کد مطلب:  2190  درج نظر
داستان صالح

داستان صالح

 خانه‏ها و خدايان ثموديان قرآن كريم محل سكونت ثموديان را مشخص نكرده و تنها از اين آيه شريفه <وَثَمُودَ...
زمان مطالعه: 10 دقیقه

داستان صالح
داستان صالح

 خانه‏ها و خدایان ثمودیان

قرآن کریم محل سکونت ثمودیان را مشخص نکرده و تنها از این آیه شریفه <وَثَمُودَ الَّذینَ جابُوا الصَّخْرَ بالواد» برمی‏آید که خانه‏های آنان در مناطق کوهستانی و یا تپه‏های سنگی قرار داشته است و کلمه <واد» در آیه، همان <وادی القری‏» است. بنابراین، جایگاه ثمودیان در این مکان‏ها بوده است و بیشتر وقایع‏نگاران، منطقه <الحجر» را به عنوان مکانی که محل ثمودیان در آن بوده است، معین کرده‏اند و گفته‏اند که در آن‏جا چاهی به نام <بئرهود» بوده که رسول‏اکرم(ص) در غزوه تبوک همراه یارانش در آن‏جا فرود آمد و اصحاب خویش را از خوردن آب آن و ورود به خانه‏های آن سامان منع کرد.

قوم ثمود، بت‏های زیادی از جمله <ودّ» و <جد - هد» و <شمس» و <مناف» و <منات» و <لات» و دیگر بت‏هارا می‏پرستیدند.

دعوت به پرستش خدا

خداوند پیامبر خود صالح را به سوی قوم ثمود فرستاد تا آنها را به پرستش او و ترک بت‏پرستی دعوت کند؛ این پیامبر بدانان می‏گفت: ای قوم، خدای یگانه را بپرستید و کسی را شریک او قرار ندهید. هم اوست که شما را از خاک آفرید و به آبادانی آن واداشت و اسباب عمران و آبادی را برایتان فراهم ساخت. بنابراین، حال که خداوند این لطف بزرگ را در حق شما نموده، شایسته است که شما نیز نسبت به گناهانی که انجام داده‏اید، از پیشگاه او آمرزش خواسته و به نزدش توبه کنید؛ زیرا خداوند به شما نزدیک است، و اگر مؤمنی اخلاص در دعا داشته باشد، خداوند دعای او را مستجاب خواهد کرد:

وَإِلی‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الأَرضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبّی قَرِیبٌ مُجِیبٌ؛

و به سوی ثمودیان برادرشان صالح را فرستادیم. او گفت: ای قوم، خدا را بپرستید، معبودی جز او ندارید، وی شما را از زمین آفرید و شما را به آبادانی آن وا داشت، بنابراین از او آمرزش بخواهید و به نزدش توبه کنید. پروردگارم به شما نزدیک بوده و دعایتان را مستجاب خواهدکرد.

اسرافِ کشنده

قوم ثمود، پیامبری را که از سوی خدا برایشان فرستاده شده بود، تکذیب کردند و پذیرای دعوتِ وی برای پرستش خدا و یگانگی او نشدند؛ با این‏که او پیامبری درستکار بود و برای انجام رسالتِ خویش مزد و پاداشی نمی‏خواست.

یکی از عاداتِ ثمودیان، زیاده‏روی در لذّات مادّی، چون خوردن و آشامیدن و بنای ساختمان‏های مجلّل بود، پیامبرشان حضرت صالح(ع) آنها را بر این کارشان نکوهش کرد و فرمود: آیا شما تصور می‏کنید خداوند شما را در لذت‏هایی که از این نعمت‏ها می‏برید، به حال خود رها ساخته و خویشتن را از عذاب الهی مصون می‏دانید؟ چرا هرگونه که خود می‏خواهید از باغ و بستان‏ها و چشمه‏ساران و کشتزارها و خرمای شیرین و تازه بهره می‏برید و از کوه برای خود خانه‏هایی می‏تراشید که در آن آسوده خاطر زندگی کرده و از آنها لذّت ببرید، ولی خدا را براین نعمت‏های فراوان سپاس نمی‏گویید؟ از خدا بترسید و رهنمودهایم را گردن نهید و از اسراف‏کارانی که با کفران و ناسپاسی و گناه، برخویشتن اسراف روا می‏دارند و زمین را به فساد کشیده و بویی از درستکاری نبرده‏اند فرمان نبرید:

کَذَّبَتْ ثَمُودُ المُرْسَلِینَ * إِذ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَلا تَتَّقُونَ * إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ * وَما أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلّا عَلی‏ رَبّ العالَمِینَ * أَتُتْرَکُونَ فِی ما ههُنا آمِنِینَ * فِی جَنّاتٍ وَعُیُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُها هَضِیمٌ * وَتَنْحِتُونَ مِنَ الجِبالِ بُیُوتاً فارِهِینَ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ * وَلا تُطِیعُوا أَمْرَ المُسْرِفِینَ * الَّذینَ یُفْسدُونَ فِی الأَرْضِ وَلا یُصْلِحُونَ؛

