کد مطلب:  8313  درج نظر
زمان مطالعه: 5 دقیقه
زندگینامه آیت الله سید حسن مدرس

زندگینامه آیت الله سید حسن مدرس

شهید آیت الله سیدحسن مدرس، از بزرگ مردان تاریخ ایران زمین است. او که حدود هفده سال، از 1289 تا 1307 نماینده مجلس بود.
زمان مطالعه: 5 دقیقه

درباره سید حسن مدرس

سیّد حسن اسفه ای مشهور به «مدرس» در سال 1287 ق (برابر با 1249 ش) در خانواده ای از سادات طباطبایی ساکن سرابه از توابع زواره اردستان به دنیا آمد. پدرش سیداسماعیل مردی پاک دامن و با تقوا بود وی زندگی خود و خانواده اش را در کمال بی نیازی و قناعت از راه وعظ و تبلیغ اداره می کرد. مادر مدرّس بانوخدیجه خانم زنی متدّین و پارسا بود که از اوان کودکی شهامت و دلیری و راستی را در وجود او پرورش داد.

 سیّد حسن مدرّس در سن شش سالگی رهسپار قمشه شد و به مدت ده سال در آن شهر مقدمات ادب عرب و فارسی را فرا گرفت. شانزده سال بیشتر نداشت که بنابر وصیّت پدربزرگش میرعبدالباقی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت.

جوانی آیت الله مدرس
جوانی آیت الله مدرس

 

قریب به 13 سال در آن جا به تحصیل معارف اسلامی از محضر استادانی چون عبدالعلی هرندی، آخوند کاشی، جهان گیرخان قشقایی، شیخ مرتضی ریزی و سیّدمحمدباقر دُرچه ای پرداخت. سپس عازم عتبات شد و به مدّت هفت سال دیگر در محضر آیات عظام حاج میرزا حسن شیرازی، محمّد کاظم خراسانی و سیّدمحمد کاظم طباطبایی یزدی به کسب دانش پرداخت و پس از نیل به درجه اجتهاد در سال 1324 در 37 سالگی به اصفهان مراجعت کرد.

فعالیت ها و آثار

 شهید مدرّس از آغاز بلوغ خود تا آخرین لحظات شهادت، در حوزه های اصفهان، نجف، تهران و تبعیدگاهِ «خواف»، درس و بحث و تدریس را رها نکرد. او درحالی که به عنوان مجتهد طراز اول برای نظارت بر وضع قوانین در جلسات مجلس شرکت می کرد در مدرسه سپهسالار تهران نیز دو درس خارج، یکی در فقه و دیگری در اصول، آموزش می داد و این کار را تا هنگام بازداشت و تبعید ادامه داد.

مدرّس، به عنوان فقیه و فیلسوف، معتقد بود که تنها با درس فقه و اصول نمی شود عالم متعهّد و آگاه به زمان و مُتخلّق به اخلاق اسلامی تربیت نمود. لذا در کنار درس فقه و اصول، به تدریس تفسیر قرآن مجید و درس اخلاق، به ویژه بر پایه نهج البلاغه، می پرداخت.

برخی از دست نوشته های ایشان عبارتند از: 1. کتاب زرد که بررسی و گزارش تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر است؛ 2. حاشیه بر کتاب النکاح مجدشاهی که شامل مباحث فقهی نکاح می باشد؛ 3. تعلیقة بر کفایة الاصول آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در علم اصول فقه است؛ 4. رساله در عقود؛ 5. کتاب الظنّ.

بر اساس اصل دومِ متمم قانون اساسی، برای نظارت بر قوانین مصوّب مجلس شورای ملی و تشخیص عدمِ مغایرت مصوبات مجلس با احکام شرع، مراجع نجف اشرف، بیست نفر از مجتهدانِ طراز اول را به مجلس شورای ملی معرفی کردند تا پنج نفر از میان آنان برگزیده شوند.

آیت الله مدرس
آیت الله مدرس

 

مجلس شورای ملی (دوره دوم) در جلسه هفتم شعبان 1328 ق، آیت اللّه مدرّس و چهار نفر دیگر را در میان بیست نفر مجتهدی که مراجع نجف معرفی کرده بودند انتخاب کرد. به این ترتیب آیت اللّه مدرّس برای حضور در مجلس و اجرای وظیفه نظارتی خود، به تهران مهاجرت کرد. مدرّس در مجلس شورای ملّی، با هرگونه خودکامگی، قانون شکنی و نفوذ بیگانگان، مخالفت و مبارزه می کرد. نطق های او درباره مسائل دینی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و قضایی، بیانگر بسیاریِ معلومات، هوش، بینش قوی و تیزبینی سیاسی او است.

مدرّس و حضور مؤثر در سیاست

سید حسن مدرّس، روحانی بزرگوار و نماینده مبارز دوره دوم تا ششم مجلس شورای ملّی، تقریبا از اوایل مشروطیت وارد صحنه سیاسی ایران شد و با اوج گیری جنبش مشروطه خواهی به عضویت انجمن ملّی اصفهان درآمد و به سمت نایب رئیس انجمن برگزیده شد. او تلاش زیادی برای تقویت مشروطه خواهان در دوران سلطنتِ محمدعلی شاه قاجار ـ که به دوران استبداد صغیر معروف است ـ انجام داد که منجر به ترور نافرجام او در مدرسه جده بزرگ اصفهان شد. وی از زمان کودتای 1299 که از سوی رضاخان، معروف به سردار سپه، انجام شد تا لحظه شهادتش، به همراه شماری از طرف داران و هم فکران خود، در مجلس شورای ملّی و خارج از آن، به انجام فعالیّت های سیاسی و مبارزه با استبداد رضاخان و نفوذ بیگانگان در امور داخلی کشور، پرداخت.

