کد مطلب: 22679 درج نظر
زمان مطالعه: 10 دقیقه
ایران بزرگ در طول تاریخ + نقشه (فلات ایران)

ایران بزرگ در طول تاریخ + نقشه (فلات ایران)

همانطور که می دانید کشور ایران در گذشته بسیار بزرگ تر بوده و چند کشوری که در حال حاضر در مجاورت ایران هستند،...
زمان مطالعه: 10 دقیقه

همانطور که می دانید کشور ایران در گذشته بسیار بزرگ تر بوده و چند کشوری که در حال حاضر در مجاورت ایران هستند، جزو قلمرو ایران محسوب می شدند اما با روی کار آمدن حکومت های مختلف مانند ساسانیان و هخامنشیان و ... این قلمرو دچار تغییر می شد. آسمونی در این بخش اطلاعات کاملی در مورد قلمرو و فلات ایران بزرگ و همچنین نقشه فلات و نقشه ایران بزرگ را برای شما عزیزان منتشر می کند.

ایران بزرگ محدوده جغرافیایی و حوزه تمدنی فلات ایران و جلگه‌های مجاور آن، شامل ایران کنونی، بخش بزرگی قفقاز، افغانستان و آسیای مرکزی است که در زبان‌های فرنگی از آن معمولاً با عنوان پرشیای بزرگ یاد می‌کنند.

کاربرد تاریخی ایران صرفاً محدود به بخش غربی آن که هم اکنون به این نام خوانده می‌شود، نبوده و تمام مرزهای سیاسی کشوری که تحت تسلط ایرانیان بود همچو بین‌النهرین و اغلب ارمنستان و جنوب قفقاز را هم در بر می‌گیرد.

مفهوم ایران بزرگ از جهات گوناگون ریشه در تاریخ چند هزار ساله آن دارد و به دوران نخستین امپراتوری ایرانی که توسط پارس‌ها بنیان گذاشته‌شد بازمی‌گردد. در دوران جدید، ایران بسیاری از سرزمینهای خود را از دست داد از جمله واگذاری بخش‌های غربی در ترکیه و عراق امروز به امپراتوری عثمانی (1533 میلادی)، واگذاری بخش‌های شرقی در افغانستان امروز به بریتانیا طی معاهده پاریس در 1857 میلادی و 1905 میلادی و واگذاری سرزمینهای قفقاز به روسیه در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی؛ عهدنامه ترکمانچای در سال 1828 و پس از نبرد روسیه و ایران، استانهای قفقازی ایران را برای همیشه به روسیه واگذار کرد و مرزهای جدید در طول رودخانه ارس شکل گرفت. بر طبق عهدنامه گلستان در سال 1813، مناطق ارمنستان، جمهوری آذربایجان و شرق گرجستان که پیشتر بخشی از ایران بودند، به روسیه واگذار شدند. در اثر این تجزیه تاریخی کشورها و ملت‌های جدیدی تحت نفوذ روسیه و انگلستان شکل گرفتند که اگرچه از طریق زبان یا فرهنگ با ایران پیوستگی داشتند اما جوامع خاص خود را شکل دادند. در سال 1935 در زمان سلطنت رضا شاه، نام ایران رسماً در مجامع بین‌المللی به‌عنوان نام بخش بجا مانده از سرزمین ایران بکار رفت.

ریشه نام ایران

نام ایران به معنای سرزمین آریایی‌ها، شکل پارسی نو واژه آریانام از زبان پیشا ایرانی و به معنای آریایی‌ها است که نخستین بار در زبان اوستایی به صورت آریانم آمده‌است. (زبان اوستایی در شمال شرق ایران بزرگ یا آنچه امروز ترکمنستان و تاجیکستان خوانده می‌شود، مورد استفاده بود)

اگرچه عنوان ایران تا اواخر دوران امپراطوری اشکانی، مفهوم قومی، زبانی و دینی معلوم داشت، اما هنوز دارای بار سیاسی نبود. امپراطوری یا پادشاهی ایران در مفهوم سیاسی به دوران ساسانیان بازمی‌گردد که در نتیجه پیوند میان سلسله جدید و روحانیت زرتشتی پدید آمد. آنطور که از شواهد موجود بر می‌آید این همگرایی ایده پادشاهی ایران یا ایرانشهر را تقویت کرد.

