کد مطلب: 2209 درج نظر
لذتی آمیخته با جنون در سبک اکسپرسیونیسم
زمان مطالعه: 6 دقیقه
اکسپرسیونیسم به عنوان یک جنبش در ادبیات آلمان روی کار آمد. هدف این سبک نمایش احساسات درونی انسان مانند ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود.
اکسپرسیونیسم به دنبال سبک امپرسیونیسم و رئالیسم به وجود آمد و بر ضد آن ها بود. در سبک اکسپرسیونیسم هیجان حرف اول را می زند و از واقع گرایی فاصله دارد. یک درخت در ذهن هنرمند اکسپرسیونیسم با واقعیت تفاوت های بسیاری دارد. آسمونی در این بخش سبک نقاشی و جنبش اکسپرسیونیسم را شرح می دهد. 

معرفی سبک اکسپرسیونیسم


اکسپرسیونیسم به انگلیسی

اکسپرسیونیسم یا هیجان‌نمایی (Expressionism) نام یک مکتب هنری است. اکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌ های تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط زمخت بهره می‌گیرد. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال 1910 تا 1935 میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور باهنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته است. برای نمونه مکتب تبریز در نگارگری ایرانی و مکتب سونگ در هنر چین را اکسپرسیونیست هنر ایران و چین می نامند.
 
عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال 1911 برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دهه ی اول سده ی بیستم بنای کار خود را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستم گرانه و ریاکارانه ی حکومت ها، و مقررات غیر انسانی کارخانه ها، و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند. این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ های تند و تشویش انگیز، و ضربات مکرر و هیجان زده ی قلم مو، و شکل های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با ژرفا نمایی به دور از قرار و سامان ایجاد می کردند و هرآنچه آرامش بخش و چشم نواز و متعادل بود از صحنه ی کار خود بیرون می گذاشتند.
 
بدین ترتیب بین سالهای 1905 تا 1913 مکتب اکسپرسیونیسم با درکی خاص از هنر خاص ونسان ونگوگ و به پیشتازی نقاشانی چون کوکوشکا، امیل نولده و کرشنر در شهر درسدن و با عنوان "گروه پل" به وجود آمد.

پیدایش اکسپرسیونیسم


پدر اکسپرسیونیسم

در آغاز قرن بیستم ، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرام آرام مکتب اکسپرسیونیسم از دل آن بیرون آمد. معروف است که واژه ی اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشی های «اگوست اروه » به کار رفته است .
اکسپرسیونیسم جنبشی در هنر و ادبیات بود که در بین سال های 1903 تا 1933 نخست در آلمان شکوفا شد . هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر ،مخصوصاً عواطفی چون ترس ، نفرت ، عشق و اضطراب بود . هنر اکسپرسیونیستی هنری ست که یک فشار یا ضرورت درونی را آزاد کند . این فشار بر اثر عاطفه یا احساس ایجاد می شود . آزاد شدن نیروهای روانی به این صورت ممکن است به حرکات تندی منجر شود و ظواهر امور طبیعی را چنان دیگرگون کند که زشت به نظر می رسد .

گفته شده که « گوگن » اولین نقاشی بود که نظریات و عقایدش بر این مکتب ( در نقاشی ) تاثیر فراوان گذاشت . او سال ها قبل از پیدایش این جنبش به نقاشان جوان متذکر شده بود که به هیچ وجه طبیعت را سرمشق خود قرار ندهند . هنرمندان این مکتب معتقدند که این هنرمند است که محیط خود را دگرگون می کند . "کوکوشکا" ، "کاندینسکی" و" کلی" از اولین نقاشان برجسته ی این مکتب به شمار می آیند . این نقاشان از تقلید واقعیت روی گردانیدند و به جای آن به بیان منّویات و نگرش اصلی خود نسبت به جهان پرداختند . در نقاشی اکسپرسیونیسم واکنشی ست علیه به جزئیات فرو رفتن امپرسیونیسم که پیچیدگی های رنگ به رنگ شونده تنوع برآشوبنده و ته رنگهای بی دوام طبیعت را بازتاب می دهد. برای آشنایی با سبک امپرسیونیسم این مطلب را مشاهده کنید: امپرسیونیسم

 

در آغاز قرن بیستم ، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرام‌آرام مکتب "اکسپرسیونیسم" از دل آن بیرون آمد. واژه‌ی اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشی‌های «اگوست اروه » به کار رفته است.

 

اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه ای عاری از طبیعت گرایی که می خواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال 1910 تا 1935 میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است.مثلا مکتب تبریز را در نگار گری ایرانی، اکسپرسیونیسم هنر ایران می نامند.

چگونه سبک اکسپرسیونیسم را تشخیص دهیم؟

در تصویرگری افراد، مکان ها و اشیا تحریف یا اغراق می شود. حتی طبیعت نیز گاهی تحریف می شود. نقاشی ها جهانی مدرن را نشان می دهند که برای مخاطب بیگانه است. احساسات بد با سرکوب های تهاجمی تقویت می شود.

شب پرستاره ونگوگ"شب پرستاره" اثر ون گوگ

ارنست لادینگ"خیابان" اثر ارنست لادویگ

شب
"شب" اثر مکس بکام

2. در سبک اکسپرسیونیسم افراد بیمار یا دردمند به نظر می رسند. چهره ها همیشه غمگین هستند. شما هرگز زیبایی متعارف را در هنر اکسپرسیونیسم نمی بینید!

