اختصاصی آسمونی

نوشته مهدی زارعی

مربی کنونی گل گهر سیرجان که آغاز درخشانی با این تیم در لیگ برتر داشته است، 10 سال پیش گفته بود که فقط دو سه سال از دوران مربیگری اش باقی مانده است. آن هم بعد از یک برد درخشان.

آذرماه 1389 امیر قلعه نویی مربی سپاهان بود و پس از برد(4-1) در خانه پرسپولیس، مصاحبه ای مفصل با روزنامه خبر ورزشی انجام داد. در این مصاحبه صحبت های قابل توجهی شده بود از جمله این که تنها دو سه سال دیگر مربیگری می کند. با هم مروری داریم بر صحبت ها و تفکرات قلعه نویی در آن روزها. ژنرال در آن زمان مدعی بود که امید ابراهیمی از بهترین هافبک های ایران خواهد شد.

*چرا تیم های امیر قلعه نویی همیشه فصل را ضعیف شروع می کنند و بعد راه می افتند؟

من در شروع هر فصل برنامه ریزی کاملی دارم اما از همان فصل نقل و انتقالات مشکلات مان شروع می شود! شما در ایران نمی توانید به صد در صد خواسته ها و ایده آل هایتان برسید بعد وارد بدنسازی می شوی باید برای یک فصل بدنسازی کنی اما بازیکنانت نیستند!

 

*همیشه این اتفاق می افتد؟

بله. همان فصل آخری که در استقلال بودم را نگاه کنید. درست سه هفته بعد از روزی که قهرمان جام حذفی شدیم لیگ شروع شد. خب کی یارگیری کنی، کی بدنسازی و کی تمرینات تاکتیکی؟

 

*این فصل در سپاهان چه شد؟

من یک مثال دارم. رئال مادرید بیش از 15 بازیکن ملی پوش از کشورها و قاره های مختلف دارد که هرکدام مسابقات ملی خودشان را دارند ولی آنها کمتر از سپاهان لطمه می خوردند و هیچ کجا مثل ما تطعیلی ندارند!

بعد از نقل و انتقالات تیم ملی رفت اتریش، دو روز قبل از بازی اول ما با راه آهن ملی پوشان رسیدند، هنوز جا نیفتادیم که بعد از بازی استقلال دوباره تیم ملی اردو داشت، بعد سفر کره و چین، بعد.. همین طور پشت سر هم بازیکنان ما در تمرینات تیم غیبت داشتند. خب شما مدافع عنوان قهرمانی هستی و تیمت بین سی تا چهل درصد نسبت به فصل قبل تغییر داشته. این مهره های جدید کی و کجا باید با بقیه تیم هماهنگ شوند؟ کی بدنسازی کنند؟ اصلا فرصت تمرین نداریم.

 

*الان هم دو بازی عقب افتاده دارید!

ما تا الان 14 بازی در لیگ انجام داده بودیم و باور کنید سر جمع 30 جلسه تمرین با حضور تمام بازیکنان مان نکرده ایم. بازیکن با تیم های ملی مختلف می رود اردو و مسابقات، خسته و مصدوم بر می گردد. مجبوری برای ریکاوری به او استراحت بدهی. بعد هم بازی های خودمان فشرده می شود.

 

*این شرایط برای همه است.

شما به جز سپاهان یک مثال بزن!

 

*سرپرست پرسپولیس گفته درست است که سپاهان سه ملی پوش در تیم امید داشت و ما دو نفر ولی بازیکنان آنها مدافع و دروازه بان بودند و ندویدند که خسته شوند!

(می خندد) من چه باید بگویم؟ احسان حاج صفی ما آنقدر خسته بود که مجبور شدم به او استراحت بدهم به نظر خود من او در گوانگژو خیلی خوب بازی کرد و زیاد هم دوید.

