کد مطلب: 7473 درج نظر
زمان مطالعه: 5 دقیقه
متن شعر آب را گل نکنیم + معنی ؛ سهراب سپهری

متن شعر آب را گل نکنیم + معنی ؛ سهراب سپهری

متن شعر آب را گل نکنیم + معنی شعر (سهراب سپهری)
زمان مطالعه: 5 دقیقه
سرفصل های این مطلب:[بستن]

آب را گل نکنیم شاید این آب روان

 آب را گل نکنیم

در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب

یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید.

یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد.

آب را گل نکنیم:

شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

زن زیبایی آمد لب رود،

آب را گل نکنیم:

روی زیبا دو برابر شده است.

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالادست، چه صفایی دارند!

چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان،

بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام.

بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است.

مردمش می‌دانند، که شقایق چه گلی است.

بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است.

غنچه‌یی می‌شکفد، اهل ده باخبرند.

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.

گل نکردندش، ما نیز

آب را گل نکنیم.

معنا و مفهوم آب را گل نکنیم

معنای شعر آب را گل نکنیمآب را گل نکنیم : در فرودست انگار ، کفتری می خورد آب یا که در بیشه ی دور ، سیره ای پَر می شوید یا که در آبادی ، کوزه ای پر می گردد . آب را به هیچ عنوان آلوده و گل الود نکنیم زیرا ممکن است در پایین دست کبوتری مشغول نوشیدن آب باشد و یا در پایین دست پرنده ای ، پر های خود را در آب شستشو دهد . شاید در ابادی پایین این آب ، کسی کوزه ی آب آشامینی خود را پر کند . آب را گل نکنیم : شاید این آب روان می رود پای سپیداری تا فرو شوید اندوه دلی دست درویشی نان خشکیده فرو برده در آب . این چند جمله ، زیبا ترین جملات این قطعه هستند .او می گوید : آب را نباید گل آلود کرد .( تکرار این بند نیز بیانگر اهمّیت موضوع می باشد .) زیرا ممکن است این آب زلال و درحال حرکت به پای سپیداری برود تا زلالی آ ن ، اندوه دلی را از بین ببرد . در این نهر روان ممکن است درویشی نان خشکیده ای درآب فرو برده باشد تا آن را برای خوردن آماده نماید و بی انصافی است اگر آب را دراین لحظه گل الود نماییم ، چون از این آب مردم ارتزاق می کند . ( آب نماینده ی نور و شفافیت است ) زن زیبایی آمد لب رود آب را گل نکنیم : روی زیبا دو برابر شده است . آب زلال مانند ایینه است .اکنون آب را گل نکنیم تا تصاویر زیبا دو چندان شود . چه گوارا این اب ! چه زلا ل این رود ! مردم بالا دست چه صفایی دارند ! چشمه هایشان جوشان گاوهاشان شیر افشان باد ! این آب چه گوارا و زلالی است . گویی این زلالی از صفای مردم بالا دست ، سرچشمه گرفته است و این مردم عجب با صفا هستند ! امید آن دارم که همواره چشمه های آب ان ها جوشند ه و گاوهایشان همیشه شیر ده و پر بار باشند ، برای این مردم چیزی برتر از این نیست .این دعا بهترین خواسته برای مردم بالا دست می باشد . من ندیدم دهشان . سهراب سپهری مدعّی است که تا هنگام سرودن این شعر،ده مردم بالا دست وآبادی آن ها را ندیده است زیرا بسیار فراتر از آبادی های دیگر است و در آن جا هر چیزی به سوی خدا گرایش پیدا می کند . بی گمان جای چپر هاشان جا پای خداست . چپر، جایگاه تابستانی است که از چوب وعلف و شاخه های درخت می سازند.