ادوارد مونک
"کارت بازی معمولان در جنگ" اثر اتو دیکس

ادوارد مونک
"مرگ در مریض خانه" اثر ادوارد مونک

3. مانند فاویسم ، رنگ ها در اکسپرسیونیسم غیرواقعی هستند اما از رنگ قرمز در آن ها استفاده ای نشده است. رنگ های غیرطبیعی اغلب تیره هستند تا احساسات خود را در مورد دنیای مدرن بیان کنند. برخی اکسپرسیونیسم را به عنوان یک فاویسم مدرن می دانند. شاهکار ادوارد مونک یک نمونه از این سبک است: به گفته خودش او "ابرها را مانند خون واقعی رنگ آمیزی کرد.

جیغ ادوارد مونک
"جیغ" اثر ادوارد مونک

برج اسب های آبی
"برج اسب های آبی" اثر فرنز مارک

ونگوگ
"آخرین عصرانه" اثر امیل نولده

4. هنر اکسپرسیونیسم مانند سبک سیمبولیسم (Symbolist) است ، صحنه ها وهم انگیز یا کابوس هستند اما می توانید آنها را از یکدیگر تشخیص دهید: دیدگاه اکسپرسیونیسم مانند افراد و اشیا، تحریف شده است. همچنین اشکال و فرم ها معمولاً جزئیات زیادی ندارند.

اکسپرسیونیسم"رهبر و راهبه" اثر اگون شیل


هنرمندان سبک اکسپرسیونیسم


ونگوگ

ونسان ویلِم ون گوگ (1853- 189) نقاش معروف این سبک، زاده هلند بود. نام او در زبان هلندی فینسِنت فان خُخ تلفظ می شود. ونسان، تلفظ فرانسوی اسم کوچک اوست و در انگلیسی وینسنت می گویند( Vincent van Gogh)

ون گوگ عاشق گل آفتابگردان بود و مجموعه گل های آفتابگردان او از معروفترین نقاشی هایش است كه در کل از یازده اثر تشکیل شده، وی می‌گفت:" زردی آفتابگردان بهترین رنگی است که می توان پیدا کرد. خیلی شاد است. واقعا شاد است."

او از بیماری روانی رنج می برد و در طی یک حادثه قسمتی از گوشش را برید! ونگوگ جوانی خود را به عنوان دلال هنری، معلم و واعظ هنری گذراند. او کار هنری خود را به عنوان یک هنرمند از سال 1880 و در سن 27 سالگی شروع کرد. در ابتدا از رنگهای تیره و محزون استفاده می کرد تا اینکه در پاریس با امپرسیونیسم و نئوامپرسیونیسم، آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید.

ون گوگ در 10 سال آخر عمرش حدود 900 نقاشی و 1100 طراحی بر جای گذاشت. برخی از مشهور ترین آنها در 2 سال پایانی عمرش کشیده شده اند و در 2 ماه پایانی عمرش تنها 90 نقاشی برجای گذاشت.

در سال 1890 به دکتر روانشناس (Dr.Gachet) که از او پرتره ای کشیده است، مراجعه کرد. اولین برداشت وان گوگ از دکتر این بود که دکتر خودش از او بیمار تر است. فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق تر شد و در جولای 1890 در سن 37 سالگی به سمت کشتزار ها قدم زد و گلوله ای در سینه اش خالی کرد. او در روز بعد در مهمان سرای Ravoux مرد. برادرش به بالین او آمد و او آخرین احساسش را اینگونه بیان کرد:غم برای همیشه باقی خواهد ماند.وقتی ونگوگ مرد تابوتش راپر از گل های آفتابگردان کردند.

ماجرای بریده شدن گوش ون گوگ را در این پست بخوانید: زندگینامه نقاش معروف هلندی، ون گوگ

دیگر هنرمندان سبک اکسپرسیونیسم


اکسپرسیونیسم جیغ

جیمز انسور در 1860در بلژیک به دنیا آمد و در 1949 در همان شهر درگذشت.

ادوارد مونک یا (مونش) نروژی که پردهٔ معروفش "جیغ " به تنهایی مفهوم کامل شیوهٔ اکسپرسیونیسم را نمایان می سازد.

امیل نولده، در 1867در شلزویگ، ناحیه ‌ای در شمال غربی آلمان متولد شد و در1956 در سیبول درگذشت. نولده به خاطر انتخاب رنگهای پر معنی و رسایش مشهور است. قرمز پر رنگ و زرد درخشنده اغلب در کارهایش دیده می‌شود که حالتی نورانی به کارهایش می‌دهد، در غیر اینصورت کارهایش تاریک و محزون است وی یکی از بزرگترین نقاشان آبرنگ است.وی با تجسم بخشیدن به پندارهای دینی و صور کابوسی ذهن آشفته‌اش یکی از نقطه‌های اوج این شیوه را در وجود می‌آورد.

ژرژ روئو در1871 در پاریس متولد شد و 1958 در همان شهر از دنیا رفت. وی در بیشتر آثارش الهامات دینی و تلخ کامی‌های خود را با شکلهای زمخت و چهره‌های سرد و عبوس (که از جهاتی یادآور تصویر سازی قرون وسطایی و تنگ افتاده در فضایی فشرده‌اند)مجسم می‌سازد. او همچنین در آثارش رنگهای تند و تیره و خطوط سیاه بسیار کلفت(همانند بند کشی سربی در شیشه‌های منقوش کلیساهای گوتیک) به کار می‌برد.

ثبت نظر درباره «لذتی آمیخته با جنون در سبک اکسپرسیونیسم»

برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید


ورود به سایت