قوم ثمود، پیامبران خدا را تکذیب کردند، آن‏گاه که برادرشان صالح بدان‏ها گفت: آیا از خدا نمی‏ترسید، من پیامبری درستکار برایتان هستم. از خدا بیم داشته باشید و از من فرمان ببرید. من در قبال کاری که انجام می‏دهم ازشما مزد و پاداشی نمی‏خواهم؛ زیرا خداوند پاداش مرا می‏دهد. آیا گمان می‏کنید در این‏جا و در باغ و بستان‏ها و چشمه‏ساران و کشتزارها و نخل‏هایی با میوه‏های نرم و تازه، آسوده خاطر رها می‏شوید؟ خانه‏هایی از کوه می‏تراشید تا در آنها کامرانی کنید، پس از خدا بترسید و مرا فرمان برید و از اسراف کنندگان اطاعت نکنید، هم آنان‏که در زمین، فساد و تباهی کرده و در پی درستکاری نیستند.

از جمله مطالبی که حضرت صالح(ع) بدان‏ها می‏فرمود این بود که:

وَاذکُرُوا إِذ جَعَلَکُمْ خُلَفاءَ مِنْ‏بَعْد عادٍ وَبَوَّأَکُمْ فِی الأَرضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الجِبالَ بُیُوتاً فَاذکُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِی الأَرضِ مُفْسدینَ؛

یاد آورید آن‏گاه که خداوند شما را پس از قوم عاد جانشین قرار داد و در زمین جایگزینتان ساخت تا از همواری‏های آن برای ساختن کاخ‏ها استفاده کنید و از کوه برای خود خانه‏هایی بتراشید، بنابراین، نعمت‏های خدا را یاد آورید و در زمین فساد و تباهی نکنید.

ثمودیان در پی معجزه

قوم ثمود، پند و اندرز حضرت صالح(ع) را نپذیرفتند و آن گونه که وی آنها را راهنمایی کرد، راه راست را نپیمودند، بلکه او را به هذیان گویی متهم ساختند و گفتند: جادو بر عقل و خِرَدش مستولی شده و بدو چنان وانمود کرده که فرستاده خداست. آنان ازحضرت خواستند معجزه‏ای بیاورد تا دلیل بر حقانیت پیامبری او ازنزد خدا باشد. ازاین رو خداوند ماده شتری را که به صورت غیر عادی آفرید، برایشان فرستاد و بدان‏ها دستور داد تا به آن شتر آسیبی نرسانند. نه آزار و اذیّت شود و نه آن را رَمْ دهند و نه وسیله سواری قرار گیرد و نه ذبح شود. خداوند آب آشامیدن آن را در روز معین قرار داد و استفاده مردم را از آب، در روز دیگر مقرر فرمود و در صورت آسیب رساندنِ به آن شتر، آنها را به عذاب الهی تهدیدکرد و سلامت آنان را در گروِ سلامت آن شتر قرار داد:

قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ المُسَحَّرِینَ * ما أَنْتَ إِلّا بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بآیَةٍ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادقِینَ * قالَ هذهِ ناقَةٌ لَها شرْبٌ وَلَکُمْ شرْبُ یَوْمٍ مَعْلُومٍ * وَلاتَمَسُّوها بسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛

بدو گفتند: تو جادوگری. تو مانند ما بشر هستی و اگر راست می‏گویی نشانه و معجزه‏ای ارائه بده. صالح گفت: این شتری است که در روز مشخصی آب می‏آشامد و شما نیز روز معینی برای آشامیدن آب دارید؛ بدان صدمه و آسیبی نرسانید، زیرا به عذاب روز قیامت گرفتار خواهید شد.

هم‏چنین خدای متعال فرمود:

إِنّا مُرْسلُواْ النّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبرْ * وَنَبّئْهُمْ أَنَّ الماءَ قِسْمَةٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شرْبٍ مُحْتَضَرٌ؛

ما این شتر را برای آزمایش آنها فرستادیم، مراقب آنان باش و صبر پیشه کن و آنها را آگاه ساز که آب میان آنان و این شترتقسیم شده و هر کدام روز مشخصی برای آشامیدن دارند.

