کد مطلب: 1388 درج نظر
زمان مطالعه: 7 دقیقه
تفسیر سوره زلزال

تفسیر سوره زلزال

ســــرآغــــاز گفـتــار نام خــداستکه رحمتگر و مهـربان خلـق راستچو لرزد زمین با تکانی سترگ                  ...
زمان مطالعه: 7 دقیقه

ســــرآغــــاز گفـتــار نام خــداست

که رحمتگر و مهـربان خلـق راست

چو لرزد زمین با تکانی سترگ                              برون افکنـــــد رازهــــای بزرگ

در آن روز محشـــر بگـویـد بشـــر                           زمین را چه آمـد بلایی به شر

زمین خلق را سازد آگه ز کـار                               که این است دستور پروردگـار

پراکنــده خیـــزنـــذ مردم ز گــــور                           ببینند اعمــــال نیک و فُجــــور

اگـــر قــدر یک ذرّه کـــار نکــــــــو                           بکرده ست پاداش آن، بیند او

و گـر قدر یک ذره کرده ست شر                           جزایش در آن روز بینــد بشـــر

آن روز که انسان تمام اعمالش را می بیند!

همان گونه که در بیان محتوای سوره اشاره شد، آغاز این سوره، همراه است با بیان بعضی از حوادث هول انگیز و وحشتناک پایان این جهان و شروع رستاخیز.

نخست می فرماید:« هنگامی که زمین شدیداً به لرزه در آید.»

و چنان زیر و رو شود که« بارهای سنگینی را که در درون دارد خارج سازد.»

تعبیر به زلْزالَها«: زلزله اش» یا اشاره به این است که: در آن روز، تمام کره زمین به لرزه در می آید( بر خلاف زلزله های معمولی که همه آنها موضعی و مقطعی است.) و یا اشاره به زلزله معهود، یعنی زلزله رستاخیز است.

در این که: منظور از أَثْقال«: بارهای سنگین» چیست؟ مفسران تفسیرهای متعددی ذکر کرده اند:

بعضی گفته اند: منظور انسان ها هستند که با زلزله رستاخیز از درون قبرها به خارج پرتاب می شوند، نظیر آنچه در سوره« انشقاق» آیه 4 آمده است.

و بعضی گفته اند: گنج های درون خود را بیرون می ریزد، و مایه حسرت دنیاپرستان بی خبر می گردد.

این احتمال نیز وجود دارد: منظور بیرون فرستادن مواد سنگین و مذاب درون زمین است، که معمولاً کمی از آن به هنگام آتشفشان ها و زلزله ها بیرون می ریزد، در پایان جهان، آنچه در درون زمین است، به دنبال آن زلزله عظیم به بیرون پرتاب می شود.

تفسیر اول مناسب تر به نظر می رسد، هر چند جمع میان این تفاسیر نیز بعید نیست.

به هر حال، در آن روز انسان از دیدن این صحنه بی سابقه، سخت متوحش می شود، و می گوید:« چه می شود که زمین این گونه به لرزه در آمده است، و آنچه در درون داشته بیرون ریخته؟»

گر چه، بعضی« انسان» را در اینجا به خصوص انسان های کافر تفسیر کرده اند، که در مسأله معاد و رستاخیز شک و تردید داشته اند، ولی ظاهر این است: انسان در اینجا معنی گسترده ای دارد که همگان را شامل می شود; زیرا تعجب از اوضاع و احوال زمین در آن روز، مخصوص به کافران نیست.

آیا این تعجب و سؤالِ ناشی از آن، مربوط به« نفخه اولی» است یا« دوم»؟

ظاهر این است: همان نفخه اولی است که نفخه پایان جهان است; زیرا زلزله عظیم در پایان جهان رخ می دهد.

این احتمال نیز داده شده است: منظور نفخه رستاخیز، زنده شدن مردگان، و بیرون ریختن آنها از درون زمین می باشد; زیرا آیات بعد نیز، همه مربوط به نفخه دوم است.

ولی از آنجا که در آیات قرآن، کراراً حوادث این دو نفخه با هم ذکر شده، تفسیر اول با توجه به بیان زلزله وحشتناک پایان جهان مناسب تر به نظر می رسد، و در این صورت، منظور از« أثقال» زمین، معادن، گنج ها و مواد مذاب درون آن است.

و از آن مهمتر این که:« زمین در آن روز تمام خبر خود را باز می گوید.»

