کد مطلب: 48567 درج نظر
نقد فیلم درخونگاه ساخته سیاوش اسعدی
زمان مطالعه: 2 دقیقه

دو سال بی خبری از رضا تاییدی بر مرگ او بود. چرا تحقیقی در این رابطه نکرده بودند خودش مسئله ایست. شاید ‌بقول رضا بعد از تصاحب پولهایش و به باد دادنشان آروزیشان شده بود . اگر رضا از ژاپن نمی آمد و سراغ پولهایش را نمیگرفت آنها هم مثل هزارها آدم ورشكسته مالی و کاری بودند که با بخور و نمیری زندگیشان را می گذراندند.

نقد فیلم درخونگاه ساخته سیاوش اسعدی-movie review darkhongah by siavash asadi

اختصاصی آسمونی نقد از سعيد لشگری

زمان در داستان فيلم، سال1370 سه سال بعد از پایان جنگ است . رضا با بازی "امین حیایی" بعد از هشت سال کار در ژاپن پیش خانواده اش به يك محله در پایین شهر ، درخونگاه برمى گردد. او پولهایش را از ژاپن برای مادرش می فرستاد تا درآمدش را برایش پس انداز کند و قصد داشت با آن زمین بخرد و پرورش ماهی راه بياندازد . میخواست خانواده و دوستان سابقش را هم وارد اینکار کند و به سر و سامان برساند. اما خانواده اش از اعتماد وی سواستفاده می كنند. نقش مادرش را "ژاله صامتی "، بازی می كند. همچنين "محمود جعفری" در نقش پدرش است و نقش خواهرش را "مهراوه شریفی نیا به عهده دارد. " تمايل به تنبلی و مفتخوری و راحت طلبی و خیانت در امانت موضوعات ناشناخته ای برایمان نیستند . آرزوها و تمایلات به قدرت طلبی و مال اندوزی هم كه بسيار هست ! مادر در واقع بايد امانت دار پس انداز پسرش باشد، اینکه او از این پس انداز به شوهر یا دختر و دامادش بدهد تا سرمایه گذاری کنند و باعث رونق و گشایش در زندگیشان بشود هم زیاد دور از انتظار نیست . در فیلم هم تنها مختصری به ولخرجی آنها برای مراسم عروسی و رفتن به هتل چند ستاره برای ماه عسلشان اشاره شده همچنين به عشق سیری ناپذیر قوری خریدن شوهر خواهر. عمده اين سرمایه در خرید داروی قاچاق و لو رفتنشان در همدستی با ربا خوار به هدر رفته . قصد آنها سود بردن از سرمایه گذاریهای غلطشان و اضافه کردن به آن بوده نه بر باد دادنشان . اگر موفق میشدند و رضا می فهميد خوشحال میشد و تاییدشان هم میکرد .

با توجه به عقده حقارت ، عشق ارباب شدن و عادت به دوست بازی ، احتمالش میرفت که او هم در سرمایه گذاریهایش به راه خطا برود و حیف و میلشان کند . اگر به شایعه مرگ او در ژاپن هم توجه کنیم در واقع آنها خودشان را وارث پولهای" رضا "میدیدند و استفاده از آنرا حقشان میدانستند. آن را سرمایه خودشان میدانستند و دوست نداشتند براحتی از دستش بدهند . طبق گفته آنها وقتی تنها داماد خانواده برای داروهای قاچاق دستگیر می شود بخاطر دخترشان و آزادی موقت او سند خانه اشان را در دادگاه گرو می گذارند . اینها وفاداری و علاقه پدری و مادری و داماد داری آنها را میرساند . دو سال بی خبری از رضا تاییدی بر مرگ او بود. چرا تحقیقی در این رابطه نکرده بودند خودش مسئله ایست. شاید ‌بقول رضا بعد از تصاحب پولهایش و به باد دادنشان آروزیشان شده بود . اگر رضا از ژاپن نمی آمد و سراغ پولهایش را نمیگرفت آنها هم مثل هزارها آدم ورشكسته مالی و کاری بودند که با بخور و نمیری زندگیشان را می گذراندند.

با آمدن رضا ، خانواده اش برچسب دزدی و خیانت در امانت خوردند و با رفتنش به عذاب وجدان بیشتری از ناکامیهایشان اضافه دچار شدند . راه متفاوت رضا با رفتنش به ژاپن و مهدی برادرش به جبهه خودش نوعی شخصیت پردازیست. آن دو از خانواده ای کم درآمد و محله ای قدیمی هستند . گرایشات مذهبی و وظیفه شناسی پدرشان قوی نیست . هر دو پسر خانواده دوری طولانی و پر خطر را انتخاب کرده بودند . به انگیزه و باورهای مهدی از جبهه رفتن اشاره ای نشده است . اما انگیزه رضا رفتن و بازگشتش در شروع داستان مشخص میشود . همان اول رضا برای مادرش از چند شکست عشقیش هم میگوید. پناه بردن رضا در آخر فيلم به زنی كه نقش را پانته آ پناهی ها بازی می كند، نشانه کمبود آغوش پر مهر مادر ، خواهر ، مادر بزرگ ، حتی برادر ، داماد ، دوستان و آشنایانش است.

ثبت نظر درباره «نقد فیلم درخونگاه ساخته سیاوش اسعدی»

برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید


ورود به سایت