مفهوم

ریچارد فولتس می‌گوید: «گمان می‌رود مردمان ایران بزرگ - منطقهٔ فرهنگی که از خاورمیانه تا قفقاز، خوارزم، ماورالنهر، بلخ و پامیر امتداد دارد و مردمان آن مادها، پارسها و پارتها و سغدیان بودند - پیش از اسلام همگی آیین زرتشتی داشتند». این دیدگاه اگرچه در میان دانشمندان رواج دارد اما تا حدی هم اغراق‌آمیز است. فولتس استدلال می‌کند: «اگرچه ایرانیان معابد، نمادها و اساطیر مذهبی مشابه داشتند. اما در حقیقت خدایان متعددی پرستیده می‌شدند علی‌الخصوص میترا خدای پیمان‌ها و آناهیتا خدای آبها اما خدایان دیگری هم برحسب زمان، مکان یا گروه‌های مختلف مورد پرستش قرار می‌گرفتند».

ریچارد فرای ایران بزرگ را شامل بخش اعظم قفقاز، عراق، افغانستان، پاکستان و آسیای مرکزی می‌داند که از طریق نفوذ فرهنگی تا چین و غرب هند گسترش می‌یابد. به گفته فرای: «ایران شامل تمام مردمان و سرزمینهایی است که در آنها زبانهای ایرانی بکار می‌رود و تمام بخشهایی که فرهنگ ایرانی در آن پیروزمند و مسلط بود».

به گفته جی پی مالری و داگلاس کیو آدامز در بیشتر بخش غربی ایران بزرگ در زمان هخامنشی، زبانهای ایرانی شاخهٔ جنوب غربی بکار می‌رفت در صورتی که در بخش شرقی آن زبانهای ایرانی شاخه شرقی که با زبان اوستایی خویشاوندی داشت، متداول بود.

پس از چیرگی مغول بر ایران سلسله ایلخانان بر ایران مسلط شدند و اولجایتو در طول سالهای 1304–1317 میلادی بر این سرزمین فرمان می‌راند.

منابع اولیه همچون میر خاوند تاریخ نویس دوران تیموری، محدوده ایرانشهر (ایران بزرگ) را از رود فرات تا رود سیحون توصیف می‌کنند.

از دیرباز تا کنون قومیت هیچ‌گاه عامل جدایی در ایران بزرگ نبوده؛ ریچارد فرای می‌گوید:

من بارها عنوان کردم که مردمان آسیای مرکزی چه ایرانی زبان و چه ترک زبان تنها یک فرهنگ، یک مذهب و ارزش‌ها و سنت‌های یکسان دارند و تنها عامل جدایی ایشان زبان است.

در دوران مدرن، مداخله استعمار غرب و قومیت موجب جدایی استانهای ایران بزرگ شد. همان‌طور که پاتریک کلاسن می‌گوید ناسیونالیسم قومی حتی اگر به گذشته‌های دورتر نسبت داده شود، پدیده‌ای مربوط به قرن نوزدهم است. با این حال ایران بزرگ پس از یک جغرافیای سیاسی که در ابتدا شکل گرفت، بیش تر به یک ابر کشور فرهنگی تبدیل شد.

پیشینه

در دوران پیش از اسلام، ایرانیان سرزمین‌های زیر دست خود را به دو بخش تقسیم کرده‌بودند و آنها را ایران و اَنیران می‌خواندند. ایران شامل بخش‌هایی بود که در آن مردمان ایرانی‌تبار باستان سکونت داشتند و آن منطقه از کشوری که هم‌اکنون به نام ایران خوانده می‌شود، به‌مراتب گسترده‌تر بود. چنین مفهومی از ایران (به‌عنوان یک سرزمین) ایران بزرگ را شکل داد. بعدها تغییرات بسیاری در مرزها و مناطقی که ایرانیان در آن زندگی می‌کردند، ایجاد شد؛ اما کماکان زبان و فرهنگ ایرانی بر بسیاری از بخش‌های ایران بزرگ مسلط ماند.

