کد مطلب: 57062 درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
نقد فیلم لتیان

نقد فیلم لتیان

شايد يكی از دلايل رونق گرفتن فيلم های درون ساختمانى يا به اصطلاح فيلم هايی كه اكثر نماهای آن ها داخلی است و عمدتا در يک مكان دربسته فيلمبردارى مى شوند
زمان مطالعه: 4 دقیقه

اختصاصی آسمونی نقد از لاله عالم

شاید یکی از دلایل رونق گرفتن فیلم های درون ساختمانی یا به اصطلاح فیلم هایی که اکثر نماهای آن ها داخلی است و عمدتا در یک مکان دربسته فیلمبرداری می شوند، پرهزینه بودن دیگر انواع فیلم هاست. همچنین کار در فضاهای باز تابع بسیاری از شرایط است و به راحتی امکانات ان فراهم نمی شود.

طی سال های اخیر، سینمای داخل فضاهای بسته، بسیار دیده شد و حتی جریان ساز هم شد که از نمونه های موفق آن می توان به "ملبورن" و "قاعده تصادف" اشاره کرد. همچنین برخی آمدند این سبک را با سبک فیلم های اصغر فرهادی که پایان فیلم ها غافلگیری دارد و مشخصه فیلم های کوتاه است، پیوند زدند.

فیلم "لتیان" نیز در ادامه فیلم هایی اینچنینی است، حتی اسم آن نیز به مانند ملبورن، سعادت آباد، خانه ای در خیابان چهل و یکم و اشاره به یک مکان دارد و قاعدتا این مکان باید به نوعی به هویت فیلم ارتباط داشته باشد.

در فیلم "لتیان "می بینیم که راز "سلما" از زبان دوستش "مریم" در کنار سد لتیان آشکار می شود. فیلم لتیان، اولین تجربه کارگردانی "علی تیموری" است که تا قبل از آن به عنوان دستیار کارگردان در عرصه سینمای ایران فعالیت کرده است.

" سایه روشن"، "انتهای خیابان هشتم"،"هفت دقیقه تا پائیز"، "شبانه روز "و ... از جمله این فیلم ها می باشند. تیموری در فیلم لتیان زندگی چند ادم غیر نرمال را به تصویر کشیده است. کارگردان با انتخاب چهره های شناخته شده به عنوان بازیگرباعث می شود تا فیلم این قابلیت را پیدا می کند تا تماشاگران کنجکاو را به دیدن آن ترغیب کند، تماشاگری که به مدد اینترنت و شبکه های اجتماعی حالا برای فیلم دیدن یا سرگرمی گزینه های بسیاری دراختیار دارد.

نقد فیلم لتیان
نقد فیلم لتیان

فیلم خوب شروع می شود اما خوب تمام نمی شود. در ابتدای فیلم تماشاگر متوجه می شود که چند دوست قرار است با هم به مسافرت بروند اما حضور یک نَفَر انگار برای یک زوج (طاها و سلما ) خوشایند نیست و آن کسی نیست جز همسر سابق سلما، "مانی"، که بی مقدمه خود را وارد این جمع کرده است.

مانی (با بازی علیرضا ثانی فر) به نامزد سلما، طاها (با بازی امیر جدیدی) به عنوان یکی از دوستان قدیمی اکیپ معرفی می شود، هرچند که با هول شدن سلما (بابازی پریناز ایزدیار) از همان ابتدا، طاها حس می کند که باید این وسط نکته ای باشد که از او پنهان می کنند.