آنچه از خوبی ها، بدی ها، و اعمال خیر و شرّ، بر صفحه زمین واقع شده است، همه را برملا می سازد، و یکی از مهمترین شهود اعمال انسان در آن روز، همین زمینی است که ما اعمال خود را بر آن انجام می دهیم، و شاهد و ناظر ما است.

در حدیثی، از پیغمبر اکرم(ص) می خوانیم:« آیا می دانید منظور از اخبار زمین در اینجا چیست؟» گفتند:« خدا و پیغمبرش آگاه تر است.» فرمود:« منظور از خبر دادن زمین این است که: اعمال هر مرد و زنی را که بر روی زمین انجام داده اند خبر می دهد، می گوید: فلان شخص در فلان روز فلان کار را انجام داد، این است خبر دادن زمین!»

در حدیث دیگری، از پیغمبر اکرم(ص) می خوانیم:« مواظبت بر وضو کنید، و بهترین اعمال شما نماز است، و مراقب زمین باشید که مادر شما است، هیچ انسانی کار خیر یا شرّی به جا نمی آورد، مگر این که زمین از آن خبر می دهد!»

از« ابو سعید خدری» نقل شده که می گفت: هر گاه در بیابان هستی، صدایت را به اذان بلند کن; چرا که شنیدم از رسول خدا(ص) می فرمود:« هیچ جن و انس و قطعه سنگی آن را نمی شنود، مگر این که برای او( در قیامت) گواهی می دهد.»

آیا راستی زمین به فرمان خدا زبان می گشاید و تکلم می کند؟

یا این که: منظور ظاهر شدن آثار اعمال انسان بر صفحه زمین است؟ زیرا می دانیم: هر عملی که انسان انجام دهد، خواه ناخواه در اطراف او آثاری به جا می گذارد، هر چند امروز برای ما محسوس نباشد، درست همانند آثاری که از خطوط انگشتان یک دوست یا دشمن بر روی دستگیره درمی ماند، و در آن روز، همه این آثار ظاهر می شود، و سخن گفتن زمین، چیزی جز این ظهور بزرگ نیست، همان گونه که گاه به یک شخص خواب آلود می گوئیم: چشمان تو می گوید دیشب نخوابیده ای، یعنی آثار بی خوابی در آن نمایان است.

به هر حال، این موضوع عجیبی نیست; چرا که همین امروز، با پیشرفت علم و دانش بشر، ابزار و وسائلی اختراع شده که در همه جا، و هر لحظه، می تواند صدای انسان را ضبط کند، یا از انسان و اعمالش عکسبرداری نماید، و به عنوان یک سند مسلّم در دادگاه مطرح شود، به گونه ای که قابل هیچگونه انکار نباشد.

اگر در گذشته، بعضی از شهادت زمین تعجب می کردند، امروز یک نوار نازک یا یک دستگاه ضبط که به صورت یک دکمه به لباس دوخته می شود، می تواند مسائل بسیاری را بازگو کند.

جالب این که: در حدیثی از علی(ع) می خوانیم که فرمود:« در قسمت های مختلف مساجد نماز بخوانید، زیرا هر قطعه زمینی، در قیامت برای کسی که روی آن نماز خوانده گواهی می دهد.»

و در حدیث دیگری آمده است: امیرمؤمنان علی(ع) هنگامی که بیت المال را تقسیم می کرد و خالی می شد، دو رکعت نماز به جا می آورد و می فرمود:«( روز قیامت) گواهی ده که من تو را به حق پر کردم و به حق خالی کردم.»

در آیه بعد، می افزاید:« این به خاطر آن است که پروردگار تو به زمین وحی کرده.»

و زمین در اجرای این فرمان، کوتاهی نمی کند، تعبیر« أَوْحی» در اینجا به خاطر آن است که: چنین سخن گفتن اسرارآمیز، بر خلاف طبیعت زمین است و این جز از طریق یک وحی الهی ممکن نیست.

بعضی گفته اند: منظور این است که، به زمین وحی می کند: آنچه در درون دارد بیرون بریزد.

ولی، تفسیر اول صحیح تر و مناسب تر به نظر می رسد.

سپس می فرماید:« در آن روز مردم به صورت گروه های مختلف از قبرها خارج شده، در عرصه محشر وارد می شوند، تا اعمالشان به آنها نشان داده شود!»

« أَشْتات» جمع« شَتّ»( بر وزن شط) به معنی متفرق و پراکنده است، این اختلاف و پراکندگی، ممکن است به خاطر آن باشد که، اهل هر مذهبی جداگانه وارد عرصه محشر می شوند.

یا اهل هر نقطه ای از مناطق زمین جدا وارد می شوند.