در پاره ای از مراکز ایران در زیر این چپر ها تابستان ها را سر می کنند . شاعر مدعّی است که در کنار این چپر ها ؛ نشانه ای از خدا را دیده است . این تعبیر ؛ تقدس روستا و آبادی درنظر شاعر است . ماهتاب ان جا می کند روشن پهنای کلام . پهنای کلام ؛ همان وسعت بی واژه ای است که شاعر روزی به آن سفر می کند . در آن جا هیچ چیز محدود نیست بلکه گسترده است . سخن انسان به انتها ختم نمی شود . و انسان نور خدا را می بیند . او می گوید : نور ماه در شب های آبادی ، کلام انسان را روشن می کند و تاریکی را درون کلام انسان از بین می برد . به تعبیر دیگر ؛ سپهری معتقد است در آن جا هیچ گونه گمراهی و ظلمت وجود ندارد و هر چه هست نور است و هدایت . گفتارشان چون نور درخشنده است . بی گمان در ده بالا دست چینه ها کوتاه است . دراین جمله ؛ شاعر به نبود فاصله ها در ده بالا دست اشاره می کند و مدعّی است که هیچ گونه دیوار و حجابی در آن محل وجودندارد . او می گوید : بدون شک در ده بالا دست ؛ فاصله و دیواری وجود ندارد و آن جا هر چیزی بدون فاصله است . چینه ، دیوار گلی است که از خشت گل ساخته می شود و بیشتر در روستا ها از استفاده می کنند . در نظر شاعر ، چینه ، حجاب نازک و فاصله ی محدود است . مردمش می دانند که شقایق چه گلی است . شقایق استعاره از طبیعت و تمام گیاهان و گل های سبز است . او می گوید : مردم آبادی بالا دست طبیعت را می شناسند و به فلسفه ی گل ها پی بردند. آن ها گل ها را خوب می شناسند و می دانند که فلسفه ی وجودی هر گل چیست . بی گما ن آن جا آبی ، آبی است . آبی . رنگ عرفانی و سمبل جهان لا یتناهی است . آبی رنگ آرامش است . آبی رنگ ژوپیتر خدای سیّاره ی مشتری است . درنظر سهراب سپهری ده بالا دست آبی رنگ است و این تجلّی برای شاعر بسیار ارزشمنداست . رنگ آبی در ده بالا دست تمام نمود خود را دارد . غنچه ای می شکفد اهل ده باخبر هستند . اهل آبادی از کوچک ترین اتفاقی که روی می دهد ، با اطلّاع هستند حتّی این اتفاق شکفته شدن یک غنچه باشد ، زیرا برای آن ها اهمیت دارد . چه دهی بایدباشد ! عجب ده باشکوهی باید باشد 1 این ده در نظر سپهری فراتر از یک روستای عادی است . این روستا برای او یک آرمان شهر یا نا کجااباد یا همان مدینه ی فاضله ای است که فارابی ( معلّم ثانی ) ، نظامی ( در اسکندر نامه ) و سعدی ( دربوستان ) ترسیم کرده اند و ویژگی های آن را برشمردند . کوچه باغش پر موسیقی باد ! این روستا همیشه برقرار و پاینده باشد و درکوچه های آن . زمزمه های شادی و طرب به گوش برسد امیدوارم این روستا پر از شادی باشد زیرا مردم آن آرمان گرایانه زندگی می کنند . مردمان سر رود آب را می فهمند . گل نکردندش ، ما نیز آب را گل نکنیم . انسان هایی که ازآب این رود زلال بهره می برند واستفاده می کنند حقیقت آب را می فهمند و درک می کنند . آن ها این آب را آلوده نمی کنند ( قدر آب را می دانند ) ما نیز به تبعّیت از آن ها آب را گل آلود نکنیم زیرا کار نکوهیده و گناه  

  • همچنین ببینید:

بیوگرافی سهراب سپهری  

  • منابع :

 1 - فرهنگ اساطیری وا شارات داستانی در ادبیات فارسی : دکترمحمد جعفریا حقّی ،   تهران ، سروش ،  چاپ  اول  1369 2 -  به باغ همسفران : حجّت عماد ، تهران ، کتاب خوب ، چاپ اول 1378

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «متن شعر آب را گل نکنیم + معنی ؛ سهراب سپهری»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

4 * 8 = ?