اوج دشمنی

این شتر مدتی میان آنان بود و از گیاهان زمین تغذیه می‏کرد و برای آشامیدنِ آب یک روز می‏رفت و روز دیگر از خوردن آب باز می‏ایستاد. تردیدی نبود که این حالت عده زیادی از قوم صالح را به خود جذب کرده بود، چرا که آنها وجود این شتر را نشانه‏ای به صدق نبوت و پیامبری حضرت صالح می‏دانستند. اما این کار، طبقه‏اشراف را به وحشت انداخت و آنها بر نابودی دولت خویش و سپری شدن قدرت و شوکتِ خود، بیمناک شدند؛ به همین دلیل برای نابودی شتر نقشه‏ای کشیدند و در قبالِ حضرت صالح(ع) و همراهان مؤمنِ وی موضعی خصمانه و کینه‏توزانه گرفتند.

صالح(ع) متوجه نقشه آنان گردید و به آنها فرمود: ای قوم، چرا پیش از توبه، برای رسیدن عذابی که به شما وعده داده شده شتاب می‏کنید؟ آیا از پروردگار خویش آمرزش نخواستید تا شما را مورد رحمت و لطف خود قرار دهد؟ ولی قوم او در پاسخش گفتند: ما تو و گروندگانِ همراهت را به فال بد می‏گیریم، زیرا پس از آن‏که تو رسالت خود را برای ما آوردی، قحطی و خشکسالی دامنگیر ما شد. صالح(ع) بدان‏ها گفت: هیچ گونه چیزی که از آن فال بد گرفته شود وجود ندارد، اسباب و علل خیر و شر تنها در دست خداوند است و او با این قحطی و خشکسالی که در آن هستید، شما را در بوته‏آزمایش و امتحان قرار داده تا شاید به خدا ایمان آورید:

قالَ یا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ * قالُوا اطَّیَّرْنا بکَ وَبمَنْ مَعَکَ قالَ طائِرُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ؛

گفت: ای قوم، چرا شما قبل از کار نیک، شتاب به گناه دارید؟ چرا از خدا آمرزش نخواستید تا شاید مورد لطف او قرار گیرید؟ گفتند: ما تو و همراهانت را به فال بد می‏گیریم. وی گفت: فال بد شما نزد خداست، بلکه شما مردمی هستید که مورد آزمایش قرار گرفته‏اید.

اشراف متکبّر، مؤمنان را بر ایمانشان مورد نکوهش قرار می‏دادند، ولی مطمئن شدند مؤمنانی که از دیدگاه آنان خوار و ناتوان شمرده شدند، کسانی‏اند که به رسالت حضرت صالح ایمان آوردنده‏اند.

قالَ المَلَأُ الَّذینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبّهِ قالُوا إِنّا بما أُرْسلَ بهِ مُؤْمِنُونَ * قالَ الَّذینَ اسْتَکْبَرُوا إِنّا بالَّذی آمَنْتُمْ بهِ کافِرُونَ؛

سران قومش که تکبر ورزیده بودند، به کسانی که ناتوان شمرده شده بودند و ایمان آورده بودند، گفتند: آیا می‏دانید که صالح از نزد پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: ما بدانچه او برایش فرستاده شده ایمان داریم. آنان که کبر ورزیده بودند. گفتند: ما به آنچه شما ایمان آورده‏اید کافریم.

پی کردن شتر

بزرگان و اشراف قوم، وجود این مؤمنین و ناقه را میان خود تحمل نکردند؛ شاید به این بهانه که شتری قوی هیکل است و دیگر چهارپایان را ترسانده و رَمْ می‏دهد، یا این‏که هنگام نیاز شدید به آب، این حیوان مانع استفاده آنها از آب است؛ و شاید بدین سبب بیمناک بودند که به واسطه وجود آن شتر، تعداد گروندگان به خدا افزایش یابد. شاید بتوان گفت تمام این جهات، آنها را به کشتن آن ناقه واداشت. با وجود این‏که پیامبر آمدنِ عذاب الهی را به آنهإ؛ه‏ه هشدار داده بود که در صورت آسیب رساندن به شتر، به هلاکت خواهند رسید، ولی آنان بی‏پروا به کشتن شتر اقدام کردند و از پیامبرخود خواستند برای این‏که ثابت کند فرستاده خداست، عذابی که آنها را بدان تهدید کرده بود، هر چه زودتر بر آنان وارد کند. حضرت صالح(ع) نیز در برابر این مبارزه‏جویی که آنها در مورد فرمان الهی از خود نشان دادند، بدان‏ها اطلاع داد که پس از سه روز، عذاب الهی آنان را فرا خواهد گرفت:

فَعَقَرُوا النّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبّهِمْ وَقالُوا یا صالِحُ ائْتِنا بما تَعِدُنا إِنْ کُنْتَ مِنَ المُرْسَلِینَ؛

شتر را پی کردند و از فرمان پروردگار خویش سرپیچی نمودند و گفتند: ای صالح، اگر تو پیامبری، پس عذابی را که به ما وعده دادی برایمان بیاور.

فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِی دارِکُمْ ثَلاثَةَ أَیّامٍ ذلِکَ وَعْدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ؛

شتر را کشتند، صالح بدان‏هاگفت: سه روز در خانه‏هایتان بیاسایید، و آن عذاب، وعده‏ای راستین‏است.

