کد مطلب: 1387 درج نظر
زمان مطالعه: 11 دقیقه
تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات عرب

تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات عرب

تمامی زبان های دنیا ریشه هندوایرانی دارند و هندواروپایی دارند. زبان فارسی از قديم ترين زبان هاست و چندین واژه مشترک بین فارسی و زبان های دیگر وجود دارد.
زمان مطالعه: 11 دقیقه

زبان های دنیا را 6 هزار دانسته اند. بعضی از این زبان ها بسیار به هم شبیه هستند .بنابراین همه زبان ها را می توان در 20 گروه عمده جای داد. یکی از مهمترین گروههای زبانی هندو ایرانی است که تمامی زبان های شبه قاره هند – ایران و اروپایی را دربرمی گیرد. در روزگار ابن بطوطه وی در تمام مناطق غیر عربی که سفر نموده با زبان فارسی مشکل گفتاری خود را حل می کرده است. حتی در چین و بلغارستان و ترکستان کلماتی از فارسی وجود دارد و از این نظر با زبان یونانی قابل مقایسه است.

زبان فارسی از قدیم ترین زبان ها و از گروه زبانهای هندو ایرانی ( آرین ) است که زبانی پیوندی است این گروه زبانی مجموعه ای از چندین زبان را شامل می شود که بزرگترین جمعیت جهان به این گروه سخن می گویند و صدها واژه مشترک میان فارسی و آنها وجود دارد. با آسمونی همراه باشید تا به تاثیرات زبان فارسی را بر زبان و ادبیات عربی نگاهی بیاندازیم.

تاریخچه زبان فارسی و عربی


	زبان عربی در افغانستان

ریشه بسیاری از کلمات اساسی زبان های اروپایی مانند: است، پدر، برادر ، خواهر، مردن ، ایست و ….. یکی است . از زبان فارسی امروزه ده ها کلمات بین المللی مانند بازار، کاروان، کیمیا، شیمی، الکل، دیتا، بانک، درویش، آبکری، بلبل، شال، شکر و جوان به بیشتر زبان های مهم دنیا راه پیدا کرده است . البته زبان فارسی همانطور که واژگانی از زبانهای همسایه اش وام گرفته واژگان زیادی نیز به آنها واگذار کرده است ، تاثیر شگرف زبان فارسی بر زبانهای شبه قاره هند نیاز به توضیح ندارد. زبان فارسی زبان بین المللی عرفان است. چه بسیار عارفانی که از ترک و عرب و هندی کتابهای عرفانی خود را به فارسی نوشته اند. مکتب‌ تصوف‌ هندوایرانی‌ که از طریق‌ ایران‌ به‌ آسیای‌ غربی‌ و حتی‌ شمال‌ آفریقا نشر یافت‌ ، بیشتر کتب و متون خود را ‌ به‌ نثر یا شعر فارسی‌ نوشته‌ است و زبان‌ تصوف‌ در شبه‌ قاره‌ی‌ هند و حتی در میان ترکان همواره‌ فارسی‌ بوده‌ است‌. در زبان های اروپایی و از جمله در انگلیسی امروز نیز کلماتی با ریشه فارسی وجود دارد و صدها کلمه مشترک میان فارسی و زبانهای اروپایی وجود دارد مانند : بهتر (بتر)، خوب (گود)، بد، برادر، داتر (دختر) مادر، پدر ( فادر، پیر،پیتر) کاروان، کاروانسرا، بازار، روز و این ها را می‌توان تا بیش از 700 کلمه ادامه داد و دلیل این اتفاق زبان باستانی سنسکریت هست که زبان مادری تمام زبانهای نوین هندو اروپایی می باشد.

