کد مطلب: 4378 درج نظر
انگلیسی در سفر (در وسایل حمل و نقل عمومی)
زمان مطالعه: 2 دقیقه
 اصطلاحات انگلیسی رایجی در حمل و نقل عمومی وجود دارد که یاد گرفتن آن ها برای هر فردی ضروری است.

یاد گرفتن اصطلاحات انگلیسی زمانی مهم می شود که به خارج از کشور سفر کنید. اولین و ضروری ترین مهارت برای برقراری ارتباط با سایر کشور ها یاد گرفتن زبان و اصطلاحات آن هاست. زبان انگلیسی یکی از پرکاربرد ترین زبان های دنیاست و کشورهای بسیاری به این زبان صحبت می کنند. آسمونی در این بخش اصطلاحات انگلیسی مورد استفاده در حمل و نقل عمومی را برای شما تهیه کرده است.

در حمل و نقل عمومی نام های زیادی برای سفر با قطارهای زیر زمینی در ایالات متحده وجود دارد که عبارتند از:

  • (The subway (New York City
  • (The T (Boston
  • (BART (San Francisco
  • (The Metro (Washington, D.C

 

To hop on the subway
به معنی سریع سوار شدن در قطار یا مترو است.

 

 

مثال:

Instead of hailing a cab, you should hop on the subway to get to 42nd street.

به جای تاکسی خبر کردن، سریع سوار مترو شو تا به خیابان چهل و دوم برسی.

 

 

Fare

کرایه، مقداری پول برای گرفتن بلیط مترو یا اتوبوس است.

مثال:

The fare for one ride on the T in Boston is $2.50.
کرایه ی مترو در بوستون 2.5 دلار است.

 

 

Turnstile

دری است که معمولا در ورودیه ی متروها وجود دارد و اجازه ی عبور یک نفر را در آن واحد می دهد.

 

 

مثال:

You can’t get through the turnstile without swiping your card.
شما بدون کشیدن کارت نمی توانید از ورودیه ی گردان در مترو بگذرید.

 

 

Local train
قطار محلی (در تمام ایستگاهها توقف می کند.)

 

 

مثال:

To get from Union Square to 28th street, you should take a local subway.
برای رفتن از میدان Union به خیابان بیست و هشتم باید سوار متروی محلی شوید.

 

 

 

 

Express train
یک قطار سریع السیر که فقط در ایستگاههای خاصی توقف می کند و معمولا ایستگاههای شلوغی هستند.

 

 

مثال:

The downtown express train will get you from 86th street to 59th street in a few minutes.
قطار سریع السیر مرکز شهر تا چند دقیقه ی دیگر از خیابان هشتاد و ششم به خیابان پنجاه و نهم می رسد.

 

 

Uptown train Downtown train
این نام ها نشان دهنده ی مسیری است که یک متروی خاص در نیویورک حرکت می کند.

 

 

مثال:

Where can I get an uptown train?
کجا می توانم سوار قطار بالا شهر شوم؟

 

 

Inbound train/ Outbound train
این نامها نشان دهنده ی مسیری است که یک مترو در مسیر ویژه ی بوستون حرکت می کند.

 

 

مثال:

To get from Harvard Square to Boston Common, you need to take an inbound Red Line T.
برای رفتن از میدان Harvard به روستای بوستون، باید سوار مترویRed line شوید.

 

 

To swipe your card
کشیدن کارت، شما کارتتان را برای ورود به مترو در ماشین کارت خوان ورودیه می کشید

 

مثال:

Many tourists have trouble swiping their fare card in the New York City subway.
اکثر جهان گردان در کشیدن کارت کرایه مترو در شهر نیو یورک مشکل دارند.

 

 

To hail a cab
تاکسی گرفتن، با خبر کردن راننده تاکسی برای سوار شدن در آن

 

 

 

مثال:

It’s almost impossible to hail a cab when it rains.
معمولا در زمان های بارش باران تاکسی گرفتن غیر ممکن است.

 

A cabbie 

به راننده تاکسی می گویند

 

مثال:

Cabbies in New York don’t like to make trips to Brooklyn because they think it’s a waste of time.
در نیو یورک راننده تاکسی ها علاقه ای به رفتن به Brooklyn ندارند چون به نظرشان وقت تلف کردن است.

ثبت نظر درباره «انگلیسی در سفر (در وسایل حمل و نقل عمومی)»

برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید


ورود به سایت