کد مطلب: 55298 درج نظر
زمان مطالعه: 4 دقیقه
نقد سریال تاریکی  (بخش نخست)

نقد از نجیبه نعمتی اختصاصی آسمونی

سریال آلمانی "تاریکی" محصول شبکه "نت فیلیکیس "به تازگی به پایان رسید. این سریال یکی از بهترین سریال‌هایی است که هم در ژانر عملی-تخیلی و هم در ژانر جنایی قرار می‌گیرد. سه فصل سریال موفق شد مخاطبان خود را به شدت جذب خود سازد. بعد از سریال «چیزهای غریب» ،stranger thingsکه به جهان موازی می‌پرداخت سریال "تاریکی" هم به جهان موازی می‌پردازد. این مسئله سبب شد تا هوادارانی که بعد از سریال stranger things «چیزهای غریب» که آن هم از "نت فیلیکیس "پخش گردید بار دیگر به دیدن این ژانر جذب شدند.
سریال‌های علمی‌و تخیلی یکی از ژانرهای جذاب است که دوست داران آثار علمی‌و تخیلی را بر سر ذوق می‌آورد.
سریال چیزی" های غریب" درباره چهار نوجوان بود که با گم شدن یکی از آنها(ویل) وارد ماجرای عجیب و غریب می‌شوند. گم شدن «ویل» ورود غیر منتظره دختری با نام «یازده» را به همراه دارد. این دختر در جریان سریال و ماجراهای آن قدرت‌های مافوق بشری خود را به نمایش می‌گذارد.

دختری که در آزمایشگاه‌های سری برای ایجاد سرباز و جایگزینی آنها با اسلحه برنامه‌ریزی شده است؛ اما فرار او تمام معادلات را برهم می‌ریزد. در روند سریال متوجه می‌شویم که این اتفاقات در جهان موازی را باز کرده است و ضمن انتقال" ویل" به جهان دیگر، موجوداتی را به این جهان وارد کرده است.
موجوداتی که در نهایت در می‌یابیم تغذیه‌شان از خشم فرو خورده، حسادت، دشمنی و...است. عوارضی که از یک انسان می‌توانند یک هیولا غیر قابل باور بسازند.


سریال «چیزهای عجیب و غریب» برای گروه سنی نوجوانان مناسب بود؛ اما سریال تاریکی «dark» سریالی است برای درک بیشتر و مخصوص بزرگسالان است.


تاریکی هر چند بر خصوصیات انسانی، روانی و بر مبنای درام تاکید دارد؛ اما بیشتر بر پایه علمی ‌قرار دارد. نظریات انیشتین، هاوکینگ و...هر چند یک بار در سریال بازگو می‌شوند.
سریال با خودکشی پدر یوناس «میکل» آغاز می‌شود. "یوناس "نوجوانی است که به تازگی بعد از خودکشی پدرش و بستری بودن چند ماهه در یک آسایشگاه روانی به تازگی به شهر «ویندن» بازگشت است. "ویندن "شهری است در دل جنگل که به اولین نیروگاه هسته ای در جهان شهره است. اولین نیروگاهی که در سال 1953 افتتاح می‌شود.


خودکشی "میکل "در زمان حال (21 ژوئن 2019)، گذر کودکی او (1953)، غار عجیبی که در شب حادثه میکل را در خود گم می‌کند و...خیلی از مسائلی از این دست در ابتدای امر گیج کننده است؛ به این موضوعات شجره‌نامه افراد را نیز باید اضافه کرد.
روند داستان اما به شکلی است که آرام آرام، شجره افراد و خانواده‌های درگیر را افشا می‌سازد. برای درک بهتر سریال باید با دقت تاریخ‌هایی که درسریال آورده می‌شود را در نظر گرفت. زمان هر سی و سال یک بار تغییر می‌کند.
تاریخ‌های 1953_ 1986 و 2019 تاریخ های مهم به کار رفته در سریال هستند. تاریخ هایی که هر سی وسه سال را در برمی‌گیرد و به باز شدن دروازه‌های زمانی اشاره دارند. نامه‌ای که میکل بعد از خودکشی به جای می‌گذارد سرنخ اولیه ماجراست. فصل اول سریال که با خودکشی پدر" یوناس "آغاز می‌شود در حقیقت گذری به زندگی شخصیت‌های داستان است که نوعی مقدمه برای شروع یک شجره و ارتباطات اهالی این شهر کوچک می‌باشد. بیشتر شخصیت‌های داستان در سه برهه زمانی و سنی در تاریخ‌های سی و سه ساله دیده می‌شوند. سه برهه زمانی که بسیار مهم است.
گذر از خامی‌( کودکی)، گذر از معصومیت( جوانی)، گذر از خود(پیری)
در حقیقت این سه مقطع مراحل رشد یک شخص را نشان می‌دهند. شخصیت گم شده و حیران" یوناس" در نوجوانی، معصومیت "یوناس "در جوانی و در پایان در آخرین مرحله رشد "یوناس" مبدل به «آدام» می‌شود.