در کتب مقدس واژگانی از فارسی وجود دارد مانند : پردیس ( فردوس) در انجیل ، تورات و قرآن . بسیاری از نامهای جغرافیایی و نام مکانها در خاورمیانه و شمال آفریقا از زبان فارسی است مانند : بغداد، الانبار، عمان ( هومان)، رستاق، جیهان، بصره ( پس راه)، رافدین، هندو کش، حیدر آباد، شبرقان ( شاپورگان)، تنگه و …. روند اثرگذاری زبان فارسی و عدۀ سخن سرایان فارسی دردوران سلجوقیها وعهد عثمانی درکشور ترکیه مبسوط است. در خصوص اثرگذاری زبان فارسی می توان به شاه طهماسب صفوی اشاره کرد که به زبان فارسی و به تخلص خطایی شعر می سرود و مجموعه می نگاشت. همچنان از عثمانی ها سلطان سلیم و سلطان سلیمان به فارسی شعر سروده اند.

بیش از دویست واژۀ فارسی را در هریک از زبان قرقیزی، قزاقی ، ایغوری و ترکمنی می یابیم که بمرور سده ها ، از اینسوی دریای آمو به آنطرف نفوذ کرده است. در مالایا در جوار قریه بنام سامودرا، قبر حسام الدین وجود دارد که در سال 823 هجری درگذشته است. سنگ قبر او در مالایا بی نظیر است. این اشعار از ابیات سعدی روی آن نوشته و حکاکی شده است:

 

 

بسیار سالها بشر خاک ما رود کاین آب چشمه آید و باد صبا رود این پنج روز مهلت ایام آدمی بر خاک دیگران به تکبر چـرا رود

 

 

بیش از 350 کلمه فارسی در زبان اندونزیایی بازشناسی شده است واژه های:(خوش= خیلی خوب)، (سودا)، (بازرگانی)، (کار)، (کدو)، (نان)، (خرید فروش) (حروف ربط : از، به، هم ) و امثال آن در اندونیزیای امروزه رایج است. نمونه ای از شعر شاعرآلبانیایی (آبوگویچ) از قرن نهم میلادی داریم:

 

 

رخت ز آه دلم گر نهان کنی چه (نیست) عجب کسی چگونه نهد شمع در دریچه بــــاد

 

 

شاعران پارسی گفتار و نویسندگان نامدار در قلمرو یگوسلاوی قدیم و سرزمین قفقاز مانند: نرودویچ و بابا سرخیان آثاری از خود بجا گذاشته اند که سومه های نفوذ زبان فارسی را درآن نقاط جهان تمثیل می کنند. برای هفتصد سال فارسی زبان اداری هندوستان بود تا اینکه درسال 1836م چارلز تری ویلیان زبان انگلیسی را بجای زبان فارسی رسمیت داد . روی مزار جهان آرا (دختر شاه جهان) این بیت نگار شده است:

 

 

به غیر سبزه نپوشد کسی مزار مـرا که قبر پوش غریبان همین گیاه بس است.

 

 

همچنین برلوحه سنگ مزار نورجهان و جهانگیر (درتاج محل) این شعر نورجهان حک شده است:

 

 

برمزار ما غریبان نی چراغی نی گلی نی پر پروانه سوزد نی سراید بلبلی.

 

 

ویژگی های زبان فارسی


زبان عربی ایران

1- در فارسی گاهی با تبدیل یک آوا معنی دیگری از کلمه حاصل می شود مانند تبدیل حرف «ب » به حرف » و» در کلمه بالا – والا که در اینجا والا معنی عظیم و مهم می دهد.

2- تمام نام ها بدون استثنا در زبان پارسی می توانند با «ان» و یا «ها» جمع بسته شوند.

3 – در فارسی با یک ریشه ، کار ریشه های دیگری، می توان ساخت و با افزودن پسوند و پیشوند به کلمات می توان دهها کلمه ساخت مانند دل – دانش و … که برای هرکدام می توان 20 کلمه ساخت. مانند : دل بر- دل داده – پردل – کم دل- دل سوز – دل رحم – دل سنگ.