مدرّس در زمان خانه نشینی بعد از انتخابات دوره هفتم

روزی رضاخان به واسطه فردی برای مدرّس صد هزار تومان فرستاد تا به هر مصرفی که صلاح می داند برساند، به شرط آن که به درس و بحث بپردازد و از دخالت در امور سیاسی خودداری کند.

آیت الله مدرس در زمان خانه نشینی
آیت الله مدرس در زمان خانه نشینی

 

مدرّس چند لحظه ای به آن پول نگاه کرد. سپس فرمود: «به رضاخان بگویید که من وظیفه شرعی دارم که در امور مسلمین دخالت کنم. اسم آن را سیاست بگذارید یا چیز دیگر، هرچه باشد فرق نمی کند. من وظیفه خود را انجام می دهم. سیاست در اسلام چیز جدای از دین نیست. اسلام مسیحیت نیست که فقط جنبه تشریفاتی، آن هم هفته ای یک روز در کلیسا داشته باشد. این پول ها را هم ببر، که اگر این جا بماند تمامی آن به مصرف نابودی رضاخان خواهد رسید».

مدرّس و کودتای سیاه سال 1299 ش

پس از مخالفت احمدشاه با قرارداد 1919 که ایران را تا ابد تحت الحمایه انگلستان قرار می داد، انگلیسی ها به فکر تدارک کودتایی بدون تغییر سلطنت افتادند تا در این فاصله با فراهم کردن زمینه لازم برای امر مذکور، افراد مورد نیاز خود را نیز شناسایی و امتحان کنند.

آنهابرای اجرای این کودتا نیاز به دو چهره سیاسی و نظامی داشتند که در نهایت سید ضیاء الدین طباطبایی، مدیر روزنامه رعد، را به عنوان چهره سیاسی کودتا، و رضاخان میرپنج را از میان قزاق ها به عنوان چهره نظامی کودتا انتخاب کردند و برای رسیدن به هدفشان میان این دو تن هماهنگی ایجاد کردند.

در سوم اسفند 1299 ش کودتای مذکور انجام شد و در صبح روز کودتا آیت اللّه مدرّس و شماری از شخصیت های سیاسی و مذهبیِ بانفوذ، به دستور سیدضیاء الدین طباطبایی، رئیس دولت کودتا، دستگیر و زندانی شدند و مدرّس به مدت 93 روز محبوس بود و در این مدت نگران این موضوع بود که کابینه سیدضیاءالدین طباطبایی، شئون سیاسی کشور را سست کند و یادآور شده بود که «از روزی که سیدضیاء رئیس الوزراء شده استقلال کشور به مخاطره افتاده است». سرانجام کابینه سیدضیاء پس از 93 روز سقوط کرد و مدرّس نیز از زندان آزاد شد.

ترور نافرجام مدرّس

روز هفتم آبان 1305، مدرس در راه مدرسه سپهسالار مورد حمله مسلحانه چند نفر از عوامل رضاخان قرار می گیرد و چند گلوله به ناحیه دست و کتف او اصابت می کند. رضاخان در آن ایام جهت ردّ گم کردن در مازندران بود و با تلگراف از مدرّس احوال پرسی می کند و مدرّس در پاسخ او می گوید: «به کوری چشم دشمنان نمرده ام و هنوز زنده ام».

ترور نا فرجام آیت الله مدرس
ترور نا فرجام آیت الله مدرس

 

ترور مدرّس انعکاس وسیعی در میان مردم برجای گذاشت و نمایندگان مجلس در دو جلسه به بررسی این موضوع پرداختند. دوستان اندک مدرّس در مجلس سوء قصد به مدرّس را اقدامی صرفا سیاسی معرفی کردند و به ایما و اشاره، دولت و شخص رضاخان را در ماجرا دخیل دانستند.

شهادت مدرّس

رضاشاه در سال 1316 تصمیم می گیرد که مدرّس را به قتل برساند. (دستور قتل به رئیس شهربانی خواف ابلاغ می گردد. اما وی از انجام این کار طفره می رود. لذا مدرّس را به کاشمر منتقل می کنند.

آیت اللخ مدرس در تبعید
آیت اللخ مدرس در تبعید

رئیس شهربانی کاشمر نیز از اجرای دستور قتل مدرّس خودداری می نماید و مجبور به ترک پست خود می گردد. سرانجام میرزا کاظم جهانسوزی، افسر شهربانی، به اتفاق دو مأمور دیگر شهربانی از مشهد به کاشمر رفتند و در 26 رمضان 1357ق (برابر با دهم آذرماه 1316) آیت اللّه سیدحسن مدرّس در حال افطار، ابتدا مسموم کردند و پس از آن که متوجه شدند که سم در او اثر نکرده با انداختن عمامه بر گردنش در حال رکوع نماز وی را به شهادت می رسانند. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

: برای دریافت مشاوره درباره زندگینامه آیت الله سید حسن مدرس فرم زیر را تکمیل کنید
واریز هزینه و دریافت مشاوره توسط :

معرفی نویسنده:

دانش آموخته مهندسی معدن و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار
علاقمند به مباحث مدیریتی و سازمانی، سینما، هنر های انتزاعی و بازی های رایانه ای
آخرین نوشته های بنده در باب اخبار و رویدادهای ایران و جهان را می توانید در بخش های تازه های آسمونی و کیوسک مشاهده نمایید.

نظر خود را درباره «زندگینامه آیت الله سید حسن مدرس» در کادر زیر بنویسید :

4 + 6 = ?
لطفا شرایط و ضوابط استفاده از سایت آسمونی را مطالعه نمایید