یوناس شخصیت اصلی داستان است. "مارتا "نیز نسخه مونث است او نیز مانند یوناس است و در زمان رفت و آمد می‌کند. "یوناس "برای جلوگیری از خودکشی پدرش وارد غار "ویندن "می‌شود. غاری که در زیر نیروگاه هسته‌ای و مواد انبار شده در آن قرار دارد. این شروع سفر قهرمان داستان است. قهرمانی که برای تغییر تقدیر و سرنوشت خود مبارزه می‌کند. سریال" تاریکی "از این لحاظ می‌تواند یک تراژدی باشد. چرا که بیشتر نشانه‌های تراژدیک را در خود دارد. "یوناس "برای بر هم زدن تقدیر خود می‌جنگد؛ اما او به عنوان قهرمان داستان به جنگ «زمان» باید برود. زمان در این سریال یک شخصیت محوری است. همه جا حضور دارد و درون مایه اصلی سریال را نیز تشکیل می‌دهد. زمان و جنگ با آن.


"یوناس "فردی است که در بزرگسالی تبدیل به "آدام "می‌شود، مردی که معتقد است که تنها راه نجات بشریت از درد و رنج ابدی، از بین بردن خود زمان است. زمان به صورت یک آنتاگانیست Antagonist نشان داده می‌شود. نیرویی بی رحمانه که در پس همه اتفاقات، حوادث و سرنوشت همه انسان‌های روی زمین قرار دارد.

سریال تغییرات "یوناس" نوجوان، جوان و مسن را نشان می‌دهد؛ همان سه برهه زمانی هر فرد.
"یوناس "نوجوان گیج و ناپخته وارد یک تایملوپ ( time loop) می‌شود. او به مرور و گذر از خامی ‌و تجمیع چند نفر از جمله «بارتوش» رهبری جامعه‌ای برای آزادی از قیود زمان و خلق و ایجاد دنیای بدون درد و رنج را می‌پذیرد. این همان مرحله گذر از معصومیت است.
گذر زمان و اتفاقات آن، درک شجره نامه افراد و... همچنان ادامه دارد و همه اینها تورهای نامریی هستند که برای مخاطب پهن شده تا او را برای فصل سوم و پایانی آن آماده سازد. در انتهای فصل دوم و با کشته شدن "مارتا "به دست "آدام "در می‌یابیم که تنها گذر زمان و تاریخ مشکل اصلی داستان سریال نیست. دقیقا در انتهای این فصل دنیای موازی مطرح می‌شود. جهانی موازی با جهان حال.
مارتا" از جهان دیگر می‌آید و "یوناس "را با خود می‌برد.
دستگاهی که "مارتا" را به جهان کنونی منتقل می‌کند به شکل سیب است. نشانه‌ و سمبلی از سیب آدم و حوا.
نشانه شناسی و نمادهای به کار رفته در سریال نقش مهمی‌در درک بهتر سریال دارند. نمادگرایی از روی انجیل و تورات به تکرار در سریال استفاده شده است.
فصل دوم سریال "آدام "وارد داستان و اتفاقات می‌شود که در حقیقت "آدام "خود "یوناس" است که به دلیل رفت و آمدهای زمانی که انجام داده است صورت به خصوصی ندارد. او معتقد است که برای نجات جهان از رنج و بدبختی باید زمان را از بین برد. او برای این کار همه توانش را به کار می‌اندازد و "یوناس" را وارد حلقه‌های زمانی می‌کند، "مارتا" را می‌کشد و...
"مارتا" برای نجات "یوناس "از قیود و اتفاقاتی که "آدام" در آینده پیش می‌آورد و به خصوص وقوع آخرالزمان به دنیای کنونی وارد می‌شود و "یوناس "را با خود می‌برد. دستگاهی که "مارتا" با خود دارد، دستگاه تکمیلی "تانهاوس "است. مردی که با ساعت‌های خود مشغول است و کسی که قرار است در آینده نویسنده کتابی در خصوص زمان باشد و مهمتر از همه کسی است که دروازه زمان را ایجاد کرده است.

معرفی نویسنده:

تحصيلات:کارشناس ارشد ادبیات نمایشی و کارشناس علوم تربیتی
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران

ثبت نظر درباره «نقد سریال تاریکی (بخش نخست)»

دیدگاه خود را در کادر زیر بنویسید

6 - 2 = ?