در فارسی وزن های گوناگون وجود ندارد و بدون شکستن ریشه ، اسم فاعل و مفعول و .. ساخته می شود که اینها همگی یادگیری زبان فارسی را آسان می کند. بزرگان کهن ادب فارسی از خط کوفی که قرائت آن برای غیر عرب بسیار مشکل بود توانستند خط فارسی و اعراب و نقطه گذاری را ابداع کنند. ولی تقریبا هزار سال است که این شیوه نگارش بدون تحول و تکامل باقی مانده و به علت نوشته نشدن صداها ( ضمه کسره و فتحه) ، غیر فارسی زبانان بسختی می توانند واژگان را بدون شنیدن و فقط از طریق کتابت فرا بگیرند. مشکلی که البته در زبان های دیگر و در کتابت با حروف لاتین نیز بطور کامل برطرف نشده است . اما در فارسی نیز با کمی انعطاف می توان این مشکل را حل کرد. کردها و پاکستانی ها تا حدودی با ابداع بعضی ابتکارات این مشکل را کم کرده اند.

تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات عرب هیچ زبانی در دنیا نیست که از سایر زبان ها واژه گانی به عاریت نگرفته باشد، همه زبانها از همدیگر تاثیر و تاثر پذیرفته اند. زبانی که از زبانهای دیگر وام نگرفته باشد زبانی مرده است . هرچقدر زبانها تاثیر بیشتری گرفته باشند زنده تر شده اند و این هیچ عیب و نقصی برای آنها محسوب نمی شود. مهمترین زبان فعلی جهان (انگلیسی ) تقریبا 75 درصد کلمات خود را از سایر زبانها بویژه انگلو- جرمن و لاتین گرفته است. اسپانیولی و پرتغالی 95 درصد زبان و ادبیاتشان یکی است با این وجود خود را دو زبان مختلف می نامند . زبان عربی و فارسی نیزازهمدیگر واژگان زیادی وام گرفته اند. بطوریکه بیشتر اصطلاحات فقهی، مذهبی و حقوقی از زبان عربی گرفته شده است. اما زبان عربی نیز به نوبه خود واژگانی بصورت دست نخورده و واژگان زیادی بصورت برهم زده شده (بشکل قالب های معرب) از فارسی وام گرفته است.

زبان فارسی اصیل

جوالیقی 838 کلمه و در کتاب المنجد321 کلمه و ادی شیر در کتاب خودش 1074 واژه را که زبان عربی از زبان فارسی وام گرفته است را توضیح داده اند. برای نمونه از کلمه پادشاه در زبان عربی د هها کلمه ساخته شده است. واژه های : اشتها، شهوت، شهی، شهیوات، شاهین- شیخ ،بدشاو- پاشا، باشا همگی از کلمه فارسی پادشاه گرفته شده اند. اما اگر با قواعد و قالب های زبان عربی آشنا باشید براحتی قبول خواهید کرد که کلمه اوراش (ورشه) از work shop گرفته شده و هامش و حاشیه از گوشه و شکایه از گلایه .

