کد مطلب: 9661 درج نظر
دیو؛ واقعیت یا تخیل؟!

دیو؛ واقعیت یا تخیل؟!

دیوها آیا وجود داشته اند؟ آیا موجوداتی تخیلی هستند؟ آیا فقط در قصه ها وجود داشته اند؟ هیچ کس نمیداند!
زمان مطالعه: 2 دقیقه

هیچ وقت نمی توان به طور یقین وجود دیوها را ثابت کرد اما یکسری نشانه ها را میتوان دلیل بر وجودشان دانست.که در ادامه این بخش پورتال آسمونی به این موضوع پرداخته ایم.

بررسی نشانه های وجود دیو

تا آنجایی که ما می دانیم، دیوها آفریده غیر عاقل خداوند هستند. شروع نسل دیوها بر می گردد به قبل از دوران دایناسورها. البته عده ای نیز می گویند دیوها نسلی از دایناسورها بوده اند.

بنا بر روایتی هم ، زمانی که آریایی ها به ایران آمدند کوه های مرکزی ایران محل سکونت غارنشینان بلند قامت بوده که دستانی بلند و پهن داشته اند و بسیار قدرتمند بوده اند. عاملی که باعث وحشت ایرانیان از آنها میشده ، صدای فریاد و نعره این غارنشینان و حمله آنها به اقوام ساکن در کوهپایه ها بوده و این دلیلی برای نامگذاری آنان به دیو بوده است.

اما قد و قامتشان تقریبا چندین برابر از انسانها بزرگتر بوده و می توان گفت جسته یک دیو تا 5 متر هم بوده است و دارای اندامهای بسیار بزرگ بوده اند.

دیو ها شکل و شمایل وحشتناک و صورت های بزرگ ، دیوهای تک شاخ و دو شاخ ، دارای دو پا و دو دست بزرگ داشتند.بعضی از آنها بال داشته اند و پرواز می کردند و از نقطه ای به نقطه ی دیگر می رفتند.

دیو ها دارای حس انتقام گیری ، شرور و بد ذات هستند و می گویند دیوها عقل بزرگی نداشته اند و نمی توانستند از عقلشان استفاده کنند و تمام حرکات را بدون هیچ فکری انجام می دادند مانند کرگردنی که چیزی را نمی بیند به کارهای خود ادامه می دادند.

می گویند انسانی به پیش دیوها می رود ، دیوها از او کاری را می خواستند که خودشان از انجام آن عاجز بودند و عقل نداشته اند که آن کار را انجام دهند . آن انسان خواسته آنها را انجام می دهد و دیوها او را شاه خود می کنند و این گونه می شود که یک انسان دیوها را در سلطه خود نگه میدارد و تا پایان عمرش فرماندهی آنها را بر عهده داشت. البته این داستان بعد از آفرینش انسان ها بود

و این گونه بود که بعد از آنکه انسانها آفریده شدند ، دیوها زیاد در دید انسانها نمی یامدند و نسل آنها هم به آرامی رو به انقراض کشیده شد ، که در زمان امامان به طور کلی منقرض شدند.

روایت ها در مورد دیو در ایران

دیو دو سر

حکایت است که در شاهنامه دیو سپید در غاری در سرزمین مازندران، کیکاووس (شاه ایران) و یارانش را به بند کشید. رستم به یاری اولاد آن غار را یافت. تنها به غار رفته و دیو سپید را خفته دید. برای به جا آوردن آیین جوانمردی او را از خواب بیدار کرد و با وی جنگید. یک دست و یک پایش را قطع کرد و جگرش را از سینه بیرون کشیده و از سر او کلاهخودی برای خویش ساخت و شاه و یارانش را نیز آزاد کرد.

معرفی نویسنده:

ثبت نظر درباره «دیو؛ واقعیت یا تخیل؟!»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

3 * 6 = ?