند؟ امام فرمود: سید! پیرو حق باش تا خداوند بلا را رفع کند و داخل بهشتی که به اولیائش وعده داده است، شوی. او اقرار به ولایت امام صادق (علیه السلام) نمود و همان لحظه ازبیماری شفا یافت.

- منبع: rayatoalhoda.parsiblog.com

معرفی نویسنده:

پروفایل روابط عمومی آسمونی که موضوعات و مطالب آن توسط جمعی از همکاران دپارتمان های مختلف آسمونی نگارش و ویراستاری می شود، که بیشتر حول و محور موضوعات عمومی و روزانه می باشد

ثبت نظر درباره «داستانهایی از امام صادق (ع)»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

3 + 7 = ?