شعر حماسی‌ و پهلوان‌ نامه‌های‌ ملّی‌ در ایران‌ پیش‌ از اسلام‌ همواره‌ از محبوبیّتی‌ گسترده‌ برخوردار بوده‌ است‌. ادبیات‌ فارسی‌ در این‌ زمینه‌ نیز همچون‌ بسیاری‌ از زمینه‌های‌ دیگر بسیار غنی‌ و تاثیر گذار بر ادبیات عرب و بر تمام فرهنگ های منطقه و جهان بوده است. حداقل 15 نویسنده بزرگ ایرانی در شکل دهی ادبیات عرب نقش داشته اند که سیبویه از جمله آنها است. معمولا این دانشمندان ایرانی را که درادبیات ، طب، کیمیا، تفسیر و معارف دینی، در نجوم، موسیقی، جغرافیا و در زبانشناسی و تاریخ خدمات بی نظیری نه تنها به جامعه عرب و اسلامی بلکه به جامعه بشریت نمودند را در کشورهای عربی بعنوان عرب می شناسند!!!! . همین دانشمندان بودند که از مصدرهای فارسی با استفاده از ابواب و قالب های گرامر عربی صدها کلمه جدید ابداع و به غنای ادبیات عربی افزودند. آنها همچنین در ادبیات فارسی با استفاده از مصدر ها و قالبهای عربی کلماتی ساخته اند که بعدها بسیاری به ادبیات عرب وارد شده اند مانند : سوء تفاهم ، منتظر و … در ادبیات فارسی از واژگان پارسی ولی با کمک قالب های عربی واژگانی ساخته شده که تعدادی از آنها به زبان عربی نیز راه یافته اند مانند: استیناف ( از نو، درخواست نو و تجدید نظر)، تهویه ( از هوا بر وزن تفعیل) وزن توزین و ….. و … زبان های گروه سامی و عربی بخش اعظمی از واژگان خود را از فارسی گرفته اند که در مورد عربی بدلیل ماهیت صرفی و قالب های متعدد آن واژگان فارسی بیشتر در شکل مفرد و ساده آن قابل رد یابی است و بدلیل ذوب شدن مفردات در قالبها و صیغه ها رد یابی آن مشکل می شود. اما زبان فارسی از معدود زبانهای دنیا است که تقریبا عموم واژگان وام گرفته را بدون دستکاری و بدون حذف آوا و حروف می پذیرد. بویژه کلمات قرآنی را بدون هیچ تغییری پذیرفته است مانند : صالح – کاذب – مشرک – کافر و … از اینجا است که بسیاری اعتقاد دارند باید هدف از بیگانه زدایی از زبان فارسی ، نه حب و بغض نسبت به بیگانه بلکه باید تلاش برای آسان کردن فارسی از یکسو و پویا و زنده نگه داشتن آن از سوی دیگر پیش نظر باشد.

بطور نمونه کاربرد جمع مکسر عربی فهم فارسی را برای غیر فارس زبانان مشکل می کند. مانند : اساتید – بساتین – دساتیر- خوانین – دهاقین – بازارات – میادین – اکراد – افاغنه ، بجای : استاد – بستان – دستور – خان – دهقان – بازار – میدان – کرد – افغانی ، که همگی باید با افزودن» ها» جمع بسته شوند نه بصورت مکسر عربی. اما بنظر نمی رسد خارج کردن واژگانی که در اصل ریشه فارسی دارند کمکی به پویایی زبان فارسی کند و بسیار گفته و شنیده شده که افرادی ما را از بکار بردن بعضی کلمات مشترک که در فارسی و عربی از قدیم وجود دارند برحذر داشته اند .

حذف و یا جایگزینی واژگان بین المللی مانند رادیو – تلویزیون – کامپیوتر و … که در همه زبانهای دنیا نزد مردم جا افتاده است نیز نباید اولویت داشته باشد. بسیاری از کلمات مشترک فارسی و عربی اگر مورد کنکاش قرار گیرند ریشه فارسی آن معلوم می شود . بطور نمونه تقریبا بندرت کسی در عربی بودن کلمه کم (چن ، چند ) ، جص (گچ ) ، رباط ، بیان، نور، دار الاخره ، تکدی ، رجس ، نجس و یا باکره (پاکیزه) ترجمان تردید کرده است. اما در حقیقت همه اینگونه کلمات یا بطور کامل فارسی هستند و یا معرب شده هستند. بعضی پژوهشگران تعداد واژگان فارسی قرانی را تا یکصد عدد برآورد کرده اند:

  • سراج = چراغ، دار 
  • غلمان = گلمان جوان گل رو 
  • زمهریر- کاس یا کاسه 
  • جُناح: گناه، 
  • رجس = زشت 
  • خُنک: سرد
  • زُور: قوه، نیرو، عقل
  • شُواظ: زبانه آتش، شعله، حرارت، درحال ذوب شدن 
  • اُسوَه = الگو 
  • فیل: پیل 
  • توره: شغال، حیوان وحشی
  • زبانیه: نگهبانان دوزخ، زبانه کشیدن شعله های آتش
  • ابد: جمع آن آباد، جاودان
  • قمطریر: شدید، سخت، دشوار
  • نجس: ناپاک، پلید
  • تَبَت: نابودشده، قطع شده