 

*می گویند امیر قلعه نویی قهرمان می شود چون زیر و بم فوتبال ایران را خوب بلد است. در واقع همین ریزه کاری ها باعث شده تا خیلی ها قلعه نویی را متخصص بازی های لیگ برتر بدانند.

نظر لطف شماست. من که خودم را متخصص نمی دانم، کارم را می کنم.

 

*امیر قلعه نویی در فصل نقل و انتقالات خوب یار می گیرد می خواهیم بدانیم اساس و محور انتخاب هایتان چیست؟

من سیستم را روی کاغذ می نویسم و می دهم دست مدیرعامل تیم. الان آقای ساکت، آقای نظری، نیک نفس یا مدیرانی که با آنها کار کرده ام این کاغذها را دارند. من سیستم را می نویسم، بعد اولویت بندی می کنم که اول باید کدام پست ترمیم شود. در هر پست هم سه اسم به ترتیب اولویت می گذارم تا دست باشگاه باز باشد و به هر دلیلی اگر نفر اول نشد انتخاب دومم را جذب کنند.

 

*یعنی اسم و رسم بازیکن ملاک شما نیست؟

الان سیاوش اکبرپور، رضا عنایتی، خسرو حیدری و ... بازیکنان بزرگی هستند ولی آن روزی که من آنها را جذب کردم این اعتبار را نداشتند. در واقع من پتانسیل بزرگ شدن را در آن ها می بینم.

 

*یا مثلا جان واریو!

زمانی که مسئولیت مس کرمان را داشتم برای تماشای بازی فولاد و مس رفسنجان به رفسنجان رفته بودیم. همین دوستم هم بود، آنجا به ایشان گفتم اسم این هافبک خارجی را بنویس که فصل بعد هر کجا رفتیم او را جذب کنیم.

 

*پس براساس افکار تاکتیکی و سیستمی که مدنظر دارید یار می گیرید و این کار هرکجا بروید اجرا می شود؟

دقیقا. این بازیکنان قابلیت های فراوانی دارند و به اجرای آن سیستم مورد نظر کمک فراوانی می کنندد.

 

*شما تمام بازی های لیگ و جام حذفی را می بینید تا بازیکن انتخاب کنید؟

زمانی که سرمربی تیم ملی بودم بله ولی الان فرصت نمی کنم و باید مدام بالای سر تیم خودم باشم اما در هر شهر دوستان مورد اعتمادی دارم که در کارها با آنان مشورت می کنم. گاهی ایشان کسی را به من معرفی می کنند، مثلا همین امید ابراهیمی را آقای چرخابی توصیه کرد و قطعا از بهترین هافبک های ایران می شود.

 

*در کنفرانس ها هم همین طور؟

نه. آنجا سوالات فنی است و مشکلی ندارم. من برای یادگیری نکات فنی از هر فرصتی استفاده می کنم؛ از مطالعه تا دیدن فیلم. البته چون تجربه حضورم در کنار تیم لورکوزن به اندازه 10 سال به من چیز یاد داد. این شیوه را موثرتر از همه می دانم و به همین دلیل الان از طریق محمد تقوی در حال تدارک سفر به لندن و حضور در کنار تیم آرسنال هستم.

 

*چرا آرسنال؟

عاشق کار ونگر هستم. او هر سال ستاره هایش را از دست می دهد و چهار جوان را جایشان می گذارد اما «سرعت» بازی آرسنال هرگز کم نمی شود! می خواهم راز و رمز همین را بفهمم.

 

 

*سال 1377 حوصله و شور فراوانی برای مربیگری داشتید و اعتقادتان این بود که باید نسل جوان وارد عرصه شوند، حالا هم همان دیدگاه را دارید؟

زمان استانکو در رشت تمرینات سنگین بدنسازی در تیم ملی داشتیم اما من هر شب بعد از دوش می نشستم و تمرینات را می نوشتم. مجتبی محرمی می گفت چه حوصله ای داری. ولی من عاشق مربیگری بودم. به نظر من دو اصل مربیگری عشق و صداقت است و هر وقت یکی را نداشتی نمی توانی کار کنی. من هنوز هر دو را دارم.