برای نمونه، پیش از اشغال آسیای مرکزی و قفقاز توسط روسیه، زبان فارسی در این مناطق زبان اصلی ادبی بود. آسیای مرکزی همانجایی است که زبان پارسی نو در آن شکل گرفت. حتی فراتر از اینها به اعتراف دولت انگلستان، پیش از اشغال عراق توسط انگلستان در سالهای 1918–1932 میلادی و اعمال ممنوعیت‌ها، در کردستان عراق زبان فارسی بکار می‌رفت.

با پیشروی مدام امپراطوری روسیه به سرزمینهای جنوبی پس از دو جنگی که به ایران تحمیل شد و عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای و همین‌طور مرگ نابهنگام عباس میرزا در سال 1823 و قتل میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی، صدر اعظم ایران، بسیاری از خانات آسیای مرکزی امید خود را به پشتیبانی ایران در مقابل ارتش تزاری از دست دادند.[29] ارتش روسیه سواحل آرال را در 1849، تاشکند را در سال 1864، بخارا را در سال 1867، سمرقند را در سال 1868 و نواحی خیوه و آمودریا را در سال 1873 تصرف کرد.

پاتریک کلاسون از انستیتو سیاستهای خاور نزدیک در واشینگتن:

«بسیاری از ایرانیان منطقه نفوذ فرهنگی خود را فراتر از مرزهای کنونی ایران می‌دانند. ایران زمانی بسیار بزرگتر از مرزهای کنونی بود. در قرن 16 و 17 نیروهای پرتغالی جزایر و بندرگاه‌های آن را تصرف کردند. در قرن 19 امپراطوری روسیه آنچه را که همینک ارمنستان و جمهوری آذربایجان خوانده می‌شود و بخشهایی از گرجستان را از تهران غصب کرد. کتابهای دانش آموزان دبستانی ایرانی دربارهٔ پیشینه ایرانیان نه تنها از شهرهایی مانند باکو می‌گویند بلکه دربارهٔ مناطقی فراتر در شمال همچو دربند در جنوب روسیه، آموزش می‌دهند. شاه [ایران] بیشتر آنچه را که در غرب افغانستان بر آن ادعای مالکیت داشت طی جنگهای ایران و انگلستان 1856–1857 از دست داد. در سال 1970 سازمان ملل متحد برای جداسازی بحرین که ایران ادعای تملک بر آن را داشت، رایزنی کرد. قرنها پیش نفوذ ایرانیان از جانب غرب به عراق کنونی و قراتر از آن می‌رسید. وقتی جهان غرب ایران را به مداخله در مناطقی فراتر از مرزهای خود متهم می‌کند، حکومت ایران اغلب باور دارد که اعمال نفوذش صرفاً در سرزمینهایی است که زمانی به او متعلق بودند. به همین نهج ایران از دست همان قدرتها شکایت دارد که اسباب شکستهایش تا امروز شدند.»

پاتریک کلاسون:

«ایران امروز تنها گوشه‌ای از آن چیزی است که زمانی بود. از نظر وسعت، عراق، افغانستان، غرب پاکستان، بیشتر آسیای مرکزی و قفقاز تحت تسلط ایرانیان بود. بسیاری از ایرانیان امروز این نواحی را بخشهای ایران بزرگ به شمار می‌آورند.»

«از زمان هخامنشیان، ایران به وسیله عوامل جغرافیایی تحت حفاظت بود. اما کوه‌های بلند و خالی بودن گستره فلات ایران دیگر در برابر ارتش روسیه یا نیروی دریایی انگلستان کافی نبود و ایران سقوط کرد. در ابتدای قرن نوزده، آذربایجان، ارمنستان و افغانستان ایرانی بودند اما در انتهای آن سده تمامی این سرزمینها در اثر مداخله نظامی اروپاییان از دست رفتند.»

استانها

در سده میانی (قرون وسطی) سرزمین ایران بزرگ شامل دو بخش بود. عراق عجم (بخش باختری) و خراسان (بخش خاوری) و علی‌الخصوص غزنویان، سلجوقیان و تیموریان امپراتوری خود را به بخشهای خراسانی و عراقی تقسیم کرده بودند. این موضوع در کتابهایی مانند تاریخ بیهقی نوشته ابوالفضل بیهقی و فضائل الأنام من رسائل حجت‌الاسلام (مجموعه نامه‌های غزالی) و کتابهای دیگر دیده می‌شود. فرارود و خوارزم عموماً بخشی از خراسان محسوب می‌شدند.