زبان عربی و تغییرات اساسی آن


	زبان فارسی باستان

گاهی در تبدیل واژه پارسی به زبان عربی هیچ اثری به جز وزن واژه فارسی باقی نمانده مانند: چند، چن = کم – گچ = جص، مجصص – زشت= رجس- پسک = برص – گنج – کنز – و …

کاربرد کلمات در معنی متضاد با فارسی و یا غیر معنی اصلی مانند: خوبه = خیبه – زرابی ( قالی)

 به هم ریخته شدن تمام صدا و حروف مانند: باغ = غابه – باغات= غابات.

 یک کلمه از فارسی چند بار و به معنی های مختلف وارد عربی شده مانند: از کلمه باغ = باقه به معنی دسته گل و کلمه غابه به معنی جنگل ، ساروج به معنی نوعی ملاط سیمان و آب انبار و سهریج صهریج به معنی تانکر .

حذف سایر آواها مانند : نارگیل = ارکیل- آبریز= ابریق

 گاهی در تبدیل واژه پارسی به زبان عربی تنها یک حرف از واژه فارسی باقی مانده است، مانند: گوشه = حاشیه = هامش = حامش = جشن = دشن = تدشین- سنگ = سنج = صنج = چار راه = شارا = شارع = شاد یشید = شادی اناشید = جشن = دشن= تدشین – = تایگر= بایبر = ببر = نمر ( نمور) و …

گاهی در ادبیات زبان فارسی از مفردات فارسی و یا عربی کلماتی ساخته شده وبعد به ادبیات عرب نیز راه یافته است، مانند: فهم و سوء تفاهم – تهویه

 حذف و یا تغییر و تبدیل هر یک از حروف عله » و . ا.ی» به یکدیگر ،مانند: جوراب= جورب – خوب= خید = خیر-

 تبدیل ا به هـ و تبدیل ز به س مانند : اندازه = هندسه – اندام = هندام -

 گاهی در تبدیل واژه پارسی به زبان عربی دو حرف از واژه فارسی باقی مانده است ، مانند: آیین = دین گاهی در تبدیل واژه پارسی به زبان عربی آواهایی به آن اضافه شده مانند: ستون = اسطوانه = استوانه – سروج ساروج سهریج صهریج.

بعضی غلط های رایج 

بسیاری از مردم به غلط کلماتی مانند تاج – خبر- بیگ – دهقان – خاقان – خان را به زبانهای دیگر مرتبط می کنند. در حالیکه بطور نمونه: دهگان یا دیهه گان ریشه کلمات دهقان – خاقان و خان است. گاهی در زبان فارسی نیز آواهایی مانند گ – ش – پ و ذ به آواهای ج – س – ف و ذ تبدیل شده است . مانند : گرگان = جرجان ، شوش = سوس، پند= فند ، استاذ = استاد و گاهی گ در آخر کلمات به ه تبدیل شده مانند گردگ = گرده

نمونه هایی از کلمات فارسی در ادبیات امروز عربی 


زبان فارسی ایران

  • وزیر، وزارت، مرزبان، اسوار، دیوان، برید، ورد (برگ- گل)
  • ورق، دین، مصر ( میثرا- الهه الشمس)
  • تاج. سفته، چک، خنجر، جوشن، خود، خدنک، ساروخ، هاون، ستون
  • ستارگان : هرمس، ناهید، بهرام، مهر، کیوان، تیر ، ماه ، بروین
  • موسیقب : ناب، نب، سورنا، بربط، تنبور، صنج، سکاح، سیکاه
  • بیک (بعضی به غلط این واژه را ترکی می دانند) به معنی ارباب امیر خداوند رهبر دینی، مرشد و هدایتگر است
  • خوش، ارجمند، با ارزش، ارغوانی، شراب، بابونه، کاخ و قصر 
  • توت، تیر ، ستون چوبی، تیغار، تغار

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات عرب»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

2 + 8 = ?