 

*هنوز؟ تا کی؟

تا دو، سه سال دیگر که این کار را کنار میگذارم و وارد دنیای مدیریت می شوم.

 

*شما استعداد و قابلیت مدیریت را هم دارید و در بعضی تیم ها مدیر واقعی بودید.

(می خندد) نه بابا. اما 15 سال در شهرداری کار اجرایی کرده ام و دوست دارم در فوتبال هم وارد اجرا شوم. البته اگر بگذارند.

 

*امیر قلعه نویی در اوج مربیگری است، چرا می خواهند کنار بروید؟

هر سنی اقتضای خودش را دارد. ما در نازی آباد یک روز از دیوار راست بالا می رفتیم. گاه در یک روز 3 بازی می کردیم اما حالا سه تا پله را نمی توانم بالا بروم. حالا مربی هستم. اقتضای این کار به روز بودن و مجهز بودن به علم روز است و البته ایجاد رابطه صحیح با بازیکنان. شاید من تا چند سال دیگر بتوانم خود را به روز نگه دارم اما برای انتقال این دانش به نسل فردا و ایجاد رابطه با آنها قطعا مشکل خواهم داشت. همان طوری که همه مربیان بزرگ برای یک دوره کنار می روند چون فاصله نسل ها ایجاب می کند.

 

*در مدیریت بمب هم می ترکانید؟

(خنده جمع) نه.

 

*حاجی فتح ا... زاده شما را خیلی دوست دارد. البته یک سال در میان  و سال های فرد.

(می خندد) می دانم چه می خواهید بگویید. ولی واقعا ایرادی دارد که انسان هر از گاهی با دوستان قدیمی یک جا بنشیند و گل بگویند و گل بشنوند؟ خود شما با دوستان سابق خودتان ملاقات ندارید؟

 

*شرایط آدم ها فرق دارد. اسم و سایه شما همواره بر باشگاه استقلال هست و این گونه ملاقات ها تولید حاشیه و شایعه می کند.

به خدا قسم ما کلمه ای از فوتبال حرف نزدیم. اصلا اگر ما قصد داشتیم حرف مخفیانه بزنیم که من نمی رفتم ساختمان باشگاه استقلال که از 5 طبقه سه تایش دست روزنامه و مجله هاست. می توانستیم در یک جای خلوت قرار بگذاریم که هیچ کس نبیند و نفهمد. نه اینکه همه مطبوعات تیتر کنند.

 

*نمی شود به مطبوعات خرده گرفت. در فوتبال ما به تعداد انگشتان چهره های شاخص داریم که تحت هر شرایطی زیر ذره بین هستند و هر کار و هر جمله آنها می تواند تیتر یک شود.

مطبوعات اگر ننویسند که مطبوعات نیسند اما من از شایعات بعدی گله دارم. می خواستیم برویم سونا که نشد، گپی زدیم و تمام شد و رفت.

 

*یعنی حتی یک سوال فوتبالی هم از مدیراستقلالی نپرسیدید که مثلا چرا تیمت سخت موقعیت گل می سازد؟

قسم می خورم نه. چون من اصلا بازی های استقلال را ندیده ام که چیزی بپرسم. در آن جلسه حاجی پس از احوالپرسی و حرف های معمولی خودش بحث طلب 80 میلیون من را پیش کشید و تشکر کرد که در این دوسال کلمه ای از این موضوع حرف نزدم. بعد هم قول داد اولین پولی که دستش برسد بدهد به من.

 

*به نظر خودتان پس چرا کادر فنی و افراد حاضر در باشگاه می گویند فلانی می خواهد برگردد؟

چه بگویم؟ من اگر می خواستم بیایم استقلال که همان اول فصل آمده بودم.