خاورمیانه

عراق

عراق بخشی از امپراطوریهای متعدد ایران بود و از فرهنگ ایرانی تأثیر عمیقی گرفته؛ یکی از پایتختهای ساسانیان به نام تیسفون هم در عراق قرار داشت و هنوز هم برخی شهرها و استانهای عراق همچون الانبار یا بغداد نامهای ایرانی دارند. شهرهای دیگر عراق هم نامهای ایرانی داشتند مانند سورستان -->> کوفه، شهربان-->> مقدادیه، آشب-->> عمادیه.[33]

در دوران مدرن و سلسله صفوی، ایران در طول سالهای 1501–1533 و 1622–1638 عراق را به عثمانی واگذار کرد.

کردستان

از لحاظ تاریخی و فرهنگی، کردستان بخشی است از آنچه که امروز با عنوان ایران بزرگ شناخته می‌شود. کردها به زبان ایرانی شاخه شمال غربی تکلم می‌کنند که با زبان فارسی خویشاوندی نزدیکی دارد.

قفقاز

ارمنستان

ارمنی‌ها از دوران هخامنشی بخشی از امپراتوریهای متعدد ایران بودند؛ و از فرهنگ ایرانی به شدت تأثیر پذیرفتند. ارمنیها البته از شاخه دیگری از گویشگران زبانهای هند و اروپایی هستند که به زبانهای ایرانی مستقیماً مربوط نیست. در واقع ارمنستان باستانی ترکیبی از فرهنگ بومی، فرهنگ ایرانی و فرهنگ هلنی/مسیحی را در خود داشت. در طول قرنهای بعد دامنه این تأثیرات در اثر برخورد با روسها، رومی‌ها، اقوام اروپایی و لبنانی‌ها فراتر رفت.

جمهوری آذربایجان

پس از عهدنامه گلستان، ایران تمامی خانات جنوب قفقاز، شامل خانات باکو، خانات شیروان، خانات قره باغ، خانات گنجه، خانات شکی، خانات قبا و بخشی از خانات تالش را از دست داد. دربند هم به همین شیوه به روسها واگذار شد. این خانات امروز منطقه‌ای را تشکیل می‌دهند که جمهوری آذربایجان خوانده می‌شود. پس از عهدنامه ترکمانچای ایران علاوه بر این سرزمینها خانات نخجوان و مغان و همین‌طور ایروان را هم به روسها واگذار کرد. این مناطق امروز جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان را تشکیل می‌دهند. بیشتر این مناطق هنوز هم نامهای ایرانی و یا نامهایی برگرفته از زبانهای ایرانی دارند.

گرجستان

در شرق گرجستان مناطق کارتلی و کاختی در دوران ساسانی مناطق ایرانی بودند. (مخصوصا در زمان هرمز چهارم) در دوران صفوی هم برخی رجال حکومتی از گرجی‌ها بودند.

شرق گرجستان تا سال 1783 هم تحت قیومیت ایران بود تا اینکه در طی عهدنامه گرجیوسک در 24 ژوئیه 1783 میان حکمران کارتلی و کاختی و امپراتوری روسیه، این مناطق بخشی از روسیه شناخته شد. ایران بعدها طی قرارداد گلستان و ترکمانچای رسماً از ادعای مالکیت بر این مناطق چشم پوشی کرد.

نخجوان

در دوران ساسانی، نرسه، هفتمین پادشاه از این سلسله، استحکامات نظامی در این منطقه ایجاد کرد. برخی شخصیتهای فرهنگی و ادبی ایران در دوره قاجار هم از این منطقه بودند. نخجوان هم در قرن نوزدهم و طی دو قرار داد گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شد.

