کد مطلب: 26826 درج نظر
زمان مطالعه: 5 دقیقه
حال و هوای دلم کربلاییست حسین جان

حال و هوای دلم کربلاییست حسین جان

آسمونی در این بخش یک دلنوشته بسیار زیبا و خواندنی در مورد امام حسین (ع) و کربلا برای شما عزیزان تهیه کرده است...
زمان مطالعه: 5 دقیقه

آسمونی در این بخش یک دلنوشته بسیار زیبا و خواندنی در مورد امام حسین (ع) و کربلا برای شما عزیزان تهیه کرده است که دعوت می کنیم این مقاله را حتما مطالعه نمایید.

حال و هوای دلم کربلاییست حسین جان

سلام بر خون خدا

سلام بر رحمه‌الله‌ الواسعه

سلام بر نور چشم رسول اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم

سلام بر فرزند شهید امیرالمومنین، علی علیه‌السلام و بی‌بی فاطمه زهرا ‌سلام‌ الله‌ علیها

سلام بر شافع روز جزا

سلام بر آن که ملائک در عزایش می‌گریند

سلام بر کسی که بیعتش را شکستند

سلام بر آقایی که حامی دیگران بود و خود بی‌یاور ماند

سلام بر محاسن خضاب شده‏‌اش

سلام بر چهره به خاک و خون آلوده‏‌اش

سلام بر دندان کوبیده‏ مولا با چوب خیزران و چوب‌دستی عبیدالله ملعون

سلام بر سر مقدسی که بر فراز نیزه عدوان زده شد

سلام بر تشنگی کشیده در کنار نهر آب

سلام بر حسین (ع) و فرزندان فرزانه و اصحاب عزیزش

و سلام بر دشت تفتیده عشق!

سلام بر میدان عشق‌بازی یاران عاشق دل‌باخته کوی معشوق

سلام بر تو ای کربلا

سلام بر تو ای دشت پر بلا

سلام مرا با گلوی بغض فروخورده‌ات و چشمان مواج از دریاچه اشک دل‌تنگی‌ات و با جگر سوخته‏‌ات و قلب پاره‌پاره‌ات پاسخ‌گو

کربــلا! می‌خواهم که با تو سخن بگویم!

می‌‏خواهم بقچه حرف‌های بر دوش مانده‏‌ام را برای تو پهن کنم؛ نمی‏‌دانم، نمی‏‌دانم تاب شنیدن حرف‌هایم را داری یا نه؟ با تو سخن می‌گویم، تویی که آن محزون‌ترین روز را در خود دیدی! تویی که از غم مولایت از ازل تا به ابد عزاداری!

کربلا، از غروب عاشورا بگو...

براستی آن روز چه کشیدی؟ شنیده‌ام که غروب روز عاشورا برای تو سخت التهاب‌آور بود؟

یقین دارم که اگر در اسارت خاک نبودی هر آن لباس رزم بر تن می‌کردی و غران و آتش‌فشان بار، بر آن ملعونان و نفرین‌شدگان ابدی، حمله می‌بردی!

کربلا! بگو که آن سه روز و دو شبی که پیکرهای شقایق رنگ قافله عشق بر پیشانی پینه‌ بسته‌ات میهمان بودند با آنان چه‌ها گفتی؟

کربلا، برایم از اصحاب بگو! آنان که باوفاترین اصحاب تاریخ بودند. از چهره‌های برافروخته و هیجان‌زده‌شان برای تکه تکه شدن در راه حسین (ع) بگو...

کربلا! از علی‌اکبر (ع) بگو که شبیه‌ترین بنی‌هاشم به رسول‌الله (ص) بود، آن‌قدر که آن ملعونان لحظه‌ا‌ی پنداشتند مبادا رسول خدا (ص) به میدان آمده! از داغ شهادت فرزند بگو؛ چگونه قلب سیدالشهدا (ع) را جریحه‌دار کرد! از آن لحظه‌ای بگو که آقا از روی اسب میدان را تماشا می‌کرد، پی‌درپی با هر ضربه علی (ع) می‌گفت ماشاءالله! لا حول و لا قوه الا بالله! و به یک‌باره ذکر لبش شد:

«انا لله و انا الیه راجعون!»

از لحظه‌ای بگو که سر در کنار پیکر دردانه‌اش گذاشت و ملتمسانه منتظر بود تا فرزند، بار دیگر پدر را صدا بزند! از پیکر مثله شده و اربا اربا شده عزیز زهرا (س) بگو! بگو برایم چگونه جوانان بنی‌هاشمی بدن علی اکبر (ع) را به خیمه‌ها بازگرداندند! بگو...

 کربلا، از قاسم (ع) که امانت برادر بود بگو! از پسربچه‌ای که خطاب به عمویش شهادت را «احلی من العسل» خواند! او که هیچ لباس رزمی اندازه تنش یافت نمی‌شد! از لحظه وداع برادرزاده با عمویی بگو که برایش پدر بود! از نبرد حیدری فرزند مجتبی (ع) بگو و از پیکر قد کشیده‌اش پس از شهادت...

