کد مطلب: 57040 درج نظر
زمان مطالعه: 5 دقیقه
ناگفته های ناصرحجازی از زبان حجازی

ناگفته های ناصرحجازی از زبان حجازی:

حجازی

درباره حضور ناصرحجازی در فوتبال بنگلادش و انگلیس صحبت های زیادی شده است. اما واقعیت این ماجراها را کمتر کسی می داند. به همین خاطر بهترین کار این است که مصاحبه های حجازی را مرور کنیم. یک دهه قبل، مجله همشهری تماشاگر درباره حضور حجازی در این دو کشور، با او مصاحبه کرد. این گفتگو را بدون کم و کاست با هم مرور می کنیم.

 حجازی

*در ابتدا می خواهم در خصوص رفتن شما به بنگلادش بپرسم؟

در آن زمان مرا از تیم ملی و استقلال اخراج کردند. وقتی در 29 سالگی مجبور شدم فوتبال ملی را کنار بگذارم برای ادامه بازی به بنگلادش رفتم.

*چه شد که اخراج شدید؟

بهتر است از همان هایی که مرا اخراج کردند بپرسید چرا این کار کردند بپرسید چرا این کار را کردند.

*شما که برای بازی کردن رفته بودید چرا روی نیمکت مربیگری نشستید؟

وقتی رفتم برای بازی در محمدان بنگلادش آنها پرونده و سابقه مرا دیدند و شدم سرمربی این تیم. من با محمدان بنگلادش سه بار قهرمان لیگ شدم و دو بار تا 8 تیم برتر آسیا بالا آمدم.

*شرایط مالی آنها نسبت به ایران چطور بود؟

بنگلادش کشور فقیری است و فوتبال مطرحی نداشت اما من در همان کشور بلوغ مربیگری ام را نشان دادم و آن عناوین را به دست آوردم. قرارداد من در سال اول پایین بود اما همین قرارداد 10 برابر ایران بود. قرارداد سال اول من یک میلیون تومان بود.

*چرا کسی که می توانست برای فوتبال ایران مفید باشد باید در بنگلادش کار کند؟

از آقایان بپرسید! الان هم نمی خواهند امثال من و دادگان کار کنیم چون ما دنبال پست و مقام نیستیم. در این فوتبال اگر حرف دل تان را بزنید و واقعیت ها را بگویید خانه نشین تان می کنند.

*آن زمان که شما به بنگلادش رفتید سطح درآمد بازیکنان ایرانی چطور بود؟

بازیکنان ایرانی آن زمان قراردادهای 30،40 هزار تومانی داشتند و من یک میلیون تومان قرارداد سال اولم بود. سال دوم 5/2 میلیون تومان و سال سوم 5/3 میلیون تومان گرفتم که زندگی ام را تامین کرد.

*به نظر شما تنها انگیزه ادامه فوتبال در خارج از کشور مسائل مادی است؟

بازی کردن در امارات و کشورهای عربی تنها به خاطر مسائل مادی است اما شرایط در اروپا با سایر کشورها فرق دارد. بازیکنی که به اروپا می رود به همه چیز می رسد. من چهار ماه به اروپا رفتم و نشد به خاطر بیماری ام بیشتر بمانم اما دیدم که شرایط فوتبال اروپا چقدر با ایران و سایر کشورها متفاوت است.

*شاید فوتبال در اروپا به خاطر شرایط اقتصادی اش در کنار مسائل فنی سبب شده تا هر کسی نتواند وارد فوتبال قاره سبز شود؟

در کنار این دو مساله که اشاره کردید از خیلی جهات قابل قیاس با ایران نیست. آنجا با فوتبال زندگی می کنند و بابت ورزش کردن خوشحال اند. در اروپا فوتبال را با شادی و هیجان آغاز می کنند و در طول بازی از آن لذت می برند. اما در فوتبال ایران احساس وجود ندارد.

*چرا برخی ها مثل شما ترجیح دادند در خارج به فوتبال ادامه دهند؟

برای آن که به مشکل می خورند. اشتباه گفتم برای اینکه برایشان مشکل درست می کنند. در فوتبال ایران براساس لیاقت ها مربی نمی شوند. کسانی در این مملکت مربیگری می کنند که از فوتبال هیچ چیز نمی فهمند و تنها با توسل به ادبیات مسئول پسند مربی می شوند. کسانی که از فوتبال بویی نبرده اند وارد این فوتبال شده اند.

