کد مطلب: 17804 درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
عاقبت ثریا ابراهیمی، معشوقه شهریار

عاقبت ثریا ابراهیمی، معشوقه شهریار

داستان عشق شهریار به ثریا که هرچند غم انگیز ، باعث بروز طبع شعر استاد شهریار شد! اشعار عاشقانه زیبایی برای ثریا سرود که نمونه اش را در این مقاله می خوانید.
زمان مطالعه: 3 دقیقه

از داستان های عاشقانه میان شعرای ایران و مشاهیر ، میتوان به داستان عشقی میان استاد محمد حسین شهریار و ثریا ابراهیمی (فرزند یک سرهنگ ارتش) اشاره کرد که استاد شهریار او را همیشه در اشعارش "پری" میخواند. این عشق نافرجام از ترم آخر دوره تحصیل شهریار در دانشگاه و رشته پزشکی شروع شد. شهریار از ثریا تاثیر بسیار میگرفت و ما بیشتر اشعار سروده شهریار را مدیون ایشان هستیم. به طور مثال اثری مانند "آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا" را شهریار دقیقا هنگام ملاقات ثریا سروده است. در ادامه با آسمونی همراه باشید تا داستان شهریار و معشوقه اش را بخوانید.

در پی ازدواج اجباری ثریا با برادرزاده رضاشاه، شهریار از تحصیل در ترم آخر رشته پزشکی منصرف شد و درد فراغ خود را در شعرهایش گنجاند. وی بعد ها مدعی شد که هیچوقت پزشکی را دوست نداشته و بعد از جراحی ها حالش به هم میخورده. قسمتی از ادبیات ما مدیون وی هست. اگر شهریار بجای شاعر شدن پزشک میشد، شاید دیگر شاهکارهایی نظیر ”آمدی جانم به قربانت” و… امثال آن نبودیم!

استاد شهریار در پی یک شکست عشقی قبل از ترم آخر پزشکی دانشگاه را رها میکند و ترک تحصیل مینماید. یعنی حدود 6 ماه قبل از اخذ مدرک دکتری از دانشگاه به دلیل شکست عشقی انصراف میدهد. گفته شده محمد حسین شهریار در جوانی به خواستگاری ثریا میرود ولی چون وضع مالی مناسبی نداشته و در ابتدا مشهور هم نبوده جواب رد میشنود!

وی پس از مدتی در اداره اسناد و ثبت احوال نیشابور استخدام شد و آشنایی با استاد کمال الملک در خراسان زندگی پرفراز و نشیبی داشت. اما به خاطر دوری از تهران و دوری از ثریا ، خودش را غریب و تنها میدانست.

ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ در ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ به ﺩﺭ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ بچه ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﻭﺩ که واقعاً معرکه است:

ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ
ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ؛ ﭘﺴﺮﻡ

ﺗﻮ ﺟﮕﺮﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ
ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ

ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ
ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ

ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ
ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ

ﻋﺸﻖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻫﻨﺮ
ﻋﺠﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺮﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﯿﻢ ﻭ ﺯﺭﻡ

ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ
ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻡ

ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ

استاد شهریار در اواخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان بستری میگردد و دکتر خانواده او را جواب میکند.دوستان و آشنایان شهریار برای بهبود روحیه او میروند و با اصرار, عشق قدیمی شهریار را راضی میکنند که به عیادت شهریار برود.عشق قدیمی شهریار که حالا یک پیرزن بود قبول میکند که به عیادت شهریار در بیمارستان برود.

استاد شهریار در پیری

وقتی عشق قدیمی شهریار به بیمارستان میرود شهریار روی تخت بیمارستان خواب بوده است اما صدای قدم ها و گام عشق قدیمی خود را میشناسد و از خواب بیدار میشود. وقتی عشق او در اتاق را باز میکند شهریار این شعر مشهور که از مفاخر ادبیات فارسی هست را برای عشق قدیمیش میسراید:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خاموشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر
زین سفر راه قیامت میرود تنها چرا

استاد شهریار سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانه پربار در 27 شهریور ماه 1367 هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

عکس  معشوقه استاد شهریار

عده ای نیز گفته اند که هویت ثریا چندان مشخص نیست و تنها یک عکس از وی در فضای وب وجود دارد. این افراد معتقدند این عکس متعلق به دختری قاجار است که ربطی به این موضوع نیز ندارد. شما چه فکری میکنید؟ در قسمت نظرات آسمونی برایمان بنویسید.

معرفی نویسنده:

نمایش بیشتر

ثبت نظر درباره «عاقبت ثریا ابراهیمی، معشوقه شهریار»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

6 - 4 = ?