کد مطلب: 56608 درج نظر
زمان مطالعه: 2 دقیقه
نقد فیلمنامه و شخصیت پردازی در فیلم جاندار

نقد فیلمنامه و شخصیت پردازی در فیلم جاندار

گاهی نمی توان ایده ی خوب اولیه را بسط داد، نه این که ایرادی نداشته باشد اما متاسفانه ذائقه ما به دیدن این فیلم ها عادت کرده است.
زمان مطالعه: 2 دقیقه

جاندارِ بی جان

اختصاصی آسمونی نقد از چکاوک شیرازی

گاهی نمی توان ایده ی خوب اولیه را بسط داد، نه این که ایرادی نداشته باشد اما متاسفانه ذائقه ما به دیدن این فیلم ها عادت کرده است.
اما این که صحنه های فیلم هم با وجود این که از مرز کلیشه هم فراتر رفته اند باز هم گیرا نیستند، حرف دیگری است.
فیلم با صحنه هایی از جشن عقدکنان شروع می شود، پر از شادی تصنعی. این جشن به یک دعوا و درگیری ختم می شود، دعوایی مصنوعی‌.
پیامدهای بعدی هم به همین ترتیب، دادگاه مصنوعی، فداکاری های قلابی، ناراحتی های خنده دار.
به عنوان‌مثال سکانسی که قرار است یک ضربه ی صوری با چاقو به" جمال" (متهم‌ به قتل) بزنند تا کار او را که منجر به قتل مسعود شده، نوعی دفاع از خود جلوه دهند،بیشتر خنده دار بود تا دراماتیک.
"نعیم" ( حامد بهداد) با حرکات و حرف هایش به ما می فهماند که با این قبیل دعواها غریبه نیست پس کاش حداقل همین صحنه جوری کارگردانی می شد که اثرش را بر مخاطب بگذارد و با کمک همین صحنه می توانستند به کاراکتر "نعیم "عمق بیشتری ببخشند. حتی ضعف کردن و لرزیدن "جمال "هم بی دلیل و مضحک بود، چون آن واکنش مناسب شخصی است که ضربه های عمیق و متعدد چاقو را تحمل کرده نه کسی که به قول خودشان یک خط روی شکمش افتاده.
فیلم با ریتم یکنواختش حوصله سر بر بود.
با اینکه فیلم چند جایی با تزریق چند خبر از نوع روابط خانوادگی برای خودش وقت خرید اما همچنان کشدار و بی ثمر بود.
فاطمه معتمدآریاکم کم به نمادی برای فیلم های بد تبدیل شده است. کارگردان ها با توسل به قدرت بازیگری ایشان و انداختن بار کل فیلم به شانه های او، خود را از زحمت کشیدن برای فیلم نامه و کارگردانی خلاص کرده اند.
این فیلم با وجود سه نویسنده که دو تا از آنها کارگردان فیلم هم بودند، باز هم نتوانسته بود جای پای عمیقی بیافریند.
در جایی اسما( باران کوثری) به کارگاه یاسر ( جواد عزتی) می رود. اگر بازی خوب "جواد عزتی" نبود چه عنصر دیگری می توانست مخاطب را پای آن صحنه بنشاند؟
هر گاه هم خواستید به ضعف فیلم نامه ای پی ببرید دم دست ترین و راحت ترین راه این است که ببینید چقدر در دیالوگ هایشان از ضرب المثل استفاده می کنند. حتی یک ضرب المثل هم در فیلم نامه نشانه ی ضعف فیلم نامه نویس است که نتوانسته دیالوگ مناسبی بیافریند و متوسل به مثل و متل شده چه برسد به استفاده ی متعدد از آن.
اساسا دیالوگ ها معیار خوبی برای قضاوت فیلم نامه هستند. مثلا وقتی حرف های غیرواقعی گفته می شود که در هیچ خانه‌ای مثلش را نشنیده اید، بدانید و آگاه باشید که با توسل به حرف های " قشنگ " تصمیم به فریب شما گرفته شده تا تمام ضعف های فیلم پوشانده شود.

تنها نکته ی مثبت فیلم وجود رقیب قدرتمندی بود که توانسته بود کل روابط خانوادگی قاتل را از هم بپاشد و در آخر هم موفق شود و بیان این نکته که یک اتفاق این چنینی فقط به شخص آسیب نمی زند بلکه کل افرادی که با او در ارتباطند را زخمی میکند.
اما متاسفانه نقاط ضعف آن قدر زیاد بود که قدرت رقیب هم به ما نچسبید. مثلا هیچ گاه معلوممان نشد که چطور "جمال" توانسته به آن درجه از کمال برسد که خود را فدای روابط خانوادگی کند و با آغوش باز از مرگ استقبال کند؟ نه که نباشد اما حداقل به غیر از گرم کردن مجلس عقد چیز دیگری هم برای معرفی ذات و معرفت و مسلک او لازم بود.

ثبت نظر درباره «نقد فیلمنامه و شخصیت پردازی در فیلم جاندار»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

5 * 9 = ?