*از بحث مان خارج نشویم. چه شد به دی استرادا رفتید؟

من در ابتدا برای پست مدیرفنی انتخاب شدم اما وقتی کار از دست سرمربی تیم در رفت همه کاره تیم شدم و ارنج و تمرینات زیر نظر من بود. متاسفانه نشد ادامه بدهم. در آن زمانی که من بودم چند برد پیاپی آوردیم اما وقتی اجبار آنها را ترک کردم تیم دچار مشکل شد. آنها هفته گذشته پس از 11 باخت توانستند پیروز شوند و در لیگ باقی بمانند.

*تفاوت بازیکنان اسلواکی با ایران چقدر است؟

بحث مالی در آن جا نسبت به ایران بسیار پایین است و پول کمتری می گیرند اما ایرانی ها نصف آنها هم بازی نمی کنند. بهترین بازیکن در اسلواکی ماهیانه 5 هزار یورو می گیرد اما بازیکن ایرانی که پاهایش به هم گره می خورد 400 میلیون تومان قرارداد می بندد!

*فکر نمی کنید به خاطر خصوصی بودن فوتبال در اسلواکی این اتفاقات رخ نمی دهد؟

در ایران این کارها برای برخی ها پول دارد اما در اسلواکی واسطه و دلال وجود ندارد. اینجا از دولت پول می گیرند و بابت آن زحمت نمی کشند... اگر 500 میلیون یا یک میلیارد هم حیف و میل کنند برایشان مهم نیست.

*نظر شما درمورد اقامت گرفتن برخی از ورزشکاران چیست؟

باور کنید بیشتر برای پز دادن است. مثل گرفتن خط رند و بی.ام.و خریدن می ماند. در فوتبال ایران به جای اینکه فکر بازی شان باشند دنبال همین کارها هستند.

*ماجرای رفتن شما به منچستر هم پس از این سال ها چند وقت پیش مجددا مطرح شد. چرا فدراسیون به شما رضایت نامه نداد؟

در برهه ای از زمان به واسطه شرایط کشور فوتبال حرفه ای تعطیل بود و مجبور شدم به انگلیس بروم و یک ماه هم آنجا ماندم. قرار شد در تیم ذخیره های منچستر تست فنی بدهم.

*چرا با تیم اصلی تست ندادید؟

قرار بود در صورت موفقیت در تست ذخیره ها با تیم اصلی تمرین کنم. آن زمان در منچستر 5 بازیکن اسکاتلندی حضور داشتند که من در جام جهانی با آنها بازی کرده بودم. با هم خوش و بش می کردیم و همیشه با احترام با من برخورد می کردند. در این مدت با بولتون، استوک سیتی و هادرز فیلد که آن زمان دسته سوم بود بازی کردم. با بلکبرن و برنلی هم بازی کردم و مربی دروازه بان های منچستر که ایرلندی بود مرا تایید کرد و قرار شد به ایران بیایم و رضایت نامه بگیرم اما فدراسیون عملا تعطیل بود و نتوانستم رضایتنامه بگیرم.

*یعنی هیچ کس نبودید به شما رضایت نامه بدهد؟

به هر کسی می گفتم، می گفتند فدراسیون ندارم. با مسئولان منچستر تماس گرفتم و شرایط را در آن زمان توضیح دادم اما قبول نکردند و تنها داشتن رضایت نامه را برای عقد قرارداد لازم دانستند. در آن شرایط یک رضایت نامه تقلبی درست کردم و به انگلیس رفتم اما فهمیدند و قبول نکردند. بعد از سه ماه مصطفوی رضایت نامه داد که دیر شده بود و منچستر دروازه بان استخدام کرده بود. اگر به خاطر شرایط آن روزهای ایران نبود من لژیونر شده بودم.

*در آن مدتی که برای تست رفته بودید حقوق هم به شما می دادند؟

یک ماه در هتل زندگی می کردم و ماشین هم در اختیار ما بود. هفته ای 250 پوند هم پول توجیبی می دادند بدون آن که قراردادی داشته باشم. بعد از یک ماه اجازه دادند همسرم و آتیلا را هم بیاورم.

*روزنامه ها مطلبی هم در این مورد نوشتند؟

به آن صورت روزنامه ای نبود اما بعدها کیهان ورزشی تیتر زد منچستر، حجازی را می خواست.

معرفی نویسنده:

Sport journalist & book author
runner & expert in radio

ثبت نظر درباره «ناگفته های ناصرحجازی از زبان حجازی»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

3 * 7 = ?