 

*محمد احمدزاده می گفت: امیر قلعه نویی را دوست دارم چراکه توانسته پا جای پای بزرگان بگذارد و کسی از هم نسلان من نتوانست.

ایشان به من لطف دارند ولی من خودم را بزرگ نمی بینم. من در مربیگری سبکی را انتخاب کردم و جلو می روم. حالا خدا کمک کرده موفق شده ام.

 

*حتما می دانید پرافتخارترین مربی تاریخ لیگ برتر هستید.

آمار چنین می گوید.

 

*نسبت به سال 1382 که تازه وارد استقلال شدید، چه تغییراتی در خود می بینید؟

یک روز آقای مهاجرانی می گفت در فوتبال همیشه صحنه هایی می بینی که برایت تازگی دارد. مربیگری مثل پدرشدن است که تا قبل از آن هرچه در مورد مهر پدر- فرزندی شنیده ای فقط پنج درصد ماچراست و مابقی را باید درک کنی. هرچه در این حرفه جلو تر می روی. بیشتر می فهمی که چقدر نمی دانی و وقتی به 10 سال قبل خودت نگاه می کنی، می بینی هیچی بلند نبوده ای.

 

*قبلا در کنار زمین زود عصبی می شدید، اما حالا خیر، اتفاقی که برای اغلب مربیان ما نیفتاده است!

تجربه خیلی مهم است. من روزی که به استقلال آمدم، 12 نفر را کنار گذاشتم که ستاره های بزرگی بودند. من فقط روی افکار تاکتیکی ام این کار را کردم و بعدها خیلی حرف و حدیث درست شد، اما امروز که نگاه می کنم می بینم شاید آن کار بختیاری زاده که واقعا او را می خواستم و خودش رفت اما همان ها که به خاطر افکار و تاکتیک تیم کنار گذاشتم نیز اگر امروز بود، این کار را نمی کردم.

 

*چرا؟

چون نباید به یکباره 12 نفر را از تیم کنار بگذاری. شما منچستر را نگاه کنید. ظرف 5 سال ترکیبش را تغییر می دهد تا آب از آب تکان نخورد، اما ما در یک سال می خواهیم چنین کنیم.

 

*گفتید منچستر. رمز موفقیت و دوام 25 ساله فرگوسن را در چه می بینی؟

امثال او استثنا هستند. استثنا هرگز قاعده و ملاک سنجش دیگران نیست. انسان هایی که در هر حرفه و لباس و هر شرایطی زمانی به خاطر ویژگی هایی که دارند برجسته می شوند و نباید آنها را با بقیه مقایسه کرد.

 

*فرگوسن در آستانه 70 سالگی هنوز می تواند و با نسل جوان ارتباط برقرار کند و هنوز به روز و مدرن مانده.

قبول دارم. ولی استثنا را ملاک قرار دهیم. او قطعا شاخصه های مربیگری را در وهله اول داشته تا بعد با ویژگی های دیگر به اینجا برسد. خدا شاهد است ما هم این کارها را می کنیم. خود من برای هر جلسه تمرینی ام 5 ساعت وقت می گذارم، از مطالعه و تحقیق تا طراحی تمرین و رسیدن به اجرایش.

 

*خودتان تمرینات را اجرا می کنید یا دستیاران؟

خواهش می کنم. از این واژه ها استفاده نکنید. همه همکار هستیم و همه کار خودشان را انجام می دهند. الان من فقط نظارت می کنم چون همکارانم به طور کامل با مهندسی تمرین من آشنا هستند. یعنی می دانند روز قبل یا بعد بازی باید چه کنیم یا پیک تمرین در هفته کی و کجاست و...

معرفی نویسنده:

Sport journalist & book author
runner & expert in radio

ثبت نظر درباره «قلعه نویی در سال 89: دو سه سال دیگر بی خیال مربیگری می شوم/ به آرسنال می روم»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

8 - 3 = ?