و یا این که: گروهی با صورت های زیبا و شاد و خندان، و گروهی با چهره های عبوس، تیره و تاریک در محشر گام می نهند.

یا هر امتی همراه امام، رهبر و پیشوایشان هستند، همان گونه که در آیه 71 سوره« اسراء» آمده:« روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرا می خوانیم.» و یا این که: مؤمنان، با مؤمنان، و کافران، با کافران محشور می شوند.

جمع میان این تفسیرها کاملاً ممکن است; زیرا مفهوم آیه گسترده است.

« یَصْدُرُ» از ماده« صَدْر»( بر وزن صبر) به معنی خارج شدن شتران از آبگاه است که به صورت انبوه و هیجان زده بیرون می آیند، به عکس« ورود» که به معنی داخل شدن آنها در آبگاه است و در اینجا کنایه از خروج اقوام مختلف از قبرها و آمدنشان در محشر برای حسابرسی است.

این احتمال، نیز داده شده: منظور خروجشان از محشر، و حرکت به سوی جایگاهشان در بهشت و دوزخ است.

معنی اول، با آیات گذشته تناسب بیشتری دارد.

منظور از جمله:« تا اعمالشان را به آنها نشان دهند.» مشاهده جزای اعمال است.

یا مشاهده نامه اعمال، که هر نیک و بدی در آن ثبت است.

یا مشاهده باطنی، به معنی معرفت و شناخت چگونگی اعمالشان است.

و یا به معنی« تجسم اعمال» و مشاهده خود اعمال است.

تفسیر اخیر با ظاهر آیه از همه موافق تر است، و این آیه، یکی از روشن ترین آیات بر مسأله تجسم اعمال محسوب می شود، که در آن روز اعمال آدمی به صورت های مناسبی تجسم می یابد و در برابر او حضور پیدا می کند، و همنشینی با آن مایه نشاط یا رنج و بلا است.

پس از آن، به سرانجامِ کارِ هر یک از این دو گروه مؤمن و کافر، نیکوکار و بدکار، اشاره کرده، می فرماید:« پس کسی که به اندازه سنگینی ذره ای کار خیر انجام داده آن را می بیند.»

« و هر کس به اندازه سنگینی ذره ای کار بد کرده آن را می بیند!»

باز در اینجا تفسیرهای مختلفی ذکر شده که، آیا جزای اعمال را می بیند؟ یا نامه اعمال را مشاهده می کند؟ و یا خود عمل را؟.

ظاهر این آیات نیز تأکید مجددی است بر مسأله« تجسم اعمال» و مشاهده خود عمل، اعم از نیک و بد در روز قیامت، که حتی اگر سر سوزنی کار نیک یا بد باشد، در برابر صاحب آن مجسم می شود و آن را مشاهده می کند.

« مثقال» در لغت، هم به معنی ثقل و سنگینی آمده، و هم ترازوئی که با آن سنگینی اشیاء را می سنجند، و در اینجا به همان معنی اول است.

برای« ذرّة» نیز در لغت و کلمات مفسران، تفسیرهای گوناگونی ذکر شده است: گاه به معنی مورچه کوچک، گاه گرد و غباری که وقتی دست را بر زمین بگذاریم و برداریم به آن می چسبد، و گاه به معنی ذرات بسیار کوچک غبار که در فضا معلق است و به هنگامی که آفتاب از روزنه ای به اطاق تاریک می تابد آشکار می گردد، تفسیر شده است.

می دانیم: امروز کلمه« ذرّه» را به« اتم» نیز اطلاق می کنند و« بمب اتمی» را« اَلْقُنْبُلَةُ الذَّرِّیَّة» می گویند،« اتم» به قدری کوچک است که نه با چشم عادی، و نه با دقیق ترین میکروسکوپ ها قابل مشاهده نیست، و تنها آثار آن را مشاهده می کنند، و حجم و وزن آن با محاسبات علمی قابل سنجش است، و به قدری کوچک است که چند میلیون واحد آن، روی نوک سوزنی جای می گیرد!

مفهوم ذره هر چه باشد، منظور در اینجا کوچک ترین وزن ها است.

به هر حال، این آیه از آیاتی است که پشت را می لرزاند و نشان می دهد: حسابرسی خداوند در آن روز، فوق العاده دقیق و حساس است، و ترازوهای سنجش عمل در قیامت آن قدر ظریف است، که حتی کوچک ترین اعمال انسانی را وزن می کنند و به حساب می آورند.

- منبع : گفتگو با خدا

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «تفسیر سوره زلزال»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

4 * 7 = ?