کد مطلب: 57110 درج نظر
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نقد فیلم استخراج

نقد فیلم استخراج

هنگام دیدن فیلم شاید تعجب کنید که کارگردان فیلم یعنی "سم هارگریو" یک کارگردان فیلم اولی است. او قبل از این فیلم به عنوان یک بدلکار شناخته شده بود.  
زمان مطالعه: 3 دقیقه
سرفصل های این مطلب:[بستن]

اختصاصی آسمونی نوشته نجیبه نعمتی

 

**ماموریتی انتحاری یا یکی شدن هالیوود و بالیوود **

فیلمی دیوانه وار، سراسر خون، گلوله که مخاطب را سر جای خودش نگه می دارد.  

هنگام دیدن فیلم شاید تعجب کنید که کارگردان فیلم یعنی "سم هارگریو" یک کارگردان فیلم اولی است. او قبل از این فیلم به عنوان یک بدلکار شناخته شده بود.  

آنچه از خلال صحنه های کاملا اکشن فیلم می توانید درک کنید درگیری دو گروه قاچاقچی مواد مخدر است. یکی در هندوستان و دیگری در بنگلادش.  

زندانی شدن "راندیپ هدا" Randeep Hooda رییس کارتل مواد مخدر هند این فرصت را به گروه رقیب یعنی کارتل بزرگ مواد مخدر بنگلادش به رهبری "امیر آصف"می دهد تا پسر نوجوان «راندیپ هدا» (اووی) را به گروگان بگیرند. 

"اووی ماهاجان "پس از اتمام مدرسه به صورت مخفیانه و به دور از محافظانش به همراهی دوستش از خانه بیرون می رود. فرار او از خانه  فرصت مناسبی را به کارتل رقیب می دهد تا او را گروگان بگیرند. افراد گروه رقیب در لباس پلیس، "اووی ماهاجان "را به بنگلادش می برند. 

"راندیپ "پدر "اووی " حاضر به پرداخت باج نیست او برای نجات پسرش از گروگان گیری گروهی را به سرپرستی «نیک» با بازی گلشیفته فراهانی اجیر می کند. او برای اجرایی کردن نقشه فرار به کمک "تایلر" با بازی (کریس همسورث )نیاز دارد. مردی که در غرب استرالیا فارغ از دعواهای کارتل های مورد بحث گوشه عزلت گزیده و با مرغدانی کوچکش همه دنیای اوست. "تایلر "قبول می کند و برای نجات پسر و برگرداندن او به کمک "نیک "پیش قدم می شود. 

"تایلر "و گروه پشتیبان به داکا ( بنگلادش) می رود، پسر را پیدا می کند، چندین نفر را می کشد و... 

اما قرار نیست ماجرا به این سادگی پیش برود. پولی که قرار بود برای رهایی "اووی "

 

واریز شود در آخرین لحظه پرداخت نمی شود. «ساجوی» محافظ پسر که از سوی پدر "اووی "مورد تهدید قرار گرفته بود پول را نمی پردازد.  

"امیر آصف "تمام شهر بنگلادش را برای بازگرداندن "اووی "اجیر کرده است، پلیس های فاسد بنگلادش، پسران کوچه و خیابان، گروه گانستگری خودش همه و همه برای این کار یعنی بازگرداندن اووی همدست او هستند؛ اما "تایلر "تنها خودش را دارد. زمانی که "تایلر "در بنگلادش گیر می کند و همه بر علیه او هستند. «گاسپر» با بازی (گاسپر با بازی دیوید هاربر) دوستش به کمک او می آید اما او نیز به او نارو می زند و مخفی گاه او را لو می دهد.  همه تفنگها به سمت او نشانه رفته است، مانند همه فیلم های اکشن او قهرمان تنهاست. او خود را برای برگرداندن پسر مقید می داند. هر چند قرار نیست پولی دریافت کند. حال باید عواقب تصیمش را بگیرد. همه بر علیه او هستند.  

نیک خان ( گلشیفته فراهانی) نیز در این ملغمه اکشن گیر کرده است. او نیز نقشش به خاطر ضعف در فیلمنامه کمرنگ و مانند سایر شخصیت های فیلم، پرداخت درستی ندارد. 

صحنه های تعقیب و گریز در بنگلادش، احمد آباد و...بسیار خوب برنامه ریزی شده است؛ به نحوی که انگار تمامی کوچه و خیابان های شهر میدان جنگ و مردم شهر جملگی مبارزه هستند. جالب این است که هیچ کدام نیز گلوله نمی خورند. 

سیاه نمایی به شدت در فیلم مشهود است؛ همه شهر بر علیه قهرمان  هستند. چیزی که در خصوص فیلم می شود گفت که فیلم بر اساس صحنه های اکشن تدوین شده است نه بر اساس فیلمنامه. 

فیلنامه ضعف این فیلم محسوب می شود. فیلنامه ای با پایان قابل پیش بینی. 

“تایلر” ابر قهرمانی است که باید تک و تنها به جنگ همه برود. او اگر لباس عادی بر تن نداشت و میزان خونریزی‌اش زیاد نبود او را می توانستیم یک ابرقهرمان به نامیم. 

هیچ چیز بر او کارگر نیست. گلوله، شکستگی های پشت سر هم، تصادف با کامیون ...همه را پشت سر می گذارد. 

اگر شرکت نتفلیکس نبود و اگر تایلر وجود نداشت فیلم یک فیلم هندی( بالیوووی) با تمام قد و قواره استانداردش را شاهد بودیم. 

کارگردان برای پوشاندن ضعف بزرگ فیلمش به هر چیزی آویزان شده است، قتل، خون، تفنگ، آرپی جی، نارنجک، تیربار، مسلسل...یک جنگ به تمام معنی. ارتش و پلیس و تمامی افراد مافیای در مقابل تنها یک نفر. آن هم تایلر 

فیلم برای  کسانی مناسب است که بخواهند هیجان زیادی را تجربه و آدرلانین خونشان را افزایش داده و برای فیلمنامه و منطق پشت سر آن اهمیت زیادی ندهند. 

فیلم کاملا کلیشه ای است. 

تمرکز بیشتر فیلم روی صحنه ها و کلیشه های معمول این گونه فیلمها یعنی پیروزی قهرمان از میان همه شداید و گرفتاریهای است.

ثبت نظر درباره «نقد فیلم استخراج»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

7 - 5 = ?