تیموری با لتیان نگاهی انتقادی به وضعیت روابط افراد دارد و مضمون پنهانکاری که قبلا در فیلم های دیگر نیز مطرح شده است. اینکه آدم ها تا چه اندازه پیچیده شده اند و شناختنشان به این راحتی نیست. همچنین به تصویر می کشد خودخواهی ها و عدم درک شرایط همدیگر را و دوستی های چندین ساله  ای که بی هویت و بی ریشه اند. "مانی" همسر سابق "سلما" توقع دارد، که بعد از همه انچه به سر سلما آورده، او از نامزد(همسر؟) جدا شود و دوباره با وی ازدواج کند، این را ما در تمام طول فیلم می فهمیم که مانی به دنبال سلماست اما در دیالوگ های یکی از سکانس های انتهای فیلم علت جدایی و بازگشت وی را می شنویم :"تازه فهمیدم چیو از دست دارم، تازه فهمیدم چی می خوام." یا در دیالوگ دیگر از همین شخص که اشاره به علت جدایی اش از سلما دارد با این مضمون که می خواستم رشد کنم و فکر می کردم که تو سد راهم هستی. یا "طاها " که با وجود انکه سلما به او گفته بود آمادگی پذیرش عشق در زندگی اش را ندارد و حالش خوب نیست و به شخص دیگری علاقه داشته وابسته است، دست از سر وی بر نمی دارد، که انهم در یکی از سکانس های انتهائی گفته می شود، جایی که سلما اعتراف می کند، روانی است، از نوع رفتار و برخوردهای طاها نیز می توان استنباط کرد که وی هم روانی است و احتمالا این دو در یک آسایشگاه روانی با هم آشنا شده بودند.

latyan-movie
latyan-movie

این روان پریشی ها و رفتارهای خودخواهانه فقط معطوف به این شخصیت ها نیست، تمام شخصیت های این فیلم به نوعی روان پریش و خودخواه هستند.

فیلمنامه نویس و کارگردان در ارائه منظور خود موفق هستند، اگرچه ایرادهایی هم به کلیت کار وارد است. مثلا نقش پسر بچه که با موبایلش عکس می گیرد، در میان این اکیپ چیست آیا فقط برای انتقال حرف های مریم و طاها به دیگران انتخاب شده است یا او مثلا راوی غیر مستقیم فیلم است و ما درحال تماشای فیلم از زاویه دید وی هستیم. اگر اینچنین است باید در تمام صحنه ها یا لااقل در صحنه های کلیدی حضور داشت، مثل صحنه پایانی فیلم و تماشاگر متوجه می شد که وی نجات یافته است. فیلمبرداری فیلم نیز، جالب بود، شاهد قاب های سینمایی خوبی بودیم و در راستای مفهوم فیلم بود. فضاهای داخلی تیره و سرد بود و به پیچیدگی و ابهام وحتی سیاه بودن روابط این ادم ها اشاره داشت.

قاب بندی ها در برخی از صحنه ها، به نوعی طراحی شده بود که بازیگران در فضای تیره داخلی، در کنار پنجره یا بالکن دیده می شدند و انگار نور فقط در خارج از این مکان وجود داشت و حتی آشکار شدن راز مریم از زبان یاسی و راز سلما در روشناییی ودر کنار سد لتیان اتفاق افتاد.استفاده از نور قرمز نیز جالب بود که پیشاپیش خبر از وقوع یک حادثه بود، این نور بیشتر در اتاق سلما دیده می شد و انتظار می رفت که واقعه نیز همان جا روی بدهد و البته اشاره به لحظه های پر تشنج "سلما "و "طاها" نیز داشت.

بازی بازیگران هم خوب است و توانسته اند ، نقش هایشان را به خوبی ایفا کنند، بازی امیر جدیدی در این فیلم تا حدودی یادآور نقش آفرینی محمدرضا فروتن در فیلم "قرمز" است.

در صورت نیاز به راهنمایی در خصوص موضوع فوق از طریق تلفن ثابت با شماره  70705154-021 تماس بگیرید.

معرفی نویسنده:

عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماى ايران (بازرس على البدل)
تحصيلات: كارشناس ارشد روزنامه نگارى
سمت ها: مدير مسئول نشريه پرونده تاتر، مشاور سردبير ماهنامه شهر سالم.،دبير سرويس فرهنگي روزنامه عصر ازادگان سرى اول مسئول صفحه فرهنگستان(حيات نو)، مدير تحريريه هاى دو نشريه فيلم و سينما و جشنواره. مسئول بخش چهره ها و اهالي سينما(دنياى تصوير) ، مسئول ستون گپ و گفت (آسيا)

ثبت نظر درباره «نقد فیلم لتیان»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

3 * 8 = ?