کد مطلب: 57816 درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
وقتی اینستاگرام نبود!

وقتی اینستاگرام نبود!

با گذر زمان و تغییر شرایط رسانه ها، رابطه هواداران و ورزشکاران به کلی تغییر کرد. با گسترش اینترنت، کم کم مجله ها و روزنامه ها، جای خود را به صفحات مجازی دادند
زمان مطالعه: 3 دقیقه

ارتباط بین هواداران و ورزشکاران ایرانی در نیم قرن قبل

اختصاصی آسمونی

نیم قرن قبل و زمانی که مسابقات فوتبال انتخابی المپیک توکیو برگزار می شد، یکی از مشکلات بزرگ بازیکنای تیم ملی، هوادارانی بودند که وقت و بیوقت به محل اقامت بازیکنان تلفن می زدند تا با ستاره های محبوب خود صحبت کنند. معلوم نبود آنها به چه شکلی تلفن اردوی بازیکنها را به دست می آوردند. اما این تنها راه ارتباط با بازیکنان بود و هواداران هم به خوبی از این روش استفاده می کردند.

کمتر از یک دهه بعد، شرایط کمی تغییر کرد و رسانه های بزرگ آن زمان، ارتباط بین بازیکنان و هواداران را سیستماتیک کردند. هفته نامه کیهان ورزشی مسابقه ای در نظر گرفت و هر هفته تصویری از یک مسابقه برگزار شده در امجدیه را منتشر می کرد؛ یک تماشاگر در این عکس مشخص می شد که او به عنوان «تماشاگر هفته» برنده جایزه کیهان ورزشی می شد و به عنوان جایزه می توانست یک وعده شام در کنار بازیکن محبوب خود بخورد. این یک ابتکار بود که همه از آن سود می کردند. تماشاگرانی که علاقه مند به حضور در این مسابقه بودند، حتما باید در امجدیه حضور پیدا می کردند و به این ترتیب، استادیوم، جمعیت بیشتری را در خودش جا می داد. مجله هم فقط کافی بود که با بازیکن مورد نظر آن هوادار هماهنگ کند و یک شام به بازیکن و هوادار بدهد. اما در مقابل، معلوم نبود چند تماشاگر، هر هفته با این امید که عکس خودشان را در مجله ببینند، این مجله را می خریدند.

دنیای ورزش

در اواسط دهه 50، مجله دنیای ورزش این کار را به شکلی گسترده تر انجام داد. در این هفته نامه کوپن هایی چاپ می شد که در آن کافی بود نوشته شود خواهان دیدار با کدام ورزشکار هستند. برنده های این قرعه کشی هم در جلسه ای با ورزشکاران حضور پیدا می کردند و می توانستند سوالات خودشان را از آنها بپرسند. متن این سوال و جوابها هم که عموما چیز جالبی از آب در می آمد، در مجله چاپ می شد.

دنیای ورزش حتی کار را گسترده تر کرد و بعد از صعود ایران به جام جهانی 1978، هر هفته دو صفحه را به سوالات هواداران از حشمت مهاجرانی مربی تیم ملی می پرداخت و سرانجام قبل از پرواز تیم ملی به جام جهانی، پاسخ مهاجرانی به تمامی این پرسش ها را منتشر کرد.

کیهان ورزشی هم برای جذب هواداران، روش جالب تری را به کار برد. یک مسابقه اطلاعات عمومی ورزشی به صورت هفتگی در مجله چاپ می شد و نفراتی که هر هفته به سوالات پاسخ می دادند، در رده بندی نهایی جای می گرفتند. قرار هم بود کسی که بیشترین امتیاز را به دست بیاورد، با هزینه مجله، راهی جام جهانی شود. افتخاری که نصیب حسن کاشفی پور شد؛ یک هوادار مطلع که بعدها چندین کتاب در ارتباط با فوتبال از وی، به چاپ رسید.

اما با گذر زمان و تغییر شرایط رسانه ها، رابطه هواداران و ورزشکاران هم به کلی تغییر کرد. با گسترش اینترنت، کم کم مجله ها و روزنامه ها، جای خود را به صفحات مجازی دادند و از آن به بعد، هوادارانی که به دنبال اخبار ورزشی بودند و حوصله مطالب طولانی و تحلیلی را نداشتند، از مجلات فاصله گرفتند و به سراغ سایتها رفتند.

رسانه های نوشتاری عملا در پخش خبر، جایگاه خودشان را از دست دادند و فضای مجازی و شبکه های اجتماعی روز به روز قدرتمندتر شدند.

به مرور هر هواداری با یک جستجوی ساده می توانست حتی ساعت و محل تمرین بازیکنان محبوب خود را به راحتی پیدا کند و به محل تمرین رفته، او را از نزدیک ببیند. بدون این که نیاز باشد مدتها صبر کند تا تصویری از بازیکن مورد نظرش را در یک مجله ببیند.

حالا هم شرایط طوری شده که هر ورزشکار عملا در فضای مجازی تبدیل به یک رسانه شده و لحظه به لحظه از وقایع روزانه زندگی خودش را در این صفحات قرار می دهد. هواداران هم می توانند به راحتی آنها را دنبال کنند؛ بدون این که نیاز باشد از منزل خود بیرون بروند، یا این که لحظه ای اخبار و تصاویر بازیکن محبوب خود یا حتی مکالمه های زنده او را از دست بدهند. به لطف فضای مجازی، ستاره ها کاملا در دسترس هستند و به همان نسبت، عادی بودن آنها به چشم می آید. مساله ای که شاید خیلی هواداران را از آنها و برخوردهایشان ناامید کند.

ثبت نظر درباره «وقتی اینستاگرام نبود!»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

3 + 9 = ?