شمال قفقاز

بخش شمالی قفقاز که امروز در جنوب روسیه قرار دارد، شامل جمهوریهای داغستان، چچن، اوستیای شمالی-آلانیا، کاباردینو-بالکاریا برای مدت‌های طولانی قسمتهایی از ایران و در حوزه تمدنی ایران بود تا اینکه در قرون هجدهم و نوزدهم توسط روسیه تصاحب شد. تأثیرات فرهنگ ایرانی حتی تا تاتارستان در مرکز روسیه هم قابل مشاهده‌است. برای نمونه بسیاری از مناطق در قفقاز از سبک معماری ساسانیان در دربند تقلید می‌کنند. حتی امروز هم پس از دهه‌ها جدایی این مناطق، رگه‌هایی از فرهنگ ایرانی همچو بزرگداشت نوروز در آنها دیده می‌شود.

آسیای مرکزی

خوارزم

خوارزم بخشی از ایران‌زمین یا همان ایران بزرگ، سرزمین ایرانیان کهن بود. بر طبق نظر برخی پژوهشگران مدرن از کتاب باستانی اوستا، خوارزم همانجایی است که در ابتدا ایرییانم وَئِجه (ایران‌ویج) یا ایران خوانده شد. این منابع می‌گویند کهنه‌گرگانج در متن پهلوی وندیداد هشتمین سرزمین اهورا مزدا، یا اروه نامیده می‌شود. برخی پژوهشگران هم مانند التون ال دنیل، مورخ دانشگاه هاوایی، اعتقاد دارند که خوارزم به احتمال زیاد موطن مردم اوستایی است. دهخدا هم خوارزم را مهد قوم آریا معرفی می‌کند. امروزه خوارزم میان جمهوریهای متعدد آسیای مرکزی تقسیم شده‌است.

خراسان

افزون بر خوارزم، خراسان هم در محدوده جغرافیایی مشابهی قرار دارد. (محدوده خراسان از سمنان در غرب، تا شمال افغانستان تا دامنه‌های رشته کوه‌های پامیر است) استانهای کنونی همچون سنجان در ترکمنستان، خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی در ایران همگی بخشهایی از خراسان کهن هستند. تا پیش از قرن سیزده میلادی و حمله ویرانگر مغول، خراسان پایتخت فرهنگی ایران بزرگ بشمار می‌آمد.

سینکیانگ

بخش خودگردان تاشکورگان دارای فرهنگ و مردمان ایرانی است. تاشکورگان همواره با کاشغر، یارکند، ختن و تورفان بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران بزرگ بشمار می‌آید.

تجزیه ایران؛ عهدنامه‌ها

  • عهدنامه قصر شیرین 1639: ایران رسماً بغداد و آنچه را که امروز کشور عراق خوانده می‌شود، به امپراطوری عثمانی واگذار کرد.

  • عهدنامه گلستان 1813: ایران بخش بزرگی از سرزمینهای خود را در قفقاز از دست داد.

  • عهدنامه ترکمنچای 1828: این عهدنامه به وسیله روسیه تزاری و فتحعلی شاه به امضا رسید و موجب استیلای روس‌ها بر قفقاز شد.

  • عهدنامه پاریس 1857: این قرارداد توسط ناصرالدین شاه به امضا رسید و ایران بخشی از هرات و افغانستان امروزی را در ازای تخلیه بندرگاه‌های جنوبی این کشور که تحت اشغال بریتانیا بود، به آن دولت واگذار کرد.

  • عهدنامه آخال 1881: در این قرارداد که به توسط ناصرالدین شاه به امضا رسید، ایران مرو و بخشهایی از خوارزم را در ازای تضمین امنیت به روسیه بخشید.

  • 1893: ایران بخشهای بیشتری از سرزمین خود که هنوز بر پایه قرارداد آخال جزیی از ایران بود از جمله سرزمینهای نزدیک رود اترک را به روسیه واگذار کرد. این قرارداد توسط ژنرال بوتسوف و میرزا علی اصغر امین السلطان در 27 می1893 به امضا رسید.

  • 1907: بر طبق قرارداد سن پترزبورگ، 1907 میلادی ایران به سه بخش تقسیم شد.

  • 1970: بحرین که به لحاظ تاریخی بخشی از کشور ایران بود، مستقل شد.

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «ایران بزرگ در طول تاریخ + نقشه (فلات ایران)»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

6 - 2 = ?