کد مطلب: 4726 درج نظر
زمان مطالعه: 1 دقیقه
شعری از سهراب سپهری (قایقی خواهم ساخت)

شعری از سهراب سپهری (قایقی خواهم ساخت)

 قایقی خواهم ساختخواهم انداخت به آب.دور خواهم شد از این خاک غریبکه در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشققهرمانان...
زمان مطالعه: 1 دقیقه

 

like-boat-buildingsohrab-sepehri

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

 قایق از تور تهی 
و دل از آروزی مروارید، 
همچنان خواهم راند
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران 
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان 

 همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«دور باید شد، دور.
مرد آن شهر، اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند

 پشت دریاها شهری ست
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف

 خاک موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد

 پشت دریا شهری ست
که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند. 

پشت دریاها شهری ست!
قایقی باید ساخت .

همچنین شعر زندگی یعنی چه؟ سهراب سپهری را با کلیک روی لینک زیر بخوانید:

زندگی یعنی چه؟

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «شعری از سهراب سپهری (قایقی خواهم ساخت)»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

4 * 6 = ?