کربلا، از باب الحوائج شش ماهه، مظلوم‌ترین مظلوم تاریخ بگو! از علی‌اصغر (ع) آن طفل شیرخواره‌ای که آن دم که نوای «هل من ناصر ینصرنی» پدر را شنید، خود را از گهواره بیرون پرت کرد تا به یاری پدر غریبش بپیوندد! بگو که چگونه تیر سه شعبه گلوی نازنینش را درید و او را در آغوش پدر شهید کرد...

کربلا بگو: «سقای تشنه‌لب‏» یعنی چه؟ آیا عجیب نیست؟ می‌‏دانم که در حافظه‏‌ات این تصویر مانده است، آن‌جا که سقایی تشنه‌لب بر لب آب جان به جانان تقدیم کند. از آن لحظه‌ای بگو که فاطمه زهرا (س) ناله می‌زد: «وای پسرم!» از اولین و آخرین باری بگو که قمر بنی‌هاشم، مولایش را برادر خطاب کرد! از داغ زاده‌‌ ام‌البنین (س) بگو که کمر مولا را شکست! از لحظه‌ای بگو که امام حسین (ع) دستان بریده عباس (ع) را در آغوش گرفته بود و می‌بوسید! از آن لحظه‌ای که آقا به‌سوی خیمه‌ها رفت و پرچم خیمه عمو را پایین کشید، ناله اهل حرم بلند شد و امیدشان ناامید! حرم...عمو...آب...عطش...!

کربلا بگو آیا یادت هست که خیل خصم سر کبوتر قافله‌سالار عشق را بر سرنیزه کردند و با خود بردند؛ ولی هنوز دشت پر از نور و صفا بود؟ خیمه‏‌های اهل حرم را به آتش کشیدند تا شاید خشم و غضبشان فرو نشیند و غافل از این‌که آه طفلان حرم باز آنان را به آتش خواهد کشانید!

کربلا از دل ام‌المصائب (س) بگو! از حرقه قلب دخت امیرالمونین (ع) بگو که چگونه آتش‌ گرفته بود و زبانه‏‌های جان‌سوز غم سنگین‌ دل زینب (س) همچنان و پس از سال‌ها گذر از آن واقعه، دل اهل ولای علی (ع) را به درد می‏‌آورد. کربلا برایم از سخت‌ترین و عاشقانه‌ترین خداحافظی تاریخ بگو. آن دم که امام حسین (ع) برای آخرین بار به خیمه خواهر رفت.

کربلا می‌دانم دردکشیده و غم‌دیده‌ای؛ ولی تو هیچ‌گاه سوخته آتش فراق مولا نبودی! کربلا تو تازیانه و سیلی نخورده‌ای! تو غم غربت نچشیده‌ای! تو سرپرست کاروان یتیمان و رنج‌کشیده‌ترین طفلان تاریخ نبودی! ای کربلا امان از دل زینب (س)! امان از دل زینب (س)! امان از دل زینب (س) که چه گذشت بر او!

این‌ها را من برایت می‌گویم؛ می‌دانی در شام، آن ملعون منحوس طلعت، برای رقیه (س) چه هدیه‌ای فرستاد؟ می‌دانی...

آه! آه! آه! این‌ها را ندیدی؛ ولی من طاقت ادامه ندارم! نمی‌خواهم روضه‌خوان تو باشم‌ که نه تو تاب شنیدن داری و نه من تاب گفتن!

 کربلا تو از روز ازل از خورشید حسین (ع) سوختی و در عزایش خون گریستی، شاید به همین خاطر باشد که آن‌قدر سوزانی و خشک!

ای کربلا تو بزرگ‌ترین مصیبت تاریخ را کشیده‌ای. مصیبتی به وسعت زمین و آسمان‌ها و به پاداش این داغ بزرگ، خداوند بر تو منت نهاد و پیکر دردانه‌اش را در تو جای داد تا مرهم غمت باشد و تو افضل سرزمین‌های عالم شدی و تو را با خاک تفوق داد! ای کربلا تو خاک نیستی، اگر نه خوردنت مستحب نبود!

کربلا نامت را که بر زبان جاری می‏‌کنم سیل اشک از دیدگانم جاری می‏‌شود؛ نمی‏‌دانم و واقعا هم نمی‏‌دانم چه سری در این میان نهفته است، در حیرتم که کام جان تو از فرط تشنگی خشک خشک است؛ ولی دل من از دوری روی تو و از زمزمه نام تو به دیدگانم فرمان سیل اشک می‏‌دهد و...

تو خود بگو چه رازی در این میان نهفته است؟

کربلا، مدت‌هاست در آرزوی دیدار تو می‏‌سوزم و می‏‌سازم

کربلا عطش استشمام بوی سیب وجودم را ذوب می‌کند

کربلا تو خود عنایتی کن و مرا به آستانت ‏بخوان

کربلا جواب سلامم را بده با هر زبانی که تو را بیشتر رضاست!

و ای کربلا! می‌دانم تو هم مثل ما منتظری! منتظر منتقم خون حسین (ع)!

الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم…

عجل لولیک الفرج

عجل لولیک الفرج

عجل لولیک الفرج

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «حال و هوای دلم کربلاییست حسین جان»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

4 * 9 = ?