کد مطلب: 40352 درج نظر
زمان مطالعه: 2 دقیقه
یک نقد از فیلم های جشنواره : درخونگاه ، قصه زخم خورده ها

یک نقد از فیلم های جشنواره : درخونگاه ، قصه زخم خورده ها

نقد فیلم درخونگاه : اختصاصی آسمونی لاله عالم فيلمنامه درخونگاه در حقيقت بر أساس يك نمايشنامه نوشته شده...
زمان مطالعه: 2 دقیقه

نقد فیلم درخونگاه : اختصاصی آسمونی لاله عالم فیلمنامه درخونگاه در حقیقت بر أساس یک نمایشنامه نوشته شده است به همین جهت است که گاهی به تاتر نزدیک می شود به عنوان مثال در صحنه های ابتدایی فیلم جایی که رضا ، با بازی أمین حیایی ،حرکات نمایشی ژاپنی انجام می دهد که با ترکیب چیدمان صحنه همخوانی دارد و بی اختیار مخاطب را به یاد قهرمانان فیلم های کلاسیک ژاپنی می اندازد، اما نمی توان گفت درخونگاه از سینما به دور است، به خصوص در چند صحنه از فیلم و بازی های بی کلام بازیگران تسلط کارگردان را بر ابزار سینما می بینیم ، هر چند که به لحاظ محتوایی خوشایند نباشد. درخونگاه همچنین فیلمی است که از نمادها و نشانه ها بسیار بهره برده است مثل سکانس تیمارستان، رفاقت دو دوست در کنار هم و پرواز کلاغها یا به تعبیری لاشخورها بر بام انجا. در ابتدای فیلم می بینیم که سعید اسعدی ، کارگردان، فیلم را به کیمیایی تقدیم کرده ، بنابراین مخاطب انتظار دیدن فیلمی در قالب کارهای کیمیایی را دارد، که البته از بعضی جهات شاید شبیه باشد، قهرمان درخونگاه درست مانند فیلم های کیمیایی زخم خورده و تنهاست و به همان شیوه زخمی از نزدیکترین ها و این بار اما از خانواده؛ پدر، مادر، خواهر و....

رضا ، قهرمان اصلی فیلم حاصل کار و رنج و تلاشش در کشور غریب، ژاپن، را بر باد رفته می بیند. او حالا خود را در میان خانواده اش ، غریب تر از غربت می یابد و اینجاست که زخم خوردگی و تنهایی اش به مانند قهرمانان فیلم های کیمیایی است. این فیلم نیز بر روی رفاقت تاکید دارد درست مثل فیلم های کیمیایی ، نگاه کنیم به صحنه ای که رضا به دیدن دوستش به تیمارستان رفته و به او می گوید حاضر است ماحصل درامدی که از کار کردن در ژاپن به دست اورده را به ازای سالهای دوری اش از وی با او تقسیم کند. اما قهرمان او ، رضا، در نحوه برخورد با زخم زدگان نهایتا متفاوت عمل می کند گرچه می خواهد جا پای قهرمانان اثار کیمیایی بگذارد و این شاید نقطه تفاوت عملکرد قهرمان دو کارگردان باشد. گرچه نقطه های مبهمی در فیلمنامه وجود دارد که اگر نبود ما با فیلم بهتر و یکدست تری روبرو بودیم ، مثل خانه پنهانی پدر و داماد و مخفیانه سر زدن دختر خانواده به انها ، که اگر نبود چه تأثیر دراماتیکی داشت ، هر چند قبل از بر ملا شدن ان یک غافلگیری جالب برای مخاطب بوجود می اورد و مخاطب انتظار دارد که قهرمان در جستجوی ان زن ناشناس سر از ان مکان مخفی در اورده باشد نه خواهر خودش اما در صحنه بعدی ، انتظار مخاطب درست پاسخ داده نمی شود.

در کل فیلمنامه به لحاظ کلاسیک بودن و عبور قهرمان از موانع و دست و پنجه نرم کردن او با مشکلات برای هدفش ، قابل قبول است، دشواری ها و موانعی که بخشی از ان را تنها با اثار به جای مانده از زخم های بدن رضا و گفتارش در می یابیم و بخشی از ان را از صحبت های افراد خانواده با هم.یک مزیت دیگر درخونگاه این است که فیلم کهنه نمی شود، هرچند که وقایع ان در یک محله قدیمی بگذرد و زمان ان مال گذشته باشد.بازیگران ، نقش های خود را خوب إیفاکرده اند و گرچه اگر یکی دو شخصیت مثل مادربزرگ یا .. از فیلم حذف شود، خللی به فیلم وارد نمی شود.درخونگاه می تواند قصه تمام کسانی باشد که از نزدیکان خود زخم خورده اند، قصه ادم هایی که نادیده گرفته می شوند و خانواده هایی که مسئولیتی در قبال فرزندان خود احساس نمی کنند و خوشی و راحتی خود را به سرنوشت فرزندانشان ترجیح می دهند، توجه شما رابه دیالوگی جلب می کنم که رضا به خانواده اش می گوید، شما فکر کردید من مرده ام ، چون دوست داشتید من بمیرم. به زعم نگارنده درخونگاه در اثار به نمایش در امده در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر اثر قابل تأملی ارزیابی می شود.

اختصاصی آسمونی لاله عالم

معرفی نویسنده:

كارشناس ارشد روزنامه نگارى ، عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماى ايران مدیر مسئول نشريه پرونده تاتر ، مشاور سردبير ماهنامه شهر سالم. مسئول صفحه فرهنگستان ، مدير تحريريه هاى دو نشريه فيلم و سينما و جشنواره . مسئول بخش چهره ها و اهالي سينما ، مسئول ستون گپ و گفت ، مسئول ستون فريم به فريم

ثبت نظر درباره «یک نقد از فیلم های جشنواره : درخونگاه ، قصه زخم خورده ها»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

3 * 6 = ?