کد مطلب: 693 درج نظر
زمان مطالعه: 1 دقیقه
شعر طنز اهل دانشگاهم…

شعر طنز اهل دانشگاهم…

اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی‌ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب ...
زمان مطالعه: 1 دقیقه

اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی‌ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب

اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست

چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
و به آن‌ها فهماند
که من ایجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!

دوستان آسمونی این شعر طنز بود، جدی نگیرید  :wink:

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «شعر طنز اهل دانشگاهم…»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

8 - 2 = ?