نقشه قتل صالح(ع)

میان قوم ثمود، نُه نفر [از سران آنها] وجود داشتند که بیش از دیگران در زمین فساد و تباهی کرده و کفر ورزیده بودند. این افراد بین خود نقشه قتل صالح را کشیده و سوگند یاد کردند که بر او و خانواده‏اش شبیخون زده و به طور نهانی آنها را قتل عام کنند و زمانی که طرفداران و بستگانش در جستجوی قاتلین برآمده و مطالبه خون او کنند، آنان از این جرم اظهار بی‏اطلاعی کنند و با اطمینان بگویند که وقت کشته شدن او حضور نداشته و در آن دخالت نداشته‏اند. اینان برای کشتن صالح و خانواده او نقشه خود را طراحی کردند، ولی خداوند اراده فرموده بود که پیامبر خود و خانواده‏اش را نجات داده و توطئه‏گران را از ناحیه‏ای که خود نمی‏دانند، به هلاکت برساند.

وَکانَ فِی المَدینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسدُونَ فِی الأَرْضِ وَلا یُصْلِحُونَ * قالُوا تَقاسَمُوا باللَّه لَنُبَیِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِناّ لَصادقُونَ * وَمَکَرُوا مَکْراً وَمَکَرْنا مَکْراً وَهُمْ لایَشْعُرُونَ * فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنّا دَمَّرْناهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ * فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خاوِیَةً بما ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛

در آن شهر نُه تن [از سران قبیله‏] بودند که در زمین تباهی کرده و گامی در راه اصلاح برنمی‏داشتند. آنان گفتند: هم قسم شوید تا بر او و خانواده‏اش شبیخون زنیم و سپس به اولیای او بگوییم که ما در ماجرای کشتن او حضور نداشته‏ایم و در گفتار خود صادقانه هم هستیم. آنان مکر و حیله‏ای کردند و ما نیز حیله و مکری انجام دادیم، در حالی که آنها نمی‏دانستند. اکنون ببین سرانجام مکر و حیله آنها چه شد. ما آنان و بستگانشان را نابود کردیم، و اینها خانه‏های خالی و بی‏صاحب آنهاست که در اثر ستم آنها ویران گشته است. برای آنان که دانا و آگاهند در این ماجرا درسی از عبرت وجود دارد.

نابودی ثمودیان

همان گونه که خدای متعال می‏فرماید: قوم ثمود توسط صاعقه نابود شدند <فأخذتهم الصاعقة و هم ینظرون؛ در حالی که نظاره‏گر بودند، صاعقه آنها را درهم نوردید». صاعقه عبارت از جریان الکتریسته‏ای است که میان دو جریان مثبت و منفی برق به وجود می‏آید. بنابراین، اگر ابری که دارای الکتریسته مثبت است به زمین نزدیک شود، در اثر نزدیک شدنِ آن، الکتریسته به وجود آمده و به الکتریسته منفی زمین برخورد می‏کند و این جریانِ مثبت و منفی الکتریسته به هر جسمی که در زمین اصابت کند، اگر درخت یا انسان باشد، آن را طعمه آتش می‏کند. سنگ را متلاشی و ساختمان را ویران می‏سازد. میزان تخریب و انهدام صاعقه، بستگی به مقدار برق و نیروی الکتریسته مثبت و منفی دارد. و قرآن نیزگاهی از صاعقه به <رَجفه» و گاهی به <طاغیه» و گاهی به <صیحه» تعبیر فرموده است: <وَأَخَذَ الَّذینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ»؛ <فَأَمّا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بالطّاغِیَةِ»؛ <فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ جاثِمِینَ». چون صاعقه دارای صدایی مهیب است، از این رو صیحه نامیده شده است و گاهی همراه با لرزش، همانند زلزله است که دل‏ها در اثر آن به تپش م

ی‏افتد و گاهی صاعقه در جایی اتفاق می‏افتد و تأثیرش آن مکان را تحت پوشش قرار می‏دهد.

تعبیرات گوناگونی که قرآن از صاعقه ارائه می‏دهد، تعبیر دقیقی است که آثار و علل و اسباب و جلوه‏های آن را به وصف می‏کشد.

: برای دریافت مشاوره درباره داستان صالح فرم زیر را تکمیل کنید
پرداخت هزینه مشاوره

معرفی نویسنده:

محتوا و مقالات پروفایل عمومی آسمونی توسط جمعی از همکاران دپارتمان های مختلف آسمونی نگارش و ویراستاری می شود، و بیشتر حول و محور موضوعات عمومی و روزانه می باشد

instagram.com/asemooniportal

نظر خود را درباره «داستان صالح» در کادر زیر بنویسید :

3 + 7 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید